‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
710 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
دیدار تو آرامش جانم شده است
سرچشمه‌ی شورِ بی‌کرانم شده است

هر بار که لبخند تو پیدا گردد
یک لحظه‌ی ناب در جهانم شده است

#سید هدایت الله سادات
در خیـال خود تو را دریـــا تصور می‌کنم
خویش را یک ساحــل تنها تصور می‌کنم

تکدرختی خشک در خواب کلاغ خسته‌ام
در مسیــر بـــاد بی پـــروا تصور می‌کنم

هرکجا پا می‌گذاری پا به پایت می‌دوم من
در هوایت خویش را لیلا تصور میکنم

نیستـــی هرچنـــــد در کار دلم اما تو را
در میان خواب و در رؤیا تصور می‌کنم

روزهای خسته‌ای دارم، دلم دردآشناست
سینه‌ام را عاشــق شیدا ؛تصور می کنم

#شیدا_التيام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو بیا تا رمَقی  هست مـرا  کُنجِ قفس
توکه هم جانی وجانانِ منی مثلِ نفس

غزلم غرقِ خیالِ تو  شکوفا  شده است
تو برای دلِ من معجزهٰ عشقی و بس!

#شیوا صالحی
نمیدانم چرا خنده ز لبهایم فراری هست
درون چشم‌هایم حسرت واندوه وزاری هست

تمام لحظه های من شده دلتنگی وحسرت
فقط عکسی زچشمانت برایم یادگاری هست

تو ای عشق سفرکرده بگو کی می‌رسی از راه
درون ذهن آشفته سوال بی‌شماری هست

تو رفتی و زمین پر گشته از برگ خزان و دی
نمی‌‌دانم که می‌آیی و آیا نو بهاری هست؟

فراسوی جهانم را گرفته ابر دلتنگی
کجاو کی به غیرازتو برایم غمگساری هست؟

و مابین جدال عقل ومنطق مانده‌ای ای دل
دراین پیکارجان فرسا فقط چشم انتظاری هست

شدم مجنون چشمانت نگو دیوانه ام عشقم
که این دیوانگی هایم به عشقت انحصاری هست

#سعید_زاهدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بگذار در نگاهِ تو باران شوم به شوق

دردت بغل گرفته پریشان شوم به شوق

خواهم شوی تو زلزله ویران کنی مرا

زیر نگاه مهر تو پنهان شوم به شوق

#طارق_خراسانی
تورا چون عطر نرگس درزمستان دوست میدارم
بہ سان  نغمہ ی  نے در نیستان  دوست میدارم

شبیہ قطرہ ا ی  شبنم  بہ   آغوش   گل     زنبق 
تورا همچون اقاقے در گلستان دوست مے دارم

تورا همچون صدای  نم نم    باران  پاییزے
شبیہ دانہ ے سرخ اناران  دوست میدارم

تورا چون  میل  پروانہ بہ گلبرگ گل  مریم
مثال عطربابونہ بہ بستان دوست   میدارم

چوعطرآشناے غنچہ های   اطلسی    در باغ
چو باران  درهیاهوے بهاران دوست میدارم

نشستم‌ گوشہ اے خلوت  شدم دیوانہ ی هجران
توراچون قرص مه اندرشبستان دوست میدارم...

#شهناز_حاتمے
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قصدم از شعر تویی شور ذخروشان غزل

دوست میدارمت ای چشمه ی جوشان غزل

#شکوه_شکوهی_فر
تورا چون عطر نرگس درزمستان دوست میدارم
بہ سان  نغمہ ی  نے در نیستان  دوست میدارم

شبیہ قطرہ ا ی  شبنم  بہ   آغوش   گل     زنبق 
تورا همچون اقاقے در گلستان دوست مے دارم

تورا همچون صدای  نم نم    باران  پاییزے
شبیہ دانہ ے سرخ اناران  دوست میدارم

تورا چون  میل  پروانہ بہ گلبرگ گل  مریم
مثال عطربابونہ بہ بستان دوست   میدارم

چوعطرآشناے غنچہ های   اطلسی    در باغ
چو باران  درهیاهوے بهاران دوست میدارم

نشستم‌ گوشہ اے خلوت  شدم دیوانہ ی هجران
توراچون قرص مه اندرشبستان دوست میدارم...

#شهناز_حاتمے
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای آنکه تو جان بنده را جان شده‌ای

در ظلمت کفر شمع ایمان شده‌ای

اندر دل من ترانه‌ گویان شده‌ای

واندر سر من چو باده رقصان شده‌ای

#مولانا
ای نقطه آرامشم ای دار و ندارم!

من بیشتر از خود به وجود تو دچارم

دلباختگی حادثه ی اول عشق است

بگذار در این حادثه من سر بسپارم

بگذار در آرامش آغوش تو یکبار

پا را کمی از مرگ فراتر بگذارم

اینبار اگر فرصت دریا شدنی هست

بگذار که من ابر شوم سیر ببارم

زیبایی چشمان تو آغاز جنون است

طوری که من عاشق شده ام آخر کارم

می میرم اگر باشم و یک روز نباشی

من بیشتر از خود به وجود تو دچارم

#علی_صفری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خوش به حالِ بوته‌ی یاسی که در ایوانِ توست


می تواند هر زمان، دلتنگ شد، بویت کند

#علیرضا_بدیع
نمی‌گیری سراغی از نبودن‌های ما دیگر
دلت مثل نگاهت نیست با ما آشنا دیگر

در این آیینه‌ها، آن لحظه‌تصویرِ فراموشیم 
که حتی رفته‌ایم انگار از یادِ خدا دیگر 

تو هستی؟ نیستی؟ حرفی‌ بزن در این مِهِ مُبهم!
 تُهی شد معبدِ خاموشی‌ از وَهمِ صدا دیگر

طلسمِ کُهنه‌ی این باغ را، نشکست زیبایی 
نشد دستی دخیلِ شاخه‌ی خُشکِ دُعا دیگر

پُر از فکرِ فرار از این قطار و ریل‌ها هستم
 شبیه واگنی خالی، ملول از هرکجا دیگر...

نسیمی باز آورده است عطرِ زخم آهو تا
بگِریَم گِردبادِ شعله‌ور در خویش را دیگر

و شاید کبریای عشق، اوجِ عجزِ ما باشد؛
بمیرم هم نمی‌گویم: بیا،...، اما بیا دیگر!

#عبدالحمید_ضیایی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چون تو را دارم به دل، دنیا همه آن من است


هرکه پرسد نام تو گویم که او، جان من است

#آوای_سیاوش
بهم بزن به سلامی شب خیالم را
بپرس مثل همیشه دوباره حالم را

شبیه رود خروشان بیاوطوفان کن
به هم بریز شب وروز  وماه.وسالم را

به نام عشق به پا خیز وبا سرانگشتت
ببند زخم تنم را، شکسته بالم   را

به   زلف های پریشان من بزن شانه
و   باز کن  به نگاهی زبان لالم   را

که من گرفته ام ازگرمی نفس هایت
تمام  شاعری  و شوکت و جلالم  را

#زهرا_آرین_نژاد