تو نیستی و شبم با خیال می گذرد
چگونه شرح دهم با چه حال می گذرد ؟
اگر میان دو دیدار لحظه ای باشد
برای من به درازای سال می گذرد
#مسعود_کلانتری
چگونه شرح دهم با چه حال می گذرد ؟
اگر میان دو دیدار لحظه ای باشد
برای من به درازای سال می گذرد
#مسعود_کلانتری
با تو از معجزه آکنده شدم یادم هست
در سکوت بغلت خنده شدم یادم هست
چشم تو خوشه ی پروین و پر از شور غزل
از غزل های تو تابنده شدم یادم هست
هجمه ی خلوت هر روزه مرا غرق تو کرد
سوی فردای تو آینده شدم یادم هست
بر سر شانه ی پاییز ابد خواب شدم
با بهار نفست زنده شدم یادم هست
با تو ای معبد احساس و خدای تصنیف
غزلی دلکش و سوزنده شدم یادم هست
آمدی تا که بخندد شب بارانی من
پیش چشمان تو شرمنده شدم یادم هست
#زیبا_حسینی_جیرندهی
در سکوت بغلت خنده شدم یادم هست
چشم تو خوشه ی پروین و پر از شور غزل
از غزل های تو تابنده شدم یادم هست
هجمه ی خلوت هر روزه مرا غرق تو کرد
سوی فردای تو آینده شدم یادم هست
بر سر شانه ی پاییز ابد خواب شدم
با بهار نفست زنده شدم یادم هست
با تو ای معبد احساس و خدای تصنیف
غزلی دلکش و سوزنده شدم یادم هست
آمدی تا که بخندد شب بارانی من
پیش چشمان تو شرمنده شدم یادم هست
#زیبا_حسینی_جیرندهی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق را لحظهی خندیدن تو فهمیدم
در نگاه تو خوشیهای جهان را دیدم
صبح من خوبترین حادثهی دنیا شد
تا تو را مثل گل از باغ محبت چیدم
#پدیدهاحمدی
در نگاه تو خوشیهای جهان را دیدم
صبح من خوبترین حادثهی دنیا شد
تا تو را مثل گل از باغ محبت چیدم
#پدیدهاحمدی
باز هم با یاد تو امشب قیامت میکنم!!!
در دل تنگم ز دست تو شکایت می کنم
خاطراتت می شود هر لحظه ای همراه من
قصه های عشق را از تو روایت می کنم!!!
می شود هر دم نگاه مست تو مهمان دل
آن دو چشم پاک و زیبا را زیارت می کنم
چون به محراب نگاهت می نشینم با وضو
صورت ماه تو را هرشب عبادت می کنم
می سراید چشم من یک بغض مانده در گلو
تا سحر با اشک غم عرض ارادت می کنم
رفته ای و بی وفایی می کنی با قلب من
کم کمک دارم به هجران تو عادت می کنم
باز هم امشب بیا در خواب و در رویای من
چون تو را درخواب هم، هرشب عیادت می کنم
#آنجلا راد
در دل تنگم ز دست تو شکایت می کنم
خاطراتت می شود هر لحظه ای همراه من
قصه های عشق را از تو روایت می کنم!!!
می شود هر دم نگاه مست تو مهمان دل
آن دو چشم پاک و زیبا را زیارت می کنم
چون به محراب نگاهت می نشینم با وضو
صورت ماه تو را هرشب عبادت می کنم
می سراید چشم من یک بغض مانده در گلو
تا سحر با اشک غم عرض ارادت می کنم
رفته ای و بی وفایی می کنی با قلب من
کم کمک دارم به هجران تو عادت می کنم
باز هم امشب بیا در خواب و در رویای من
چون تو را درخواب هم، هرشب عیادت می کنم
#آنجلا راد
سلام بر آن لبهای خشکیده
سلام بر آن بدنهای پاره پاره شده
سلام بر آن گریبانهاى چـاک شده
سلام بر آن سرهاىِ بر نیزه بالا رفته
سلام بر آن کشته مظلوم
سلام بر غریبِ غریبان
سلام بر شهیدِ شهیدان
سلام بر ساکنِ کربلاء
سلام بر حسین🖤
▪️عاشورای حسينی تسليت باد🥀🥀🏴🏴🏴
سلام بر آن بدنهای پاره پاره شده
سلام بر آن گریبانهاى چـاک شده
سلام بر آن سرهاىِ بر نیزه بالا رفته
سلام بر آن کشته مظلوم
سلام بر غریبِ غریبان
سلام بر شهیدِ شهیدان
سلام بر ساکنِ کربلاء
سلام بر حسین🖤
▪️عاشورای حسينی تسليت باد🥀🥀🏴🏴🏴
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرا مهمانِ باران کن،که میسوزد دلِ شعرم
گلستانِ خیالم را، تو که پروانـه ای امشب
برای فصلِ شیدایی ، غـزل را نذرِ دل کردم
بـرای زلفِ در بـادم بیاور شانـه ای امشب
#حافظ
گلستانِ خیالم را، تو که پروانـه ای امشب
برای فصلِ شیدایی ، غـزل را نذرِ دل کردم
بـرای زلفِ در بـادم بیاور شانـه ای امشب
#حافظ
غمگین ترین شعرمنی جایی ندارم
دور از تو شور ِعشق، آوایی ندارم
اینجا برای ماندنم جایی نمانده
مهمان نوازی وقت تنهایی ندارم
در عمق جانم یک سکوت محض مانده
حسی بر این لب ها به نجوایی ندارم
گم گشته ای هستم در افکارِ پریشان
بی تو رهی رو سوی فردایی ندارم
چشمان بارانیم می بارد دمادم
دور از تو جایی غیرِ اینجایی ندارم
تقویم عمرم پر شد از حسرت نبودی
آواره ام آواره لیلایی ندارم
با زانوان سست وبی جانم چگونه
بی تکیه گاهم سر کنم نایی ندارم
#کریمزاده
دور از تو شور ِعشق، آوایی ندارم
اینجا برای ماندنم جایی نمانده
مهمان نوازی وقت تنهایی ندارم
در عمق جانم یک سکوت محض مانده
حسی بر این لب ها به نجوایی ندارم
گم گشته ای هستم در افکارِ پریشان
بی تو رهی رو سوی فردایی ندارم
چشمان بارانیم می بارد دمادم
دور از تو جایی غیرِ اینجایی ندارم
تقویم عمرم پر شد از حسرت نبودی
آواره ام آواره لیلایی ندارم
با زانوان سست وبی جانم چگونه
بی تکیه گاهم سر کنم نایی ندارم
#کریمزاده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوری از آغـوشِ تو ، روزی بـه پایان میرسد
همزمان با کوچِ شب، خورشیدِ تابان میرسد
عاقبـت پل می زند، شادی میـانِ قلب مان
یوسفِ گم گشته ام" روزی به کنعان میرسد
#مهناز_نجفی
همزمان با کوچِ شب، خورشیدِ تابان میرسد
عاقبـت پل می زند، شادی میـانِ قلب مان
یوسفِ گم گشته ام" روزی به کنعان میرسد
#مهناز_نجفی
امشب دوبـاره خانهٔ من، رنگِ غم گرفت
بـاز از هجـومِ خاطـره هایت دلم گرفت
امشب دوباره مجلسِ تنهـاییِ من است
من نوحه خوانم و غمِ تو نوحه دَم گرفت
کابـوسِ هر شبم شده آن لحظه ی وداع
دستۍکه مۍتکاندی و جان از تنم گرفت
رفتی و درحصارِ غمت روز و شب گذشت
دنیـا چـه زود اسمِ تـو را هم قلم گرفت
ماندم کجا چگونه چه کَس؟ ای تمامِ من
از دستِ مـن تـو را، و مرا از خودم گرفت
سر می شود شبم به..." الهی که بشکند"
آن دستِ لعنتی کـه تـو را از بَـرم گرفت
#کمال_جعفری_امامزاده
بـاز از هجـومِ خاطـره هایت دلم گرفت
امشب دوباره مجلسِ تنهـاییِ من است
من نوحه خوانم و غمِ تو نوحه دَم گرفت
کابـوسِ هر شبم شده آن لحظه ی وداع
دستۍکه مۍتکاندی و جان از تنم گرفت
رفتی و درحصارِ غمت روز و شب گذشت
دنیـا چـه زود اسمِ تـو را هم قلم گرفت
ماندم کجا چگونه چه کَس؟ ای تمامِ من
از دستِ مـن تـو را، و مرا از خودم گرفت
سر می شود شبم به..." الهی که بشکند"
آن دستِ لعنتی کـه تـو را از بَـرم گرفت
#کمال_جعفری_امامزاده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چیزی بگو بگذار تا هم صحبتت باشم
لختی حریف لحظههای غربتت باشم
ای سهمت از بار امانت هر چه سنگینتر
بگذار تا من هم شریک قسمتت باشم
#حسین_منزوی
لختی حریف لحظههای غربتت باشم
ای سهمت از بار امانت هر چه سنگینتر
بگذار تا من هم شریک قسمتت باشم
#حسین_منزوی
برس به دادم و نگذار بیپناه بمیرم
در این نواکده با درد و سوز و آه بمیرم
بیا دوباره هوای دلم عجیب گرفته
کمی نگاه کنی من به هر نگاه بمیرم
تو هم شبیه منی زیر چتر حضرت پاییز
بیا برای خودت از دلت بخواه بمیرم
چقدر فاصله افتاده بینمان نگرانم
تو را نبینم و آخر شوم تباه بمیرم
چه سرنوشت عجیبی نوشتهاند برایم
هنوز نوبت من نیست اشتباه بمیرم
کجای فاصلهها گم شدی عزیزترینم؟
بیا برای تو هر روز گاهگاه بمیرم
چنان گرفته دلم از زمین قرار ندارم
چه میشود که خدا! در کنار ماه بمیرم
#رسول_حاجیلو
در این نواکده با درد و سوز و آه بمیرم
بیا دوباره هوای دلم عجیب گرفته
کمی نگاه کنی من به هر نگاه بمیرم
تو هم شبیه منی زیر چتر حضرت پاییز
بیا برای خودت از دلت بخواه بمیرم
چقدر فاصله افتاده بینمان نگرانم
تو را نبینم و آخر شوم تباه بمیرم
چه سرنوشت عجیبی نوشتهاند برایم
هنوز نوبت من نیست اشتباه بمیرم
کجای فاصلهها گم شدی عزیزترینم؟
بیا برای تو هر روز گاهگاه بمیرم
چنان گرفته دلم از زمین قرار ندارم
چه میشود که خدا! در کنار ماه بمیرم
#رسول_حاجیلو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چند روزیست دلم بیسروسامان شده است
مثل چشمان تو همسایهی طوفان شده است
عشق ممنوعهی من! شاهنشین غزلم!
واژهها پشت لب داغ تو پنهان شده است
بیتو در زردی پاییز، کنار شب شعر
پای من، همقدم رنگ خیابان شده است
به زلیخا بنویسید که این رسمش نیست
یوسفت دستخوش چاک گریبان شده است
غصهها ریشه دواندهست به پستوی دلم
بسکه در شهر، غم و درد فراوان شده است
بلبلی شعر مرا خواند و پرید و پس از آن
شب پاییزیِمان چلچلهباران شده است
ای سراپای تو تندیس غزلهای بهشت
قلمم در شبِ توصیف تو حیران شده است
#محمدعلی_عرب_نژاد_عاکف
مثل چشمان تو همسایهی طوفان شده است
عشق ممنوعهی من! شاهنشین غزلم!
واژهها پشت لب داغ تو پنهان شده است
بیتو در زردی پاییز، کنار شب شعر
پای من، همقدم رنگ خیابان شده است
به زلیخا بنویسید که این رسمش نیست
یوسفت دستخوش چاک گریبان شده است
غصهها ریشه دواندهست به پستوی دلم
بسکه در شهر، غم و درد فراوان شده است
بلبلی شعر مرا خواند و پرید و پس از آن
شب پاییزیِمان چلچلهباران شده است
ای سراپای تو تندیس غزلهای بهشت
قلمم در شبِ توصیف تو حیران شده است
#محمدعلی_عرب_نژاد_عاکف
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM