Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
تدریس هیپنوتیزم و هیپنوتراپی برای پزشکان توسط دکتر صمد ولیزاده در بیمارستان در 34 سال پیش
یکی از متخصصان پزشکی در حال آزمایش حالت کاتالپتیک بازوی سوژه (هیپنوتیزم شونده) و چگونگی کنترل عضلات آن می باشد
یکی از متخصصان پزشکی در حال آزمایش حالت کاتالپتیک بازوی سوژه (هیپنوتیزم شونده) و چگونگی کنترل عضلات آن می باشد
خود هیپنوتیزم و دگرهیپنوتیزم
علم هیپنوتیزم از جهت مکانیسم اجرا دو نوع می باشد:
1-خودهیپنوتیزم
2-دگرهیپنوتیزم
1-خودهیپنوتیزم: "خودهیپنوتیزم"روشی است که یک فرد با استفاده از آن میتواند خود را به حالت هیپنوزوا رد کند. در این روش هرفردی میتواند خود را از حالت عادی خارج نموده و به حالت خلسه یا خواب مصنوعی که به آن هیپنوزیا هیپنوسیس می گویند وارد نموده و شخصیت، احساسات و عواطف خود را تحت تاثیر شدید قرار دهد.
همه انسان ها به خودهیپنوتیزم احتیاج دارند. خودهیپنوتیزم در تنهایی ها، در روزهای سخت، در اوقات تلخ و ناخوشایند، در زمان برخورد به موانع و مشکلات، در مواقع روی دادن مصیبت و ناراحتی، و در زمان آشفتگی فکری و روحی، میتواند بهترین همدم و مونس یک شخص باشد.
وقتی که آدمی دچار شکست یا مصیبتی میگردد و آتش از درون در جانش می افتد و طوفان حوادث، کشتی هدف و موفقیتش را درهم میشکند میتواند با خود هیپنوتیزم خود را از حالت عادی خارج نموده و به حالت عظیم و ارزشمند خلسه و ترانس وارد کند و خویشتن را از دست افکار آزار دهنده نجات داده استعدادهای درونی خود را به کمک بطلبد.
فردی که قادر به خودهیپنوتیزم باشد، با کمی تلاش میتواند در مقابل همه حوادث، مصایب و شکست های زندگی، قدعلم کرده و روحیه خود را حفظ نماید. چنین فردی در برابر مشکلات زندگی خود را نمیبازد و از بلای حوادث در امان می ماند.
همچنین با یادگیری خودهیپنوتیزم فرد میتواند در هر لحظه دلخواه خود را به حالت هیپنوزوا وارد نموده و به خود بهسازی و تغییر شخصیت و عواطف و کنترل احساسات و شهوات پرداخته و خویشتن پرداخته و خویشتن را از دست امراض و ناراحتی ها مختلف فکری و عصبی و جسمی نجات داده، به آرامش و سلامتی و نشاط دست یابد.
2-دگرهیپنوتیزم: علم هیپنوتیزم در اولین سال های پیدایش آن که بصورت علمی و با اسم مشخص در غرب شناخته شده اند، از جهت دگرهیپنوتیزم مورد توجه قرار گرفت. هیپنوتیزم قرنها پیش در نزد ملل مختلف بویژه ملل شرقی شناخته شده و مورد استفاده قرار گرفته بود ولی کشف و طرح علمی و مشخص آنرا مدیون دکتر آنتوان مسمر هستیم. دکتر مسمر علم هیپنوتیزم را برای اولین بار بصورت علمی و مشخص مطرح نموده و آنرا برای درمان امراض بکار برد. در آن سال ها خودهیپنوتیزم مطرح نشده بود بلکه ده ها سال بعد از شناخته شدن خودهیپنوتیزم در غرب شناخته شده و مورد استفاده قرار گرفت.
در حالت دگرهیپنوتیزم یک فرد، شخصی دیگر را به طرق مختلف از حالت عادی خارج نموده به حالت هیپنوز و خلسه میبرد. در این حالت هیپنوتیزور(هیپنوتیست) با استفاده از روش های مختلف و متنوع در هوش یاری و درک سوژه تغییراتی بوجود آورده و او را به حالت هیپنوز و عالم خواب مصنوعی وارد میکند و شخصیت، احساسات، عواطف او را تحت تاثیر قرار داده و نیروی تفکر و تعقل و قضاوت سوژه را موقتا در اختیار میگیرد. البته تحت تاثیر قرار دادن سوژه شدت و ضعف هایی دارد که مربوط به استعداد هیپنوزپذیری سوژه می باشد.
امروزه دگرهیپنوتیزم در کشورهای مختلف جهان بوسیله متخصصین و اساتید بزرگ هیپنوتیزم برای اهداف درمانی و تربیتی مورد استفاده قرار میگیرد. اصلی ترین کاربرد فعلی دگرهیپنوتیزم در جهان برای مقاصد درمانی امراض عصبی و روانی و روانتنی و از بین بردن اختلالات شخصیتی و عادات و عواطف مضر و ایجاد و تثبیت عادات و خلق های مفید و ارزشمند و بهسازی شخصیتی و تقویت استعدادهای مفید و ارزشمند و شرطی سازی برای آموزش خودهیپنوتیزم می باشد.
(برگرفته از کتاب اسرار خودهیپنوتیزم، نوشته دکتر صمد ولیزاده)
علم هیپنوتیزم از جهت مکانیسم اجرا دو نوع می باشد:
1-خودهیپنوتیزم
2-دگرهیپنوتیزم
1-خودهیپنوتیزم: "خودهیپنوتیزم"روشی است که یک فرد با استفاده از آن میتواند خود را به حالت هیپنوزوا رد کند. در این روش هرفردی میتواند خود را از حالت عادی خارج نموده و به حالت خلسه یا خواب مصنوعی که به آن هیپنوزیا هیپنوسیس می گویند وارد نموده و شخصیت، احساسات و عواطف خود را تحت تاثیر شدید قرار دهد.
همه انسان ها به خودهیپنوتیزم احتیاج دارند. خودهیپنوتیزم در تنهایی ها، در روزهای سخت، در اوقات تلخ و ناخوشایند، در زمان برخورد به موانع و مشکلات، در مواقع روی دادن مصیبت و ناراحتی، و در زمان آشفتگی فکری و روحی، میتواند بهترین همدم و مونس یک شخص باشد.
وقتی که آدمی دچار شکست یا مصیبتی میگردد و آتش از درون در جانش می افتد و طوفان حوادث، کشتی هدف و موفقیتش را درهم میشکند میتواند با خود هیپنوتیزم خود را از حالت عادی خارج نموده و به حالت عظیم و ارزشمند خلسه و ترانس وارد کند و خویشتن را از دست افکار آزار دهنده نجات داده استعدادهای درونی خود را به کمک بطلبد.
فردی که قادر به خودهیپنوتیزم باشد، با کمی تلاش میتواند در مقابل همه حوادث، مصایب و شکست های زندگی، قدعلم کرده و روحیه خود را حفظ نماید. چنین فردی در برابر مشکلات زندگی خود را نمیبازد و از بلای حوادث در امان می ماند.
همچنین با یادگیری خودهیپنوتیزم فرد میتواند در هر لحظه دلخواه خود را به حالت هیپنوزوا وارد نموده و به خود بهسازی و تغییر شخصیت و عواطف و کنترل احساسات و شهوات پرداخته و خویشتن پرداخته و خویشتن را از دست امراض و ناراحتی ها مختلف فکری و عصبی و جسمی نجات داده، به آرامش و سلامتی و نشاط دست یابد.
2-دگرهیپنوتیزم: علم هیپنوتیزم در اولین سال های پیدایش آن که بصورت علمی و با اسم مشخص در غرب شناخته شده اند، از جهت دگرهیپنوتیزم مورد توجه قرار گرفت. هیپنوتیزم قرنها پیش در نزد ملل مختلف بویژه ملل شرقی شناخته شده و مورد استفاده قرار گرفته بود ولی کشف و طرح علمی و مشخص آنرا مدیون دکتر آنتوان مسمر هستیم. دکتر مسمر علم هیپنوتیزم را برای اولین بار بصورت علمی و مشخص مطرح نموده و آنرا برای درمان امراض بکار برد. در آن سال ها خودهیپنوتیزم مطرح نشده بود بلکه ده ها سال بعد از شناخته شدن خودهیپنوتیزم در غرب شناخته شده و مورد استفاده قرار گرفت.
در حالت دگرهیپنوتیزم یک فرد، شخصی دیگر را به طرق مختلف از حالت عادی خارج نموده به حالت هیپنوز و خلسه میبرد. در این حالت هیپنوتیزور(هیپنوتیست) با استفاده از روش های مختلف و متنوع در هوش یاری و درک سوژه تغییراتی بوجود آورده و او را به حالت هیپنوز و عالم خواب مصنوعی وارد میکند و شخصیت، احساسات، عواطف او را تحت تاثیر قرار داده و نیروی تفکر و تعقل و قضاوت سوژه را موقتا در اختیار میگیرد. البته تحت تاثیر قرار دادن سوژه شدت و ضعف هایی دارد که مربوط به استعداد هیپنوزپذیری سوژه می باشد.
امروزه دگرهیپنوتیزم در کشورهای مختلف جهان بوسیله متخصصین و اساتید بزرگ هیپنوتیزم برای اهداف درمانی و تربیتی مورد استفاده قرار میگیرد. اصلی ترین کاربرد فعلی دگرهیپنوتیزم در جهان برای مقاصد درمانی امراض عصبی و روانی و روانتنی و از بین بردن اختلالات شخصیتی و عادات و عواطف مضر و ایجاد و تثبیت عادات و خلق های مفید و ارزشمند و بهسازی شخصیتی و تقویت استعدادهای مفید و ارزشمند و شرطی سازی برای آموزش خودهیپنوتیزم می باشد.
(برگرفته از کتاب اسرار خودهیپنوتیزم، نوشته دکتر صمد ولیزاده)
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
“افرادی که صبر خوبی دارند، اتفاقات خوبی برایشان رخ میدهد؛
و اتفاقات عالی برای افرادی که اتفاقات عالی را خودشان با تلاش خودشان محقق میکنند.”
جورج فورمن لوکاس
و اتفاقات عالی برای افرادی که اتفاقات عالی را خودشان با تلاش خودشان محقق میکنند.”
جورج فورمن لوکاس
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
مغناطیس معدنی و تطبیق جریان های آن با فرضیه جریان های مغناطیس حیوانی مسمر
Forwarded from کانال تخصصی دکترتاجری
در حاشیه تشکیل انجمن روان درمانی توسط روانپزشکان، مروری بر مصاحبه پارسال دکتر تاجری با ایسنا خواندنی خواهد بود.
http://www.isna.ir/news/94081408186/
سرویس علمی و دانشگاهی
• پنجشنبه / ۱۴ آبان ۱۳۹۴ / ۰۰:۰۲
• دستهبندی: آموزش
• کد خبر: 94081408186 - • خبرنگار : 71523
چگونه می توان با فلوشیپ یک ساله روان درمانگر شد؟!
مدیرگروه کارشناسی ارشد رشته های روان شناسی دانشگاه آزاد کرج ، انجام روان درمانی توسط روان پزشکان با اتکاء به تنها یک دوره یکساله فلوشیپ را نادرست و ظلم در حق خانواده ایرانی دانست.
دکتر بیوک تاجری در گفتو گو با خبرنگار دانشگاهی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، با اشاره به سخنان اخیر وزیر بهداشت گفت: اخیرا عنوان شد فلوشیپ رواندرمانی برای روان پزشکان بعد از فارغالتحصیلی برگزار میشود تا پس از آن رواندرمانی توسط روان پزشکان انجام شود که این امر مورد اعتراض جدی جامعه روانشناسی قرار گرفته است.
دکتر تاجری ادامه داد: این سخنان درحالی مطرح شده است که درحال حاضر در شورای رواندرمانی اروپا نیز فقط یک روان پزشک به همراه پنج روانشناس حضور دارد. البته جامعه روان شناسی با این مساله که در علم درمان امروزی تکروی جایز نیست موافق است، اما در کشوری که در آن آسیب های اجتماعی درحال افزایش است، تاکید بر این که روان درمانی تنها کار روانپزشکان است، معنایی ندارد.
این استاد دانشگاه با اشاره به بیانیه سال 1954 انجمن پزشکی آمریکا گفت: انجمن پزشکی آمریکا در این بیانیه اعلام کرد که رواندرمانی فقط در حیطه پزشکی است، اما پس از چند سال به این نتیجه رسیدند این امر کار پزشکان نیست. بنابراین ظاهرا ما تازه به سال 1954 آمریکا برگشته ایم!
تاجری که خود فارغ التحصیل دکترای سلامت و ارشد بالینی از انستیتو روانپزشکی است با تاکید بر اینکه رواندرمانی کار و تخصص روان شناسان است،افزود: یک روان شناس در چهار سال دوره روان شناسی همه دروس پایه روان شناسی،نظریه های شخصیت،روان درمانی و... را میگذارند. همچنین دو الی سه سال در دوره ارشد و چهار الی پنج سال نیز در دوره دکتری و به طور کلی حداقل 11 الی 13 سال در این حیطه تحصیل می کند و علاوه برآن دوره های مختلف عملی و کارورزی را نیز می گذراند، حال چگونه فردی با گذراندن تنها یک دوره یک ساله میخواهد به روان درمانگر تبدیل شود؟
این روانشناس با بیان اینکه این امر ظلم در حق خانواده ایرانی است، افزود: یک روانپزشک می خواهد پس از گذراندن تنها یک دوره یک ساله، در زمینههای مختلف از جمله خانواده مشاوره بدهد؟ این مساله قطعا در آینده مشکل ساز خواهد شد. از طرف دیگر کشور ما کشوری اسلامی است و در بسیاری از موارد از مشاوره معنوی و مذهبی استفاده می شود، چگونه میخواهیم دارو را جایگزین این مسائل کنیم؟ جامعه روانشناسی به این قضیه معترض است.
مدیرگروه کارشناسی ارشد رشته های روان شناسی دانشگاه آزاد کرج در ادامه درمورد راه حل برخورد با اینگونه مسائل اظهار کرد: باید پذیرفت حل این مساله یک کار تیمی است. ما هم ادعا نداریم روان درمانی صرفا باید توسط روانشناسان انجام شود، روان پزشکان هم با گذراندن این دوره های یکساله می توانند با همکاری متقابل روان شناسان کار تیمی انجام دهند، اما اینکه یک رشته را از دور خارج کرده و بگوییم حق این کار را ندارند و رشته دیگر که وظیفه دیگری دارد را وارد این حیطه کنیم کار درستی نیست.
به گزارش ایسنا، وزیر بهداشت 29 مهر ماه در حاشیه بازدید از بیمارستان آموزشی درمانی روانپزشکی ایران گفته بود: در کشورهای پیشرفته دنیا، روان کاوی و روان درمانی بخشی از روانپزشکی است و اخیرا هم پس از دوره تخصص، رشته ای جدید تحت عنوان فلوشیپ روان درمانی راه اندازی شد و ما نیز بر توسعه این رشته توجه داریم.
این درحالی است که سال گذشته دکتر عباسعلی اللهیاری، رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور ، در نامهای به وزیر بهداشت از تصویب رشته فلوشیپ رواندرمانی جهت پذیرش از میان روانپزشکان انتقاد کرده و خواستار توقف آن شده بود
http://www.isna.ir/news/94081408186/
سرویس علمی و دانشگاهی
• پنجشنبه / ۱۴ آبان ۱۳۹۴ / ۰۰:۰۲
• دستهبندی: آموزش
• کد خبر: 94081408186 - • خبرنگار : 71523
چگونه می توان با فلوشیپ یک ساله روان درمانگر شد؟!
مدیرگروه کارشناسی ارشد رشته های روان شناسی دانشگاه آزاد کرج ، انجام روان درمانی توسط روان پزشکان با اتکاء به تنها یک دوره یکساله فلوشیپ را نادرست و ظلم در حق خانواده ایرانی دانست.
دکتر بیوک تاجری در گفتو گو با خبرنگار دانشگاهی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، با اشاره به سخنان اخیر وزیر بهداشت گفت: اخیرا عنوان شد فلوشیپ رواندرمانی برای روان پزشکان بعد از فارغالتحصیلی برگزار میشود تا پس از آن رواندرمانی توسط روان پزشکان انجام شود که این امر مورد اعتراض جدی جامعه روانشناسی قرار گرفته است.
دکتر تاجری ادامه داد: این سخنان درحالی مطرح شده است که درحال حاضر در شورای رواندرمانی اروپا نیز فقط یک روان پزشک به همراه پنج روانشناس حضور دارد. البته جامعه روان شناسی با این مساله که در علم درمان امروزی تکروی جایز نیست موافق است، اما در کشوری که در آن آسیب های اجتماعی درحال افزایش است، تاکید بر این که روان درمانی تنها کار روانپزشکان است، معنایی ندارد.
این استاد دانشگاه با اشاره به بیانیه سال 1954 انجمن پزشکی آمریکا گفت: انجمن پزشکی آمریکا در این بیانیه اعلام کرد که رواندرمانی فقط در حیطه پزشکی است، اما پس از چند سال به این نتیجه رسیدند این امر کار پزشکان نیست. بنابراین ظاهرا ما تازه به سال 1954 آمریکا برگشته ایم!
تاجری که خود فارغ التحصیل دکترای سلامت و ارشد بالینی از انستیتو روانپزشکی است با تاکید بر اینکه رواندرمانی کار و تخصص روان شناسان است،افزود: یک روان شناس در چهار سال دوره روان شناسی همه دروس پایه روان شناسی،نظریه های شخصیت،روان درمانی و... را میگذارند. همچنین دو الی سه سال در دوره ارشد و چهار الی پنج سال نیز در دوره دکتری و به طور کلی حداقل 11 الی 13 سال در این حیطه تحصیل می کند و علاوه برآن دوره های مختلف عملی و کارورزی را نیز می گذراند، حال چگونه فردی با گذراندن تنها یک دوره یک ساله میخواهد به روان درمانگر تبدیل شود؟
این روانشناس با بیان اینکه این امر ظلم در حق خانواده ایرانی است، افزود: یک روانپزشک می خواهد پس از گذراندن تنها یک دوره یک ساله، در زمینههای مختلف از جمله خانواده مشاوره بدهد؟ این مساله قطعا در آینده مشکل ساز خواهد شد. از طرف دیگر کشور ما کشوری اسلامی است و در بسیاری از موارد از مشاوره معنوی و مذهبی استفاده می شود، چگونه میخواهیم دارو را جایگزین این مسائل کنیم؟ جامعه روانشناسی به این قضیه معترض است.
مدیرگروه کارشناسی ارشد رشته های روان شناسی دانشگاه آزاد کرج در ادامه درمورد راه حل برخورد با اینگونه مسائل اظهار کرد: باید پذیرفت حل این مساله یک کار تیمی است. ما هم ادعا نداریم روان درمانی صرفا باید توسط روانشناسان انجام شود، روان پزشکان هم با گذراندن این دوره های یکساله می توانند با همکاری متقابل روان شناسان کار تیمی انجام دهند، اما اینکه یک رشته را از دور خارج کرده و بگوییم حق این کار را ندارند و رشته دیگر که وظیفه دیگری دارد را وارد این حیطه کنیم کار درستی نیست.
به گزارش ایسنا، وزیر بهداشت 29 مهر ماه در حاشیه بازدید از بیمارستان آموزشی درمانی روانپزشکی ایران گفته بود: در کشورهای پیشرفته دنیا، روان کاوی و روان درمانی بخشی از روانپزشکی است و اخیرا هم پس از دوره تخصص، رشته ای جدید تحت عنوان فلوشیپ روان درمانی راه اندازی شد و ما نیز بر توسعه این رشته توجه داریم.
این درحالی است که سال گذشته دکتر عباسعلی اللهیاری، رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور ، در نامهای به وزیر بهداشت از تصویب رشته فلوشیپ رواندرمانی جهت پذیرش از میان روانپزشکان انتقاد کرده و خواستار توقف آن شده بود
🍀 طوفان فکری معکوس 🍀
همه بی شک در مورد طوفان مغزی و کاربردهای آن در حل مسئله شنیده و چه بسا تجربه کرده باشید. گرچه این روش، برای طرح ایده های جدید و گاهی خلاقانه خیلی خوب است، اما خیلی مواقع این روش به بن بست میرسد.
گاهی ایده جدیدی نیست، گاهی راهکارها امتحان شده اند، گاهی فکر میکنیم که همه راهها را رفته ایم و خلاصه هر از گاهی به دلیلی (گاهی هم چون روش را درست و خوب استفاده نمیکنیم) این روش کمک موثری در حل مسئله نمیکند. چاره چیست؟
طوفان مغزی وارونه یکی از راههای مواجهه با این شرایط است. این نوشته را با انگیزه استفاده ای که اخیراً از این روش کردیم، به این موضوع اختصاص داده ام.این روش خیلی ساده است، به طور خلاصه در این روش، شما به جای اینکه در پی حل مسئله اصلی باشید، صورت مسئله را وارونه میکنید. یعنی به جای اینکه اصل مسئله را بخواهید حل کنید، میروید و در جهت حل عکس مسئله اصلی تلاش میکنید و ایده میدهید. مثلاً ما میخواهیم ببینیم که چطور از ریزش نیروی انسانی سازمان بکاهیم؟ اگر به بن بست رسیدیم، مسئله را عکس میکنیم: چطور کاری کنیم که همه بخواهند سازمان را ترک کنند؟
ابتدا ایده هایی که مطرح میشوند، ساده و گاهی از فرط بدیهی بودن، خنده دار به نظر میرسند. مثلاً حقوق ندهیم، دائم پرخاش کنیم، کولرها را در تابستان و بخاری ها را در زمستان روشن نکنیم و …. بعد از کمی شوخی، ایده های جدیدی ظاهر میشوند. یادتان باشد که درست مثل طوفان مغزی معمولی، اینجا هم باید ایده ها را ثبت کنید، جلوی بروز هیچ ایده را نباید سد کنید و …
وقتی حدود ۱۵ دقیقه از طرح فعالانه ایده ها گذشت، به جائی که ایده ها را ثبت کرده اید نگاه کنید. نکات قشنگی خواهید دید. کافیست فعل پیشنهادها را تغییر دهید. فلان کار را بکنیم، را تبدیل کنید به فلان کار را نکنیم. به همین سادگی میبینید ایده هایی مطرح شده اند که قبلاً مطرح نمیشدند.
این ایده ها را طبق معمول ثبت میکنید و به تهیه برنامه اجرائی برای آنها میپردازید.
تا اینجای کار خیلی ساده است. اما چیزی که برای من خیلی جذاب است و از آن به عنوان دستاورد جنبی این موضوع یاد میشود، این است که شما احتمالاً در فهرست پیشنهادهایی که برای حل عکس مسئله مطرح شده اند، کارهایی را میبینید که همین الان در سازمان انجام میشوند. یعنی میبینید که شما کارهایی میکنید که در جهت عکس حل مسئله ای است که سعی در حل آن داشته اید.
یعنی ما گاهی داریم کارهایی میکنیم، احتمالاً ناخودآگاه، که در خلاف جهت حل مسئله ای است که درگیر آن هستیم. اینجاست که فهرست دیگری ایجاد میشود، از کارهایی که باید فوراً انجام آنها را متوقف کنید. بسیاری مواقع هم با کمال تعجب مشاهده میشود که همان توقف برخی اقدامات، منجر به حل مسئله میشود.
منبع:دکتربلوکی/كانال مديران آينده
همه بی شک در مورد طوفان مغزی و کاربردهای آن در حل مسئله شنیده و چه بسا تجربه کرده باشید. گرچه این روش، برای طرح ایده های جدید و گاهی خلاقانه خیلی خوب است، اما خیلی مواقع این روش به بن بست میرسد.
گاهی ایده جدیدی نیست، گاهی راهکارها امتحان شده اند، گاهی فکر میکنیم که همه راهها را رفته ایم و خلاصه هر از گاهی به دلیلی (گاهی هم چون روش را درست و خوب استفاده نمیکنیم) این روش کمک موثری در حل مسئله نمیکند. چاره چیست؟
طوفان مغزی وارونه یکی از راههای مواجهه با این شرایط است. این نوشته را با انگیزه استفاده ای که اخیراً از این روش کردیم، به این موضوع اختصاص داده ام.این روش خیلی ساده است، به طور خلاصه در این روش، شما به جای اینکه در پی حل مسئله اصلی باشید، صورت مسئله را وارونه میکنید. یعنی به جای اینکه اصل مسئله را بخواهید حل کنید، میروید و در جهت حل عکس مسئله اصلی تلاش میکنید و ایده میدهید. مثلاً ما میخواهیم ببینیم که چطور از ریزش نیروی انسانی سازمان بکاهیم؟ اگر به بن بست رسیدیم، مسئله را عکس میکنیم: چطور کاری کنیم که همه بخواهند سازمان را ترک کنند؟
ابتدا ایده هایی که مطرح میشوند، ساده و گاهی از فرط بدیهی بودن، خنده دار به نظر میرسند. مثلاً حقوق ندهیم، دائم پرخاش کنیم، کولرها را در تابستان و بخاری ها را در زمستان روشن نکنیم و …. بعد از کمی شوخی، ایده های جدیدی ظاهر میشوند. یادتان باشد که درست مثل طوفان مغزی معمولی، اینجا هم باید ایده ها را ثبت کنید، جلوی بروز هیچ ایده را نباید سد کنید و …
وقتی حدود ۱۵ دقیقه از طرح فعالانه ایده ها گذشت، به جائی که ایده ها را ثبت کرده اید نگاه کنید. نکات قشنگی خواهید دید. کافیست فعل پیشنهادها را تغییر دهید. فلان کار را بکنیم، را تبدیل کنید به فلان کار را نکنیم. به همین سادگی میبینید ایده هایی مطرح شده اند که قبلاً مطرح نمیشدند.
این ایده ها را طبق معمول ثبت میکنید و به تهیه برنامه اجرائی برای آنها میپردازید.
تا اینجای کار خیلی ساده است. اما چیزی که برای من خیلی جذاب است و از آن به عنوان دستاورد جنبی این موضوع یاد میشود، این است که شما احتمالاً در فهرست پیشنهادهایی که برای حل عکس مسئله مطرح شده اند، کارهایی را میبینید که همین الان در سازمان انجام میشوند. یعنی میبینید که شما کارهایی میکنید که در جهت عکس حل مسئله ای است که سعی در حل آن داشته اید.
یعنی ما گاهی داریم کارهایی میکنیم، احتمالاً ناخودآگاه، که در خلاف جهت حل مسئله ای است که درگیر آن هستیم. اینجاست که فهرست دیگری ایجاد میشود، از کارهایی که باید فوراً انجام آنها را متوقف کنید. بسیاری مواقع هم با کمال تعجب مشاهده میشود که همان توقف برخی اقدامات، منجر به حل مسئله میشود.
منبع:دکتربلوکی/كانال مديران آينده
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
زنان و مردان پاریسی اطراف باکه یا حوض چوبی مسمر جمع شده اند
A faith is a necessity to a man. Woe to him who believe in nothing. (Victor Hugo)
ایمان برای یک مرد ضروری است. وای بر کسی که به هیچ چیز اعتقاد ندارد. (ویکتور هوگو)
ایمان برای یک مرد ضروری است. وای بر کسی که به هیچ چیز اعتقاد ندارد. (ویکتور هوگو)
A man of courage is also full of faith. (Marcus Tullius Cicero)
یک مرد دلیر پر از ایمان است. (مارکوس تولیئوس سیسرو)
یک مرد دلیر پر از ایمان است. (مارکوس تولیئوس سیسرو)
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
آزمایش تغییرات فیزیولوژیک چشم سوژه در حال هیپنوز توسط دکتر پرتونیا متخصص چشم. هیپنوتیزور استاد ولیزاده (سال 1364)
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
هیپنوتیزم، چالش برانگیز ترین و پرسش انگیزترین موضوع روان شناسی از نظر اتکینسون و هیلگارد *1*
از میان مطالبی که در این کتاب مورد بررسی قرار میگیرند، هیچ یک چالش برانگیزتر و پرسش برانگیرتر از هیپنوز یا خواب مصنوعی نیست. گاهی این پدیده یک موضوع اسرارآمیز تلقی می شود، اما مورد بررسی های پژوهشی و علمی فراوانی قرار گرفته است و هنوز شک و تردید درمورد آن وجود دارد، اما بسیاری از حقایق مربوط به آن نیز آشکار شده است.
القای خواب مصنوعی
در خواب مصنوعی فرد مشتاق و همکاری کننده (معمولا افرادی که در بیشتر شرایط می توانند هیپنوز شوند) برخی از جنبه های کنترل رفتار خود را در اختیار هیپنوتیزم کننده قرار می دهد و برخی از واقعیت های مخدوش شده را می پذیرد. هیپنوتیزم کننده از روش های متنوعی برای اعمال چنین شرایطی استفاده میکند. به عنوان مثال از فرد خواسته می شود که روی نشانه خاصی تمرکز کند (مثلا میخی بر روی دیوار) و همزمان خود را رها کند و آرام باشد. هیپنوز کننده به او القا می کند که به تدریج خواب آلوده می شود و متذکر می شود که هیپنوز حالتی از آرامش است که طی آن محرک های محیطی در فرد بی اثر می شود. اما این حالت خواب واقعی نیست و او به خواب واقعی نمی رود و صدای هیپنوز کننده را می شنود.
همین حالت را میتوان در وضعیت های بسیار هیجانی و تنش زا هم ایجاد کرد. خلسه-خواب مصنوعی بیش هوشیار را میتوان در چنین وضعیت هایی ایجاد کرد. در پژوهشی فرد دوچرخه ثابتی را به شدت بهم میزند و همزمان تلقین های مربوط و مشابه مذکور را دریافت می کند. یافته های چنین پژوهشی نشان می دهد که هیپنوز مترادف خواب نیست، بلکه روشی معادل با القای خلسه است، همانطور که درویشان چرخان در این حالت فرو می روند.
در روش های جدید هیپنوز از دستورات مقتدرانه استفاده نمی کنند. با آموزش های کوتاهی میتوان به افراد یاد داد که خودشان را به خواب مصنوعی فرو برند. افراد همه به یک نسبت به هیپنوز واکنش نشان نمی دهند. در حدود 5 تا 10 درصد افراد در هیچ شرایطی (حتی با هیپنوتیزورهای قوی) هیپنوز نمی شوند. بقیه افراد دارای درجات متفاوتی از قابلیت هیپنوز شدن هستند. فردی که در وضعیتی هیپنوز شود، در وضعیت ها و زمان های دیگری نیز به همان نسبت قابل هیپنوز شدن است.
از میان مطالبی که در این کتاب مورد بررسی قرار میگیرند، هیچ یک چالش برانگیزتر و پرسش برانگیرتر از هیپنوز یا خواب مصنوعی نیست. گاهی این پدیده یک موضوع اسرارآمیز تلقی می شود، اما مورد بررسی های پژوهشی و علمی فراوانی قرار گرفته است و هنوز شک و تردید درمورد آن وجود دارد، اما بسیاری از حقایق مربوط به آن نیز آشکار شده است.
القای خواب مصنوعی
در خواب مصنوعی فرد مشتاق و همکاری کننده (معمولا افرادی که در بیشتر شرایط می توانند هیپنوز شوند) برخی از جنبه های کنترل رفتار خود را در اختیار هیپنوتیزم کننده قرار می دهد و برخی از واقعیت های مخدوش شده را می پذیرد. هیپنوتیزم کننده از روش های متنوعی برای اعمال چنین شرایطی استفاده میکند. به عنوان مثال از فرد خواسته می شود که روی نشانه خاصی تمرکز کند (مثلا میخی بر روی دیوار) و همزمان خود را رها کند و آرام باشد. هیپنوز کننده به او القا می کند که به تدریج خواب آلوده می شود و متذکر می شود که هیپنوز حالتی از آرامش است که طی آن محرک های محیطی در فرد بی اثر می شود. اما این حالت خواب واقعی نیست و او به خواب واقعی نمی رود و صدای هیپنوز کننده را می شنود.
همین حالت را میتوان در وضعیت های بسیار هیجانی و تنش زا هم ایجاد کرد. خلسه-خواب مصنوعی بیش هوشیار را میتوان در چنین وضعیت هایی ایجاد کرد. در پژوهشی فرد دوچرخه ثابتی را به شدت بهم میزند و همزمان تلقین های مربوط و مشابه مذکور را دریافت می کند. یافته های چنین پژوهشی نشان می دهد که هیپنوز مترادف خواب نیست، بلکه روشی معادل با القای خلسه است، همانطور که درویشان چرخان در این حالت فرو می روند.
در روش های جدید هیپنوز از دستورات مقتدرانه استفاده نمی کنند. با آموزش های کوتاهی میتوان به افراد یاد داد که خودشان را به خواب مصنوعی فرو برند. افراد همه به یک نسبت به هیپنوز واکنش نشان نمی دهند. در حدود 5 تا 10 درصد افراد در هیچ شرایطی (حتی با هیپنوتیزورهای قوی) هیپنوز نمی شوند. بقیه افراد دارای درجات متفاوتی از قابلیت هیپنوز شدن هستند. فردی که در وضعیتی هیپنوز شود، در وضعیت ها و زمان های دیگری نیز به همان نسبت قابل هیپنوز شدن است.
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
هیپنوتیزم، چالش برانگیز ترین و پرسش انگیزترین موضوع روان شناسی از نظر اتکینسون و هیلگارد *2*
تلقینات در خواب مصنوعی
القائات به فرد هیپنوز شده می تواند منجر به رفتارها و تجربه های متنوعی در او گردد. میتوان حرکات جسمی فرد را تحت تاثیر قرار داد، خاطره جدیدی را به حافظه فرد وارد کرد، خاطره قدیمی را برای او زنده کرد و ادراک کنونی او را تغییر داد.
کنترل حرکت
بسیاری از افرادی را که به خواب مصنوعی وارد می شوند، میتوان به طور غیر ارادی وادار به انجام حرکاتی نمود. به عنوان مثال اگر فرد ایستاده باشد و دستان او به نحوی جلو کشیده شده باشد که کف دست های او با فاصله از هم مقابل هم قرار بگیرد؛ اگر هیپنوتیزم کننده به او القا نماید که حالا دستان او به هم نزدیک می شوند، دستان فرد بی اختیار به سمت یکدیگر حرکت می کنند، و فرد احساس می کند که نیرویی بیرونی دستان او را بهم نزدیک می کند. القاهای مستقیم می تواند فرد را از عملی بازدارد؛ میتوان به فرد القا کرد ساعد و بازوهای او خشک می شوند (همچون یک میله آهنی)، پس از آن چنانچه از فرد خواسته شود دستش را سینه خود نزدیک کند، قادر به این عمل نخواهد بود، و یا این عمل چنان برایش دشوار است که بایستی مانند خم کردن یک میله آهنی به خود فشار بیاورد. البته ایجاد چنین پاسخی دشوارتر از ایجاد حرکت در هیپنوتیزم شونده است.
پاسخ های پس از خواب مصنوعی
هنگامی روی می دهند که به فرد هیپنوز شونده القا شود، و پس از اینکه فرد از خواب مصنوعی بیدار شد، این پاسخ ها با علامت از پیش تعیین شده هیپنوز کننده بی اختیار در فرد فعال می شود، هرچند که فرد این نوع القا را به خاطر نمی آورد، اما اجباری در خود حس می کند که او را وادار به انجام آن عمل می نماید. معمولا افراد انجام چنین عملی را توجیه می کند.
یادزدودگی پس از هیپنوتیزم
براساس القایی که هیپنوز کننده ارائه می کند، رویدادهای زمان هیپنوز میتوانند فراموش شوند و این فراموشی تا زمانی ادامه یابد که نشانه خاصی از جانب هیپنوزکننده صادر گردد. این پدیده را یادزدودگی پس از هیپنوز می نامند. افراد در میزان فراموشی پس از هیپنوز متفاوت اند. برخی از پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند، پدیده خواب مصنوعی به خودی خود موجب تداخل در توانایی فرد در به یادآوری موضوعی در حافظه می گردد، اما موجب ایجاد اشکال در حافظه واقعی نمی شود.
تلقینات در خواب مصنوعی
القائات به فرد هیپنوز شده می تواند منجر به رفتارها و تجربه های متنوعی در او گردد. میتوان حرکات جسمی فرد را تحت تاثیر قرار داد، خاطره جدیدی را به حافظه فرد وارد کرد، خاطره قدیمی را برای او زنده کرد و ادراک کنونی او را تغییر داد.
کنترل حرکت
بسیاری از افرادی را که به خواب مصنوعی وارد می شوند، میتوان به طور غیر ارادی وادار به انجام حرکاتی نمود. به عنوان مثال اگر فرد ایستاده باشد و دستان او به نحوی جلو کشیده شده باشد که کف دست های او با فاصله از هم مقابل هم قرار بگیرد؛ اگر هیپنوتیزم کننده به او القا نماید که حالا دستان او به هم نزدیک می شوند، دستان فرد بی اختیار به سمت یکدیگر حرکت می کنند، و فرد احساس می کند که نیرویی بیرونی دستان او را بهم نزدیک می کند. القاهای مستقیم می تواند فرد را از عملی بازدارد؛ میتوان به فرد القا کرد ساعد و بازوهای او خشک می شوند (همچون یک میله آهنی)، پس از آن چنانچه از فرد خواسته شود دستش را سینه خود نزدیک کند، قادر به این عمل نخواهد بود، و یا این عمل چنان برایش دشوار است که بایستی مانند خم کردن یک میله آهنی به خود فشار بیاورد. البته ایجاد چنین پاسخی دشوارتر از ایجاد حرکت در هیپنوتیزم شونده است.
پاسخ های پس از خواب مصنوعی
هنگامی روی می دهند که به فرد هیپنوز شونده القا شود، و پس از اینکه فرد از خواب مصنوعی بیدار شد، این پاسخ ها با علامت از پیش تعیین شده هیپنوز کننده بی اختیار در فرد فعال می شود، هرچند که فرد این نوع القا را به خاطر نمی آورد، اما اجباری در خود حس می کند که او را وادار به انجام آن عمل می نماید. معمولا افراد انجام چنین عملی را توجیه می کند.
یادزدودگی پس از هیپنوتیزم
براساس القایی که هیپنوز کننده ارائه می کند، رویدادهای زمان هیپنوز میتوانند فراموش شوند و این فراموشی تا زمانی ادامه یابد که نشانه خاصی از جانب هیپنوزکننده صادر گردد. این پدیده را یادزدودگی پس از هیپنوز می نامند. افراد در میزان فراموشی پس از هیپنوز متفاوت اند. برخی از پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند، پدیده خواب مصنوعی به خودی خود موجب تداخل در توانایی فرد در به یادآوری موضوعی در حافظه می گردد، اما موجب ایجاد اشکال در حافظه واقعی نمی شود.
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
هیپنوتیزم، چالش برانگیز ترین و پرسش انگیزترین موضوع روان شناسی از نظر اتکینسون و هیلگارد *3*
توهمات مثبت و منفی
ایجاد برخی از تجربه ها نیاز به استعداد فرد هیپنوز شونده دارند. ایجاد ادراک مخدوش شده توهمی، مثالی از این مورد است. دو نوع توهم القایی مطرح شده است؛
در توهمات مثبت فرد صدایی را می شنود یا چیزی را میبیندکه وجود خارجی ندارد.
در توهمات منفی فرد نمی تواند پدیده حسی واقعی را درک کند؛ به عنوان مثال برای توهم منفی از فرد خواسته می شود که روی صندلی خیالی بنشیند و فرد بدن خود را در وضعیتی قرار می دهد که واقعا روی صندلی نشسته است.
یا در توهمات مثبت از فرد خواسته می شود که قسمتی از صندلی را ببیند که از نظر پنهان است.
میتوان توهم پس از خواب مصنوعی نیز ایجاد کرد. به عنوان مثال طی هیپنوز میتوان به فرد القا کرد که پس از بیداری خرگوشی را در بغل دارد و آن را نوازش می کند و خرگوش از او خواهد پرسید که «ساعت چند است؟». دیدن خرگوش در بغل کاملا طبیعی است اما اینکه خرگوش ساعت را بپرسد کاملا غیر عادی است. در این مورد هیپنوتیزم شونده (در بیداری) می پرسد «کسی پرسید ساعت چند است؟».
از توهم منفی برای کنترل ادراک درد استفاده می شود. در بسیاری از موارد خواب مصنوعی درد را از بین می برد، در حالیکه منشا ایجاد کننده درد (مثلا سوختگی یا شکستگی استخوان) همچنان باقی است. در بیماری های توام با درد حتی کاهش 20 درصدی درد می تواند برای بهبود زندگی فرد بسیار مفید باشد. پژوهش ها نشان داده اند که میزان کاهش درد با درجه استعداد هیپنوتیزم شدن افراد ارتباط مستقیم دارد.
توهمات مثبت و منفی
ایجاد برخی از تجربه ها نیاز به استعداد فرد هیپنوز شونده دارند. ایجاد ادراک مخدوش شده توهمی، مثالی از این مورد است. دو نوع توهم القایی مطرح شده است؛
در توهمات مثبت فرد صدایی را می شنود یا چیزی را میبیندکه وجود خارجی ندارد.
در توهمات منفی فرد نمی تواند پدیده حسی واقعی را درک کند؛ به عنوان مثال برای توهم منفی از فرد خواسته می شود که روی صندلی خیالی بنشیند و فرد بدن خود را در وضعیتی قرار می دهد که واقعا روی صندلی نشسته است.
یا در توهمات مثبت از فرد خواسته می شود که قسمتی از صندلی را ببیند که از نظر پنهان است.
میتوان توهم پس از خواب مصنوعی نیز ایجاد کرد. به عنوان مثال طی هیپنوز میتوان به فرد القا کرد که پس از بیداری خرگوشی را در بغل دارد و آن را نوازش می کند و خرگوش از او خواهد پرسید که «ساعت چند است؟». دیدن خرگوش در بغل کاملا طبیعی است اما اینکه خرگوش ساعت را بپرسد کاملا غیر عادی است. در این مورد هیپنوتیزم شونده (در بیداری) می پرسد «کسی پرسید ساعت چند است؟».
از توهم منفی برای کنترل ادراک درد استفاده می شود. در بسیاری از موارد خواب مصنوعی درد را از بین می برد، در حالیکه منشا ایجاد کننده درد (مثلا سوختگی یا شکستگی استخوان) همچنان باقی است. در بیماری های توام با درد حتی کاهش 20 درصدی درد می تواند برای بهبود زندگی فرد بسیار مفید باشد. پژوهش ها نشان داده اند که میزان کاهش درد با درجه استعداد هیپنوتیزم شدن افراد ارتباط مستقیم دارد.
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
هیپنوتیزم، چالش برانگیز ترین و پرسش انگیزترین موضوع روان شناسی از نظر اتکینسون و هیلگارد *4*
مشاهده گر پنهان
مفهوم مشاهده گر پنهان را هیلگارد در سال 1986 مطرح نمود، در این پدیده بسیاری از افراد هیپنوز شده قسمت هایی از ذهن که در قلمرو هشیاری قرار نداشته است را درک کنند، گویی که نظاره گر کلیت تجربه خود هستند. این پدیده به ساختار ذهنی اشاره دارد که نظارت کننده بر تمام رویداد ها (از جمله مواردی که فرد هیپنوز شونده نسبت به ادراک آن ناهشیار است) اشراف دارد. این پدیده در بسیاری از آزمایش ها نشان داده شده است. به عنوان مثال در مطالعات پدیده رهایی از درد از شرکت کنندگان خواسته می شود که از طریق نوشتن و یا گفتار خود به خودی ]بی اختیار[ توضیح دهند که درد را چگونه حس می کنند؟ (خود را به جای درد قرار دهند) و همزمان دستگاه هوشیار آنها تلقین هیپنوتیزم کننده را برای رهایی از درد بپذیرد و به آن پاسخ بگوید. هیلگارد و همکارانش این پدیده را با پدیده تقسیم توجه در زندگی روزمره که در آن دو کار را همزمان انجام می دهیم مقایسه کرده اند: رانندگی می کنیم و همزمان مکالمه نمائیم.
از خواب مصنوعی برای جراحی های اضطراب برانگیز و دندانپزشکی، آسم، بیماری های دستگاه گوارش، و حالت تهوعی که بر اثر شیمی درمانی سرطانی ها و به طور کلی کنترل و اراده کردن درد استفاده می شود. همچنین در درمان اختلالات روانشناختی مانند اعتیاد کاربرد دارد.
درمان مسائل هیجانی، حوزه بحث برانگیز استفاده از هیپنوز است. طرفداران استفاده از هیپنوز بر این باورند که این نوع درمان به درمانگر این امکان را می دهد تا خاطرات سرکوب شده مسبب مسائل روانشناختی را آشکار سازد، اما بسیاری نیز به استفاده از هیپنوز در روان درمانی انتقاد کرده اند. این رویکرد معتقد است که خواب مصنوعی چیزی بیشتر از ایجاد حافظه کاذب در مراجعه کننده نیست. چنین مواردی شامل ایجاد خاطره کاذب اما بسیار دردناک از آزار جنسی است. بدون اینکه واقعا چنین اتفاقی افتاده باشد.
(برگرفته از کتاب زمینه روان شناسی ویراست 15 اثر اتکینسون و هیلگارد و همکاران)
مشاهده گر پنهان
مفهوم مشاهده گر پنهان را هیلگارد در سال 1986 مطرح نمود، در این پدیده بسیاری از افراد هیپنوز شده قسمت هایی از ذهن که در قلمرو هشیاری قرار نداشته است را درک کنند، گویی که نظاره گر کلیت تجربه خود هستند. این پدیده به ساختار ذهنی اشاره دارد که نظارت کننده بر تمام رویداد ها (از جمله مواردی که فرد هیپنوز شونده نسبت به ادراک آن ناهشیار است) اشراف دارد. این پدیده در بسیاری از آزمایش ها نشان داده شده است. به عنوان مثال در مطالعات پدیده رهایی از درد از شرکت کنندگان خواسته می شود که از طریق نوشتن و یا گفتار خود به خودی ]بی اختیار[ توضیح دهند که درد را چگونه حس می کنند؟ (خود را به جای درد قرار دهند) و همزمان دستگاه هوشیار آنها تلقین هیپنوتیزم کننده را برای رهایی از درد بپذیرد و به آن پاسخ بگوید. هیلگارد و همکارانش این پدیده را با پدیده تقسیم توجه در زندگی روزمره که در آن دو کار را همزمان انجام می دهیم مقایسه کرده اند: رانندگی می کنیم و همزمان مکالمه نمائیم.
از خواب مصنوعی برای جراحی های اضطراب برانگیز و دندانپزشکی، آسم، بیماری های دستگاه گوارش، و حالت تهوعی که بر اثر شیمی درمانی سرطانی ها و به طور کلی کنترل و اراده کردن درد استفاده می شود. همچنین در درمان اختلالات روانشناختی مانند اعتیاد کاربرد دارد.
درمان مسائل هیجانی، حوزه بحث برانگیز استفاده از هیپنوز است. طرفداران استفاده از هیپنوز بر این باورند که این نوع درمان به درمانگر این امکان را می دهد تا خاطرات سرکوب شده مسبب مسائل روانشناختی را آشکار سازد، اما بسیاری نیز به استفاده از هیپنوز در روان درمانی انتقاد کرده اند. این رویکرد معتقد است که خواب مصنوعی چیزی بیشتر از ایجاد حافظه کاذب در مراجعه کننده نیست. چنین مواردی شامل ایجاد خاطره کاذب اما بسیار دردناک از آزار جنسی است. بدون اینکه واقعا چنین اتفاقی افتاده باشد.
(برگرفته از کتاب زمینه روان شناسی ویراست 15 اثر اتکینسون و هیلگارد و همکاران)