ایران شبیه بمبئی هند شده
کوچه خیابون ها کثیف، دستشویی های عمومی بسته، پسرهایی که از شدت آفتاب پوستشون سوخته و سیاه شدن و به دنبال ترند غرب هستن، سیبیل گذاشتن و هندی تر شدن، هرچهار قدمی هم یه ژنراتور برق گذاشتن ترتر میکنه.
🦠 @iProtectedArea
کوچه خیابون ها کثیف، دستشویی های عمومی بسته، پسرهایی که از شدت آفتاب پوستشون سوخته و سیاه شدن و به دنبال ترند غرب هستن، سیبیل گذاشتن و هندی تر شدن، هرچهار قدمی هم یه ژنراتور برق گذاشتن ترتر میکنه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
نیاز دارم به یکی متعهد باشم
دوستش داشته باشم
دوستم داشته باشه
کسی باشه که هدفی باشه برای چشمانتظاری
به امیدش گوشیمو چک کنم
ذوق دیدنش و وقت گذروندن باهاشو داشته باشم
چیه این زندگی مزخرفم ؟ حالم دیگه داره بهم میخوره
🦠 @iProtectedArea
دوستش داشته باشم
دوستم داشته باشه
کسی باشه که هدفی باشه برای چشمانتظاری
به امیدش گوشیمو چک کنم
ذوق دیدنش و وقت گذروندن باهاشو داشته باشم
چیه این زندگی مزخرفم ؟ حالم دیگه داره بهم میخوره
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
چقدر زیبا بود… زیباییاش فقط در قاب چشمانش نمیگنجید، چشمهایی که شبیه دریچهای به بینهایت بودند؛ پر از راز، پر از پرسش. موهایش مثل موجی آرام بر شانههایش مینشست و هر بار که نگاه میکردی، زمان در برابرش کوتاه میآمد. اخلاقش، عجیب آینهای بود در برابر من؛ گویی در وجودش تکهای از من زاده شده بود، یا شاید من تکهای از او را در خود حمل میکردم.
اما چه حیف… زمان، همیشه بازیگر بیرحمیست. روزگار ما را در سطحی یکسان از تصمیم و انتخاب قرار نداد. گویی سرنوشت، ما را در دو خط موازی نوشت؛ نزدیک، اما هرگز تلاقی نکرده. و همین است که تلخیِ شیرینِ یادش، فلسفهای جاودانه برایم ساخته: گاهی انسان، در نهایت شباهت و زیبایی، تنها تماشاگر لحظهای از بیکران میشود… و تقدیر، ادامهی مسیر را از او دریغ میکند.
🦠 @iProtectedArea
اما چه حیف… زمان، همیشه بازیگر بیرحمیست. روزگار ما را در سطحی یکسان از تصمیم و انتخاب قرار نداد. گویی سرنوشت، ما را در دو خط موازی نوشت؛ نزدیک، اما هرگز تلاقی نکرده. و همین است که تلخیِ شیرینِ یادش، فلسفهای جاودانه برایم ساخته: گاهی انسان، در نهایت شباهت و زیبایی، تنها تماشاگر لحظهای از بیکران میشود… و تقدیر، ادامهی مسیر را از او دریغ میکند.
🦠 @iProtectedArea