كاش میشد كه بيايى، تو به احوالِ دلم
با وجودِ تـو كمى خوب شود، حالِ دلم
همـه آشوبم و ایكاش بـدانى كـه فقط
شده ای باعث بى تابى و جنـجالِ دلـم
بى تو هرشب غمِ عالَم به سرم مى ريزد
هـمه رؤيـاى منى و ، هـمه آمـالِ دلـم
شبِ دورىِ تو سخت است، خدا میداند
دردِ عشق و غمِ هجران، شده اموالِ دلم
من و پـروانه ی تنهايى و، شمعِ شبِ تار
همه آتش زده اى هم پَـر و هم بالِ دلم
همـه عمـرم بـه قـمارِ دلِ تـو باختـه ام
آسِ قلبِ تو شده، نقطه ى تک خالِ دلم
خواب ديدم كه كسى درشبِ تنهايىِ من
دست در دستِ نسيم ، آمده دنبـالِ دلم
#طاهر_داوری
با وجودِ تـو كمى خوب شود، حالِ دلم
همـه آشوبم و ایكاش بـدانى كـه فقط
شده ای باعث بى تابى و جنـجالِ دلـم
بى تو هرشب غمِ عالَم به سرم مى ريزد
هـمه رؤيـاى منى و ، هـمه آمـالِ دلـم
شبِ دورىِ تو سخت است، خدا میداند
دردِ عشق و غمِ هجران، شده اموالِ دلم
من و پـروانه ی تنهايى و، شمعِ شبِ تار
همه آتش زده اى هم پَـر و هم بالِ دلم
همـه عمـرم بـه قـمارِ دلِ تـو باختـه ام
آسِ قلبِ تو شده، نقطه ى تک خالِ دلم
خواب ديدم كه كسى درشبِ تنهايىِ من
دست در دستِ نسيم ، آمده دنبـالِ دلم
#طاهر_داوری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برگرد که این خانه تو را کم دارد
این شـاعـر دیـوانه تو را کم دارد
گفتند: بخور می، ببر از یاد نشد
اصلن می و پیمانه تو را کم دارد
#هخا_هاشمی
این شـاعـر دیـوانه تو را کم دارد
گفتند: بخور می، ببر از یاد نشد
اصلن می و پیمانه تو را کم دارد
#هخا_هاشمی
عمـری ستـاره بـودی، تـا آسـمان بمانم
مـن را رهـا نکـردی ، بـی آشیـان بمانم
تا مثـلِ روز اول ، سرشـار از عشق بـاشیم
گفتـی ببـوس مـن را ، تـا جاودان بمانم
اما تـو فـرق کـردی ، رودی شدی و رفتی
حـالا منـم کـه بـایـد ، آتشفشان بمـانم
درجنگِ عشق و منطق در اوجِ بی صدایی
از قصـه پَـر کشیدی، تک قهـرمان بمانم
بانو ببین چه دردیست،وقتی نباشی ومن
در حسرتِ حضـورِ ، یک همـزبـان بمانم
نامردمانِ این شهر، در فکرِ مرگِ عشق اند
دل میـزنـم بـه دریـا ، تا در اَمان بمـانم
یا میرسم بـه وصلت، یـا میکُشی دلم را
در راه عشق بـاید ، تا پـای جـان بمـانم
#محسن_نظری
مـن را رهـا نکـردی ، بـی آشیـان بمانم
تا مثـلِ روز اول ، سرشـار از عشق بـاشیم
گفتـی ببـوس مـن را ، تـا جاودان بمانم
اما تـو فـرق کـردی ، رودی شدی و رفتی
حـالا منـم کـه بـایـد ، آتشفشان بمـانم
درجنگِ عشق و منطق در اوجِ بی صدایی
از قصـه پَـر کشیدی، تک قهـرمان بمانم
بانو ببین چه دردیست،وقتی نباشی ومن
در حسرتِ حضـورِ ، یک همـزبـان بمانم
نامردمانِ این شهر، در فکرِ مرگِ عشق اند
دل میـزنـم بـه دریـا ، تا در اَمان بمـانم
یا میرسم بـه وصلت، یـا میکُشی دلم را
در راه عشق بـاید ، تا پـای جـان بمـانم
#محسن_نظری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز تکیـهگـاه تو آغوش گـرم من
فردا عصای خستگیام شانههای تو
در خاک هم دلم به هوای تو میتپد
چیزی کم از بهشـت ندارد هوای تو
#قیصر_امین_پور
فردا عصای خستگیام شانههای تو
در خاک هم دلم به هوای تو میتپد
چیزی کم از بهشـت ندارد هوای تو
#قیصر_امین_پور
ز پیشِ دیده تا جانانِ من رفت
تو پنداری که از تن جانِ من رفت
اگر خود همره جانان نرفتم
ولی فرسنگها افغانِ من رفت
سر و سامان مجو از من چو رفتی
تو چون رفتی سر و سامانِ من رفت
چه دید از من که چون برهم زدم چشم
چو اشک از دیدهی گریانِ من رفت
از آن پیچم به خود چون مار وحشی
که گنج کلبهی ویرانِ من رفت
#وحشی_بافقی
تو پنداری که از تن جانِ من رفت
اگر خود همره جانان نرفتم
ولی فرسنگها افغانِ من رفت
سر و سامان مجو از من چو رفتی
تو چون رفتی سر و سامانِ من رفت
چه دید از من که چون برهم زدم چشم
چو اشک از دیدهی گریانِ من رفت
از آن پیچم به خود چون مار وحشی
که گنج کلبهی ویرانِ من رفت
#وحشی_بافقی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا شنیدم که تو از شعر خوشت می آید
چند وقتیست که یک شاعر پرچانه شدم
عقل با عشق شنیدم که نمیسازد پس
روز ها عاقل و شب شاعر دیوانه شدم
#حسین_مرادی
چند وقتیست که یک شاعر پرچانه شدم
عقل با عشق شنیدم که نمیسازد پس
روز ها عاقل و شب شاعر دیوانه شدم
#حسین_مرادی
دنیاے من با عشق درگیر است باور ڪن
قلبم بہ پایِ بودنت گیر است باور ڪن
تصویر عڪسِ روے ماهت وقتِ خندیدن
زیباترین قاب استو تصویر استباور ڪن
وقتے نباشے، آسمانـم اشـڪ میریـزد
بے تو نفسهایم نفسگیر است باور ڪن
حتے قفس هم در ڪنارت عین پرواز است
چونقلبِ من پایِتو زنجیر است،باور ڪن
وقتـے نباشے بـر لبم لبـخـند مـیمـیرد
بے تـو دلـم از زنـدگے سیر است باور ڪن
با من نگو از سرنوشت و قسمت وحکمت
عشق من و تو رقصِ تقدیر است،باور ڪن
پـرواز ڪـن سـوے مـن اے زیبایِ رویایی
قلبم در آغوشِ تو تسخیر است باور ڪن
در خواب دیدم پر ڪشیدے سوے آغوشم
دل دل نڪن، هنگامِ تعبیر است، باور ڪن
وقتے نباشے این دلِ دلواپس و تنگم
بدجور غمگین و زمینگیر است، باور ڪن
بـا مـن بـمـان زیـرا براے عاشقے ڪردن
حـتے همین امروز هم دیر است باور ڪن
هـر شب تفال میزنـم بـر حضرتِ حافظ
بر فالِ من عشقِ تو تفسیر است باورکن...
#مجتبی_خوش_زبان
قلبم بہ پایِ بودنت گیر است باور ڪن
تصویر عڪسِ روے ماهت وقتِ خندیدن
زیباترین قاب استو تصویر استباور ڪن
وقتے نباشے، آسمانـم اشـڪ میریـزد
بے تو نفسهایم نفسگیر است باور ڪن
حتے قفس هم در ڪنارت عین پرواز است
چونقلبِ من پایِتو زنجیر است،باور ڪن
وقتـے نباشے بـر لبم لبـخـند مـیمـیرد
بے تـو دلـم از زنـدگے سیر است باور ڪن
با من نگو از سرنوشت و قسمت وحکمت
عشق من و تو رقصِ تقدیر است،باور ڪن
پـرواز ڪـن سـوے مـن اے زیبایِ رویایی
قلبم در آغوشِ تو تسخیر است باور ڪن
در خواب دیدم پر ڪشیدے سوے آغوشم
دل دل نڪن، هنگامِ تعبیر است، باور ڪن
وقتے نباشے این دلِ دلواپس و تنگم
بدجور غمگین و زمینگیر است، باور ڪن
بـا مـن بـمـان زیـرا براے عاشقے ڪردن
حـتے همین امروز هم دیر است باور ڪن
هـر شب تفال میزنـم بـر حضرتِ حافظ
بر فالِ من عشقِ تو تفسیر است باورکن...
#مجتبی_خوش_زبان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاش در وصف دل آرایی و طنازی تو
من همان شـاعر شیوای دیارت باشم
تو هَراز گاه کمی عاشق من باشی وُمن
تا ابد عاشـق بیصـبر و قرارت باشـم
#شیوا_صالحی
من همان شـاعر شیوای دیارت باشم
تو هَراز گاه کمی عاشق من باشی وُمن
تا ابد عاشـق بیصـبر و قرارت باشـم
#شیوا_صالحی
دورے اما نزدِ من، تڪواژهے نابے هنوز
مثل یڪ بیت الغزل،مضمونِ نایابے هنوز
در پناہ ذوق تو ،طعمِ غزل خوش میشود
بین حرفِ تلخ هم شیرین و جذّابے هنوز
بر ڪویرِ جسم و بر روحِ عطشناڪم ببار
ای که دشت سبزِعشق و باغِ شادابی هنوز
روے دیوارِ دلم، تصویرِ لبخندِتو ماند
در نگارستان قلبم برترین قابے هنوز
سازِ ناڪوڪ دلم، پرشور شد با لحن تو
بین تار و پود قلبم، زخم مضرابی هنوز
چلچراغِ آسمان پنهان شدہ در پلڪ ِ تو
نور چشم آفتاب و ماہ و مهتابے هنوز
عطرِ نابِ یادِ تو پیچیدہ در هر رڪعتم
قبلہ گاہ قلب های رو بہ محرابے هنوز
دل بہ دریا مے زند ماهیِ تُنگِ تَنگِ دل
تو براے صید او،بے طعمہ، قلابی هنوز
اے ڪہ آرامش،ڪنارِ نامِ تو پهلو گرفت
ساحلِ بیداری این چشم بیخوابی هنوز...
#بهار_راد
مثل یڪ بیت الغزل،مضمونِ نایابے هنوز
در پناہ ذوق تو ،طعمِ غزل خوش میشود
بین حرفِ تلخ هم شیرین و جذّابے هنوز
بر ڪویرِ جسم و بر روحِ عطشناڪم ببار
ای که دشت سبزِعشق و باغِ شادابی هنوز
روے دیوارِ دلم، تصویرِ لبخندِتو ماند
در نگارستان قلبم برترین قابے هنوز
سازِ ناڪوڪ دلم، پرشور شد با لحن تو
بین تار و پود قلبم، زخم مضرابی هنوز
چلچراغِ آسمان پنهان شدہ در پلڪ ِ تو
نور چشم آفتاب و ماہ و مهتابے هنوز
عطرِ نابِ یادِ تو پیچیدہ در هر رڪعتم
قبلہ گاہ قلب های رو بہ محرابے هنوز
دل بہ دریا مے زند ماهیِ تُنگِ تَنگِ دل
تو براے صید او،بے طعمہ، قلابی هنوز
اے ڪہ آرامش،ڪنارِ نامِ تو پهلو گرفت
ساحلِ بیداری این چشم بیخوابی هنوز...
#بهار_راد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دست هایم را رها کردی میان زندگی
بی تو مثل کودکی تنها پریشانم هنوز
روبرویت می نشـینم روبـرویـم نیـستی
نیستی هرشب برایت شعر میخوانم هنوز
#علی_صفری
بی تو مثل کودکی تنها پریشانم هنوز
روبرویت می نشـینم روبـرویـم نیـستی
نیستی هرشب برایت شعر میخوانم هنوز
#علی_صفری
یقین بدان که در دلم،عزیز و مهربان تویی
همان دوای آخرین ، به دردِ بی امان تویی
شبیـه راز و گوهـری ، میان سینهی صدف
درون قلبِ کوچکم ،،عیانترین نهان تویی
هراس گم شدن کجا.؟ میان کـوره راه غم
که مقصدم به جاده وبه راه بینشان تویی
نفس بـریـز بر تنم ،، که یخ زده جوانـه ام
خزان زده بهـار را ، بیـا کـه باغبـان تـویی
بخوان بـه لهجه دلت ، غـزل ترین ترانه را
به نای بینواییام ،صدای نغمهخوان تویی
چه میشود شبی مرابپوشی و به تن کنی
بـرای لـرزش تنم ،، پنـاه و سایبـان تـویی
اگر چه نیستی ولی ،خیالِ توست همدمم
هنوزنبضِ جانیوهمیشه خوشزبان تویی
#نگار_حسینی
همان دوای آخرین ، به دردِ بی امان تویی
شبیـه راز و گوهـری ، میان سینهی صدف
درون قلبِ کوچکم ،،عیانترین نهان تویی
هراس گم شدن کجا.؟ میان کـوره راه غم
که مقصدم به جاده وبه راه بینشان تویی
نفس بـریـز بر تنم ،، که یخ زده جوانـه ام
خزان زده بهـار را ، بیـا کـه باغبـان تـویی
بخوان بـه لهجه دلت ، غـزل ترین ترانه را
به نای بینواییام ،صدای نغمهخوان تویی
چه میشود شبی مرابپوشی و به تن کنی
بـرای لـرزش تنم ،، پنـاه و سایبـان تـویی
اگر چه نیستی ولی ،خیالِ توست همدمم
هنوزنبضِ جانیوهمیشه خوشزبان تویی
#نگار_حسینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قلب من تا به ابدعاشق ودیوانه ی توست
به خداوند قسم در دل من خانه توست
تکیه کن بردل این عاشق وشیدا ای عشق
شانهام امنترین قسمت کاشانهی توست
#مهدی_ملکی
به خداوند قسم در دل من خانه توست
تکیه کن بردل این عاشق وشیدا ای عشق
شانهام امنترین قسمت کاشانهی توست
#مهدی_ملکی
بیا بامن دَمی بنشین ، تو ای آرامشِ جانم
کـه از هجرت گُلِ زیبا ،، پریـشانم، پریشانم
من آن پروانهٔ مستم که گِردِ شمع میگردم
بیا شمعِ وجـودم باش ،بسوزان و بمیرانم
به سودای تو بنهادم اگر چه دین و ایمانم
تو گر چه کافرم خوانی ولی ذاتاً مسلمانم
پریشان کرده اۍگیسوکمانی کرده ای ابرو
تو گویا قصدِ جان داری،بیا یکسر بسوزانم
تمامَ واژه ها امشب برای تو بـه رقص آرَم
که من در هر غزلواره ،تـو را جانانه بنشانم
زِمن پرسیددانایی چه سرمست و هراسانی
بدوگفتم که دل دادم به آیاتی که میخوانم
به ناصح گفتم ای شاعر چرا اینگونه نالانی
بگفتا چشمِ شـهلایی ، چنین کرده پریشانم
#شاه نعمت الله ولی
کـه از هجرت گُلِ زیبا ،، پریـشانم، پریشانم
من آن پروانهٔ مستم که گِردِ شمع میگردم
بیا شمعِ وجـودم باش ،بسوزان و بمیرانم
به سودای تو بنهادم اگر چه دین و ایمانم
تو گر چه کافرم خوانی ولی ذاتاً مسلمانم
پریشان کرده اۍگیسوکمانی کرده ای ابرو
تو گویا قصدِ جان داری،بیا یکسر بسوزانم
تمامَ واژه ها امشب برای تو بـه رقص آرَم
که من در هر غزلواره ،تـو را جانانه بنشانم
زِمن پرسیددانایی چه سرمست و هراسانی
بدوگفتم که دل دادم به آیاتی که میخوانم
به ناصح گفتم ای شاعر چرا اینگونه نالانی
بگفتا چشمِ شـهلایی ، چنین کرده پریشانم
#شاه نعمت الله ولی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM