This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی
نه مرغ شب از ناله مـن خفت و نه ماهی
چشمـی به رهـت دوخته ام باز که شاید
بازآیی و برهانیم از چشم به راهی
#شهریار
نه مرغ شب از ناله مـن خفت و نه ماهی
چشمـی به رهـت دوخته ام باز که شاید
بازآیی و برهانیم از چشم به راهی
#شهریار
تا کی در انتظار گذاری به زاریم
باز آی بعد از اینهمه چشم انتظاریم
دیشب به یاد زلف تو در پرده های ساز
جان سوز بود شرح سیه روزگاریم
بس شکوه کردم از دل ناسازگار خود
دیشب که ساز داشت سرسازگاریم
شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد
چشمی نماند شاهد شب زنده داریم
طبعم شکار آهوی سر در کمند نیست
ماند به شیر شیوه وحشی شکاریم
شرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوز
تا زنده ام بس است همین شرمساریم
#شهریار
باز آی بعد از اینهمه چشم انتظاریم
دیشب به یاد زلف تو در پرده های ساز
جان سوز بود شرح سیه روزگاریم
بس شکوه کردم از دل ناسازگار خود
دیشب که ساز داشت سرسازگاریم
شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد
چشمی نماند شاهد شب زنده داریم
طبعم شکار آهوی سر در کمند نیست
ماند به شیر شیوه وحشی شکاریم
شرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوز
تا زنده ام بس است همین شرمساریم
#شهریار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غـزل غـزل ترانـه شد، نگاهِ عاشقانه ات
قسم به چشمهای تو گرفته دل بهانه ات
قـلم نوشتـه از غمت، سـرودِ تلخِ انتظار
تمامِ حرف های من ز غـم شده ترانه ات
#آنجـلا_راد
قسم به چشمهای تو گرفته دل بهانه ات
قـلم نوشتـه از غمت، سـرودِ تلخِ انتظار
تمامِ حرف های من ز غـم شده ترانه ات
#آنجـلا_راد
دلتنگ صدای تو و لبریز سکوتم
من غنچهی تبعیدی باغ ملکوتم
بر باد نرفته است سر سبزم و عمری است
در باغچهی خاطره مدیون سکوتم
میخواهمت ای عشق که در ظلمت دنیا
من گم شدهی تشنه لبی در برهوتم
از خویش اگر دست کشیدم، نکشیدم
جز نقش تمنای تو در قاب قنوتم
گفتم همهجا از تو و از خویش نگفتم
من آینهی وصف جلال و جبروتم
#عطیهسادات_حجتی
من غنچهی تبعیدی باغ ملکوتم
بر باد نرفته است سر سبزم و عمری است
در باغچهی خاطره مدیون سکوتم
میخواهمت ای عشق که در ظلمت دنیا
من گم شدهی تشنه لبی در برهوتم
از خویش اگر دست کشیدم، نکشیدم
جز نقش تمنای تو در قاب قنوتم
گفتم همهجا از تو و از خویش نگفتم
من آینهی وصف جلال و جبروتم
#عطیهسادات_حجتی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ناز کن شیرین غزل بس ناز دارد چشم تو
حس لذت آور شهناز دارد چشم تو
می نوازد روح را دیدار گرم چشمهات
یک نگه شیرینی آواز دارد چشم تو
#شهریار
حس لذت آور شهناز دارد چشم تو
می نوازد روح را دیدار گرم چشمهات
یک نگه شیرینی آواز دارد چشم تو
#شهریار
سوار موج دریایم هوایم سرد،و طوفانی
کنار ساحلم باش و بیا یک شب به مهمانی
غم سنگین به دل دارد. گل شب بو برای من
مثال بید می لرزم به غم هایی که میدانی
گل محبوب من هستی بیارایی هوایم را
درون قلب من هر شب شدی یک عشق پنهانی
اسیر چشم آهویت بیا ای نازنین نرگس
سفر کردم به چشمانت که افتادم به زندانی
فضای محفلم شاد وچه شوقی در درون دارم
درآغوشم، تو جا دادی، محبت را به آسانی
#لیلا_رضاییان
کنار ساحلم باش و بیا یک شب به مهمانی
غم سنگین به دل دارد. گل شب بو برای من
مثال بید می لرزم به غم هایی که میدانی
گل محبوب من هستی بیارایی هوایم را
درون قلب من هر شب شدی یک عشق پنهانی
اسیر چشم آهویت بیا ای نازنین نرگس
سفر کردم به چشمانت که افتادم به زندانی
فضای محفلم شاد وچه شوقی در درون دارم
درآغوشم، تو جا دادی، محبت را به آسانی
#لیلا_رضاییان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازای که صبح امد و دل سوی تو دارد
خورشید به عالم زد و رو کوی تو دارد
هر گوشه ی دنیا صنمی عطرفشان کرد
زیبنده هوایی است ، فقط بوی تو دارد
#فرزاد_متین
خورشید به عالم زد و رو کوی تو دارد
هر گوشه ی دنیا صنمی عطرفشان کرد
زیبنده هوایی است ، فقط بوی تو دارد
#فرزاد_متین
در انتظار تو با عکس گفتگو دارم
نگاه خسته به دیوار روبرو دارم
چراغ خانه ی من ! بی تو راه دشوار است
میان کوچه ی تاریک های و هو دارم
تو ماه من شده ای بر فراز قله ، منم …
پلنگ قصه نشیبی که پیش رو دارم
بدون عشق کجا برکه جای زیبایست
که سرگذشت غم انگیز مثل قو دارم
شروع بغض سرآغاز سیل و ویرانی ست
شکسته توده ی ابری که در گلو دارم
تو عاشقانه ترین شعر من شدی که هنوز
کنار عکس تو با خویش گفتگو دارم
#امیر_دهقانی
نگاه خسته به دیوار روبرو دارم
چراغ خانه ی من ! بی تو راه دشوار است
میان کوچه ی تاریک های و هو دارم
تو ماه من شده ای بر فراز قله ، منم …
پلنگ قصه نشیبی که پیش رو دارم
بدون عشق کجا برکه جای زیبایست
که سرگذشت غم انگیز مثل قو دارم
شروع بغض سرآغاز سیل و ویرانی ست
شکسته توده ی ابری که در گلو دارم
تو عاشقانه ترین شعر من شدی که هنوز
کنار عکس تو با خویش گفتگو دارم
#امیر_دهقانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح را با غزل ناب تو بیدار شدن یعنی عشق
باز آماده ے دیدار شدن یعنی عشق
تو غزل گویی و من مست نگاهت باشم
چشم در چشم تو بیدار شدن یعنی عشق
#یلـــداڪولیـــوند
باز آماده ے دیدار شدن یعنی عشق
تو غزل گویی و من مست نگاهت باشم
چشم در چشم تو بیدار شدن یعنی عشق
#یلـــداڪولیـــوند
کجایی ای که می پیچم به خود از درد بعدازتو
خبرداری که این دوری چه بامن کرد بعدازتو؟
من و تنهایی وشبهای پر حسرت نمیدانی
غم دوری چه آخر بر سرم آورد بعدازتو؟
تعجب میکنم از تو که حتی عکس پُر مهرت
نگاهم میکند با یک نگاه سرد بعدازتو
گناهش از تو، حسرت از من و دیوانه گی از دل
که الحق دل صبوری میکند چون مرد بعدازتو
توبودی و من و آغوش گرم مهربانی ها
ولی حالا شدم تنهاترین شب گرد بعدازتو
به من گفتی صبوری آخرین راه است بعدازمن
صبوری باچه امید وچه دست آوردبعدازتو
#جواد_شادفر
خبرداری که این دوری چه بامن کرد بعدازتو؟
من و تنهایی وشبهای پر حسرت نمیدانی
غم دوری چه آخر بر سرم آورد بعدازتو؟
تعجب میکنم از تو که حتی عکس پُر مهرت
نگاهم میکند با یک نگاه سرد بعدازتو
گناهش از تو، حسرت از من و دیوانه گی از دل
که الحق دل صبوری میکند چون مرد بعدازتو
توبودی و من و آغوش گرم مهربانی ها
ولی حالا شدم تنهاترین شب گرد بعدازتو
به من گفتی صبوری آخرین راه است بعدازمن
صبوری باچه امید وچه دست آوردبعدازتو
#جواد_شادفر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محبوب منی بیا و جانانم باش
ماه شب و رؤیای دل و جانم باش
من بی تو خراب وخسته حالم چه کنم
تو مونس تنهایی و درمانم باش
#محمدحقیقی
ماه شب و رؤیای دل و جانم باش
من بی تو خراب وخسته حالم چه کنم
تو مونس تنهایی و درمانم باش
#محمدحقیقی
گرچه دور از تواَم و لمس تو ناممکنِ محض
تو از آن فاصله هم در بغلم جا داری
من ملول از غم عادی شدن عشق شدم
تو ولی عشق در اندازه ی بی تکراری
قصه ی راه شب و خیره به مهتاب شدن
تا خود صبح من و یاد تو و بیداری
چشم می بندم و امید به رویا دارم
کاش در خواب، میسّر بشود دیداری
گفته ام قاصدکان سوی تو پرواز کنند
به تو پیغام رسانند اگر بگذاری
با تو آموخته ام آنچه که آموختنی است
که تو از معرفت و شعر و سخن، سرشاری!
#سارا_صابر
تو از آن فاصله هم در بغلم جا داری
من ملول از غم عادی شدن عشق شدم
تو ولی عشق در اندازه ی بی تکراری
قصه ی راه شب و خیره به مهتاب شدن
تا خود صبح من و یاد تو و بیداری
چشم می بندم و امید به رویا دارم
کاش در خواب، میسّر بشود دیداری
گفته ام قاصدکان سوی تو پرواز کنند
به تو پیغام رسانند اگر بگذاری
با تو آموخته ام آنچه که آموختنی است
که تو از معرفت و شعر و سخن، سرشاری!
#سارا_صابر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM