Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
غزلی زیبا از سعدی تقدیم به شما عزیزان..
از در درآمدی و من از خود به درشدم گویی کز این جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر میدهد ز دوست صاحب خبر بیامد و من بیخبر شدم
چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب مهرم به جان رسید و به عیوق برشدم
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود بدیدم و مشتاق تر شدم
دستم نداد قوت رفتن به پیش دوست چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم
بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم
او را خود التفات نبودي به صید من من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
گویند روی سرخ تو سعدی كه زرد کرد اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
از در درآمدی و من از خود به درشدم گویی کز این جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر میدهد ز دوست صاحب خبر بیامد و من بیخبر شدم
چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب مهرم به جان رسید و به عیوق برشدم
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود بدیدم و مشتاق تر شدم
دستم نداد قوت رفتن به پیش دوست چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم
بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم
او را خود التفات نبودي به صید من من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
گویند روی سرخ تو سعدی كه زرد کرد اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
امروز را آغازی تازه بدان....💫✨
زندگی رودخانه ایست که مدام به سمت آینده در جریان است.
هیچ قطره ای از آن دو بار از زیر یک پل رد نمی شود.
برخیز و به سمت پیروزی حرکت کن..
زندگی رودخانه ایست که مدام به سمت آینده در جریان است.
هیچ قطره ای از آن دو بار از زیر یک پل رد نمی شود.
برخیز و به سمت پیروزی حرکت کن..
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
هیپنوتیزم، چالش برانگیز ترین و پرسش انگیزترین موضوع روان شناسی از نظر اتکینسون و هیلگارد *1*
از میان مطالبی که در این کتاب مورد بررسی قرار میگیرند، هیچ یک چالش برانگیزتر و پرسش برانگیرتر از هیپنوز یا خواب مصنوعی نیست. گاهی این پدیده یک موضوع اسرارآمیز تلقی می شود، اما مورد بررسی های پژوهشی و علمی فراوانی قرار گرفته است و هنوز شک و تردید درمورد آن وجود دارد، اما بسیاری از حقایق مربوط به آن نیز آشکار شده است.
القای خواب مصنوعی
در خواب مصنوعی فرد مشتاق و همکاری کننده (معمولا افرادی که در بیشتر شرایط می توانند هیپنوز شوند) برخی از جنبه های کنترل رفتار خود را در اختیار هیپنوتیزم کننده قرار می دهد و برخی از واقعیت های مخدوش شده را می پذیرد. هیپنوتیزم کننده از روش های متنوعی برای اعمال چنین شرایطی استفاده میکند. به عنوان مثال از فرد خواسته می شود که روی نشانه خاصی تمرکز کند (مثلا میخی بر روی دیوار) و همزمان خود را رها کند و آرام باشد. هیپنوز کننده به او القا می کند که به تدریج خواب آلوده می شود و متذکر می شود که هیپنوز حالتی از آرامش است که طی آن محرک های محیطی در فرد بی اثر می شود. اما این حالت خواب واقعی نیست و او به خواب واقعی نمی رود و صدای هیپنوز کننده را می شنود.
همین حالت را میتوان در وضعیت های بسیار هیجانی و تنش زا هم ایجاد کرد. خلسه-خواب مصنوعی بیش هوشیار را میتوان در چنین وضعیت هایی ایجاد کرد. در پژوهشی فرد دوچرخه ثابتی را به شدت بهم میزند و همزمان تلقین های مربوط و مشابه مذکور را دریافت می کند. یافته های چنین پژوهشی نشان می دهد که هیپنوز مترادف خواب نیست، بلکه روشی معادل با القای خلسه است، همانطور که درویشان چرخان در این حالت فرو می روند.
در روش های جدید هیپنوز از دستورات مقتدرانه استفاده نمی کنند. با آموزش های کوتاهی میتوان به افراد یاد داد که خودشان را به خواب مصنوعی فرو برند. افراد همه به یک نسبت به هیپنوز واکنش نشان نمی دهند. در حدود 5 تا 10 درصد افراد در هیچ شرایطی (حتی با هیپنوتیزورهای قوی) هیپنوز نمی شوند. بقیه افراد دارای درجات متفاوتی از قابلیت هیپنوز شدن هستند. فردی که در وضعیتی هیپنوز شود، در وضعیت ها و زمان های دیگری نیز به همان نسبت قابل هیپنوز شدن است.
از میان مطالبی که در این کتاب مورد بررسی قرار میگیرند، هیچ یک چالش برانگیزتر و پرسش برانگیرتر از هیپنوز یا خواب مصنوعی نیست. گاهی این پدیده یک موضوع اسرارآمیز تلقی می شود، اما مورد بررسی های پژوهشی و علمی فراوانی قرار گرفته است و هنوز شک و تردید درمورد آن وجود دارد، اما بسیاری از حقایق مربوط به آن نیز آشکار شده است.
القای خواب مصنوعی
در خواب مصنوعی فرد مشتاق و همکاری کننده (معمولا افرادی که در بیشتر شرایط می توانند هیپنوز شوند) برخی از جنبه های کنترل رفتار خود را در اختیار هیپنوتیزم کننده قرار می دهد و برخی از واقعیت های مخدوش شده را می پذیرد. هیپنوتیزم کننده از روش های متنوعی برای اعمال چنین شرایطی استفاده میکند. به عنوان مثال از فرد خواسته می شود که روی نشانه خاصی تمرکز کند (مثلا میخی بر روی دیوار) و همزمان خود را رها کند و آرام باشد. هیپنوز کننده به او القا می کند که به تدریج خواب آلوده می شود و متذکر می شود که هیپنوز حالتی از آرامش است که طی آن محرک های محیطی در فرد بی اثر می شود. اما این حالت خواب واقعی نیست و او به خواب واقعی نمی رود و صدای هیپنوز کننده را می شنود.
همین حالت را میتوان در وضعیت های بسیار هیجانی و تنش زا هم ایجاد کرد. خلسه-خواب مصنوعی بیش هوشیار را میتوان در چنین وضعیت هایی ایجاد کرد. در پژوهشی فرد دوچرخه ثابتی را به شدت بهم میزند و همزمان تلقین های مربوط و مشابه مذکور را دریافت می کند. یافته های چنین پژوهشی نشان می دهد که هیپنوز مترادف خواب نیست، بلکه روشی معادل با القای خلسه است، همانطور که درویشان چرخان در این حالت فرو می روند.
در روش های جدید هیپنوز از دستورات مقتدرانه استفاده نمی کنند. با آموزش های کوتاهی میتوان به افراد یاد داد که خودشان را به خواب مصنوعی فرو برند. افراد همه به یک نسبت به هیپنوز واکنش نشان نمی دهند. در حدود 5 تا 10 درصد افراد در هیچ شرایطی (حتی با هیپنوتیزورهای قوی) هیپنوز نمی شوند. بقیه افراد دارای درجات متفاوتی از قابلیت هیپنوز شدن هستند. فردی که در وضعیتی هیپنوز شود، در وضعیت ها و زمان های دیگری نیز به همان نسبت قابل هیپنوز شدن است.
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
هیپنوتیزم، چالش برانگیز ترین و پرسش انگیزترین موضوع روان شناسی از نظر اتکینسون و هیلگارد *2*
تلقینات در خواب مصنوعی
القائات به فرد هیپنوز شده می تواند منجر به رفتارها و تجربه های متنوعی در او گردد. میتوان حرکات جسمی فرد را تحت تاثیر قرار داد، خاطره جدیدی را به حافظه فرد وارد کرد، خاطره قدیمی را برای او زنده کرد و ادراک کنونی او را تغییر داد.
کنترل حرکت
بسیاری از افرادی را که به خواب مصنوعی وارد می شوند، میتوان به طور غیر ارادی وادار به انجام حرکاتی نمود. به عنوان مثال اگر فرد ایستاده باشد و دستان او به نحوی جلو کشیده شده باشد که کف دست های او با فاصله از هم مقابل هم قرار بگیرد؛ اگر هیپنوتیزم کننده به او القا نماید که حالا دستان او به هم نزدیک می شوند، دستان فرد بی اختیار به سمت یکدیگر حرکت می کنند، و فرد احساس می کند که نیرویی بیرونی دستان او را بهم نزدیک می کند. القاهای مستقیم می تواند فرد را از عملی بازدارد؛ میتوان به فرد القا کرد ساعد و بازوهای او خشک می شوند (همچون یک میله آهنی)، پس از آن چنانچه از فرد خواسته شود دستش را سینه خود نزدیک کند، قادر به این عمل نخواهد بود، و یا این عمل چنان برایش دشوار است که بایستی مانند خم کردن یک میله آهنی به خود فشار بیاورد. البته ایجاد چنین پاسخی دشوارتر از ایجاد حرکت در هیپنوتیزم شونده است.
پاسخ های پس از خواب مصنوعی
هنگامی روی می دهند که به فرد هیپنوز شونده القا شود، و پس از اینکه فرد از خواب مصنوعی بیدار شد، این پاسخ ها با علامت از پیش تعیین شده هیپنوز کننده بی اختیار در فرد فعال می شود، هرچند که فرد این نوع القا را به خاطر نمی آورد، اما اجباری در خود حس می کند که او را وادار به انجام آن عمل می نماید. معمولا افراد انجام چنین عملی را توجیه می کند.
یادزدودگی پس از هیپنوتیزم
براساس القایی که هیپنوز کننده ارائه می کند، رویدادهای زمان هیپنوز میتوانند فراموش شوند و این فراموشی تا زمانی ادامه یابد که نشانه خاصی از جانب هیپنوزکننده صادر گردد. این پدیده را یادزدودگی پس از هیپنوز می نامند. افراد در میزان فراموشی پس از هیپنوز متفاوت اند. برخی از پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند، پدیده خواب مصنوعی به خودی خود موجب تداخل در توانایی فرد در به یادآوری موضوعی در حافظه می گردد، اما موجب ایجاد اشکال در حافظه واقعی نمی شود.
تلقینات در خواب مصنوعی
القائات به فرد هیپنوز شده می تواند منجر به رفتارها و تجربه های متنوعی در او گردد. میتوان حرکات جسمی فرد را تحت تاثیر قرار داد، خاطره جدیدی را به حافظه فرد وارد کرد، خاطره قدیمی را برای او زنده کرد و ادراک کنونی او را تغییر داد.
کنترل حرکت
بسیاری از افرادی را که به خواب مصنوعی وارد می شوند، میتوان به طور غیر ارادی وادار به انجام حرکاتی نمود. به عنوان مثال اگر فرد ایستاده باشد و دستان او به نحوی جلو کشیده شده باشد که کف دست های او با فاصله از هم مقابل هم قرار بگیرد؛ اگر هیپنوتیزم کننده به او القا نماید که حالا دستان او به هم نزدیک می شوند، دستان فرد بی اختیار به سمت یکدیگر حرکت می کنند، و فرد احساس می کند که نیرویی بیرونی دستان او را بهم نزدیک می کند. القاهای مستقیم می تواند فرد را از عملی بازدارد؛ میتوان به فرد القا کرد ساعد و بازوهای او خشک می شوند (همچون یک میله آهنی)، پس از آن چنانچه از فرد خواسته شود دستش را سینه خود نزدیک کند، قادر به این عمل نخواهد بود، و یا این عمل چنان برایش دشوار است که بایستی مانند خم کردن یک میله آهنی به خود فشار بیاورد. البته ایجاد چنین پاسخی دشوارتر از ایجاد حرکت در هیپنوتیزم شونده است.
پاسخ های پس از خواب مصنوعی
هنگامی روی می دهند که به فرد هیپنوز شونده القا شود، و پس از اینکه فرد از خواب مصنوعی بیدار شد، این پاسخ ها با علامت از پیش تعیین شده هیپنوز کننده بی اختیار در فرد فعال می شود، هرچند که فرد این نوع القا را به خاطر نمی آورد، اما اجباری در خود حس می کند که او را وادار به انجام آن عمل می نماید. معمولا افراد انجام چنین عملی را توجیه می کند.
یادزدودگی پس از هیپنوتیزم
براساس القایی که هیپنوز کننده ارائه می کند، رویدادهای زمان هیپنوز میتوانند فراموش شوند و این فراموشی تا زمانی ادامه یابد که نشانه خاصی از جانب هیپنوزکننده صادر گردد. این پدیده را یادزدودگی پس از هیپنوز می نامند. افراد در میزان فراموشی پس از هیپنوز متفاوت اند. برخی از پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند، پدیده خواب مصنوعی به خودی خود موجب تداخل در توانایی فرد در به یادآوری موضوعی در حافظه می گردد، اما موجب ایجاد اشکال در حافظه واقعی نمی شود.
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
هیپنوتیزم، چالش برانگیز ترین و پرسش انگیزترین موضوع روان شناسی از نظر اتکینسون و هیلگارد *3*
توهمات مثبت و منفی
ایجاد برخی از تجربه ها نیاز به استعداد فرد هیپنوز شونده دارند. ایجاد ادراک مخدوش شده توهمی، مثالی از این مورد است. دو نوع توهم القایی مطرح شده است؛
در توهمات مثبت فرد صدایی را می شنود یا چیزی را میبیندکه وجود خارجی ندارد.
در توهمات منفی فرد نمی تواند پدیده حسی واقعی را درک کند؛ به عنوان مثال برای توهم منفی از فرد خواسته می شود که روی صندلی خیالی بنشیند و فرد بدن خود را در وضعیتی قرار می دهد که واقعا روی صندلی نشسته است.
یا در توهمات مثبت از فرد خواسته می شود که قسمتی از صندلی را ببیند که از نظر پنهان است.
میتوان توهم پس از خواب مصنوعی نیز ایجاد کرد. به عنوان مثال طی هیپنوز میتوان به فرد القا کرد که پس از بیداری خرگوشی را در بغل دارد و آن را نوازش می کند و خرگوش از او خواهد پرسید که «ساعت چند است؟». دیدن خرگوش در بغل کاملا طبیعی است اما اینکه خرگوش ساعت را بپرسد کاملا غیر عادی است. در این مورد هیپنوتیزم شونده (در بیداری) می پرسد «کسی پرسید ساعت چند است؟».
از توهم منفی برای کنترل ادراک درد استفاده می شود. در بسیاری از موارد خواب مصنوعی درد را از بین می برد، در حالیکه منشا ایجاد کننده درد (مثلا سوختگی یا شکستگی استخوان) همچنان باقی است. در بیماری های توام با درد حتی کاهش 20 درصدی درد می تواند برای بهبود زندگی فرد بسیار مفید باشد. پژوهش ها نشان داده اند که میزان کاهش درد با درجه استعداد هیپنوتیزم شدن افراد ارتباط مستقیم دارد.
توهمات مثبت و منفی
ایجاد برخی از تجربه ها نیاز به استعداد فرد هیپنوز شونده دارند. ایجاد ادراک مخدوش شده توهمی، مثالی از این مورد است. دو نوع توهم القایی مطرح شده است؛
در توهمات مثبت فرد صدایی را می شنود یا چیزی را میبیندکه وجود خارجی ندارد.
در توهمات منفی فرد نمی تواند پدیده حسی واقعی را درک کند؛ به عنوان مثال برای توهم منفی از فرد خواسته می شود که روی صندلی خیالی بنشیند و فرد بدن خود را در وضعیتی قرار می دهد که واقعا روی صندلی نشسته است.
یا در توهمات مثبت از فرد خواسته می شود که قسمتی از صندلی را ببیند که از نظر پنهان است.
میتوان توهم پس از خواب مصنوعی نیز ایجاد کرد. به عنوان مثال طی هیپنوز میتوان به فرد القا کرد که پس از بیداری خرگوشی را در بغل دارد و آن را نوازش می کند و خرگوش از او خواهد پرسید که «ساعت چند است؟». دیدن خرگوش در بغل کاملا طبیعی است اما اینکه خرگوش ساعت را بپرسد کاملا غیر عادی است. در این مورد هیپنوتیزم شونده (در بیداری) می پرسد «کسی پرسید ساعت چند است؟».
از توهم منفی برای کنترل ادراک درد استفاده می شود. در بسیاری از موارد خواب مصنوعی درد را از بین می برد، در حالیکه منشا ایجاد کننده درد (مثلا سوختگی یا شکستگی استخوان) همچنان باقی است. در بیماری های توام با درد حتی کاهش 20 درصدی درد می تواند برای بهبود زندگی فرد بسیار مفید باشد. پژوهش ها نشان داده اند که میزان کاهش درد با درجه استعداد هیپنوتیزم شدن افراد ارتباط مستقیم دارد.
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
هیپنوتیزم، چالش برانگیز ترین و پرسش انگیزترین موضوع روان شناسی از نظر اتکینسون و هیلگارد *4*
مشاهده گر پنهان
مفهوم مشاهده گر پنهان را هیلگارد در سال 1986 مطرح نمود، در این پدیده بسیاری از افراد هیپنوز شده قسمت هایی از ذهن که در قلمرو هشیاری قرار نداشته است را درک کنند، گویی که نظاره گر کلیت تجربه خود هستند. این پدیده به ساختار ذهنی اشاره دارد که نظارت کننده بر تمام رویداد ها (از جمله مواردی که فرد هیپنوز شونده نسبت به ادراک آن ناهشیار است) اشراف دارد. این پدیده در بسیاری از آزمایش ها نشان داده شده است. به عنوان مثال در مطالعات پدیده رهایی از درد از شرکت کنندگان خواسته می شود که از طریق نوشتن و یا گفتار خود به خودی ]بی اختیار[ توضیح دهند که درد را چگونه حس می کنند؟ (خود را به جای درد قرار دهند) و همزمان دستگاه هوشیار آنها تلقین هیپنوتیزم کننده را برای رهایی از درد بپذیرد و به آن پاسخ بگوید. هیلگارد و همکارانش این پدیده را با پدیده تقسیم توجه در زندگی روزمره که در آن دو کار را همزمان انجام می دهیم مقایسه کرده اند: رانندگی می کنیم و همزمان مکالمه نمائیم.
از خواب مصنوعی برای جراحی های اضطراب برانگیز و دندانپزشکی، آسم، بیماری های دستگاه گوارش، و حالت تهوعی که بر اثر شیمی درمانی سرطانی ها و به طور کلی کنترل و اراده کردن درد استفاده می شود. همچنین در درمان اختلالات روانشناختی مانند اعتیاد کاربرد دارد.
درمان مسائل هیجانی، حوزه بحث برانگیز استفاده از هیپنوز است. طرفداران استفاده از هیپنوز بر این باورند که این نوع درمان به درمانگر این امکان را می دهد تا خاطرات سرکوب شده مسبب مسائل روانشناختی را آشکار سازد، اما بسیاری نیز به استفاده از هیپنوز در روان درمانی انتقاد کرده اند. این رویکرد معتقد است که خواب مصنوعی چیزی بیشتر از ایجاد حافظه کاذب در مراجعه کننده نیست. چنین مواردی شامل ایجاد خاطره کاذب اما بسیار دردناک از آزار جنسی است. بدون اینکه واقعا چنین اتفاقی افتاده باشد.
(برگرفته از کتاب زمینه روان شناسی ویراست 15 اثر اتکینسون و هیلگارد و همکاران)
مشاهده گر پنهان
مفهوم مشاهده گر پنهان را هیلگارد در سال 1986 مطرح نمود، در این پدیده بسیاری از افراد هیپنوز شده قسمت هایی از ذهن که در قلمرو هشیاری قرار نداشته است را درک کنند، گویی که نظاره گر کلیت تجربه خود هستند. این پدیده به ساختار ذهنی اشاره دارد که نظارت کننده بر تمام رویداد ها (از جمله مواردی که فرد هیپنوز شونده نسبت به ادراک آن ناهشیار است) اشراف دارد. این پدیده در بسیاری از آزمایش ها نشان داده شده است. به عنوان مثال در مطالعات پدیده رهایی از درد از شرکت کنندگان خواسته می شود که از طریق نوشتن و یا گفتار خود به خودی ]بی اختیار[ توضیح دهند که درد را چگونه حس می کنند؟ (خود را به جای درد قرار دهند) و همزمان دستگاه هوشیار آنها تلقین هیپنوتیزم کننده را برای رهایی از درد بپذیرد و به آن پاسخ بگوید. هیلگارد و همکارانش این پدیده را با پدیده تقسیم توجه در زندگی روزمره که در آن دو کار را همزمان انجام می دهیم مقایسه کرده اند: رانندگی می کنیم و همزمان مکالمه نمائیم.
از خواب مصنوعی برای جراحی های اضطراب برانگیز و دندانپزشکی، آسم، بیماری های دستگاه گوارش، و حالت تهوعی که بر اثر شیمی درمانی سرطانی ها و به طور کلی کنترل و اراده کردن درد استفاده می شود. همچنین در درمان اختلالات روانشناختی مانند اعتیاد کاربرد دارد.
درمان مسائل هیجانی، حوزه بحث برانگیز استفاده از هیپنوز است. طرفداران استفاده از هیپنوز بر این باورند که این نوع درمان به درمانگر این امکان را می دهد تا خاطرات سرکوب شده مسبب مسائل روانشناختی را آشکار سازد، اما بسیاری نیز به استفاده از هیپنوز در روان درمانی انتقاد کرده اند. این رویکرد معتقد است که خواب مصنوعی چیزی بیشتر از ایجاد حافظه کاذب در مراجعه کننده نیست. چنین مواردی شامل ایجاد خاطره کاذب اما بسیار دردناک از آزار جنسی است. بدون اینکه واقعا چنین اتفاقی افتاده باشد.
(برگرفته از کتاب زمینه روان شناسی ویراست 15 اثر اتکینسون و هیلگارد و همکاران)
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
تدریس هیپنوتیزم و هیپنوتراپی برای پزشکان توسط دکتر صمد ولیزاده در بیمارستان در 34 سال پیش
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
تدریس هیپنوتیزم و هیپنوتراپی برای پزشکان توسط دکتر صمد ولیزاده در بیمارستان در 34 سال پیش
یکی از متخصصان پزشکی در حال آزمایش حالت کاتالپتیک بازوی سوژه (هیپنوتیزم شونده) و چگونگی کنترل عضلات آن می باشد
یکی از متخصصان پزشکی در حال آزمایش حالت کاتالپتیک بازوی سوژه (هیپنوتیزم شونده) و چگونگی کنترل عضلات آن می باشد