‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
710 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
ز شوقِ دیدنِ رویت، چنان دارم تب‌و‌تابی

ندانم موعد دیدار، کدامم من، کدامی تو...

#راحم_تبریزی
بی‌تو من تندیسی از یک آدمِ وا رفته‌ام
پادشاه سرزمین‌های به یغما رفته‌ام

مرگ را بی‌شک جوابی نیست اما بعدِ تو
بارها تا مرزِ حلِ این معما رفته‌ام

اوج در راه تو بی‌معناست، من با این حساب
گویی از کوهی بدون قله بالا رفته‌ام

من شبیه تشنه‌ای هستم که دنبال سراب
بارها گفتم نخواهم رفت اما رفته‌ام

از ازل خود را به جای سایه‌ام جا زد، مدام
بختِ بد همراه من بوده است هر جا رفته‌ام

نیستی و عایدم دستی‌ست خالی، این منم
رودِ بی‌آبی که با ذلت به دریا رفته‌ام


#جواد_منفرد
بی‌کسی دل‌های غمگین را کند غمخوارِ هم

غم دلِ ما را نوازش کرد و دل غم را نواخت

#صائب_تبریزی
منی که از همه‌ی داشتن تو را دارم
چقدر شعر به تو تا ابد بدهکارم

هر آن‌چه داد و نداد و گرفت، مالِ خودش
ولی همیشه تو را از خدا طلب دارم

بگو چطور به یک عمر پشت‌ِپا بزنم
چطور از خود من -از تو- دست بردارم

به جز تو چیزی از این زندگی نمی‌خواهم
فقط تو را بشود پیشِ خود نگه‌ دارم

تویی که دغدغه‌ی تازه‌ی جهانِ منی
که بی‌تو روز و شبی پوچ و غرقِ تکرارم

کنار من تو نبودی اگر، نمی‌دانم
کشیده بود کجا بی‌تو تا کنون کارم

اگر چه شهر، پُر از خیرخواه و دلسوز است!
ولی من از همه‌ی شهر، جز تو بیزارم...

#محمد_شریف
در دل دردےست ازتو پنهان ڪه مپرس
تنڪَ آمده چندان دلم ازجان ڪه مپرس

با این همه حال و در چنین تنڪَدلی
جاڪرده محبت تو چندانڪه مپرس

#ابوسعیدابوالخیر
‏چشم در ‌چشمِ تو‌ هر ثانیه دیدن دارد
چشم من از تو تمنای شنیدن دارد

حرف‌ها با دلِ ‌تنگم بزن ای جااانِ دلم!
نازِ چشم تو به هر نرخ خریدن ‌دارد

تو اگر‌ مقصدِ‌ آغوشِ منی در ‌همه عمر،
دلم از قافِ جهان قصدِ پریدن دارد

پیله کردم؛ دلم از حسرتِ پروانه شدن،
با کلافِ تنِ تو میلِ تنیدن دارد

طرحِ لبخندِ ژکوندی و پر از ابهامی
طرزِ تصویرِ نگاهت چه کشیدن دارد!

‏کاش پیراهنی از  بوی تنت را بدهی
به تو‌ هر لحظه دلم شوقِ رسیدن دارد

#نیلوفر_رضایی
گاهی دلم برای تو و خنده‌های تو...

گاهی که نه؛ همیشه دلم تنگ می شود

#مهدی_عنایتی
بگو چرا بنویسم؟ به دفتری که‌ ندارم
هنوز هم غزل از حال بهتری که ندارم

دلم هوای تو دارد ولی چگونه ببندم
هزار نامه به پای کبوتری که ندارم؟

به رغم آنکه نبودی، همیشه پای تو ماندم
که سخت مؤمنم اما به باوری که ندارم!

اگرچه بافتنی نیست راهِ تا تو رسیدن
به‌جز خیال ولی راه دیگری که ندارم

شبیه ابر بهاری، دلم عجیب گرفته
کجاست شانه‌ی امنِ برادری که ندارم؟!

#سجاد_رشیدی‌پور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خیال آمدنت دیشبم به سر می‌زد

نیامدی که ببینی دلم چه پر می‌زد

#هوشنگ_ابتهاج
به هم بزن به سلامی، شب خیالم را
بپرس مثل همیشه دوباره حالم را

شبیه رود خروشان بیا و طوفان کن
به هم بریز شب و روز  و ماه و سالم را

به نام عشق به پا خیز و با سرانگشتت
ببند زخم تنم را، شکسته بالم را

به زلفهای پریشان من بزن شانه
و باز کن به نگاهی زبان لالم را

که من گرفته‌ام از گرمی نفسهایت
تمام شاعری و شوکت و جلالم را

#زهرا_آرین_نژاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلم تنگ است و بارانی،ببارانم  که غم دارم
به زیر سقف بی مهرت زیادی عشق کم دارم

به  بارانی  بشوی  از دل  مرا  اندوه  دلتنگی
شدم پروانه ای محزون که آتش در پرم دارم

#یڪتا_حق_پرست
تلخی خاطره را با لب فنجان گفتم
چای نوشیدم و اشعار پریشان گفتم  

برخلاف تو که بر خانۀ لب  قفل زدی
قصۀ عشق خودم را به تو آسان گفتم

هیچ کس از منِ کم‌حرف، صدایی نشنید
درِ گوش 'تو'  سخن‌های فراوان گفتم

بس که آغوش تو ای عشقِ قدیمی سرد است
به تو در شعرِ خودم "فصل زمستان" گفتم

ای زمستان من! ای داغِ دلِ  یخ‌زده‌ام!
درد خود را به تو  با سینۀ سوزان گفتم

دست اشک آمد و بر حلقۀ چشمم زد باز
غصه‌ها را به تو با چِک‌چک باران گفتم

#زینب_نجفی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تویی سبـزتر از درخت و آبے تر از دریا

واے بر من ڪہ ندارمت در این ڪنجِ دنیا

#امیر_خسرو_ابراهیمیان
هر طرفی کشیدم این ، حسرت جاودانه را
پُشتِ سرم گُذاشتم ، خوب و بدِ زمانه را

مُرغِ بُریده بال را ، نیست غمِ گُرسنگی
کُنجِ قفس که می‌خورد ، غُصه ی آب و دانه را

منتظرم بیایی ای باعث شعرهای من
با تو مگر عوض کنم ، حال و هوای خانه را

سوزِ دلی نشان بده ، تا نمِ اَشکی آورم
آب نمی زند کسی ، آتش بی زبانه را

رفته ای و نمی رود حال و هوایت از سرم
بی تو به گور می برم ،  اینهمه عاشقانه را

فرق نمی کند بگو ، هر چه رسید بر لبت
حرف بزن ، قشنگ کُن ، آخرِ این ترانه را

#محمد_علی_جوشایی_بم