قبلاً ناراحت میشدم وقتی یکی از زندگیم میرفت؛ الان فقط نگاه میکنم ببینم کی تا آخر حرفاش پایبند میمونه.
فقط ادامه میدیم، با یه مشت دردی که هیچکس حوصله شنیدنش رو نداره. اینه رسم زندگی؟
همه یه رویی از خودشون رو به دنیا نشون میدن که خیلی خوبه، ولی اون قسمتی که واقعاً خستهست، یه جایی پنهونه...
یه وقتایی هست که وسط خندیدن با بقیه، تو ذهنت داری یه چیز دیگهای رو مرور میکنی.
یه جاهایی میرسی که حس گم شدن و پوچی بهت دست میده...
و نمیدونی چطور برگردی به خود قبلیت!
و نمیدونی چطور برگردی به خود قبلیت!
یکی از بدترین تجربه ها برا وقتیه که چیزی یا کسی رو از دست دادی و میدونی دیگه راهی برای برگشتش نیست.
وقتهایی که تنهایی تصمیم بگیری، یاد میگیری! حتی اگه اون تصمیمت اشتباه باشه بازم تجربه خوبی میشه برات.