‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
710 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
در وصل تو میسازم با هر چه کنی اما

یک لحظه شکیبائی در هجر تو نتوانم


#مصطفی_بهجت
.
مهربانی‌های تو بر زخمهایم مرهم است
خنده‌ات پایان هر درد و عذاب و ماتم است

هر کجا میگویم از احساس زیبایت گلم
عشق آدم در حقیقت اعتبار ادم است

بندبندم را به هر بندت چو با دل بسته‌ام
تا ابد هم بند احساست به قلبم محکم است

از تو بهتر چون ندیدم در محبت، باز هم
جان به قربانت کنم در راه شیدایی کم است

هر کجا با من بمان ای عشق زیبا روی من
قامت قلبم بدور از یار شیدایم خم است

چون شدی عاشق مراهم خوب میفهمی گلم
حال عاشق در نبود دلستانش درهم است

با زبان ساده میگویم که میخواهم تو را
تا نگویی شعرهایی را که گفتی مبهم است

#پویا_بیات
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با تمام حـرف‌ها من عاشقت هستم بیا

در بــزن پاییز من از بوی تو مستم بیا

گرچه می‌ریزی مرا درزیر پای کوچه‌ها

منتظر در کوچه‌ی تاریک‌و بن‌بستم بیا

#شهناز_امیرمجاهدی
"در تمنـای نگاهـت بیقـراری می کنم"
لحظـه ها را عاشقانه، سرشماری میکنم

مثـلِ آن ماهِ قشنـگی بـر شبستانِ دلم
باتو مَه‌‌رو تا سحر شب زنده‌داری میکنم

گر چه‌ در اوجِ زمستانم، ولی محبوب‌ِ دل
با تـو احساسِ قشنگِ، نوبهـاری میکنم

رفتـی و آتـش زد هجـرانـت بـه دل
تا سحرگاهان بـرایت، غمگساری میکنم

بی تـو شـب میخـانـه شد مأوای من
از غمِ هجـرِ تـو زیبـا، میگساری می کنم

مثل‌ِ یک‌ رویای‌ زیبا درشب و خواب منی
بهرِ دیدارت به شب ها بی قراری میکنم

#پرویز_غلامی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همـه گویند چرا چهره‌ی پُـر غم داری

زیر چشمت همه‌دم بارش نم‌نم داری

کس نپرسید از آن داغِ گرانـم بـر دل

کس نپرسید، نپرسید، کـه را کم داری

#محمد_زمانی
قصه ای ازجنس یک پرواز میخواهد دلم
داستان کوچِ بی آغاز میخواهد دلم!

رفتن و رفتن بدون لحظه ای صبرو درنگ
پرکشیدن، بالهای باز میخواهد دلم

تابه کی مُردن دراین مرداب وماندن ،در زمین
آسمانی آبی و دلباز میخواهد دلم

خوش به حال قاصدک، بی بال بالا میرود!
همچو او رقصیدنی بی ساز میخواهد دلم

زندگی درهاله یِ ابهام بود و ،فاش شد
مرگ را ، در پرده یک راز میخواهد دلم

از "ساحل" و از نشانیِ غزل دلخسته ام
حافظ و میخانه یِ شیراز میخواهد دلم

#مهدی پور ثابت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تـو بیـا تا رمَقی  هست مـرا کُنجِ قفس

تو که هم جانی و جانانِ منی مثلِ نفس

غـزلـم غـرقِ خیالِ تو شکوفا شده است

تـو بـرای دلِ من، معجزهٔ عشقی و بس!

#شیوا_صالحی
تو همان ساحل امنی که دلم می خواهد
او به آرامش آغوش تو ایمان دارد

او همانی است که لبخند تو را می فهمد
پیش چشمان تو اما دل من کم می آرد

در رگم شعر بریز،بر تن من باران باش
مثل ابری که به هر جای زمین می بارد

پیش نقش رخ تو فرشچیان مبهوت است
و داوینچی که به لبخند تو دل می بازد

ناز چشمان تو را گویی خدا عاشق شد
که به این معجزه اش نزد همه می نازد

من همان موج سراسیمه و آشفته سرم
تو همان ساحل امنی که خدا می داند

#رضا_قریشی_نژاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تـوبـه کردم کـه قلم دسـت نگیرم!! اما

هاتفی گفت: که این بیت شنیدن دارد!

و خداخواست که یعقوب نبیند یک عمر

شهـرِ بـی یـار مگـر ارزشِ دیـدن دارد.؟

#محمود_زارع
‍ از یک دلِ غمگين و پر از درد نوشتم
از ناله که تاثیر نمی کرد نوشتم

از شرشرِ اشكم كه ببارد همه شبها
از سوز نفس گیر شب سرد نوشتم

از زخم زبانت که اثر کرد به قلبم
تا فاصله هایی که شدم طرد نوشتم

ازدوری جانکاهِ تو و قلبِ شكسته
شاعر شدم و از  دل شبگرد نوشتم

از غصه ی شبهای درازی که نبودی
از یک زن تنها که کم آورد نوشتم

صد حیف نشد باشی و همراه بمانی
از برگ خزان دیده که شد زرد نوشتم

#مهنازنجفی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هرچه میخواهم غمت را در دلم پنهان کنم

سینه میگوید که من تنگ آمدم، فریاد کن!

#امیرخسرو_دهلوی
.
این نامه ی غمگین برسد دست نگارم
با اشک نوشتم که بداند گله دارم
با اشک به هر گوشه ی این نامه سرشتم
از بی کسی ودرد و غم و غصه نوشتم

از درد نوشتم که بخواند گل مینا
اینجا منم و دلهره و ظلمت شبها
شاید برسد دست تو این نامه ی غم ها
شاید که تو هم مثل منی بیکس و تنها

بعداز تو نفس تنگ شده سربه گریبان
شک کرده به احوال زمین قسم به قران
بعداز تو بگو با دل ویران چه کنم؟
با گل نسترن،خشک به گلدان چه کنم؟

بعد تو خاطره ها قاتل جانم شده اند
درد و غم باعث این قد کمانم شده اند
بعد تو آتش افتاده به جان کشت مرا
طعنه و دلهره و زخم زبان کشت مرا

تو ندیدی که چها  بر من عاشق کردند
حکم اعدام  من امضا به دقایق کردند
آخر نامه ای امضا شده است سنگ صبور
آنکه هر لحظه به یاد تو شود زنده به گور  

#جواد الماسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای آنکه همه بود و نبودم شده ای

هم قبله و هم ذکر سجودم شده ای

با بودنت این دل شده آرامشِ محض

پنهان چه کنم کل وجودم شده ای...

#مهنازنجفی
عاقبت در دلت ای دوست مکانم دادی
هرچه میخواستم از عشق همانم دادی

آمدی پنجره در پنجره امید شدم
عشقی و،روح وحیاتی به جهانم دادی

در تَفِ بادیه ای پُر ز عطش با نگهت
ابر رحمت شدی و، برکه نشانم دادی

مثل یک معجزه ای لحظه ی جان دادن من
نفس تازه به این نیمه ی جانم دادی

تو همان حس خوشایندنسیم سحری
آمدی روح و‌،طراوت به روانم دادی

همچو دریا تو به موسیقی امواج خوشت
غمِ دل بردی و،شور و، هیجانم دادی

بودنت سبزترین حادثه شد در قلبم‌
وَه چه پایان قشنگی به خزانم دادی

#مهنازنجفی