‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
710 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
بی نگاهت چـه خمارم ، درد دارم جانِ تو

هیچ درمانی نمیخواهم به جز چشمانِ تو

#فاطمه_معصومی
بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارم
میانِ عقل و احساسم زلالِ اشک می کارم

بزن باران به رگ برگِ صدای خیسِ احساسم
بدونِ چتر می خواهم کنارت گام بردارم

برقصان با ترنّم اشک را در قابِ چشمانم
که دردی از غمِ دوری درونِ سینه ام دارم

نمی خواهد ببیند عقل ، پابندِ کسی هستم
دلم زورش نمی چربد نشسته پشتِ افکارم

نمی دانم کجای کار می لنگد ... پریشانم
برای گفتگو با عقل خود تا صبح بیدارم

بیا باران بزن آهسته تر بر عشق ِبی جانم
که جای سنگ ، قلبم را کمی دلتنگ پندارم

شدم عاقل ترین عاشق ، ندانستی که ناچارم
به بازی درسکانسِ صحنه ی آخر که بیزارم...

#مهدی جابری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبیهِ پنجره ها بسته بـاش، اما باش

بیا و یک غمِ پیوسته بـاش ، اما باش

دلـم بـرای حضورت، بهـانـه می‌گیرد

تو از بهانهٔ من خسته بـاش، اما باش

#مریم_صفری
کاش می‌شد که از این پنجره بارید تو را
از صدای نفس فاصله، فهمید تو را

مثل عطر خنک کوچه‌ی نارِنجِستان
در هم‌آغوشی گل، یکسره بویید تو را

در فراسوی شب خاطره‌هایی شیرین
باز با تیشه‌ی فرهاد، تراشید تو را

گاه در برکه‌ی تنهایی خود سنگ انداخت
با صدای تپش ثانیه، نالید تو را

یک قدم مانده به دلواپسی اشک غروب
پشت بی‌تاب‌ترین خاطره، پاشید تو را

و به کوتاهی بوییدن عطر یک سیب
خام حوا شد و چون وسوسه‌ای چید تو را

ته این راه سراسیمه، کمی آه کشید
در سکوتی به بلندای افق، دید تو را

#محمد جوکار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در بـادهٔ دستـانِ سحر، عکسِ تو پیداست

این لحظه همان لحظهٔ شیرینِ تماشاست

پُرنورتر از عکسِ رُخت در دو جهان نیست

مـا بـا تـو نگفتیم ولی یـادِ تـو اینجاست

#شیوا_روحی_فر
می‌خندم اما چشم‌هایم رنگِ غم دارد
باشم... نباشم... واقعاً دنیا چه کم دارد؟

از زندگی چیزی به‌غیراز غم نصیبم نیست
دنیا برایم بدبیاری پشت‌هم دارد

از حال‌وروز واژه‌هایم باخبر باشد
مانند من هر کس که دستی در قلم دارد

وقتی به یادت، موی خود را شانه خواهم زد
از آینه می‌پرسم: آیا دوستم دارد؟

سنگ است پیش پای لنگ عاشقان، آری
این راه ناهموار صدها پیچ‌وخم دارد

امروز هم بارانی‌ام مانند روز قبل
وقتی‌که دل‌تنگم دلم میل حرم دارد

#سید علیرضا جعفری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرام ترین رود جهـانم به ڪنـارت

توحضرت دریائی و، من غرق نگاهت

#مهناز نجفی
شکستم بعدِ تو دیگر ، ستون های جهانم را
فرو  انداختم   هر هفت  سقفِ  آسمانم  را

نمی دانم  چه  آمد  بر سرم !؟ آنقدر  می دانم
دگر  گم کرده ام  این  روزها  حتی  نشانم  را

از آن روزی که  رفتی  ای  شعورِ  شعرهای  من
به  روی  این جماعت  بسته ام  دیگر دهانم را

غزال گمشده !! بی تو، دراین باغِ خزان دیده
بریده   بغض ها  و گریه ها هر شب امانم  را

خدا پشت وپناهت ،من ولی با سوز و آه ودرد
شکستم   بعدِ تو  دیگر ،ستون  های جهانم  را

#زهرا_آرین_نژاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواستم شرح غم دل به قلم بنویسم
‏آتشی در قلم افتاد که طومار بسوخت..

‏⁧ #احمد_جامی
اجازه هست عاشقانه‌ترین شعر دفترت باشم
در سرای قصر خالی تو نگین و گوهرت باشم

اجازه هست ببخشید دوباره می پرسم
اجازه هست گوشه ای از کُنج باورت باشم

عزیز من که به هجران تو گرفتارم
بیا ببندم این غزل و دوباره اخترت باشم

در این هوای زمستان و سرد و بارانی
پیش تو باشم و بگذار یاورت باشم

به یاد عشق می افتم به یاد دوستت دارم
خون رگم بهر این اشعار بیا که جوهرت باشم

خدا کند که تو عمری خیال من باشی
عشق بی پایان تو اقرار مکرّرت باشم

اجازه هست بگویم که بی قرار توأم؟
جانم فدای دیدن تو بیا که دلبرت باشم

#فریبا_قربان_کریمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرام ترین رود جهـانم به ڪنـارت

توحضرت دریائی و، من غرق نگاهت

#مهناز نجفی
یک نفر گوشهٔ این خانه، تو را میخواهد

عاشقِ توست چه جانانه تو را میخواهد

تا هوا از نفسِ شُومِ زمان پُر شده است

از سرِ عشق ، غریبـانـه تـو را می‌خواهد

مـن در آغـوشِ تـو آوارِ فـرو ریخته ام 

تَنِ فرسوده و ویرانـه تـو را می خواهد

اشک شد از غمِ تـو ، چشمهٔ احساساتم

شک‌نکن لرزشِ این شانه‌تورا میخواهد

#مریم_عرفان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در وصل تو میسازم با هر چه کنی اما

یک لحظه شکیبائی در هجر تو نتوانم


#مصطفی_بهجت
.
مهربانی‌های تو بر زخمهایم مرهم است
خنده‌ات پایان هر درد و عذاب و ماتم است

هر کجا میگویم از احساس زیبایت گلم
عشق آدم در حقیقت اعتبار ادم است

بندبندم را به هر بندت چو با دل بسته‌ام
تا ابد هم بند احساست به قلبم محکم است

از تو بهتر چون ندیدم در محبت، باز هم
جان به قربانت کنم در راه شیدایی کم است

هر کجا با من بمان ای عشق زیبا روی من
قامت قلبم بدور از یار شیدایم خم است

چون شدی عاشق مراهم خوب میفهمی گلم
حال عاشق در نبود دلستانش درهم است

با زبان ساده میگویم که میخواهم تو را
تا نگویی شعرهایی را که گفتی مبهم است

#پویا_بیات