یه وقتایی تو برا موندن دلیل میاری، اون برا رفتن؛
همینجاست که دیگه از دلت بدجوری ضربه خوردی...
همینجاست که دیگه از دلت بدجوری ضربه خوردی...
بعضی روزا فقط دلت میخواد گوشی رو کنار بذاری، از همه فاصله بگیری و یه مدت برای هیچکس در دسترس نباشی.
قبلاً ناراحت میشدم وقتی یکی از زندگیم میرفت؛ الان فقط نگاه میکنم ببینم کی تا آخر حرفاش پایبند میمونه.
فقط ادامه میدیم، با یه مشت دردی که هیچکس حوصله شنیدنش رو نداره. اینه رسم زندگی؟
همه یه رویی از خودشون رو به دنیا نشون میدن که خیلی خوبه، ولی اون قسمتی که واقعاً خستهست، یه جایی پنهونه...
یه وقتایی هست که وسط خندیدن با بقیه، تو ذهنت داری یه چیز دیگهای رو مرور میکنی.
یه جاهایی میرسی که حس گم شدن و پوچی بهت دست میده...
و نمیدونی چطور برگردی به خود قبلیت!
و نمیدونی چطور برگردی به خود قبلیت!