‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
710 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
کاش مۍبودی و باچشمِ خودت میدیدی

کـه چگونـه نفسم با غمِ تـو درگیر است!

#سوگل_مشایخی
سـلامِ من به تـو کز دیدنِ تو محرومم
گرفته حال و هـوایم ، نوشته ام خوبم

دلم برای تو تنگ است هوای غم دارم
تـو را بـرای نمـردن ، چقـدر کـم دارم

گـرفتـه پنجـره ها را ،هـوای شیدایی
تو کی بـرای همیشه دوباره  می آیی؟

تمـامِ سهمِ من از تـو، فقط سرابی بود
شبیهِ خاطره ای تلخ، شبیهِ خوابی بود

اگر چه روی کتـابم نـوشتـه ای قهـرم
بـرای دیـدنِ رویـت خرابِ این شهرم

غـزل بـرای تو گفتم، دلم سبک تر شد
صدای سرفـه ی قلبم دوبـاره بهتر شد

سلامِ من بـه تـو کز دیدنِ تو بی تابم!
نگاهِ صورتِ مـاهـت نشسته در قـابم

دلم برای تو تنگ است و خوب میدانم
برای بـوسه ی رویت همیشه می مانم

#علیمحمد_پورحسن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای در درون جانم و جان از تو بی خبر
وز تو جهان پر است و جهان از تو بی خبر

چون پی برد به تو دل و جانم که جاودان
در جان و در دلی، دل و جان از تو بی خبر


#عطار
در دلت یک غم زیباست، دلم می‌گوید
خسته از شاید و اما ست، دلم می‌گوید

دل تو مثل غزل، مثل خدا، مثل سکوت
مثل یک کوچه تنهاست، دلم می‌گوید

دل سودایی من، ساده و سرشار و بزرگ
یک نفر مثل تو می‌خواست، دلم می‌گوید

من عقیده به غزل‌های تو دارم شاعر
غم اشعار تو زیباست، دلم می‌گوید

در نگاه تو پر از بخشش مروارید است
چشم تو پاسخ دریاست، دلم می‌گوید

ای خلاصه شده در چشم تو تندیس سکوت
پشت چشمان تو غوغاست، دلم می‌گوید

مثل یک سیب که از شاخه فرو می‌افتد
عشق هم حادثه ماست، دلم می‌گوید

کار من نیست غزل گفتن و اینجا ماندن
شاعری کار شماهاست، دلم می‌گوید

#ارس_آرامی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عاشق فصل خزانی؟ من خزانت می‌شوم
با همه بی‌رنگی ام، رنگین‌کمانت می‌شوم

تکیه کن بر شانه‌ام هر قدر می‌خواهی ببار
با همه بی‌جانی ام، آرام جانت می‌شوم

#ارس_آرامی
سوگند به آن حس غریبانهٔ چشمت
بی یاد تو هرگز سخن آغاز نکردم

رفتی و دلم بست به سوی همه دَر را
جز روی تو دَر را به کسی باز نکردم

گفتم که بگویم غزلی لایق عشقت
حس غزلم را به تو ابراز نکردم

شب‌ها که به خاطر گذرد یاد عزیزت
در خواب به جز نام تو آواز نکردم

زنجیر به پای دل من بست نگاهت
بی حال و هوای تو که پرواز نکردم

#ارس_آرامی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهمان دلم باش که در خانه ی قلبم

در شاه نشینش زده ام جایگهت را!



#عرفان‌یزدانی
مے شود گاهے بہ اشعارم غزال من شوی؟
مے شود وقت غمم همراہ حال من شوی؟؟

من قرارم با تو در شعر است مے دانم ولی..!
میشود یادت رود یڪ لحظہ مال من شوی؟!

میم آخر را بہ نامت مے شود گاهے نهم؟!
مالڪیت حس زیبایے است فال من شوی؟!؟

ماہ شب را جاے تو ، گاهے خطابش میڪنم..!
میشود ماهم شوے هر شب روال من شوی؟؟

مے تپد وقتے دلم با حس ناب شعرهات..!
مے شود قدرے مصمم در قبال من شوی؟!

من بہ عهدم با تو مے مانم ڪنارت با غزل..
مے شود یار من و جان خیال من شوی؟!

مهربانے با دلم ڪن، روزهاے پیش رو...!!
مے توانے بعد از این منع زوال من شوی..!

#برقی_احمد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در تمنای غزل در پی تفسیر توام

مست با خاطر تـو بسته به زنجیرتوام

در شب عشق، که عشاق به هم آمیزند

من کنار غم تـو خیره به تصویر توام...!

#مولانا
واژه واژه این غزل را غرق مهرت میکنم
دین و دنیای منی قصد سجودت میکنم


هستی و جانم تویی ، ای مظهر آرامشم
گاه گاهی بی جهت فکر نبودت میکنم


حرفی از رفتن مزن،جانم فدایت ای صنم
زندگی بی برم را  نذر چشمت میکنم


عمر من،ای تو دلیل زندگی و هست من
بیت بیت شعر را مشحون بودت میکنم


شاعرم،اهل دلم،از عشق تو بنوشته ام
این غزل را سنگ فرش زیر پایت میکنم

#فاضل نظری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باز ڪن آغوش گرمت را نمیدانے مگر


ڪنج آغوشت پناهِ خستگے هاے من است

#مهنازنجفی
شب است و خانه پر است از سکوتِ دلتنگی‌
قطار می زند از دور سوتِ دلتنگی‌

گرفته ام،نفسم تنگ میشود گاهی‌
شبیه ساز غریب فلوتِ دلتنگی‌

به احتساب غمی که به سینه ام مانده‌
هزار ساله شدم،چون بلوطِ دلتنگی‌

چقدر خسته ام از شعرهای بی مقصد‌
چقدر خسته ام از این خطوطِ دلتنگی‌

تو نیستی که ببینی تنیده در قلبم‌
چه تارهای غمی عنکبوتِ دلتنگی...‌


#سیداحمد_موسوی_علوی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الا اے حضرت معشوق منوّر ڪن جهانم را
ڪدامین چشم میفهمد بہ جز چشمت زبانم را

بہ بوے گلبن وصلت بہ سَر مستانہ مے آیم
ڪہ درد اشتیاق تو بُریدہ تابِ جانم را....

#راحم_تبریزی
گرفته بوی تو را خلوتِ خزانی من
کجایی ای گل شب‌بوی بی‌نشانی من؟

غزل برای تو سر می‌بُرم، عزیزترین!
اگر شبانه بیایی به میهمانی من

چنین که بوی تنت در رِواق‌ها جاری‌ست
چگونه گل نکند بغضِ جمکرانی من؟

عجب حکایت تلخی‌ست ناامیدشدن
شما کجا و من و چادرِ شبانی من؟

در این تغزّل کوچک، سرودمت ای خوب
خدا کند که بخندی به ناتوانی من

به پای‌بوس تو آیینه دستچین کردم
کجایی ای گل شب‌بوی بی‌نشانی من...؟

#سعید بیابانکی