‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
710 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چیزی بگو بگذار تا همصحبتت باشم
لختی حریف لحظه های غربتت باشم

ای سهمت از بار امانت هر چه سنگین تر
بگذار تا من هم شریک قسمتت باشم

#حسین_منزوی
یقین دارم تو هم من را تجسم می‌کنی گاهی
به خلوت با خیال من تکلم می‌کنی گاهی

هر آن لحظه که پیدا می‌شوی از دور مثل من
به ناگه دست و پای خویش را گم می‌کنی گاهی

چنان دریای ناآرام و توفانی، تو روحم را
اسیر موج‌های پر تلاطم می‌کنی گاهی

دلم پر می‌شود از اشتیاق و خواهشی شیرین
در آن لحظه که نامم را ترنم می‌کنی گاهی

همه شعر و غزل های پراحساس مرا با شوق
تو می‌خوانی و زیر لب تبسم می‌کنی گاهی

تو هم مانند من لبریزی از شور جنون عشق
یقین دارم تو هم من را تجسم می‌کنی گاهی

#حسین امیر پور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حس شــعرم میشوے تا باز من غـوغا ڪنم

از تمام واژہ ها تنـها " تــو "را پیدا ڪنم

#محمدرضاڪرمے
مدتی هست دلم تنگِ غزل خوانی توست
رنجش قلب از این آنچه نمی‌دانی توست

دل نگو ذکرِ لبش نام مُقفّای توُ و
دلِ دیوانه چنان سوخته قربانی توست

تو شدی هم نفس روز پریشانی من
قلب من در تپش زلزلۀ آنی توست

در میان من و تو فاصله ها حیرانند
باور عشق همان قصۀ حیرانی توست

گوش کن نالۀ دل را به غزلخوانی من
غزل عشق از آن دیدۀ بارانی توست

بی تو سرمازده ام شعر نیاید به وجود
به خدا شعرِترم خیسِ پریشانی توست

منم آن موج پریشان و تو آن ساحل گرم
دل من گرم در آغوشِ تو زندانی توست

#فریبا_قربان_کریمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلتنگم و روی تو، شفای دل ِ زارم
‌دلتنگ ِ توام، ای تو همانی که ندارم

دلخسته‌ترینم ، زِ بس جور کشیدن
کو شانه ی اَمنَت، که بر او سَر بگذارم
#سعدی
می کشم بر شانه هایم غربت اندوه را
غربت اندوه بی مانند همچون کوه را

شانه‌هایم زیر این بیداد کم می‌آورند
کاش می‌شد کوه باشم این غمِ بشکوه را

کاش دست مهربانی می‌زدود از روی لطف
لایه لایه دردهای مبهمِ انبوه را

کاشکی دریادلی با ما روایت کرده بود
دردهای بی‌شمارِ شاعری نستوه را

دردهایی چون خوره خونِ غزل را می‌خورد
کاش می‌شد باز گویم دردهای روح را

#یدالله_گودرزی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الا اے حضرت معشوق منوّر ڪن جهانم را
ڪدامین چشم میفهمد بہ جز چشمت زبانم را

بہ بوے گلبن وصلت بہ سَر مستانہ مے آیم
ڪہ درد اشتیاق تو بُریدہ تابِ جانم را....

#راحم_تبریزی
با دِلم بَر بومِ نقاشی کبوتَر می کِشم
از بلندای خیالم سوی تو پَر می کِشم

من قَلم را از سَرِ دلدادگی بَرداشتم
"قلب" ها را  از "کمال الملک" بهتَر می کِشم

میچِشَم از چشم هایت مَستیِ بی باده را
چون به چَشمت آمدم مِی را به ساغَر می کِشم

هر چه خَطِ فاصله بین "من"و"تو" بوده را
پاک کرده... این جهان را بار دیگر می کِشم

خسته ام از بَس که "رفتن" را تَصور کرده ام
سایه ات را وقتِ برگشتن براین دَر می کِشم

انتخابَت کرده ام مَعشوقه ی قاجاری ام
اختیاری نیست دیگرقهوه را سَر می کِشم...

#محمد_بزاز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بگذارید که خاموش بمانم در خویش

لب اگر وا بکنم دردِ دلم طولانی‌ست...

#هخا_هاشم
نمِ باران نشسته روی شعرم... دفترم یعنی!
نمی­‌بینم تو را ابری­‌ست در چشم تَرم یعنی؟

سرم داغ است و یک کوره تبم انگار خورشیدم
فقط یکریز می­‌گردد جهان دورِ سرم یعنی!

تو را از من جدا کردند و پشت میله­‌ها ماندم
تمام هستی­‌ام نابود شد، بال و پرم یعنی!

نشستم صبح و ظهر و عصردر فکرت فرو رفتم
اذان گفتند و من کاری نکردم..کافرم یعنی؟

اگر ده سال برمی­‌گشتم از امروز می­‌دیدی
که من هم شور دارم عاشقی را از بَرَم یعنی

تنِ تو موطِن من بوده پس در سینه پنهان کن
پس ازمن آنچه می­ماند به جاخاکسترم یعنی

نشستم چای خوردم شعر گفتم،شاملو خواندم
اگر منظورت این­‌ها بود، خوبم.. بهترم یعنی!

#مهدی_فرجی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

تمام زندگیم صرف شعر گفتن شد

از آن زمان ڪہ شنیدم تو شعر میخوانی...

#عباس_رازقی
شمیمِ شعـرِ شبم را بهانـه کن امشب
مرا پرنده ی شوقِ شبـانـه کن امشب

سکوت منشأ فریادهای پُر بغض است
نـوای گریـه ی ما را ترانـه کن امشب

به بیت بیتِ غزلهای من نفس برسان
میـانِ هـر غـزلم بـاز لانـه کن امشب

دلـم گـرفتـه ببـاران مـرا کـه برخیزم
غـروب را غـزلِ عـاشقـانه کن امشب

من از کرانـه ی یک عصرِ کوچ آمده ام
به سمتِ عشق دلم را روانه کن امشب

چه آسمـانِ غریبی، نشسته بر سرِ شهر
بیا بـه شهـرِ دلم، آشیـانـه کن امشب

#پرستش_مددی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اجازه هست، کـه در یادِ تـو قدم بزنم؟
دوچشمِ مستِ تورا ماهِ من، قلم بزنم؟

اجازه هست، که در بزمِ عاشقـانه‌ٔ شب
کنـارِ ماه و ستـاره، من از تو دَم بـزنم؟

#مجتبی_خوش_زبان