🔰چهرههایی که اصفهان را نوشتند-۱۴
سیروس شفقی؛ جغرافیدانی که اصفهان را به روایت علمی تبدیل کرد
🔸محمد عیدی نجفآبادی، پژوهشگر و اصفهانپژوه گفت: سیروس شفقی از پیشگامان مطالعه روشمند شهر اصفهان بود که با آثاری چون جغرافیای اصفهان و بازار بزرگ اصفهان، شناخت این شهر را از توصیف صرف فراتر برد و با مستندسازی، نگاه میانرشتهای و حضور در عرصه مدنی، روایت اصفهان را به موضوعی برای پژوهش و بازخوانی تبدیل کرد.
🔸پرداختن به شخصیتی مانند سیروس شفقی، ابتدا باید سوانح را بررسی کنیم؛ یعنی اتفاقاتی که در محیط رخ داده و بر آن شخص تأثیر گذاشته است و اثری که فرد از محیط گرفته است. دوم، احوال است که به جنبههای شخصی شخصیت دلالت دارد. در واقع، یک محقق یا یک شخصیت، حاصل کنش متقابل احوال و سوانح است.
🔸بنابراین اگر بخواهیم تحلیلی از یک شخصیت ارائه کنیم، باید احوال و سوانح و در کنار آنها آثاری را که از تعامل این دو شکل گرفته است، مورد بررسی قرار دهیم.
🔸شفقی در اصفهان برای نخستینبار گروه جغرافیا را تأسیس کرد و بسیار کوشا بود. اعتقاد من این است که او یک پرگار آهنین بود؛ با آن رویکرد جغرافیایl کاربردی که از دانشگاه کلن گرفته بود و با توجه به بنمایههای فرهنگی و سنت عاشقی، بسیاری از مشکلات را از سر راه خود برداشت.
🔸تقریباً در بسیاری از دانشگاههای ایران استادانی بودند که در محضر درس او نشسته بودند و از او علم آموخته بودند.
🔸سیروس شفقی از آن جنس محققانی بود که دل و عقل، هر دو، در شناخت پدیده مورد علاقهاش با هم کار میکردند. فقط یک موضوع علمی صرف را بررسی نمیکرد. یادمان نرود که جای احساس هم در عقل است و ما همیشه این وجه از مقولات را مورد توجه قرار نمیدهیم. اینکه انسان با موضوع رابطه عاطفی برقرار کند، اهمیت دارد.
🔸سیروس شفقی بیش از هشتاد سال عمر کرد و در مدت طولانی که در اصفهان بود، اصفهان را زیست. خیلی از اصفهانیها ممکن است اصفهان را زیسته باشند یا نباشند، اما او اصفهان را زیست. تا آخرین لحظه در دانشگاه، میان دانشگاهیان، تشکلهای مدنی و علاقهمندان به اصفهان بود و آنها را تحریک و تشویق میکرد که بیشتر و بیشتر بشناسند.
🔸بزرگی سیروس شفقی و کسانی مانند او در این است که در زمانی که بسیاری قلم برنمیداشتند تا کاری انجام دهند، اینها روایتگر اصفهان شدند. ما از زاویه دید آنها میتوانیم روایتها را بخوانیم، سطح شهر را بفهمیم، فرم آن را بفهمیم، حجمش را بفهمیم و مقایسه کنیم.
ibna.ir/x6K8v
@ibna_official
سیروس شفقی؛ جغرافیدانی که اصفهان را به روایت علمی تبدیل کرد
🔸محمد عیدی نجفآبادی، پژوهشگر و اصفهانپژوه گفت: سیروس شفقی از پیشگامان مطالعه روشمند شهر اصفهان بود که با آثاری چون جغرافیای اصفهان و بازار بزرگ اصفهان، شناخت این شهر را از توصیف صرف فراتر برد و با مستندسازی، نگاه میانرشتهای و حضور در عرصه مدنی، روایت اصفهان را به موضوعی برای پژوهش و بازخوانی تبدیل کرد.
🔸پرداختن به شخصیتی مانند سیروس شفقی، ابتدا باید سوانح را بررسی کنیم؛ یعنی اتفاقاتی که در محیط رخ داده و بر آن شخص تأثیر گذاشته است و اثری که فرد از محیط گرفته است. دوم، احوال است که به جنبههای شخصی شخصیت دلالت دارد. در واقع، یک محقق یا یک شخصیت، حاصل کنش متقابل احوال و سوانح است.
🔸بنابراین اگر بخواهیم تحلیلی از یک شخصیت ارائه کنیم، باید احوال و سوانح و در کنار آنها آثاری را که از تعامل این دو شکل گرفته است، مورد بررسی قرار دهیم.
🔸شفقی در اصفهان برای نخستینبار گروه جغرافیا را تأسیس کرد و بسیار کوشا بود. اعتقاد من این است که او یک پرگار آهنین بود؛ با آن رویکرد جغرافیایl کاربردی که از دانشگاه کلن گرفته بود و با توجه به بنمایههای فرهنگی و سنت عاشقی، بسیاری از مشکلات را از سر راه خود برداشت.
🔸تقریباً در بسیاری از دانشگاههای ایران استادانی بودند که در محضر درس او نشسته بودند و از او علم آموخته بودند.
🔸سیروس شفقی از آن جنس محققانی بود که دل و عقل، هر دو، در شناخت پدیده مورد علاقهاش با هم کار میکردند. فقط یک موضوع علمی صرف را بررسی نمیکرد. یادمان نرود که جای احساس هم در عقل است و ما همیشه این وجه از مقولات را مورد توجه قرار نمیدهیم. اینکه انسان با موضوع رابطه عاطفی برقرار کند، اهمیت دارد.
🔸سیروس شفقی بیش از هشتاد سال عمر کرد و در مدت طولانی که در اصفهان بود، اصفهان را زیست. خیلی از اصفهانیها ممکن است اصفهان را زیسته باشند یا نباشند، اما او اصفهان را زیست. تا آخرین لحظه در دانشگاه، میان دانشگاهیان، تشکلهای مدنی و علاقهمندان به اصفهان بود و آنها را تحریک و تشویق میکرد که بیشتر و بیشتر بشناسند.
🔸بزرگی سیروس شفقی و کسانی مانند او در این است که در زمانی که بسیاری قلم برنمیداشتند تا کاری انجام دهند، اینها روایتگر اصفهان شدند. ما از زاویه دید آنها میتوانیم روایتها را بخوانیم، سطح شهر را بفهمیم، فرم آن را بفهمیم، حجمش را بفهمیم و مقایسه کنیم.
ibna.ir/x6K8v
@ibna_official
🔰مدیر انتشارات آبان در گفتوگو با ایبنا تاکید کرد؛
«نه» ناشر به هوش مصنوعی نشانه اصالت است
ناشران چگونه هزینه کتاب را مدیریت میکنند؟
🔸️مدیر انتشارات آبان، با رد استفاده از هوش مصنوعی در طراحی کتاب معتقد است؛ فشارهای اقتصادی نباید کیفیت را قربانی کند، چون ماشین هرگز جایگزینِ تفکر و خلاقیتِ بصری طراحان نخواهد شد.
🔸️ناشران حرفهای تلاش دارند، با ایجاد یک ساختار یا یونیفرم ثابت برای مجموعههای مختلف خود اعم از ادبیات داستانی ایرانی و خارجی، هنر، مباحث آموزشی و نظریه، هویتی مشخص به آثارشان ببخشند. تفاوت اصلی یک ناشر حرفهای با دیگران در کیفیت ساختاری، کیفیت ترجمه، تألیف و صفحهآرایی است.
🔸اینکه وقتی ناشری از سیستم یونیفرم بهره میبرد، هوش مصنوعی عملاً کارایی خود را از دست میدهد، گفت: در این سیستم، استایل حروف، کادرها و ترکیببندی کلی از پیش از سوی هنرمند طراحی شده و برای کتابهای بعدی فقط رنگ یا جزئیات تغییر میکند. هوش مصنوعی حتی قادر به ساختن یک یونیفرم اولیه هم نیست و حتی اگر این امکان فراهم شود هرگز این کار انجام نخواهیم داد.
ibna.ir/x6GV2
@ibna_official
«نه» ناشر به هوش مصنوعی نشانه اصالت است
ناشران چگونه هزینه کتاب را مدیریت میکنند؟
🔸️مدیر انتشارات آبان، با رد استفاده از هوش مصنوعی در طراحی کتاب معتقد است؛ فشارهای اقتصادی نباید کیفیت را قربانی کند، چون ماشین هرگز جایگزینِ تفکر و خلاقیتِ بصری طراحان نخواهد شد.
🔸️ناشران حرفهای تلاش دارند، با ایجاد یک ساختار یا یونیفرم ثابت برای مجموعههای مختلف خود اعم از ادبیات داستانی ایرانی و خارجی، هنر، مباحث آموزشی و نظریه، هویتی مشخص به آثارشان ببخشند. تفاوت اصلی یک ناشر حرفهای با دیگران در کیفیت ساختاری، کیفیت ترجمه، تألیف و صفحهآرایی است.
🔸اینکه وقتی ناشری از سیستم یونیفرم بهره میبرد، هوش مصنوعی عملاً کارایی خود را از دست میدهد، گفت: در این سیستم، استایل حروف، کادرها و ترکیببندی کلی از پیش از سوی هنرمند طراحی شده و برای کتابهای بعدی فقط رنگ یا جزئیات تغییر میکند. هوش مصنوعی حتی قادر به ساختن یک یونیفرم اولیه هم نیست و حتی اگر این امکان فراهم شود هرگز این کار انجام نخواهیم داد.
ibna.ir/x6GV2
@ibna_official
🔰در بخش دوم میزگرد بررسی بحران نقد ادبی مطرح شد؛
دانشجوی دکتری؛ ابزاری برای تأمین بودجه و ارتقای استاد
🔸در نشستی با حضور قدرت الله طاهری، عیسی امنخانی و محمد راغب، از تبدیل شدن دانشجویان تحصیلات تکمیلی به ابزاری برای ارتقای شغلی اساتید و تأمین بودجههای دانشگاهی سخن گفته شد. در این میزگرد، بحثهایی درباره «تجارت مقاله»، اجبار دانشجویان به تولید اثر برای دریافت نمره و تبدیل شدن جایگاه دکتری به یک «رانت اداری» مطرح شد که در آن، رشد علمی دانشجو در حاشیه و منافع شخصی استاد در اولویت قرار گرفته است.
🔸مسئلهی اساسی این است که آیا وزارت علوم میتواند مستقل عمل کند؟ این وزارتخانه استقلال ندارد. در خوشبینانهترین حالت هم در مقامات رسمی گفته شده که بخش قابلتوجهی از امور وزارت علوم بیرون از این وزارتخانه تعیین و تکلیف میشود. اصلاً چیزی به نام تفاوت در مأموریتهای دانشگاهی میان دانشگاههای شمال و جنوب و مرکز، یا دانشگاههای درجهی یک، دو و سه وجود ندارد. همهچیز یکشکل است.
🔸یک بحث دیگر هم هست و آن تسلسل نسلی است. ما استادانی داریم که یک زنجیرهی استاد ــ شاگرد را در طول نسلها ادامه دادهاند. مثلاً استادی را میشناسم که در یک دانشگاه خارجی تدریس میکند. در حوزهی روایتشناسی کار میکند و سه نسل استاد و شاگرد در همان حوزه وجود دارند؛ یک استاد، شاگردی تربیت کرده و آن شاگرد هم استاد شده و نسل بعدی را تربیت کرده است.
🔸وقتی برای یک استاد کرسی علمی تعریف میکنیم، صاحب کرسی فقط نباید خودش کار کند. باید بتواند شبکهسازی کند و درون آن شبکه، نسل بعدی پژوهشگران را تربیت کند و دستکم جهت و مسیر پژوهشی آنها را مشخص کند.
🔸در سنت فرهنگی خودمان، بهخصوص در عرصهی فلسفه، چنین چیزی وجود داشت. فیلسوفان، فیلسوفان دیگری را تربیت میکردند و این زنجیره ادامه پیدا میکرد.
🔸شاید این مسئله به همان وضعیت فردی ما و دلهرهها و نگرانیهایمان برگردد؛ اینکه مبادا جایگاه من مورد خدشه قرار بگیرد، مبادا شاگرد من بیاید و جای من را بگیرد. در نتیجه، آن نظام تسلسل و انتقال دانش شکل نمیگیرد.
🔸متأسفانه مسئله این است که در فرهنگ عمومی ما، منافع فردی، منافع خانوادگی، قبیلهای، ایلی و طبقاتی و نسبتهای مختلف، گاهی در اولویت قرار میگیرند و علم به حاشیه میرود.
🔸️در دانشگاههای مختلف، گاهی هیچ شانسی برای جذب فارغالتحصیل وجود ندارد و تنها چیزی که میماند رابطه است؛ اینکه استاد خودش بتواند دانشجویش را در جایی به کار بگیرد یا برایش موقعیتی فراهم کند. اینجاست که مسائل مالی و مناسبات شخصی وارد ماجرا میشود.
ibna.ir/x6JyK
@ibna_official
دانشجوی دکتری؛ ابزاری برای تأمین بودجه و ارتقای استاد
🔸در نشستی با حضور قدرت الله طاهری، عیسی امنخانی و محمد راغب، از تبدیل شدن دانشجویان تحصیلات تکمیلی به ابزاری برای ارتقای شغلی اساتید و تأمین بودجههای دانشگاهی سخن گفته شد. در این میزگرد، بحثهایی درباره «تجارت مقاله»، اجبار دانشجویان به تولید اثر برای دریافت نمره و تبدیل شدن جایگاه دکتری به یک «رانت اداری» مطرح شد که در آن، رشد علمی دانشجو در حاشیه و منافع شخصی استاد در اولویت قرار گرفته است.
🔸مسئلهی اساسی این است که آیا وزارت علوم میتواند مستقل عمل کند؟ این وزارتخانه استقلال ندارد. در خوشبینانهترین حالت هم در مقامات رسمی گفته شده که بخش قابلتوجهی از امور وزارت علوم بیرون از این وزارتخانه تعیین و تکلیف میشود. اصلاً چیزی به نام تفاوت در مأموریتهای دانشگاهی میان دانشگاههای شمال و جنوب و مرکز، یا دانشگاههای درجهی یک، دو و سه وجود ندارد. همهچیز یکشکل است.
🔸یک بحث دیگر هم هست و آن تسلسل نسلی است. ما استادانی داریم که یک زنجیرهی استاد ــ شاگرد را در طول نسلها ادامه دادهاند. مثلاً استادی را میشناسم که در یک دانشگاه خارجی تدریس میکند. در حوزهی روایتشناسی کار میکند و سه نسل استاد و شاگرد در همان حوزه وجود دارند؛ یک استاد، شاگردی تربیت کرده و آن شاگرد هم استاد شده و نسل بعدی را تربیت کرده است.
🔸وقتی برای یک استاد کرسی علمی تعریف میکنیم، صاحب کرسی فقط نباید خودش کار کند. باید بتواند شبکهسازی کند و درون آن شبکه، نسل بعدی پژوهشگران را تربیت کند و دستکم جهت و مسیر پژوهشی آنها را مشخص کند.
🔸در سنت فرهنگی خودمان، بهخصوص در عرصهی فلسفه، چنین چیزی وجود داشت. فیلسوفان، فیلسوفان دیگری را تربیت میکردند و این زنجیره ادامه پیدا میکرد.
🔸شاید این مسئله به همان وضعیت فردی ما و دلهرهها و نگرانیهایمان برگردد؛ اینکه مبادا جایگاه من مورد خدشه قرار بگیرد، مبادا شاگرد من بیاید و جای من را بگیرد. در نتیجه، آن نظام تسلسل و انتقال دانش شکل نمیگیرد.
🔸متأسفانه مسئله این است که در فرهنگ عمومی ما، منافع فردی، منافع خانوادگی، قبیلهای، ایلی و طبقاتی و نسبتهای مختلف، گاهی در اولویت قرار میگیرند و علم به حاشیه میرود.
🔸️در دانشگاههای مختلف، گاهی هیچ شانسی برای جذب فارغالتحصیل وجود ندارد و تنها چیزی که میماند رابطه است؛ اینکه استاد خودش بتواند دانشجویش را در جایی به کار بگیرد یا برایش موقعیتی فراهم کند. اینجاست که مسائل مالی و مناسبات شخصی وارد ماجرا میشود.
ibna.ir/x6JyK
@ibna_official
ایبنا
دانشجوی دکتری؛ ابزاری برای تأمین بودجه و ارتقای استاد
در نشستی با حضور قدرت الله طاهری، عیسی امنخانی و محمد راغب، از تبدیل شدن دانشجویان تحصیلات تکمیلی به ابزاری برای ارتقای شغلی اساتید و تأمین بودجههای دانشگاهی سخن گفته شد. در این میزگرد، بحثهایی درباره «تجارت مقاله»، اجبار دانشجویان به تولید اثر برای دریافت…
🔰اقتصاد تازه اقتباس ادبی؛
چه کسی تصمیم میگیرد کدام کتاب فیلم شود؟
🔸اقتباس ادبی در سالهای اخیر به یکی از مهمترین مسیرهای تولید فیلم و سریال تبدیل شده است؛ مسیری که در آن انتخاب کتاب دیگر صرفاً به ناشر و تهیهکننده محدود نمیماند و رفتار مخاطبان نیز به بخشی از معادله تبدیل شده است.
🔸رابطه سینما و ادبیات چیز تازهای نیست. از اقتباسهای کلاسیک هالیوود تا سریالهای امروزی، کتاب همیشه یکی از منابع اصلی داستان برای صنعت تصویر بوده است. تفاوت امروز در مقیاس و سازوکار انتخاب است.
🔸برای صنعت تصویر، کتاب یک منبع داستانی امتحان پسداده است. کتاب پیش از تبدیلشدن به فیلم، فرصتی برای آزموده شدن داشته است. نویسنده، ناشر و بازار کتاب بخشی از مسیر را طی کردهاند و واکنش خوانندگان اطلاعاتی درباره جذابیت اثر در اختیار صنعت قرار داده است. البته موفقیت یک کتاب به تنهایی برای خرید حقوق اقتباس کافی نیست. تهیهکننده باید ببیند داستان از نظر تصویری چه ظرفیتی دارد، هزینه تولید آن چقدر است، چه مخاطبی خواهد داشت و آیا میتوان آن را به یک فیلم یا مجموعه چندقسمتی تبدیل کرد. در این مرحله، شبکههای اجتماعی یک لایه اطلاعاتی تازه ایجاد کردهاند.
🔸اینکه یک کتاب در شبکههای اجتماعی محبوب شده، به این معنا نیست که الگوریتم مستقیماً تصمیم میگیرد چه فیلمی ساخته شود. فرایند اقتباس همچنان از مسیر حقوق مالکیت ادبی، نمایندهی نویسنده، ناشر، تهیهکننده، سرمایهگذار، پلتفرم، فیلمنامهنویس و کارگردان عبور میکند. حتی بازارهایی برای اتصال مستقیم این حلقهها ایجاد شدهاند.
🔸منطق شبکههای اجتماعی با منطق ادبیات یکسان نیست. شبکهی اجتماعی برای جلب توجه کوتاه مدت طراحی شده است. محتوا باید در چند ثانیه مخاطب را متوقف کند. یک جمله عاشقانه، یک پایان غافلگیرکننده، یک شخصیت جذاب یا یک صحنه جنجالی میتواند میلیونها بازدید ایجاد کند. ادبیات اما با زمان دیگری کار میکند.
🔸در ایران، شرایط با بازارهای بزرگ جهانی متفاوت است. ایران سابقه قابل توجهی در اقتباس دارد از «گاو» و «دایره مینا» تا «شازده احتجاب» و «درخت گلابی». در سالهای اخیر نیز نمونههایی مانند «بامداد خمار»، «سووشون» و آثار اقتباسی سازمان سینمایی سوره نشان دادهاند که همچنان ظرفیتهایی برای پیوند میان کتاب و تصویر وجود دارد. اما مسئله اصلی هنوز نبود یک زنجیره منسجم میان صنعت نشر و صنعت تصویر است.
🔸آیا میتوان از «مخاطب» بهعنوان سرمایهی اقتباس استفاده کرد؟ این شاید یکی از مهمترین پرسشهایی باشد که صنعت نشر و سینمای ایران باید به آن پاسخ دهد. وقتی یک ناشر کتابی را منتشر میکند، اطلاعاتی درباره فروش آن دارد. اگر همزمان بداند چند نفر درباره کتاب در شبکههای اجتماعی حرف میزنند، کدام شخصیتها بیشتر مورد توجهاند، چه میزان محتوای کاربرساز دربارهی اثر تولید شده مخاطبان چه بازیگرانی را برای نقشها پیشنهاد میکنند، کدام بخشهای داستان بیشتر مورد بحث قرار میگیرند و چه تعداد مخاطب پس از دیدن یک معرفی، کتاب را میخرند، آنوقت تصویر دقیقتری از ظرفیت اقتباس به دست میآورد. این دادهها قرار نیست جای نویسنده، فیلمنامهنویس یا تهیهکننده را بگیرند. کارکرد آنها چیز دیگری است و آن کاهش بخشی از عدم قطعیت در تصمیمگیری است.
ibna.ir/x6JWD
@ibna_official
چه کسی تصمیم میگیرد کدام کتاب فیلم شود؟
🔸اقتباس ادبی در سالهای اخیر به یکی از مهمترین مسیرهای تولید فیلم و سریال تبدیل شده است؛ مسیری که در آن انتخاب کتاب دیگر صرفاً به ناشر و تهیهکننده محدود نمیماند و رفتار مخاطبان نیز به بخشی از معادله تبدیل شده است.
🔸رابطه سینما و ادبیات چیز تازهای نیست. از اقتباسهای کلاسیک هالیوود تا سریالهای امروزی، کتاب همیشه یکی از منابع اصلی داستان برای صنعت تصویر بوده است. تفاوت امروز در مقیاس و سازوکار انتخاب است.
🔸برای صنعت تصویر، کتاب یک منبع داستانی امتحان پسداده است. کتاب پیش از تبدیلشدن به فیلم، فرصتی برای آزموده شدن داشته است. نویسنده، ناشر و بازار کتاب بخشی از مسیر را طی کردهاند و واکنش خوانندگان اطلاعاتی درباره جذابیت اثر در اختیار صنعت قرار داده است. البته موفقیت یک کتاب به تنهایی برای خرید حقوق اقتباس کافی نیست. تهیهکننده باید ببیند داستان از نظر تصویری چه ظرفیتی دارد، هزینه تولید آن چقدر است، چه مخاطبی خواهد داشت و آیا میتوان آن را به یک فیلم یا مجموعه چندقسمتی تبدیل کرد. در این مرحله، شبکههای اجتماعی یک لایه اطلاعاتی تازه ایجاد کردهاند.
🔸اینکه یک کتاب در شبکههای اجتماعی محبوب شده، به این معنا نیست که الگوریتم مستقیماً تصمیم میگیرد چه فیلمی ساخته شود. فرایند اقتباس همچنان از مسیر حقوق مالکیت ادبی، نمایندهی نویسنده، ناشر، تهیهکننده، سرمایهگذار، پلتفرم، فیلمنامهنویس و کارگردان عبور میکند. حتی بازارهایی برای اتصال مستقیم این حلقهها ایجاد شدهاند.
🔸منطق شبکههای اجتماعی با منطق ادبیات یکسان نیست. شبکهی اجتماعی برای جلب توجه کوتاه مدت طراحی شده است. محتوا باید در چند ثانیه مخاطب را متوقف کند. یک جمله عاشقانه، یک پایان غافلگیرکننده، یک شخصیت جذاب یا یک صحنه جنجالی میتواند میلیونها بازدید ایجاد کند. ادبیات اما با زمان دیگری کار میکند.
🔸در ایران، شرایط با بازارهای بزرگ جهانی متفاوت است. ایران سابقه قابل توجهی در اقتباس دارد از «گاو» و «دایره مینا» تا «شازده احتجاب» و «درخت گلابی». در سالهای اخیر نیز نمونههایی مانند «بامداد خمار»، «سووشون» و آثار اقتباسی سازمان سینمایی سوره نشان دادهاند که همچنان ظرفیتهایی برای پیوند میان کتاب و تصویر وجود دارد. اما مسئله اصلی هنوز نبود یک زنجیره منسجم میان صنعت نشر و صنعت تصویر است.
🔸آیا میتوان از «مخاطب» بهعنوان سرمایهی اقتباس استفاده کرد؟ این شاید یکی از مهمترین پرسشهایی باشد که صنعت نشر و سینمای ایران باید به آن پاسخ دهد. وقتی یک ناشر کتابی را منتشر میکند، اطلاعاتی درباره فروش آن دارد. اگر همزمان بداند چند نفر درباره کتاب در شبکههای اجتماعی حرف میزنند، کدام شخصیتها بیشتر مورد توجهاند، چه میزان محتوای کاربرساز دربارهی اثر تولید شده مخاطبان چه بازیگرانی را برای نقشها پیشنهاد میکنند، کدام بخشهای داستان بیشتر مورد بحث قرار میگیرند و چه تعداد مخاطب پس از دیدن یک معرفی، کتاب را میخرند، آنوقت تصویر دقیقتری از ظرفیت اقتباس به دست میآورد. این دادهها قرار نیست جای نویسنده، فیلمنامهنویس یا تهیهکننده را بگیرند. کارکرد آنها چیز دیگری است و آن کاهش بخشی از عدم قطعیت در تصمیمگیری است.
ibna.ir/x6JWD
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «امپراتوریهای راه ابریشم»؛
امپراتوریهای کوچنشین
روایتی نو و بلندپروازانه از تاریخ اوراسیای مرکزی
🔸کتاب امپراتوریهای راه ابریشم نخستین تاریخ جامع اوراسیای مرکزی از دوران باستان تا به امروز و روایتی نو و بلندپروازانه از تاریخ اوراسیای مرکزی، از عصر برنز تا باستان است. این کتاب بازاندیشی بنیادینی درباره خاستگاهها تاریخ و اهمیت این منطقه مهم جهان ارائه میدهد و صعود و سقوط امپراتوریهای بزرگ اوراسیای مرکزی از جمله امپراتوری سکاها، اتیلای هون، ترکها ثبتیها و مغولها را بررسی میکند.
🔸️امپراتوریهای راه ابریشم روایتی نو و بلندپروازانه از تاریخ اوراسیای مرکزی، از عصر برنز تا به امروز، ارائه میدهد. کریستوفر آی. بکویت، زبانشناس آمریکایی و استاد گروه مطالعات اوراسیای مرکزی در دانشگاه ایندیانا، بلومینگتون، ایندیانا با به چالش کشیدن نگاه رایج حاشیهای به این منطقه، نشان میدهد که مردمان و امپراتوریهای راه ابریشم نقشی تعیینکننده در شکلگیری تمدن، اقتصاد، دانش و فرهنگ جهان داشتهاند
🔸️کتاب امپراتوریهای راه ابریشم نخستین تاریخ جامع اوراسیای مرکزی از دوران باستان تا به امروز است و بازاندیشی بنیادینی درباره خاستگاهها تاریخ و اهمیت این منطقه مهم جهان ارائه میدهد. کریستوفر بکویت صعود و سقوط امپراتوریهای بزرگ اوراسیای مرکزی از جمله امپراتوری سکاها، اتیلای هون، ترکها ثبتیها و مغولها را بررسی میکند و توضیح میدهد که چرا و چگونه قلب اوراسیای مرکزی علی رغم تهاجم اقوام مختلف از جمله ایرانیان یونانیان اعراب و چینیها قرنها از نظر اقتصادی علمی و هنری در جهان پیشتاز بود او با روایت داستان جهان کهن از دیدگاه مردمان اوراسیای مرکزی درکی تو از پویاییهای درونی و بیرونی دولتهای اوراسیای مرکزی ارائه میدهد و نشان میدهد که مردم این منطقه بارها تمدن اوراسیایی را متحول کردند.
🔸این کتاب در مجموع به موضوعات، افراد، واحدهای سیاسی، ادوار یا فرهنگهای خاص نگاهی عمیق و تخصصی ندارد و نه حتی به «منظومه فرهنگی اوراسیای مرکزی» که سزاوار کتابی مستقل است. کتاب حاضر روایت جامع رویدادها، اسامی و تاریخها نیست، گرچه خواننده تیزبین متوجه خواهد شد کوشیده شده در مورد همه رویدادها و اقوام مهم اطلاعاتی ارائه شود، هر چند گاه نویسنده مجبور شده برای یافتن این اطلاعات به هر دری بزند و در آخر اینکه کتاب بررسی منبع یا کتابشناسی جامع همراه با شرح و تفسیر نیز نیست. در سالیان اخیر چندین پژوهش عالی درباره برخی از مهمترین اقوام، مکانها، دورانها و موضوعات دیگر با شرح و تفسیر کامل و منابع منتشر شده که مطالعه آنها خالی از لطف نیست.
🔸️این کتاب در کل درباره اوراسیای مرکزی است، درباره سراسر دوران تاریخی آن به سبب گستردگی موضوع در مورد بسیاری از موضوعات صرفاً به اشاراتی بسنده کردهام. با این همه حتی اگر میتوانستم همه عرصههای پژوهشی مطالعات اوراسیای مرکزی را بررسی کنم، بهرغم پیشرفتهای محرز اخیر پژوهشگران جوان در مطالعه اوراسیای مرکزی نمیتوانستم درباره بسیاری از این زمینهها تحقیقات منتشر شده چندانی بیابم، از جمله موضوعات مهم در تاریخ، زبانشناسی، مردمشناسی، هنر، ادبیات، موسیقی و تقریباً همه زمینههای دیگر. هر چند به دیگر مناطق دنیا -به ویژه اروپای غربی و آمریکای شمالی- توجه زیاده از حدی شده است، بیشتر موضوعات اصلی مطالعات اوراسیای مرکزی نادیده گرفته شدهاند، برخی حتی به طور کامل. بعضی از منابع اصلی، مانند اثر شوان تسانگ با عنوان روایت از نواحی غربی، هنوز تصحیح و ویرایش علمی نقادانه و ترجمه امروزی همراه با شرح و تفسیر ندارند. به بقیه منابع اصلی حتی دست هم نزدهاند.
ibna.ir/x6Jdf
@ibna_official
امپراتوریهای کوچنشین
روایتی نو و بلندپروازانه از تاریخ اوراسیای مرکزی
🔸کتاب امپراتوریهای راه ابریشم نخستین تاریخ جامع اوراسیای مرکزی از دوران باستان تا به امروز و روایتی نو و بلندپروازانه از تاریخ اوراسیای مرکزی، از عصر برنز تا باستان است. این کتاب بازاندیشی بنیادینی درباره خاستگاهها تاریخ و اهمیت این منطقه مهم جهان ارائه میدهد و صعود و سقوط امپراتوریهای بزرگ اوراسیای مرکزی از جمله امپراتوری سکاها، اتیلای هون، ترکها ثبتیها و مغولها را بررسی میکند.
🔸️امپراتوریهای راه ابریشم روایتی نو و بلندپروازانه از تاریخ اوراسیای مرکزی، از عصر برنز تا به امروز، ارائه میدهد. کریستوفر آی. بکویت، زبانشناس آمریکایی و استاد گروه مطالعات اوراسیای مرکزی در دانشگاه ایندیانا، بلومینگتون، ایندیانا با به چالش کشیدن نگاه رایج حاشیهای به این منطقه، نشان میدهد که مردمان و امپراتوریهای راه ابریشم نقشی تعیینکننده در شکلگیری تمدن، اقتصاد، دانش و فرهنگ جهان داشتهاند
🔸️کتاب امپراتوریهای راه ابریشم نخستین تاریخ جامع اوراسیای مرکزی از دوران باستان تا به امروز است و بازاندیشی بنیادینی درباره خاستگاهها تاریخ و اهمیت این منطقه مهم جهان ارائه میدهد. کریستوفر بکویت صعود و سقوط امپراتوریهای بزرگ اوراسیای مرکزی از جمله امپراتوری سکاها، اتیلای هون، ترکها ثبتیها و مغولها را بررسی میکند و توضیح میدهد که چرا و چگونه قلب اوراسیای مرکزی علی رغم تهاجم اقوام مختلف از جمله ایرانیان یونانیان اعراب و چینیها قرنها از نظر اقتصادی علمی و هنری در جهان پیشتاز بود او با روایت داستان جهان کهن از دیدگاه مردمان اوراسیای مرکزی درکی تو از پویاییهای درونی و بیرونی دولتهای اوراسیای مرکزی ارائه میدهد و نشان میدهد که مردم این منطقه بارها تمدن اوراسیایی را متحول کردند.
🔸این کتاب در مجموع به موضوعات، افراد، واحدهای سیاسی، ادوار یا فرهنگهای خاص نگاهی عمیق و تخصصی ندارد و نه حتی به «منظومه فرهنگی اوراسیای مرکزی» که سزاوار کتابی مستقل است. کتاب حاضر روایت جامع رویدادها، اسامی و تاریخها نیست، گرچه خواننده تیزبین متوجه خواهد شد کوشیده شده در مورد همه رویدادها و اقوام مهم اطلاعاتی ارائه شود، هر چند گاه نویسنده مجبور شده برای یافتن این اطلاعات به هر دری بزند و در آخر اینکه کتاب بررسی منبع یا کتابشناسی جامع همراه با شرح و تفسیر نیز نیست. در سالیان اخیر چندین پژوهش عالی درباره برخی از مهمترین اقوام، مکانها، دورانها و موضوعات دیگر با شرح و تفسیر کامل و منابع منتشر شده که مطالعه آنها خالی از لطف نیست.
🔸️این کتاب در کل درباره اوراسیای مرکزی است، درباره سراسر دوران تاریخی آن به سبب گستردگی موضوع در مورد بسیاری از موضوعات صرفاً به اشاراتی بسنده کردهام. با این همه حتی اگر میتوانستم همه عرصههای پژوهشی مطالعات اوراسیای مرکزی را بررسی کنم، بهرغم پیشرفتهای محرز اخیر پژوهشگران جوان در مطالعه اوراسیای مرکزی نمیتوانستم درباره بسیاری از این زمینهها تحقیقات منتشر شده چندانی بیابم، از جمله موضوعات مهم در تاریخ، زبانشناسی، مردمشناسی، هنر، ادبیات، موسیقی و تقریباً همه زمینههای دیگر. هر چند به دیگر مناطق دنیا -به ویژه اروپای غربی و آمریکای شمالی- توجه زیاده از حدی شده است، بیشتر موضوعات اصلی مطالعات اوراسیای مرکزی نادیده گرفته شدهاند، برخی حتی به طور کامل. بعضی از منابع اصلی، مانند اثر شوان تسانگ با عنوان روایت از نواحی غربی، هنوز تصحیح و ویرایش علمی نقادانه و ترجمه امروزی همراه با شرح و تفسیر ندارند. به بقیه منابع اصلی حتی دست هم نزدهاند.
ibna.ir/x6Jdf
@ibna_official
🔰پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان مطرح کرد؛
آیا کتاب میتواند زندگی کودکان را تغییر دهد؟
🔸پاسخ به این پرسش که «آیا یک کتاب میتواند زندگی یک کودک را تغییر دهد؟» بدون تردید مثبت است؛ اما نه به این معنا که هر کتابی و در هر شرایطی چنین قدرتی دارد. تأثیر کتاب بر زندگی کودک به کیفیت اثر، سن و مرحله رشدی او، زمینه خانوادگی و اجتماعی و مهمتر از همه، نحوه مواجهه کودک با آن بستگی دارد
🔸کتاب، پیش از آنکه اطلاعات به کودک بدهد، امکان تجربه کردن جهانهای دیگر را به او میدهد. این ویژگی در دوران کودکی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا شخصیت و نظام معنایی کودک هنوز در حال شکلگیری است. کودک از طریق داستانها درباره دوستی، عدالت، خانواده، تفاوت، مرگ، شکست، موفقیت، مسئولیت و حتی معنای «خود» پرسش میکند. بنابراین ادبیات کودک، بخشی از فرایند جامعهپذیری و شکلگیری هویت است.
🔸یکی از مهمترین کارکردهای ادبیات کودک، «بازنمایی» است. کودک باید بتواند گاهی خودش را در کتاب پیدا کند. اگر تمام قهرمانان کتابها از یک طبقه، یک سبک زندگی، یک ظاهر و یک خانواده باشند، کودکانی که با آن تصویر مطابقت ندارند ممکن است احساس کنند در جهان ادبیات جایی برای آنها وجود ندارد.
🔸کتاب خوب میتواند به کودک بگوید: «تو دیده میشوی.» این پیام برای کودکی که احساس تنهایی، متفاوت بودن یا طردشدگی دارد، اهمیت زیادی دارد. اما کتاب میتواند پنجره هم باشد. یعنی کودک را با زندگی انسانهایی آشنا کند که شبیه او نیستند. اینجاست که ادبیات میتواند همدلی را تقویت کند؛ کودک میآموزد جهان فقط از تجربه شخصی خودش تشکیل نشده است. از این منظر، کتاب کودک تنها ابزار آموزش خواندن نیست؛ ابزار آموزش دیدن است. از منظر حقوق کودک، کتاب یک کالای ساده نیست موضوع وقتی جدیتر میشود که آن را از منظر حقوق کودک نگاه کنیم.
🔸کودک امروز در جهانی زندگی میکند که ویدئو، بازی، شبکه اجتماعی و هوش مصنوعی بخش مهمی از تجربه روزمره او هستند. مسئله این نیست که کودک را از این جهان جدا کنیم و به کتاب بازگردانیم. مسئله این است که کتاب همچنان بتواند سهم خود را در ساختن ذهنی عمیق، پرسشگر و خلاق حفظ کند.
ibna.ir/x6K6f
@ibna_official
آیا کتاب میتواند زندگی کودکان را تغییر دهد؟
🔸پاسخ به این پرسش که «آیا یک کتاب میتواند زندگی یک کودک را تغییر دهد؟» بدون تردید مثبت است؛ اما نه به این معنا که هر کتابی و در هر شرایطی چنین قدرتی دارد. تأثیر کتاب بر زندگی کودک به کیفیت اثر، سن و مرحله رشدی او، زمینه خانوادگی و اجتماعی و مهمتر از همه، نحوه مواجهه کودک با آن بستگی دارد
🔸کتاب، پیش از آنکه اطلاعات به کودک بدهد، امکان تجربه کردن جهانهای دیگر را به او میدهد. این ویژگی در دوران کودکی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا شخصیت و نظام معنایی کودک هنوز در حال شکلگیری است. کودک از طریق داستانها درباره دوستی، عدالت، خانواده، تفاوت، مرگ، شکست، موفقیت، مسئولیت و حتی معنای «خود» پرسش میکند. بنابراین ادبیات کودک، بخشی از فرایند جامعهپذیری و شکلگیری هویت است.
🔸یکی از مهمترین کارکردهای ادبیات کودک، «بازنمایی» است. کودک باید بتواند گاهی خودش را در کتاب پیدا کند. اگر تمام قهرمانان کتابها از یک طبقه، یک سبک زندگی، یک ظاهر و یک خانواده باشند، کودکانی که با آن تصویر مطابقت ندارند ممکن است احساس کنند در جهان ادبیات جایی برای آنها وجود ندارد.
🔸کتاب خوب میتواند به کودک بگوید: «تو دیده میشوی.» این پیام برای کودکی که احساس تنهایی، متفاوت بودن یا طردشدگی دارد، اهمیت زیادی دارد. اما کتاب میتواند پنجره هم باشد. یعنی کودک را با زندگی انسانهایی آشنا کند که شبیه او نیستند. اینجاست که ادبیات میتواند همدلی را تقویت کند؛ کودک میآموزد جهان فقط از تجربه شخصی خودش تشکیل نشده است. از این منظر، کتاب کودک تنها ابزار آموزش خواندن نیست؛ ابزار آموزش دیدن است. از منظر حقوق کودک، کتاب یک کالای ساده نیست موضوع وقتی جدیتر میشود که آن را از منظر حقوق کودک نگاه کنیم.
🔸کودک امروز در جهانی زندگی میکند که ویدئو، بازی، شبکه اجتماعی و هوش مصنوعی بخش مهمی از تجربه روزمره او هستند. مسئله این نیست که کودک را از این جهان جدا کنیم و به کتاب بازگردانیم. مسئله این است که کتاب همچنان بتواند سهم خود را در ساختن ذهنی عمیق، پرسشگر و خلاق حفظ کند.
ibna.ir/x6K6f
@ibna_official
🔰از طنز تا تراژدی در «۱۳تایی بوکر»؛
مروری بر فهرست منتخبان بوکر
🔸جایزه بوکر ۲۰۲۶ با معرفی فهرست بلند ۱۳گانه خود، بار دیگر ویترینی از نبض ادبیات جهان را به نمایش گذاشت. آثاری که از طنز سیاه و دیستوپیا تا درامهای خانوادگی و ماجراجوییهای فراواقعی را در بر میگیرند
🔸نویسندگان حاضر در این فهرست از کشورهای جامائیکا، مکزیک، ترکیه، انگلستان، اسکاتلند، ایرلند و آمریکا بودند.
🔸طولانیترین کتاب فهرست، رمان ۶۰۰صفحهای مارلون جیمز (ناپدیدشدگان) و کوتاهترین آنها رمان ۱۴۰صفحهای مککنا گودمن (هلن هیچکجا) است. در این فهرست دو برنده سابق بوکر یعنی داگلاس استوارت و مارلون جیمز، در کنار الیزابت استرات که پیش از این نامزد شده بود، رقابت کردند.
🔸ام. جان هریسون که در سال ۲۰۲۲ داور بوکر بود، اکنون در سن ۸۱ سالگی در فهرست نامزدها قرار داشت و در مقابل، جامل وایت با ۲۸ سال سن، جوانترین نامزد امسال بود. بسیاری از این نامزدها پیشینههای شغلی عجیبی دارند؛ از مدیریت مغازه تاتو و طراحی مد گرفته تا ژیمناستیک حرفهای در رشته ترامپولین، وکالت ناموفق و بازیگری کودکی که کارنامه درخشانی نداشته است.
ibna.ir/x6JDc
@ibna_official
مروری بر فهرست منتخبان بوکر
🔸جایزه بوکر ۲۰۲۶ با معرفی فهرست بلند ۱۳گانه خود، بار دیگر ویترینی از نبض ادبیات جهان را به نمایش گذاشت. آثاری که از طنز سیاه و دیستوپیا تا درامهای خانوادگی و ماجراجوییهای فراواقعی را در بر میگیرند
🔸نویسندگان حاضر در این فهرست از کشورهای جامائیکا، مکزیک، ترکیه، انگلستان، اسکاتلند، ایرلند و آمریکا بودند.
🔸طولانیترین کتاب فهرست، رمان ۶۰۰صفحهای مارلون جیمز (ناپدیدشدگان) و کوتاهترین آنها رمان ۱۴۰صفحهای مککنا گودمن (هلن هیچکجا) است. در این فهرست دو برنده سابق بوکر یعنی داگلاس استوارت و مارلون جیمز، در کنار الیزابت استرات که پیش از این نامزد شده بود، رقابت کردند.
🔸ام. جان هریسون که در سال ۲۰۲۲ داور بوکر بود، اکنون در سن ۸۱ سالگی در فهرست نامزدها قرار داشت و در مقابل، جامل وایت با ۲۸ سال سن، جوانترین نامزد امسال بود. بسیاری از این نامزدها پیشینههای شغلی عجیبی دارند؛ از مدیریت مغازه تاتو و طراحی مد گرفته تا ژیمناستیک حرفهای در رشته ترامپولین، وکالت ناموفق و بازیگری کودکی که کارنامه درخشانی نداشته است.
ibna.ir/x6JDc
@ibna_official
🔰نگاهی به لحظهای که یک داستان خستهکننده خواندنی میشود؛
جادوی پنهان رمان/چرا بعضی رمانها در ابتدا کسلکننده هستند؟
🔸چرا بعضی رمانها در صفحات نخست خستهکننده به نظر میرسند، اما ناگهان به کتابی تبدیل میشوند که نمیتوانیم زمین بگذاریم؟ شاید پاسخ در لحظهای پنهان باشد که یک داستان ناگهان «میچرخد»؛ لحظهای که شخصیتها جان میگیرند، روایت معنا پیدا میکند و خواننده از صبر کردن برای داستان، به زندگی کردن درون آن میرسد.
🔸رمان، برخلاف داستان کوتاه، از خواننده صبر میخواهد. قرار نیست در همان چند صفحه نخست، همه چیز را روی میز بگذارد. شخصیتها باید آرامآرام وارد ذهن ما شوند، روابط شکل بگیرند، فضا ساخته شود و پرسشهایی در ذهنمان کاشته شود. نویسنده گاهی عمداً ما را در سرزمینی نگه میدارد که هنوز نمیشناسیم.
🔸️یکی از دلایل دور شدن نسل جدید از رمان شاید فقط تلفن همراه، شبکههای اجتماعی یا کاهش دامنه توجه نباشد. شاید مسئله سادهتر باشد: کسی به آنها نگفته است که رمانخواندن گاهی باید در ابتدا سخت و حتی کسلکننده باشد.
🔸️خوانندهای که از کودکی با رمان زندگی کرده، این راز را بهتدریج کشف میکند. میداند که ممکن است پنجاه صفحه اول چندان هیجانانگیز نباشد؛ اما همچنان ادامه میدهد، چون تجربه به او آموخته است که شاید جایی در ادامه، ناگهان چیزی اتفاق بیفتد.
🔸ما کتاب را باز میکنیم، در ابتدا حوصلهمان سر میرود، چند بار وسوسه میشویم آن را کنار بگذاریم؛ اما ادامه میدهیم. نه فقط برای اینکه بفهمیم داستان به کجا میرسد، بلکه برای اینکه ببینیم آیا آن لحظه فراخواهد رسید یا نه.
ibna.ir/x6JyM
@ibna_official
جادوی پنهان رمان/چرا بعضی رمانها در ابتدا کسلکننده هستند؟
🔸چرا بعضی رمانها در صفحات نخست خستهکننده به نظر میرسند، اما ناگهان به کتابی تبدیل میشوند که نمیتوانیم زمین بگذاریم؟ شاید پاسخ در لحظهای پنهان باشد که یک داستان ناگهان «میچرخد»؛ لحظهای که شخصیتها جان میگیرند، روایت معنا پیدا میکند و خواننده از صبر کردن برای داستان، به زندگی کردن درون آن میرسد.
🔸رمان، برخلاف داستان کوتاه، از خواننده صبر میخواهد. قرار نیست در همان چند صفحه نخست، همه چیز را روی میز بگذارد. شخصیتها باید آرامآرام وارد ذهن ما شوند، روابط شکل بگیرند، فضا ساخته شود و پرسشهایی در ذهنمان کاشته شود. نویسنده گاهی عمداً ما را در سرزمینی نگه میدارد که هنوز نمیشناسیم.
🔸️یکی از دلایل دور شدن نسل جدید از رمان شاید فقط تلفن همراه، شبکههای اجتماعی یا کاهش دامنه توجه نباشد. شاید مسئله سادهتر باشد: کسی به آنها نگفته است که رمانخواندن گاهی باید در ابتدا سخت و حتی کسلکننده باشد.
🔸️خوانندهای که از کودکی با رمان زندگی کرده، این راز را بهتدریج کشف میکند. میداند که ممکن است پنجاه صفحه اول چندان هیجانانگیز نباشد؛ اما همچنان ادامه میدهد، چون تجربه به او آموخته است که شاید جایی در ادامه، ناگهان چیزی اتفاق بیفتد.
🔸ما کتاب را باز میکنیم، در ابتدا حوصلهمان سر میرود، چند بار وسوسه میشویم آن را کنار بگذاریم؛ اما ادامه میدهیم. نه فقط برای اینکه بفهمیم داستان به کجا میرسد، بلکه برای اینکه ببینیم آیا آن لحظه فراخواهد رسید یا نه.
ibna.ir/x6JyM
@ibna_official
ایبنا
جادوی پنهان رمان/چرا بعضی رمانها در ابتدا کسلکننده هستند؟
چرا بعضی رمانها در صفحات نخست خستهکننده به نظر میرسند، اما ناگهان به کتابی تبدیل میشوند که نمیتوانیم زمین بگذاریم؟ شاید پاسخ در لحظهای پنهان باشد که یک داستان ناگهان «میچرخد»؛ لحظهای که شخصیتها جان میگیرند، روایت معنا پیدا میکند و خواننده از صبر…
🔰مروری بر «کلماتی که میکشند» به قلم ژیزل سپیرو؛
مسئولیت روشنفکر در زمانه بحران چیست؟
🔸این کتاب، که نخستین ترجمه فارسی آثار ژیزل سَپیرو محسوب می شود، با ارائۀ یک چارچوب نظری مستحکم، بر مطالعات موردی دقیقی متکی است که به ما امکان درک چگونگی تبدیل گفتار به عمل را میدهد تا به این پرسش پاسخ دهیم که جوامع چگونه میتوانند اَشکال گفتمانی زیانآور را تنظیم و کنترل نموده و یا در این راه شکست را پذیرا باشند
🔸سَپیرو در کتاب «کلماتی که میکشند؛ مسئولیت روشنفکر در زمانه بحران (۱۹۴۴ـ۱۹۴۵)» با دقتی چشمگیر، قدرت کنشزای زبان و پیامدهای سیاسی، اجتماعی و اخلاقی آن را مورد کنکاش قرار میدهد. سَپیرو با بررسی موقعیتهای تاریخی متنوع ــ از تبلیغات نظامهای تمامیتخواه گرفته تا گفتمانهای ملیگرایانه، و از فراخوانهای نفرتانگیز تا توجیهات فکری خشونت ــ به ما نشان میدهد که چگونه کلمات، بسیار فراتر از آنکه صرفاً ابزاری برای انتقال پیام باشند، میتوانند به وسایلی برای تسلط، حذف یا نابودی نمادین تبدیل گردند. او به تحلیل شرایطی میپردازد که در آن یک گفتمان میتواند به تحریک خشونت بینجامد، آزار و اذیت را مشروعیت بخشد یا بستر را برای جنایات جمعی فراهم سازد.
🔸این کتاب به موضوع تصفیه روشنفکران فرانسوی در فردای جنگ جهانی دوم میپردازد. این اثر ادامهای است از کتاب اولم با عنوان جنگ نویسندگان، ۱۹۴۰ـ۱۹۵۳ که برگرفته از رسالۀ دکترایم بود زیر نظر پیر بوردیو در سال ۱۹۹۴. من با تکیه بر مفهوم «میدانِ» بوردیو، نشان داده بودم که انتخابهای سیاسی نویسندگان در آن دوران بحرانی که هویت ملی تحت لوای رژیم اقتدارگرای ویشی به رهبری مارشال پِتَن در خطر افتاده بود، تا حد زیادی با جایگاه آنها در حوزههای ادبی پیش از جنگ قابلتوضیح است. درواقع، حوزۀ ادبی به جای اینکه در دفاع از هویت ملی در برابر اشغالگران متحد شود و از استقلالی که با مبارزات سخت از قرن نوزدهم به دست آورده بود پاسداری نماید، دچار افتراق گردید. در این دوران، نویسندگان بین همکاریِ فکری با اشغالگران و مقاومت ادبی یا مسلحانه که به معنای فعالیت زیرزمینی بود، دست به انتخاب زدند.
🔸پرسش اساسِ مطروحه در این کتاب عبارت است از طرح این موضوع که پس از سقوط یک رژیم سرکوبگر، چگونه باید به محاکمه روشنفکران همکار با آن پرداخت؟ قانون برای مجازات کلمات چه ابزارهایی در اختیار دارد؟ و جرایم نوشتاری شامل چه مواردی میشود؟ روشنفکرانی که با اشغالگران نازی همکاری کرده بودند، از همان لحظه آزادسازی پاریس در سپتامبر ۱۹۴۴ به اتهام خیانت تحت پیگرد قرار گرفتند. اتهام اصلی آنها «همدستی با دشمن» بود. واژه «جنایت علیه بشریت» در پایان سال ۱۹۴۵ در دادگاههای نورنبرگ به رسمیت شناخته شد و فقط از سال ۱۹۶۴ وارد نظام حقوقی فرانسه گردید.
ibna.ir/x6JRt
@ibna_official
مسئولیت روشنفکر در زمانه بحران چیست؟
🔸این کتاب، که نخستین ترجمه فارسی آثار ژیزل سَپیرو محسوب می شود، با ارائۀ یک چارچوب نظری مستحکم، بر مطالعات موردی دقیقی متکی است که به ما امکان درک چگونگی تبدیل گفتار به عمل را میدهد تا به این پرسش پاسخ دهیم که جوامع چگونه میتوانند اَشکال گفتمانی زیانآور را تنظیم و کنترل نموده و یا در این راه شکست را پذیرا باشند
🔸سَپیرو در کتاب «کلماتی که میکشند؛ مسئولیت روشنفکر در زمانه بحران (۱۹۴۴ـ۱۹۴۵)» با دقتی چشمگیر، قدرت کنشزای زبان و پیامدهای سیاسی، اجتماعی و اخلاقی آن را مورد کنکاش قرار میدهد. سَپیرو با بررسی موقعیتهای تاریخی متنوع ــ از تبلیغات نظامهای تمامیتخواه گرفته تا گفتمانهای ملیگرایانه، و از فراخوانهای نفرتانگیز تا توجیهات فکری خشونت ــ به ما نشان میدهد که چگونه کلمات، بسیار فراتر از آنکه صرفاً ابزاری برای انتقال پیام باشند، میتوانند به وسایلی برای تسلط، حذف یا نابودی نمادین تبدیل گردند. او به تحلیل شرایطی میپردازد که در آن یک گفتمان میتواند به تحریک خشونت بینجامد، آزار و اذیت را مشروعیت بخشد یا بستر را برای جنایات جمعی فراهم سازد.
🔸این کتاب به موضوع تصفیه روشنفکران فرانسوی در فردای جنگ جهانی دوم میپردازد. این اثر ادامهای است از کتاب اولم با عنوان جنگ نویسندگان، ۱۹۴۰ـ۱۹۵۳ که برگرفته از رسالۀ دکترایم بود زیر نظر پیر بوردیو در سال ۱۹۹۴. من با تکیه بر مفهوم «میدانِ» بوردیو، نشان داده بودم که انتخابهای سیاسی نویسندگان در آن دوران بحرانی که هویت ملی تحت لوای رژیم اقتدارگرای ویشی به رهبری مارشال پِتَن در خطر افتاده بود، تا حد زیادی با جایگاه آنها در حوزههای ادبی پیش از جنگ قابلتوضیح است. درواقع، حوزۀ ادبی به جای اینکه در دفاع از هویت ملی در برابر اشغالگران متحد شود و از استقلالی که با مبارزات سخت از قرن نوزدهم به دست آورده بود پاسداری نماید، دچار افتراق گردید. در این دوران، نویسندگان بین همکاریِ فکری با اشغالگران و مقاومت ادبی یا مسلحانه که به معنای فعالیت زیرزمینی بود، دست به انتخاب زدند.
🔸پرسش اساسِ مطروحه در این کتاب عبارت است از طرح این موضوع که پس از سقوط یک رژیم سرکوبگر، چگونه باید به محاکمه روشنفکران همکار با آن پرداخت؟ قانون برای مجازات کلمات چه ابزارهایی در اختیار دارد؟ و جرایم نوشتاری شامل چه مواردی میشود؟ روشنفکرانی که با اشغالگران نازی همکاری کرده بودند، از همان لحظه آزادسازی پاریس در سپتامبر ۱۹۴۴ به اتهام خیانت تحت پیگرد قرار گرفتند. اتهام اصلی آنها «همدستی با دشمن» بود. واژه «جنایت علیه بشریت» در پایان سال ۱۹۴۵ در دادگاههای نورنبرگ به رسمیت شناخته شد و فقط از سال ۱۹۶۴ وارد نظام حقوقی فرانسه گردید.
ibna.ir/x6JRt
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «خانوم ماه»؛
کتاب، تصویرگر جامعهای است زیر سایه سنگین جنگ
🔸مولف «خانوم ماه» با مهارتی شایسته، جنگ را از پوسته سخت خطوط مقدم جبهه جدا کرده و آن را در نبض زندگی روزمره جاری ساخته است. در این روایت، جنگ تنها در انفجارها خلاصه نمی شود، جنگ در بیمارستانهای پر از مجروح، در طنین آژیرهای قرمز شهر، در بدرقه رزمندگان و در غریبگی نوروزهای بیحضور تنیده شده است.
🔸کتاب ستایشنامهای است از قامت استوار زنان در پشت جبهه. همسر شیرعلی با داشتن پنج فرزند قدو نیم قد نه تنها بار تامین معیشت را با خیاطیهای شبانه به دوش میکشد، که مادری را در غیاب پدر معنا میکند. روایت بزرگ کردن عمار- کودکی که پدر را هرگز ندید- و تقابل دنیای کودکانه با مفهوم نبودن از خلال مقایسههای معصومانه با شخصیتهای داستانی، از درخشانترین بخشهای کتاب است؛ جایی که مفهوم فقدان، از بزرگسالی به ذهن نحیف کودک نفوذ میکند.
ibna.ir/x6K69
@ibna_official
کتاب، تصویرگر جامعهای است زیر سایه سنگین جنگ
🔸مولف «خانوم ماه» با مهارتی شایسته، جنگ را از پوسته سخت خطوط مقدم جبهه جدا کرده و آن را در نبض زندگی روزمره جاری ساخته است. در این روایت، جنگ تنها در انفجارها خلاصه نمی شود، جنگ در بیمارستانهای پر از مجروح، در طنین آژیرهای قرمز شهر، در بدرقه رزمندگان و در غریبگی نوروزهای بیحضور تنیده شده است.
🔸کتاب ستایشنامهای است از قامت استوار زنان در پشت جبهه. همسر شیرعلی با داشتن پنج فرزند قدو نیم قد نه تنها بار تامین معیشت را با خیاطیهای شبانه به دوش میکشد، که مادری را در غیاب پدر معنا میکند. روایت بزرگ کردن عمار- کودکی که پدر را هرگز ندید- و تقابل دنیای کودکانه با مفهوم نبودن از خلال مقایسههای معصومانه با شخصیتهای داستانی، از درخشانترین بخشهای کتاب است؛ جایی که مفهوم فقدان، از بزرگسالی به ذهن نحیف کودک نفوذ میکند.
ibna.ir/x6K69
@ibna_official
🔰بررسی رابطه سینما و ادبیات در هفته گرامیداشت سینما؛
اقتباس؛ خوانش سینمایی روحِ اثر یا تکرار خطبهخطِ قصه
🔸 مهدی صائبی، منتقد سینما، با اشاره به اینکه اقتباس، فراتر از بازنمایی صرفِ رویدادهای یک اثر ادبی است، آن را «درک روح اثر» و ارائه آن در قالبی تازه معرفی توصیف کرد.
🔸اقتباس الزاما ترجمه خط به خط از یک کتاب و متن ادبی نیست، همانطور که در ترجمه یک کتاب، مهم است که مترجم «روح اثرِ» اصلی را درک کند و بعد دست به ترجمه بزند، در اقتباس هم اتفاقی مشابه میافتد یعنی از اثر ادبی، خوانش سینمایی میشود و به همین دلیل است که اشکال متفاوتی از اقتباس را داریم و تنها یکی از آنها اسمش «برداشت آزاد» است که در برداشت آزاد لزوماً حتی رخدادها همان رخدادهای اصلی نیستند و صرفا از آن اثر ادبی الهام گرفته شده است.
🔸در اقتباس نباید تنها بر ادبیات تمرکز کرد، خود «سینما» نیز در این میان پررنگ است مثلاً در مورد فیلمسازانی چون مهرجویی و فرمانآرا، باید گفت هر دو فیلمساز تحصیلکرده بودند و بسیاری از آنها در خارج از ایران تحصیل کردند و با جریانهای فرهنگی روز دنیا ارتباط داشتند. این موضوع بسیار مهم است، آنها نگاهِ عمیقی به آثار ادبی داشتند و از طرفی، مهارت و دانش فیلمسازی را نیز دارا بودند. نتیجه این ترکیب، خلق شاهکارهایی شد که مایه افتخار تاریخ سینمای ایران هستند.
🔸زمانی که اقتباس سینمایی در دنیا صورت میگیرد، معمولاً یک فرد یا تیم داوری کننده حضور دارد که در صورت بروز اختلاف بین فیلمنامهنویس و نویسنده اثر، مداخله کرده و راه مصالحه را پیدا میکند. مثلاً با درخواست تغییراتی جزئی از هر دو طرف، توافقی حاصل میشود. این موضوع در سینمای ایران نیز یک مشکل است. یعنی برخی آثار اقتباسی به دلیل عدم انعطاف نویسنده اثر به اتمام نرسیدند. در صورتی که در مدیوم سینما، باید تابع خالق آن مدیوم باشیم، البته نظر نویسنده اصلی نیز مهم است اما باید این موضوع با گفتوگو بین خالق فیلم و نویسنده اثر به یک نتیجه مشترک برسد.
ibna.ir/x6K7z
@ibna_official
اقتباس؛ خوانش سینمایی روحِ اثر یا تکرار خطبهخطِ قصه
🔸 مهدی صائبی، منتقد سینما، با اشاره به اینکه اقتباس، فراتر از بازنمایی صرفِ رویدادهای یک اثر ادبی است، آن را «درک روح اثر» و ارائه آن در قالبی تازه معرفی توصیف کرد.
🔸اقتباس الزاما ترجمه خط به خط از یک کتاب و متن ادبی نیست، همانطور که در ترجمه یک کتاب، مهم است که مترجم «روح اثرِ» اصلی را درک کند و بعد دست به ترجمه بزند، در اقتباس هم اتفاقی مشابه میافتد یعنی از اثر ادبی، خوانش سینمایی میشود و به همین دلیل است که اشکال متفاوتی از اقتباس را داریم و تنها یکی از آنها اسمش «برداشت آزاد» است که در برداشت آزاد لزوماً حتی رخدادها همان رخدادهای اصلی نیستند و صرفا از آن اثر ادبی الهام گرفته شده است.
🔸در اقتباس نباید تنها بر ادبیات تمرکز کرد، خود «سینما» نیز در این میان پررنگ است مثلاً در مورد فیلمسازانی چون مهرجویی و فرمانآرا، باید گفت هر دو فیلمساز تحصیلکرده بودند و بسیاری از آنها در خارج از ایران تحصیل کردند و با جریانهای فرهنگی روز دنیا ارتباط داشتند. این موضوع بسیار مهم است، آنها نگاهِ عمیقی به آثار ادبی داشتند و از طرفی، مهارت و دانش فیلمسازی را نیز دارا بودند. نتیجه این ترکیب، خلق شاهکارهایی شد که مایه افتخار تاریخ سینمای ایران هستند.
🔸زمانی که اقتباس سینمایی در دنیا صورت میگیرد، معمولاً یک فرد یا تیم داوری کننده حضور دارد که در صورت بروز اختلاف بین فیلمنامهنویس و نویسنده اثر، مداخله کرده و راه مصالحه را پیدا میکند. مثلاً با درخواست تغییراتی جزئی از هر دو طرف، توافقی حاصل میشود. این موضوع در سینمای ایران نیز یک مشکل است. یعنی برخی آثار اقتباسی به دلیل عدم انعطاف نویسنده اثر به اتمام نرسیدند. در صورتی که در مدیوم سینما، باید تابع خالق آن مدیوم باشیم، البته نظر نویسنده اصلی نیز مهم است اما باید این موضوع با گفتوگو بین خالق فیلم و نویسنده اثر به یک نتیجه مشترک برسد.
ibna.ir/x6K7z
@ibna_official
ایبنا
اقتباس؛ خوانش سینمایی روحِ اثر یا تکرار خطبهخطِ قصه
خراسانرضوی - مهدی صائبی، منتقد سینما، با اشاره به اینکه اقتباس، فراتر از بازنمایی صرفِ رویدادهای یک اثر ادبی است، آن را «درک روح اثر» و ارائه آن در قالبی تازه معرفی توصیف کرد.
🔰از مجموعه مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران بازخوانی شد؛
زندگی و زمانه عباس زریاب خویی؛ مسافر خوی تا برکلی
🔸عباس زریابخویی نه یک پژوهشگر معمولی، بلکه دایرةالمعارفی متحرک بود که با تسلط بر میراث کهن و روشهای نوین، شکاف میان سنت و مدرنیته را در مطالعات ایرانشناسی با قلمی استوار پُر کرد.
🔸مهمترین و دشوارترین ترجمه در مجموعۀ آثار دکتر زریاب ترجمۀ اثر مهم نولدکه، شرقشناس بزرگ آلمانی ،بود - تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان. سالها از تحقیق و تعلیق تئودور نولدکه بر تاریخ ایرانیان در عصر ساسانیان میگذشت. حتی کتاب مهم شرقشناسی دیگر چون آرتور کریستن سن برپایۀ تحقیقات نولدکه بود. تعداد کمی از پژوهشگران ایرانی میتوانستند از این اثر مهم استفاده کنند و حتی اصل آلمانی این اثر در دسترس نبود.
🔸️عباس زریاب فلسفه خوانده بود و به پیروی از سیدحسن تقیزاده رابطهای با عرفان نداشت. در واپسین سالهای زندگی با توجه به اقتضائاتی ترجمۀ دریای جان اثر هلموت ریتر، شرقشناس آلمانی را پذیرفت. این اثر ریتر یکی از منابع مهم در عرفان اسلامی است.
🔸دکترزریاب با تسلّطی که در حوزههای مختلف فرهنگ ایران داشت، ترجمههای خود را به تعلیقات سودمند میآراست تا خوانندگانش هرچه بیشتر از آنها بهرهمند بشوند. دکتر زریاب در عرصۀ تصحیح متن آثار مهمی را برجای گذاشته است. در صدر تصحیحهای دکتر زریاب باید از «الصیدنة فیالطب» اثر ابوریحان بیرونی را نام برد. اسامی پُرشمار لاتینی و یونانی و آشفتگیهای زیاد نسخههای خطی هر اهل فنی را از تصحیح این اثر منصرف میکند.
🔸دکتر زریاب خویی تاریخنگار بود. سیرۀ رسول الله، تاریخ زندگانی پیامبر اسلام پیش از هجرت است. سالها تحقیق و جستوجو در منابع اسلام مانند مغازی و انساب و سیره و نیز سالها مداقه در آثار مهم اسلامی مانند طبری و ابناسحاق و بلاذری و یعقوبی و ابناثیر و نیز تسلّط و شناخت منابع غربی و تحقیق در آثار مورخان غربی استاد زریاب را برای نگاشتن سیرۀرسولالله آماده کرده بود. زریاب همچو یک تاریخنگار و بهدور از هرگونه احساسات و تنها با اتکای به منابع معتبر و فارغ از پیش داوری این اثر را نوشت.
ibna.ir/x6K9r
@ibna_official
زندگی و زمانه عباس زریاب خویی؛ مسافر خوی تا برکلی
🔸عباس زریابخویی نه یک پژوهشگر معمولی، بلکه دایرةالمعارفی متحرک بود که با تسلط بر میراث کهن و روشهای نوین، شکاف میان سنت و مدرنیته را در مطالعات ایرانشناسی با قلمی استوار پُر کرد.
🔸مهمترین و دشوارترین ترجمه در مجموعۀ آثار دکتر زریاب ترجمۀ اثر مهم نولدکه، شرقشناس بزرگ آلمانی ،بود - تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان. سالها از تحقیق و تعلیق تئودور نولدکه بر تاریخ ایرانیان در عصر ساسانیان میگذشت. حتی کتاب مهم شرقشناسی دیگر چون آرتور کریستن سن برپایۀ تحقیقات نولدکه بود. تعداد کمی از پژوهشگران ایرانی میتوانستند از این اثر مهم استفاده کنند و حتی اصل آلمانی این اثر در دسترس نبود.
🔸️عباس زریاب فلسفه خوانده بود و به پیروی از سیدحسن تقیزاده رابطهای با عرفان نداشت. در واپسین سالهای زندگی با توجه به اقتضائاتی ترجمۀ دریای جان اثر هلموت ریتر، شرقشناس آلمانی را پذیرفت. این اثر ریتر یکی از منابع مهم در عرفان اسلامی است.
🔸دکترزریاب با تسلّطی که در حوزههای مختلف فرهنگ ایران داشت، ترجمههای خود را به تعلیقات سودمند میآراست تا خوانندگانش هرچه بیشتر از آنها بهرهمند بشوند. دکتر زریاب در عرصۀ تصحیح متن آثار مهمی را برجای گذاشته است. در صدر تصحیحهای دکتر زریاب باید از «الصیدنة فیالطب» اثر ابوریحان بیرونی را نام برد. اسامی پُرشمار لاتینی و یونانی و آشفتگیهای زیاد نسخههای خطی هر اهل فنی را از تصحیح این اثر منصرف میکند.
🔸دکتر زریاب خویی تاریخنگار بود. سیرۀ رسول الله، تاریخ زندگانی پیامبر اسلام پیش از هجرت است. سالها تحقیق و جستوجو در منابع اسلام مانند مغازی و انساب و سیره و نیز سالها مداقه در آثار مهم اسلامی مانند طبری و ابناسحاق و بلاذری و یعقوبی و ابناثیر و نیز تسلّط و شناخت منابع غربی و تحقیق در آثار مورخان غربی استاد زریاب را برای نگاشتن سیرۀرسولالله آماده کرده بود. زریاب همچو یک تاریخنگار و بهدور از هرگونه احساسات و تنها با اتکای به منابع معتبر و فارغ از پیش داوری این اثر را نوشت.
ibna.ir/x6K9r
@ibna_official
ایبنا
زندگی و زمانه عباس زریاب خویی؛ مسافر خوی تا برکلی
عباس زریابخویی نه یک پژوهشگر معمولی، بلکه دایرةالمعارفی متحرک بود که با تسلط بر میراث کهن و روشهای نوین، شکاف میان سنت و مدرنیته را در مطالعات ایرانشناسی با قلمی استوار پُر کرد.
🔰نوشتار حکمتالله صالحی درباره تاریخپژوهی؛
از پیش؛ از تاریخِ تاریخ تا پساتاریخِ تاریخ
🔸حکمتالله ملاصالحی نوشت: شواهد و قرائن چنین گواهی میدهند؛ جامعه و جهان بشری ما شتابان بهسوی دورانی گام برمیگیرد که بیش، پساتاریخی، بیش، پساانسانی، بیش، پسافرهنگی است و کم، تاریخی، کم، انسانی و کم، فرهنگی است. دورانی بسیار متفاوت و متمایز از همه روزگارانی که از سر گذراندهایم.
🔸آنچه که بیش از همه غمانگیز است، نوعی شبهزندگی یا شبحی از زندگی است که زمخت و بیاحساس و بیعاطفه و فلزی است؛ سنگی و سرد و بیروح است؛ شیشهای و شکننده است. در جامعه و جهان پساانسانی، جای انسان را به نام انسان میگیرد. در غار افلاطونی، اشباح انسان را زندانی میکند. زیست اصیل و واقعی را از او میستاند.
🔸در هیچ دورهای، زیست اخلاقی انسان آنگونه که در روزگار ما در معرض خطر جدی، در معرض سقوط در پرتگاه بوده است، در دوره جدید نبوده است. فاصله و فراق میان انسان روزگار ما و ارزشهای پذیرفتهشده اخلاقی و زیست اخلاقی او، بس ژرف و بس غمانگیز و بس نگرانکننده و خطرخیز است!
🔸آتش و شعلههای دو جنگ جهانی را انسانهایی افروختند و به راه انداختند که بیشتر میدانستند و کمتر میفهمیدند. کمتر دانستن جهل نیست؛ نفهمیدن نادانی است. پساانسانِ پساتاریخ، شبهانسانِ دانستنیهایی است که در انبان ذهن و فکر و عقل و خیال او، مصنوعات هوشمند او ریختهاند؛ آنچنان پُر و فربهاش کردهاند که راه و روزنهای به سوی فهم چیزها برای او گشوده نگذاشتهاند.
🔸اینچنین جامعهها و جهانهای بشری ما، اینچنین تمدنها، فروپاشیده و فروریخته و از دری درآمدهاند و از دری دیگر بدر شدهاند. فشار تاریخ بر شانه انسان به هر میزان سنگینتر شده است، فروپاشی را سهمگینتر تجربه کرده و زیسته و از سر گذراندهایم. در جامعه و جهان پساتاریخ، پساانسان و پسافرهنگ، خطر بدرشدن تاریخ و انسان و فرهنگ از مسیر تاریخ، از مسیر انسان بودن و فرهنگ از مسیر زیست فرهنگی پیشارو است. تهدید به نابودی همگانی و انقراض در کمین است.
ibna.ir/x6K8R
@ibna_official
از پیش؛ از تاریخِ تاریخ تا پساتاریخِ تاریخ
🔸حکمتالله ملاصالحی نوشت: شواهد و قرائن چنین گواهی میدهند؛ جامعه و جهان بشری ما شتابان بهسوی دورانی گام برمیگیرد که بیش، پساتاریخی، بیش، پساانسانی، بیش، پسافرهنگی است و کم، تاریخی، کم، انسانی و کم، فرهنگی است. دورانی بسیار متفاوت و متمایز از همه روزگارانی که از سر گذراندهایم.
🔸آنچه که بیش از همه غمانگیز است، نوعی شبهزندگی یا شبحی از زندگی است که زمخت و بیاحساس و بیعاطفه و فلزی است؛ سنگی و سرد و بیروح است؛ شیشهای و شکننده است. در جامعه و جهان پساانسانی، جای انسان را به نام انسان میگیرد. در غار افلاطونی، اشباح انسان را زندانی میکند. زیست اصیل و واقعی را از او میستاند.
🔸در هیچ دورهای، زیست اخلاقی انسان آنگونه که در روزگار ما در معرض خطر جدی، در معرض سقوط در پرتگاه بوده است، در دوره جدید نبوده است. فاصله و فراق میان انسان روزگار ما و ارزشهای پذیرفتهشده اخلاقی و زیست اخلاقی او، بس ژرف و بس غمانگیز و بس نگرانکننده و خطرخیز است!
🔸آتش و شعلههای دو جنگ جهانی را انسانهایی افروختند و به راه انداختند که بیشتر میدانستند و کمتر میفهمیدند. کمتر دانستن جهل نیست؛ نفهمیدن نادانی است. پساانسانِ پساتاریخ، شبهانسانِ دانستنیهایی است که در انبان ذهن و فکر و عقل و خیال او، مصنوعات هوشمند او ریختهاند؛ آنچنان پُر و فربهاش کردهاند که راه و روزنهای به سوی فهم چیزها برای او گشوده نگذاشتهاند.
🔸اینچنین جامعهها و جهانهای بشری ما، اینچنین تمدنها، فروپاشیده و فروریخته و از دری درآمدهاند و از دری دیگر بدر شدهاند. فشار تاریخ بر شانه انسان به هر میزان سنگینتر شده است، فروپاشی را سهمگینتر تجربه کرده و زیسته و از سر گذراندهایم. در جامعه و جهان پساتاریخ، پساانسان و پسافرهنگ، خطر بدرشدن تاریخ و انسان و فرهنگ از مسیر تاریخ، از مسیر انسان بودن و فرهنگ از مسیر زیست فرهنگی پیشارو است. تهدید به نابودی همگانی و انقراض در کمین است.
ibna.ir/x6K8R
@ibna_official
ایبنا
از پیش؛ از تاریخِ تاریخ تا پساتاریخِ تاریخ
حکمتالله ملاصالحی نوشت: شواهد و قرائن چنین گواهی میدهند؛ جامعه و جهان بشری ما شتابان بهسوی دورانی گام برمیگیرد که بیش، پساتاریخی، بیش، پساانسانی، بیش، پسافرهنگی است و کم، تاریخی، کم، انسانی و کم، فرهنگی است. دورانی بسیار متفاوت و متمایز از همه روزگارانی…
🔰گرامیداشت یاد سید جلال حسینی بدخشانی؛
دلبستگی بیپایان بدخشانی به تاریخ و هویت این سرزمین
ایران از میانه رویدادها دوباره آغاز میشود
🔸دغدغه مدام بدخشانی بر ضروت تداوم همکاری با مؤسسه مطالعات اسماعیلی درخور توجه بود. او در واپسین روزهای حیاتش، خبر ثبت جهانی قلعه الموت را که آرزوی دیرینهاش بود، شنید و شادمانیاش در آن لحظات، گواه عشق بیپایانشان به تاریخ و هویت این سرزمین بود.
🔸شاید ارزشمندترین میراث دکتر سیدجلال حسینی بدخشانی، ایجاد پیوند نهادینه میان مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب و مؤسسه مطالعات اسماعیلیه در لندن باشد. این همکاری به انتشار تحقیقات نخبگان ایرانی و رسالههای دکتری فارسی دانشجویان علاقهمند به تاریخ فاطمیان مصر و اسماعیلیان ایران انجامید. خدمت ارزشمند دیگر دکتر بدخشانی زمینهساز چاپ نسخه انگلیسی دایرةالمعارف بزرگ اسلامی تا جلد ششم شد.
🔸 استاد بدخشانی میگفت ملتی که بتواند از تمدنهای مختلف بیاموزد، خود متمدن است. تمدن ایران، تمدن ارتباطی، تمدن ترکیب و تمدن تنوع و خلاقیت است. در ایران دشواریهای نهادی بوده و در این دشواریها، یک نهاد همچنان دوام آورده است. خرد ایرانی این استعداد را داشته که میتوانسته بخشی از این ناپایداریها را جبران کند. امر اجتماعی در ایران دوام بیشتری داشته است.
ibna.ir/x6K9k
@ibna_official
دلبستگی بیپایان بدخشانی به تاریخ و هویت این سرزمین
ایران از میانه رویدادها دوباره آغاز میشود
🔸دغدغه مدام بدخشانی بر ضروت تداوم همکاری با مؤسسه مطالعات اسماعیلی درخور توجه بود. او در واپسین روزهای حیاتش، خبر ثبت جهانی قلعه الموت را که آرزوی دیرینهاش بود، شنید و شادمانیاش در آن لحظات، گواه عشق بیپایانشان به تاریخ و هویت این سرزمین بود.
🔸شاید ارزشمندترین میراث دکتر سیدجلال حسینی بدخشانی، ایجاد پیوند نهادینه میان مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب و مؤسسه مطالعات اسماعیلیه در لندن باشد. این همکاری به انتشار تحقیقات نخبگان ایرانی و رسالههای دکتری فارسی دانشجویان علاقهمند به تاریخ فاطمیان مصر و اسماعیلیان ایران انجامید. خدمت ارزشمند دیگر دکتر بدخشانی زمینهساز چاپ نسخه انگلیسی دایرةالمعارف بزرگ اسلامی تا جلد ششم شد.
🔸 استاد بدخشانی میگفت ملتی که بتواند از تمدنهای مختلف بیاموزد، خود متمدن است. تمدن ایران، تمدن ارتباطی، تمدن ترکیب و تمدن تنوع و خلاقیت است. در ایران دشواریهای نهادی بوده و در این دشواریها، یک نهاد همچنان دوام آورده است. خرد ایرانی این استعداد را داشته که میتوانسته بخشی از این ناپایداریها را جبران کند. امر اجتماعی در ایران دوام بیشتری داشته است.
ibna.ir/x6K9k
@ibna_official
ایبنا
دلبستگی بیپایان بدخشانی به تاریخ و هویت این سرزمین
دغدغه مدام بدخشانی بر ضروت تداوم همکاری با مؤسسه مطالعات اسماعیلی درخور توجه بود. او در واپسین روزهای حیاتش، خبر ثبت جهانی قلعه الموت را که آرزوی دیرینهاش بود، شنید و شادمانیاش در آن لحظات، گواه عشق بیپایانشان به تاریخ و هویت این سرزمین بود.
🔰نگاهی به دشواریها و ظرفیتهای اقتباس از نمایشنامه برای سینما؛
وقتی جادوی صحنه به قاب سینما نمیرسد
🔸بیشتر نمایشنامههای خوب مبتنی بر گفتوگوهای غنی هستند، اما فیلم هنری بصری است. تماشای فیلم مثل تماشای نمایش نیست.
🔸هیچ کدام از نمایشنامههای عالی و مهم در قالب فیلم خوب از آب در نیامدهاند چون بسیار نمایشی و تئاتری بودهاند. فضای نمایشی و انرژی بین تماشاگر و بازیگر و خلاصه همه چیزهایی که نمایش بزرگی از این نمایشنامهها میساخت، غیرقابل تبدیل شدن به فیلم بود.
🔸خیلی از نمایشها تبدیلناپذیر هستند. میلیونها دلار خرج شده تا «صف همسرایان»، «اکوس»، «طلسم خدا» و «عیسی مسیح، ابر ستاره» روی پرده سینما بیایند، اما فروش آنها بسیار اندک بوده است. نمایشنامههایی هستند که اقتباس فیلمنامه از آنها دشوار به نظر میرسد.
🔸اما سوال اینجاست کدام نمایشنامهها برای به درد اقتباس برای سینما میخورند؟ سیگر توضیح میدهد که در پی نمایشنامههایی باشید که خط داستانی داشته باشند. بعضی نمایشنامهها خط داستانی ضعیفی دارند که در پسزمینه جریان دارد و وقتی به فیلم تبدیل میشود، باید به پیشزمینه بیاید.
🔸مسئله اقتباس از نمایشنامه کشف ظرفیتهای سینمایی آن است. باید دانست هر نمایشنامه خوبی حتما فیلم خوبی نمیشود همانطور که هر متن سینمایی موفقی نیز نمیتواند روی صحنه بدرخشد. آنچه یک نمایشنامه را برای اقتباس مناسب میکند، وجود عناصری است که بتوان آنها را از قلمرو گفتوگو و صحنه به قلمرو تصویر، حرکت، فضا و جهان سینمایی منتقل کرد.
ibna.ir/x6Jtw
@ibna_official
وقتی جادوی صحنه به قاب سینما نمیرسد
🔸بیشتر نمایشنامههای خوب مبتنی بر گفتوگوهای غنی هستند، اما فیلم هنری بصری است. تماشای فیلم مثل تماشای نمایش نیست.
🔸هیچ کدام از نمایشنامههای عالی و مهم در قالب فیلم خوب از آب در نیامدهاند چون بسیار نمایشی و تئاتری بودهاند. فضای نمایشی و انرژی بین تماشاگر و بازیگر و خلاصه همه چیزهایی که نمایش بزرگی از این نمایشنامهها میساخت، غیرقابل تبدیل شدن به فیلم بود.
🔸خیلی از نمایشها تبدیلناپذیر هستند. میلیونها دلار خرج شده تا «صف همسرایان»، «اکوس»، «طلسم خدا» و «عیسی مسیح، ابر ستاره» روی پرده سینما بیایند، اما فروش آنها بسیار اندک بوده است. نمایشنامههایی هستند که اقتباس فیلمنامه از آنها دشوار به نظر میرسد.
🔸اما سوال اینجاست کدام نمایشنامهها برای به درد اقتباس برای سینما میخورند؟ سیگر توضیح میدهد که در پی نمایشنامههایی باشید که خط داستانی داشته باشند. بعضی نمایشنامهها خط داستانی ضعیفی دارند که در پسزمینه جریان دارد و وقتی به فیلم تبدیل میشود، باید به پیشزمینه بیاید.
🔸مسئله اقتباس از نمایشنامه کشف ظرفیتهای سینمایی آن است. باید دانست هر نمایشنامه خوبی حتما فیلم خوبی نمیشود همانطور که هر متن سینمایی موفقی نیز نمیتواند روی صحنه بدرخشد. آنچه یک نمایشنامه را برای اقتباس مناسب میکند، وجود عناصری است که بتوان آنها را از قلمرو گفتوگو و صحنه به قلمرو تصویر، حرکت، فضا و جهان سینمایی منتقل کرد.
ibna.ir/x6Jtw
@ibna_official
ایبنا
وقتی جادوی صحنه به قاب سینما نمیرسد
بیشتر نمایشنامههای خوب مبتنی بر گفتوگوهای غنی هستند، اما فیلم هنری بصری است. تماشای فیلم مثل تماشای نمایش نیست.
🔰تلاقی دو روایت از رنج و بیداری در ادبیات عراق و ایران؛
همسایههای دور و نزدیک؛ غائب طعمه فرمان و احمد محمود
🔸این یادداشت به بررسی شباهتهای ساختاری و روایتی میان رمان «درخت نخل و همسایهها» اثر غائب طعمه فرمان و رمان «همسایهها» اثر احمد محمود، در تلاشی برای بازخوانی تأثیرات متقابل و ریشههای رئالیستی در ادبیات منطقه در دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی میپردازد
🔸دربارهی کتاب «درخت نخل و همسایهها» که لقب «نقطهی عطفی» در رمان امروز عراق را گرفته است، مترجم کتاب گفته است: «این کتاب واجد همهی خصلتها و خصایص هنر رماننویسی و سرآغاز دورهی تازهای از حیات داستاننویسی در عراق است. ستایش ناقدان از این رمان چنان بود که آن را نخستین رمان عراقی، به معنی دقیق هنری و تام و تمام عبارت، شمردهاند.» (پیشگفتار مترجم، صفحهی ۵ تا ۱۰)
🔸نویسنده، غائب طعمه فرمان، که نظرهای جالبی دربارهی انعکاس صدای «تاریخ» در ادبیات دارد، در این رمان سرنوشت مجموعهای از انسانهای شوربخت را بر زمینه و در برههای از تاریخ کشورش، با رویکردی واقعگرایانه و به دور از تعصب و داوریهای شعارگونه تصویر کرده است.
🔸در رمان «همسایهها» با چیزهایی از این شرایط و انعکاس آنها در داستان روبهرو هستیم. شرایطی که طی آن، روایتی داستانی، متأثر از دیدگاه نویسنده، بر بستر حوادث پیش از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حزب توده، اعتصابات و... شکل میگیرد و شخصیت اصلی داستان دچار تحولی انقلابی میشود. اما چطور؟
🔸در مورد تشابهات این دو اثر، علاوه بر گذر از مرحلهی نوجوانی دو قهرمان متفاوت داستانها، میتوان به فضای محدود خانه و محلههایی اشاره کرد که خاستگاه آن دو نوجوان است. در این دو مکان، آدمهای ساده، فقیر و گاه زیرک، با دردها و زبانی مشترک و قابلباور زندگی میکنند.
🔸نویسنده داوری و نتیجهگیری دربارهی این مجموعهی وقایع را به خواننده وامیگذارد؛ خوانندهای که در طول داستان، غمخوارانه با زندگی آن آدمها آشنا شده است. جزئیات دیگر داستان نیز با روابطی علت و معلولی در یکدیگر تنیده شدهاند.
🔸نویسندهی متوفای این رمان که بیشتر عمر خود را خارج از زادگاهش، عمدتاً در روسیه، سپری کرده و مترجم آثار کلاسیک روسی نیز بوده است، با تواضع و صداقت گفته است که این رمان را با تأثیر از کتابهای «فونتامارا» و «نان و شراب» اثر ایگناتسیو سیلونه نوشته است.
ibna.ir/x6K5C
@ibna_official
همسایههای دور و نزدیک؛ غائب طعمه فرمان و احمد محمود
🔸این یادداشت به بررسی شباهتهای ساختاری و روایتی میان رمان «درخت نخل و همسایهها» اثر غائب طعمه فرمان و رمان «همسایهها» اثر احمد محمود، در تلاشی برای بازخوانی تأثیرات متقابل و ریشههای رئالیستی در ادبیات منطقه در دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی میپردازد
🔸دربارهی کتاب «درخت نخل و همسایهها» که لقب «نقطهی عطفی» در رمان امروز عراق را گرفته است، مترجم کتاب گفته است: «این کتاب واجد همهی خصلتها و خصایص هنر رماننویسی و سرآغاز دورهی تازهای از حیات داستاننویسی در عراق است. ستایش ناقدان از این رمان چنان بود که آن را نخستین رمان عراقی، به معنی دقیق هنری و تام و تمام عبارت، شمردهاند.» (پیشگفتار مترجم، صفحهی ۵ تا ۱۰)
🔸نویسنده، غائب طعمه فرمان، که نظرهای جالبی دربارهی انعکاس صدای «تاریخ» در ادبیات دارد، در این رمان سرنوشت مجموعهای از انسانهای شوربخت را بر زمینه و در برههای از تاریخ کشورش، با رویکردی واقعگرایانه و به دور از تعصب و داوریهای شعارگونه تصویر کرده است.
🔸در رمان «همسایهها» با چیزهایی از این شرایط و انعکاس آنها در داستان روبهرو هستیم. شرایطی که طی آن، روایتی داستانی، متأثر از دیدگاه نویسنده، بر بستر حوادث پیش از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حزب توده، اعتصابات و... شکل میگیرد و شخصیت اصلی داستان دچار تحولی انقلابی میشود. اما چطور؟
🔸در مورد تشابهات این دو اثر، علاوه بر گذر از مرحلهی نوجوانی دو قهرمان متفاوت داستانها، میتوان به فضای محدود خانه و محلههایی اشاره کرد که خاستگاه آن دو نوجوان است. در این دو مکان، آدمهای ساده، فقیر و گاه زیرک، با دردها و زبانی مشترک و قابلباور زندگی میکنند.
🔸نویسنده داوری و نتیجهگیری دربارهی این مجموعهی وقایع را به خواننده وامیگذارد؛ خوانندهای که در طول داستان، غمخوارانه با زندگی آن آدمها آشنا شده است. جزئیات دیگر داستان نیز با روابطی علت و معلولی در یکدیگر تنیده شدهاند.
🔸نویسندهی متوفای این رمان که بیشتر عمر خود را خارج از زادگاهش، عمدتاً در روسیه، سپری کرده و مترجم آثار کلاسیک روسی نیز بوده است، با تواضع و صداقت گفته است که این رمان را با تأثیر از کتابهای «فونتامارا» و «نان و شراب» اثر ایگناتسیو سیلونه نوشته است.
ibna.ir/x6K5C
@ibna_official
ایبنا
همسایههای دور و نزدیک؛ غائب طعمه فرمان و احمد محمود
این یادداشت به بررسی شباهتهای ساختاری و روایتی میان رمان «درخت نخل و همسایهها» اثر غائب طعمه فرمان و رمان «همسایهها» اثر احمد محمود، در تلاشی برای بازخوانی تأثیرات متقابل و ریشههای رئالیستی در ادبیات منطقه در دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی میپردازد.
🔰نامه جامعه باستانشناسی ایران به رییسجمهوری؛
تخت جمشید را نجات دهید!
پارسه و تخت جمشید حافظه تاریخی ایران است
🔸جامعه باستانشناسی ایران در نامهای به مسعود پزشکیان، رییسجمهوری ایران، درخواست کرد که برای نجات میراث فرهنگی ایران و نگاهبانی از تخت جمشید، کاری فوری انجام شود
🔸جامعه باستانشناسی ایران با طرح این پرسش که «اگر حفاظت از مهمترین میراث جهانی ایران نیز بتواند در برابر سوداگری زمین، تعارض منافع و منفعتطلبی مدیریتی آسیبپذیر شود، دیگر چه تضمینی برای حفاظت از هزاران محوطه و بنای تاریخی کمتر شناختهشده در سراسر کشور باقی خواهد ماند؟»، افزوده است: «سوداگری پیرامون میراث فرهنگی، صرفاً معامله بر سر زمین نیست؛ معامله بر سر حافظه تاریخی یک ملت است. هر تصمیمی که منافع مقطعی اقتصادی یا مدیریتی را بر حفاظت از آثار تاریخی مقدم بداند، در نهایت تیشه بر ریشههای تاریخی و هویتی این سرزمین میزند.»
🔸در ادامه این نامه جامعه باستانشناسی گفته شده است: «میراث فرهنگی نه حیاط خلوت سیاسی است، نه عرصه آزمونوخطای مدیران، نه منبع درآمد کوتاهمدت و نه ویترینی تزیینی برای مناسبتها و سخنرانیها. میراث فرهنگی بخشی از هویت ملی، حافظه جمعی و سرمایه بیننسلی ایران است. نابودی یک محوطه باستانی، تخریب یک لایه تاریخی یا ساختوساز در عرصه و حریم یک اثر، خسارتی نیست که بتوان در سالهای آینده با تخصیص بودجه جبران کرد. آنچه از میان میرود، برای همیشه از دست رفته است.»
ibna.ir/x6K9m
@ibna_official
تخت جمشید را نجات دهید!
پارسه و تخت جمشید حافظه تاریخی ایران است
🔸جامعه باستانشناسی ایران در نامهای به مسعود پزشکیان، رییسجمهوری ایران، درخواست کرد که برای نجات میراث فرهنگی ایران و نگاهبانی از تخت جمشید، کاری فوری انجام شود
🔸جامعه باستانشناسی ایران با طرح این پرسش که «اگر حفاظت از مهمترین میراث جهانی ایران نیز بتواند در برابر سوداگری زمین، تعارض منافع و منفعتطلبی مدیریتی آسیبپذیر شود، دیگر چه تضمینی برای حفاظت از هزاران محوطه و بنای تاریخی کمتر شناختهشده در سراسر کشور باقی خواهد ماند؟»، افزوده است: «سوداگری پیرامون میراث فرهنگی، صرفاً معامله بر سر زمین نیست؛ معامله بر سر حافظه تاریخی یک ملت است. هر تصمیمی که منافع مقطعی اقتصادی یا مدیریتی را بر حفاظت از آثار تاریخی مقدم بداند، در نهایت تیشه بر ریشههای تاریخی و هویتی این سرزمین میزند.»
🔸در ادامه این نامه جامعه باستانشناسی گفته شده است: «میراث فرهنگی نه حیاط خلوت سیاسی است، نه عرصه آزمونوخطای مدیران، نه منبع درآمد کوتاهمدت و نه ویترینی تزیینی برای مناسبتها و سخنرانیها. میراث فرهنگی بخشی از هویت ملی، حافظه جمعی و سرمایه بیننسلی ایران است. نابودی یک محوطه باستانی، تخریب یک لایه تاریخی یا ساختوساز در عرصه و حریم یک اثر، خسارتی نیست که بتوان در سالهای آینده با تخصیص بودجه جبران کرد. آنچه از میان میرود، برای همیشه از دست رفته است.»
ibna.ir/x6K9m
@ibna_official
ایبنا
تخت جمشید را نجات دهید!
جامعه باستانشناسی ایران در نامهای به مسعود پزشکیان، رییسجمهوری ایران، درخواست کرد که برای نجات میراث فرهنگی ایران و نگاهبانی از تخت جمشید، کاری فوری انجام شود.
🔰از مغازه جوشکاری تا عملیات بدر/ واقعیت افزوده در خدمت تاریخ
🔸«فیض بیپایان» را می توان فراتر از یک زندگینامه شهید خواند؛ کتابی درباره چگونگی ساخته شدن یک شخصیت در بستر خانواده، جامعه، باور و جنگ و شاید ارزش اصلی آن در همین باشد که برای فهمیدن یک شهید، فقط به لحظه شهادتش نگاه نمیکند؛ به سالهایی نگاه میکند که او در آنها زندگی کرد...
🔸کتاب تنها روایت یک رزمنده نیست؛ تلاشی است برای کنار هم گذاشتن فکر و عمل یک انسان در سالهای پیش و پس از انقلاب و دوران دفاع مقدس. روایت همسر، برادر، دوستان، همرزمان و دیگر نزدیکان، در کنار نامهها، دستنوشته ها، اسناد و تصاویر، به تدریج چهره عباسعلی را شکل می دهند.
🔸مولف برای بازسازی این زندگی، تنها به خاطرات اکتفا نکرده است. نامهها، وصیتنامه، اسناد و حتی فیلم هشت دقیقهای باقی مانده از عملیات بدر، در کنار روایتهای شفاهی قرار گرفتهاند تا تصویر کاملتری از شخصیت و زمانه عباسعلی ساخته شود.
ibna.ir/x6K6c
@ibna_official
🔸«فیض بیپایان» را می توان فراتر از یک زندگینامه شهید خواند؛ کتابی درباره چگونگی ساخته شدن یک شخصیت در بستر خانواده، جامعه، باور و جنگ و شاید ارزش اصلی آن در همین باشد که برای فهمیدن یک شهید، فقط به لحظه شهادتش نگاه نمیکند؛ به سالهایی نگاه میکند که او در آنها زندگی کرد...
🔸کتاب تنها روایت یک رزمنده نیست؛ تلاشی است برای کنار هم گذاشتن فکر و عمل یک انسان در سالهای پیش و پس از انقلاب و دوران دفاع مقدس. روایت همسر، برادر، دوستان، همرزمان و دیگر نزدیکان، در کنار نامهها، دستنوشته ها، اسناد و تصاویر، به تدریج چهره عباسعلی را شکل می دهند.
🔸مولف برای بازسازی این زندگی، تنها به خاطرات اکتفا نکرده است. نامهها، وصیتنامه، اسناد و حتی فیلم هشت دقیقهای باقی مانده از عملیات بدر، در کنار روایتهای شفاهی قرار گرفتهاند تا تصویر کاملتری از شخصیت و زمانه عباسعلی ساخته شود.
ibna.ir/x6K6c
@ibna_official
ایبنا
از مغازه جوشکاری تا عملیات بدر/ واقعیت افزوده در خدمت تاریخ
«فیض بیپایان» را می توان فراتر از یک زندگینامه شهید خواند؛ کتابی درباره چگونگی ساخته شدن یک شخصیت در بستر خانواده، جامعه، باور و جنگ و شاید ارزش اصلی آن در همین باشد که برای فهمیدن یک شهید، فقط به لحظه شهادتش نگاه نمیکند؛ به سالهایی نگاه میکند که او…
🔰در مراسم پاسداشت روز شعر و ادب پارسی مطرح شد؛
فارسی؛ زبانی که تمدن ایرانی را زنده نگه داشته است
🔸مراسم پاسداشت روز شعر و ادب پارسی و بزرگداشت استاد شهریار به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و با حضور و سخنرانی جمعی از استادان و پژوهشگران برجسته کشور، چهارشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۵ در فضای مجازی برگزار شد
🔸شهریار شاعری بود که جهان را با شعر میدید و نگاه ژرف و گسترده او سبب شد آثارش در میان مردم نفوذی ماندگار پیدا کند. پیوند او با امور قدسی، بهویژه ارادت عمیقش به حضرت علی(ع)، نیز در ماندگاری و عمق آثارش نقش مهمی داشته است.
🔸شهریار به تدریج از مرحله عشق زمینی عبور کرد و تحت تأثیر تحولات معنوی زندگی خود، بهویژه پس از سفر به مشهد و تجربههای عرفانی، مسیر تازهای در شعر و حیات معنوی خویش آغاز کرد. از این دوره به بعد، بسیاری از سرودههای او رنگ و بوی عرفانی بیشتری یافتند.
🔸شهریار توانست میان میراث شعر کلاسیک فارسی و شعر معاصر پیوندی برقرار کند و در غزلهای خود از سنت شاعران بزرگی چون سعدی بهره بگیرد، اما در عین حال زبان و بیان شخصی خود را حفظ کند.
🔸اهمیت شهریار تنها به شعر فارسی او محدود نمیشود. او در زبان مادری خود نیز شاهکاری همچون «حیدربابایه سلام» آفرید؛ اثری که از نظر ساختار زبانی و موسیقی شعر، اهمیت ویژهای دارد. زبان ترکی از نظر ساختار دستوری با فارسی تفاوت دارد و از زبانهای پیوندی و پسوندی است؛ بنابراین استفاده از وزنهای عروضی فارسی برای سرودن شعری روان و طبیعی در این زبان دشوار است. شهریار با شناخت ظرفیتهای زبان ترکی، از وزن هجایی بهره گرفت و توانست شعری پدید آورد که با ساختار و موسیقی این زبان هماهنگ بود.
ibna.ir/x6K9B
@ibna_official
فارسی؛ زبانی که تمدن ایرانی را زنده نگه داشته است
🔸مراسم پاسداشت روز شعر و ادب پارسی و بزرگداشت استاد شهریار به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و با حضور و سخنرانی جمعی از استادان و پژوهشگران برجسته کشور، چهارشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۵ در فضای مجازی برگزار شد
🔸شهریار شاعری بود که جهان را با شعر میدید و نگاه ژرف و گسترده او سبب شد آثارش در میان مردم نفوذی ماندگار پیدا کند. پیوند او با امور قدسی، بهویژه ارادت عمیقش به حضرت علی(ع)، نیز در ماندگاری و عمق آثارش نقش مهمی داشته است.
🔸شهریار به تدریج از مرحله عشق زمینی عبور کرد و تحت تأثیر تحولات معنوی زندگی خود، بهویژه پس از سفر به مشهد و تجربههای عرفانی، مسیر تازهای در شعر و حیات معنوی خویش آغاز کرد. از این دوره به بعد، بسیاری از سرودههای او رنگ و بوی عرفانی بیشتری یافتند.
🔸شهریار توانست میان میراث شعر کلاسیک فارسی و شعر معاصر پیوندی برقرار کند و در غزلهای خود از سنت شاعران بزرگی چون سعدی بهره بگیرد، اما در عین حال زبان و بیان شخصی خود را حفظ کند.
🔸اهمیت شهریار تنها به شعر فارسی او محدود نمیشود. او در زبان مادری خود نیز شاهکاری همچون «حیدربابایه سلام» آفرید؛ اثری که از نظر ساختار زبانی و موسیقی شعر، اهمیت ویژهای دارد. زبان ترکی از نظر ساختار دستوری با فارسی تفاوت دارد و از زبانهای پیوندی و پسوندی است؛ بنابراین استفاده از وزنهای عروضی فارسی برای سرودن شعری روان و طبیعی در این زبان دشوار است. شهریار با شناخت ظرفیتهای زبان ترکی، از وزن هجایی بهره گرفت و توانست شعری پدید آورد که با ساختار و موسیقی این زبان هماهنگ بود.
ibna.ir/x6K9B
@ibna_official
ایبنا
فارسی؛ زبانی که تمدن ایرانی را زنده نگه داشته است
مراسم پاسداشت روز شعر و ادب پارسی و بزرگداشت استاد شهریار به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و با حضور و سخنرانی جمعی از استادان و پژوهشگران برجسته کشور، چهارشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۵ در فضای مجازی برگزار شد.
🔰راهنمایی برای مدیران و متخصصان حوزهی تحقیق و توسعه؛
«نوآوری از مسیر تحقیق و توسعه»؛ نگاهی به مدیریت نوآوری در سازمانها
🔸کتاب «نوآوری از مسیر تحقیق و توسعه؛ استراتژیهای موفقیت» نوشتهی حامد طاهردوست، با ترجمهی گروهی از مترجمان و به همت نشر مهربان، با حمایت مجتمع مس شهربابک منتشر شد. این کتاب با بررسی ابعاد علمی، مدیریتی و اجرایی تحقیق و توسعه، به راهبردهایی میپردازد که سازمانها و کسبوکارها برای برنامهریزی، مدیریت و ارزیابی فعالیتهای نوآورانه به آنها نیاز دارند
🔸یکی از محورهای اصلی کتاب، تدوین راهبرد و برنامهریزی برای فعالیتهای تحقیق و توسعه است. تصمیمگیری دربارهی اولویتهای پژوهشی، تعیین اهداف و تخصیص منابع از جمله موضوعاتی است که در مدیریت این فعالیتها اهمیت دارد. نویسنده با پرداختن به این مباحث، زمینهای برای آشنایی خوانندگان با مراحل شکلگیری و هدایت پروژههای تحقیق و توسعه فراهم میکند.
🔸کتاب به تحقیق و توسعه بهعنوان یک حوزهی حرفهای نیز توجه دارد. این موضوع امکان بررسی جایگاه فعالیتهای پژوهشی در ساختار سازمانی و نقش متخصصان این حوزه را فراهم میکند. در چنین چارچوبی، موفقیت پروژهها به شناخت وظایف، هماهنگی میان اعضای تیم و مدیریت فرایندهای اجرایی وابسته است.
🔸اثر طاهردوست با رویکردی آموزشی و کاربردی نوشته شده و مطالعات موردی را نیز برای توضیح تجربهها و چالشهای این حوزه در بر میگیرد. این ویژگی به خوانندگان امکان میدهد مباحث مدیریتی و اجرایی را در کنار نمونههایی از تجربههای عملی بررسی کنند.
ibna.ir/x6K9D
@ibna_official
«نوآوری از مسیر تحقیق و توسعه»؛ نگاهی به مدیریت نوآوری در سازمانها
🔸کتاب «نوآوری از مسیر تحقیق و توسعه؛ استراتژیهای موفقیت» نوشتهی حامد طاهردوست، با ترجمهی گروهی از مترجمان و به همت نشر مهربان، با حمایت مجتمع مس شهربابک منتشر شد. این کتاب با بررسی ابعاد علمی، مدیریتی و اجرایی تحقیق و توسعه، به راهبردهایی میپردازد که سازمانها و کسبوکارها برای برنامهریزی، مدیریت و ارزیابی فعالیتهای نوآورانه به آنها نیاز دارند
🔸یکی از محورهای اصلی کتاب، تدوین راهبرد و برنامهریزی برای فعالیتهای تحقیق و توسعه است. تصمیمگیری دربارهی اولویتهای پژوهشی، تعیین اهداف و تخصیص منابع از جمله موضوعاتی است که در مدیریت این فعالیتها اهمیت دارد. نویسنده با پرداختن به این مباحث، زمینهای برای آشنایی خوانندگان با مراحل شکلگیری و هدایت پروژههای تحقیق و توسعه فراهم میکند.
🔸کتاب به تحقیق و توسعه بهعنوان یک حوزهی حرفهای نیز توجه دارد. این موضوع امکان بررسی جایگاه فعالیتهای پژوهشی در ساختار سازمانی و نقش متخصصان این حوزه را فراهم میکند. در چنین چارچوبی، موفقیت پروژهها به شناخت وظایف، هماهنگی میان اعضای تیم و مدیریت فرایندهای اجرایی وابسته است.
🔸اثر طاهردوست با رویکردی آموزشی و کاربردی نوشته شده و مطالعات موردی را نیز برای توضیح تجربهها و چالشهای این حوزه در بر میگیرد. این ویژگی به خوانندگان امکان میدهد مباحث مدیریتی و اجرایی را در کنار نمونههایی از تجربههای عملی بررسی کنند.
ibna.ir/x6K9D
@ibna_official
ایبنا
«نوآوری از مسیر تحقیق و توسعه»؛ نگاهی به مدیریت نوآوری در سازمانها
کتاب «نوآوری از مسیر تحقیق و توسعه؛ استراتژیهای موفقیت» نوشتهی حامد طاهردوست، با ترجمهی گروهی از مترجمان و به همت نشر مهربان، با حمایت مجتمع مس شهربابک منتشر شد. این کتاب با بررسی ابعاد علمی، مدیریتی و اجرایی تحقیق و توسعه، به راهبردهایی میپردازد که سازمانها…
🔰ایبنا گزارش میدهد؛
کتاب در محاصره مثلث تورمی ملزومات
🔸رشد قیمت مرکب، زینک و مقوا در کنار جهش بهای کاغذ، هزینههای چاپخانهها را به اوج رسانده و قیمت تمامشده کتاب را هدف گرفته است.
🔸بررسی وضعیت بازار ملزومات چاپ در هفته جاری نشان میدهد که قیمت مواد اولیه مورد استفاده در فرآیند تولید کتاب همچنان بالاست و حتی نسبت به هفته گذشته رشد نسبتا چشمگیری داشته و ممکن است به کانال ۱۰ میلیون تومانی وارد شود.
🔸نگاهی به قیمتهای اعلامشده از بازار ملزومات چاپ نشان میدهد که زنجیره تولید کتاب همچنان با فشار ناشی از هزینه مواد اولیه روبهرو است. افزایش قیمت کاغذ در کنار رشد هزینه مقوا، مرکب، زینک و مواد مصرفی صحافی، هزینههای چاپ و آمادهسازی کتاب را افزایش میدهد و در نهایت میتواند بر قیمت تمامشده کتاب اثر بگذارد.
🔸با توجه به سهم بالای هزینه مواد اولیه در فرآیند تولید کتاب، تداوم این روند برای ناشران و چاپخانهها اهمیت ویژهای دارد و وضعیت بازار ملزومات چاپ همچنان یکی از عوامل مؤثر بر اقتصاد تولید و انتشار کتاب محسوب میشود.
ibna.ir/x6K9w
@ibna_official
کتاب در محاصره مثلث تورمی ملزومات
🔸رشد قیمت مرکب، زینک و مقوا در کنار جهش بهای کاغذ، هزینههای چاپخانهها را به اوج رسانده و قیمت تمامشده کتاب را هدف گرفته است.
🔸بررسی وضعیت بازار ملزومات چاپ در هفته جاری نشان میدهد که قیمت مواد اولیه مورد استفاده در فرآیند تولید کتاب همچنان بالاست و حتی نسبت به هفته گذشته رشد نسبتا چشمگیری داشته و ممکن است به کانال ۱۰ میلیون تومانی وارد شود.
🔸نگاهی به قیمتهای اعلامشده از بازار ملزومات چاپ نشان میدهد که زنجیره تولید کتاب همچنان با فشار ناشی از هزینه مواد اولیه روبهرو است. افزایش قیمت کاغذ در کنار رشد هزینه مقوا، مرکب، زینک و مواد مصرفی صحافی، هزینههای چاپ و آمادهسازی کتاب را افزایش میدهد و در نهایت میتواند بر قیمت تمامشده کتاب اثر بگذارد.
🔸با توجه به سهم بالای هزینه مواد اولیه در فرآیند تولید کتاب، تداوم این روند برای ناشران و چاپخانهها اهمیت ویژهای دارد و وضعیت بازار ملزومات چاپ همچنان یکی از عوامل مؤثر بر اقتصاد تولید و انتشار کتاب محسوب میشود.
ibna.ir/x6K9w
@ibna_official