‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
710 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نه امید وصل دارم که تو را به بر بگیرم
نه توان دل‌بریدن که سر سَفر بگیرم

اگرم چراغ جادو بدهد زمانه روزی
چه به‌جز تو آرزویی‌ست که در نظر بگیرم

#فاضل_نظری
با نگاهی ز تو از عشق و جنون لبریزم
مستم و جز به خیال تو نمی آویزم

تا نگاهت ز کفم برده عنان چون مستان
باده از چشم تو در جام دلم می ریزم

نرود فکر تو از جان و دلم یک لحظه
مهرت افتاده به دل عشق خیال انگیزم

با تو شرجی شود احوال دلم چون اهواز
بی تو دلسردی دورانم و، چون تبریزم

در نبودت برود روح طروات ز تنم
برگ زردم که گرفتار غم پاییزم

مثل روحی شده ام در پی تو سرگردان
تهی از خویشتنم با تو به پا می خیزم

ای همه هستی من، در دل و جانم هستی
از تمنای تو ای عشق نمی پرهیزم

#مهنازنجفی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبها غریبی میکنم از دوری چشمان تو

شمع و چراغ خانه‌ام روشن به راهت مانده‌است

هرتکه‌ای از  قلب من نام تورا بوسیده‌است

ای برترین شعرو نوا ماندن به راهت مانده‌است

#عباس‌عظیم‌زاده
قلمم  قافیه پرداز نگاهت  شده باز
غزلم محو تو و چشم سیاهت شده باز

باز امشب نفسم رفته برای نفست
بی قرار نفس و صورت ماهت شده باز

کنج شطرنج خیال و من ِ دیوانه ی مات!
عقل بیچاره اسیر رخ و شاهت شده باز

همه جا بام ِ بلند است ولی کفتر دل
جلد بی چون و چرای ته چاهت شده باز

گرچه خورشیدی و روشنگر منظومه ی مهر
ماه من مشتری گاه به گاهت شده باز

#فرحناز_فرهمند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌دلبـرا عمری ست تا مـن دوست میدارم تو را
در غمـــت مـیــسوزم و گفتن نمی یـارم تو را

یک زمان از پای ننشینم به جست و جوی تو
یــا کنم سر را فـــدایت یا به دست آرم تو را

ٌ#امیرخسرو_دهلوی
ای آرزوی جان و دلــم ز آرزوی تو
بیمار گشته به نشود جز به بوی تو

باری، بپــــرس حال دل ناتوان من
بنگـــر: چگونه می‌تپد از آرزوی تو؟

از آرزوی روی تـــو جانم به لب رسید
بنمای رخ، که جان بدهم پیش روی تو

حال دل ضعیف چنیــن زار کی شدی؟
گــر یافتی نسیم گلستان کوی تو

در راه جست و جـــوی تو هر جانبی دوید
در ره بماند و راه نیاورد ســوی تــو

از لطف تو سزد که کنون دست گیریش
چــــون بازمانده، گمشده در جست و جوی تو

#فخرالدین عراقی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بيا دوباره نگيريم چتر فاصله را
که روی شانهٔ گل، جای پای باران است

نزول آب حضور دوبارهٔ برگ است
دوام باغچه در های‌های باران است

#سلمان_هراتی
در سپهر دیدگانت می شود پرواز کرد
شاعری را با شعور عشق تو آغاز کرد

می شود در عمق چشمانت خدا را سیر دید
سفره ی دل را برای دیدگانت باز کرد

بی جهت معشوقه ی جانم نگشتی جانِ من
تا تو را دیدم نگاهت بر نگاهم ناز کرد

با خیالت سیم سنتور دلم را کوک کن
می شود نت های چشمت را سراسر ساز کرد

آنقدر مستانه ای گر با تو عصیانی کنم
می شود بی توبه هم چشمی گرفت اغماض کرد

گه گداری که ز عشقت دست و پا گم می کنم
می شود خود را میان چشم تو احراز کرد

آنقدر می خواهمت خود را اسیرت کرده ام
گر شود عشقت قفس هم می شود پرواز کرد

#مرتضی_شاکری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الا اے حضرت معشوق منوّر ڪن جهانم را
ڪدامین چشم میفهمد بہ جز چشمت زبانم را

بہ بوے گلبن وصلت بہ سَر مستانہ مے آیم
ڪہ درد اشتیاق تو بُریدہ تابِ جانم را....

#راحم_تبریزی
نه فقط سخت بریده‌ست امانم بی‌تو
کندتر می‌زند اصلا ضربانم بی‌تو

باش و آرامش دنیای پر آشوبم باش
کوه دردم، نگرانم نگرانم بی‌تو

محو شد صورتش از حافظه‌ی لب‌هایم
بوسه‌ها یخ زده در عمق دهانم بی‌تو

خواستم شعر بخوانم که خیالت پیچید
بغض رم کرد، نچرخید زبانم بی‌تو

شبحی گم شده در وحشت یک ویرانه
همه‌ی سال همین است جهانم بی‌تو

می‌روم بیشتر از این غم دوری نکشم
به امید چه کسی زنده بمانم بی‌تو

#نفیسه_نعمتی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازم به سر زد امشب ای گل هوای رویت
پایی نمی دهد تا پر وا کنم به سویت


گیرم قفس شکستم وز دام و دانه جستم
کو بال آن خود را باز افکنم به کویت

َ#هوشنگ_ابتهاج
در دل تنگم عجب جا کرده ای جانان من
گر بخواهی در دل تنگ تو جانت میشوم

یک اشاره از تو بنیادِ دلم را میکٓند
گر تو خواهی بهتر از جان جهانت میشوم

ناز کم کن من که گفتم میخرم ناز تو را
آنقدر میخواهمت آهو ، شبانت میشوم

شب شدی تو ماه تابم ، روز خورشید منی
مهربانی دیدم از تو ، مهربانت میشوم

چشمهء عشقی که میجوشی درون سینه ام
حکم دریاییّ و من آب روانت میشوم

گفته بودی دوست داری یک نفر مهمان کنی
چای دم کن با محبت میهمانت میشوم

#احمد علیزایی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر نیمه شب آوار چشمانِ تو باشم
بیـمارِ شفا بخـشیِ درمـانِ تـو باشـم

گفتی که صبوری کن و کردم چه توانم
حاکم شده ای تا که به فرمانِ تو باشم

#غلامرضا_ایل_بیگی
‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌