‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
710 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
آمدم سر بزنم شعر بخوانم بروم
آنقدر دلزده هستم که نمانم بروم

به همین کوچه و این خانه و دیوارِ اتاق
و به آیینه سلامی برسانم بروم

آخرین بار به لب‌هات کمی زل بزنم
به دلم طعم لبت را بچشانم بروم

یک کمی خاطره جامانده که بردارم و بعد
تن رنجور خودم را بکشانم بروم

بغض هم واسطه شد خواست دلت را ببرد
تو خریدار نشو، زود برانم بروم

باز باران زده در گوشهٔ چشمم، باید
اشک... در دفتر شعرم بچکانم بروم

#ارس_آرامی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو را میبوسمت هر شب،به خوابم دزدکی گاهی
نمی دانم تو هم گاهی ،از این بوسیدن آگاهی؟

اگر جانم تو هم هر شب، به یادم غرق رویایی
همه دنیا شود طوفان، به سویت وا کنم راهی

#حمیدرضا قبادی راد
‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎
جان به قربان نگاهت ماه روی بی بدیل
جان به قربان تو ای مهتاب روی مهربان

روشنای چشم هایت روشنای زندگیست
ای تماشای نگاهت عشق همراهم بمان

دوست دارم من شوم قربانی چشمان تو
این من دیوانه را قربانی عشقت بدان

گشته جاری رود عشقت در نگاه خیس من
در درون دیدگانم رود عشقت شد روان

دیدن چشمان تو مانند دیدار بهشت
دیدگانت پر ز نور و روشنا چون آسمان

بنده عشق توام مهتاب روی ماه خوی
این تن آشفته و پیرم شد از عشقت جوان

#امیر_عباس_خالق_وردی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یڪ نڪَاهٺ از همه دنیا برایم بهٺر اسٺ
باٺو بودن، باٺو ٺا هرجا، برایم بهٺر اسٺ

ڪَفٺه‌بودی یڪ‌شبی مهمانِ جانم می‌شوی
ڪَر بیایی امشب، از فردا، برایم بهٺر اسٺ

#حسین داستان
مدتی هست که در کار خودم می‌مانم
پشت هر حادثه‌ای، خاطره می‌چرخانم

ابر سنگین به هوای دل من می‌گرید
من غم‌انگیزترین خاطره‌ی بارانم

عطر آغوش تو با هر چه به آن مربوط است
یادگاری‌ ست که از هر نفسش ترسانم

من پر از درد، ولی غرق سکوتم، افسوس
دیرگاهی‌ ست که در بغض خودم، پنهانم

رفته‌ای با دو سبد غصه و رسوایی‌هات
مرگ پایان قشنگی‌ست، خودم می‌دانم

#محمد_رضا_مهر_پویا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیدنش حال مرا یک جور دیگر میکند
حال یک دیوانه را دیوانه بهتر میکند!

با حیا بودم ولی با دیدنش فهمیده ام
آب گاهی مومنین راهم شناگر میکند

#علی صفری
در انتهاے ڪوچہ اے ڪاشانہ دارد یار من
روے نگاهش یڪ بغل پروانہ دارد یار من

از بس ڪہ من با دیدنش مستِ نگاهش میشوم
انگار در چشمان خود میخانہ دارد یار من

یڪ دستہ گل وقتے ڪہ میخندد نشیند بر لبش
گویے ڪہ در لبخند خود گلخانہ دارد یار من

شبها شرابم چشم او ، صد ناز دارد خشم او
از جام چشمش بادہ در پیمانہ دارد یار من

گر مِے پرستے میڪنم ، با یار مستے میڪنم
در عاشقے ، چون شیوہ اے مستانہ دارد یار من

پنداشتم در ڪیش او جایے ندارد دلبری
دیدم ڪہ در هر شهر و دِہ ، بتخانہ دارد یار من

من عاشقم، دیوانہ ام، گویند من مستم ولی
چون من ڪجا یڪ عاشقے دیوانہ دارد یار من

مشهور شد در دلبرے با طلعت چشمان خود
در تار مژگانش هزار افسانہ دارد یارمن

#علی صمدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
    
در ڪَلویم ڪَیر ڪرده زخم یڬ بغض غریب

فرصتۍ از اشڬ مۍ جویم ڪه رسوایش ڪنم

#مهدۍ_اخوان ثالث
    
شانه کن زلفِ غزلهای پریشانِ مرا
تازه تر کن عطش ِروحِ پشیمانِ مرا

ای فروزان تر از آشوبِ غزلجوشیِ من !
شعله تر کن نفس ِگرم ِغزلخوانِ مرا

ای سرا پای وجودت همه آیینه و عشق !
پَر بیفشان و صفایی بده ایوانِ مرا

پُشتِ پرچینِ نگاهِ تو گرفتار شدم
بِگُشا ای همه خوبی ! درِ زندانِ مرا

موج در موجِ بلا اشک مرا می شکند
کاش دستی بِنِشاند تبِ توفانِ مرا

در نهانخانه ی دلْ هیمنه ی یادِ کسی است
چیست آشفته چنین جانِ هراسانِ مرا !؟

#پروانه_نجاتی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"بودنت" را، دوست دارم؛
میان تنهایے و
         این همہ دلواپسے،
   عقربه‌هاے ساعتِ قلبم را،
   بہ سمتِ آرامش، می‌ڪشاند

#سودابه_حسینی
‍ دلفروشے مست هستم، قلب صادق مے خرے ؟
خسته از عشقم، بگو این قلب عاشق مے خری؟

شاعری دریاییم ، دل را به دریا مے زنم
غرق دارم میشوم ، پاروے قایق مے خری؟

گلفروشے مے کنم ، گلدانِ «گل با شاعری»
یڪ کلامم؛ «شاعری» را با شقایق میخرے ؟

چون تلف شد زندگے، ساعت نمے بندم به دست
سالها را مے فروشم، با دقایق مے خری؟

سادگی بسیار دارم ، مے کنم ارزانیت
با صداقت میفروشم ، با حقایق مے خرے ؟

باغزل ها مے شود هر درد را درمان کنی
مرهمش را مے فروشم، طبع ِحاذق مے خری؟

کوه غم را مے شکافد دردهاے شاعری
شاه بیتے مے فروشم، طبع خالق مے خری؟

#بهنازسمعی_نژاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بت من چشم تو و کعبه‌ی من شانه‌ی توست
قلب عاشق شده‌ام تابه ابدخانه‌ی توست

شمع من باش و بسوزان تو سراپایِ مرا
چون تمام دل وجانم، پرِ پروانه‌یِ توست

#مجتبی‌خوش‌زبان
من دوست دارم حالت دیوانه‌ها را
احساس شمع و شعله و پروانه ها را

او باشد و من باشم و آغوش و لبخند
رقصیدن و نوشیدن از پیمانه‌ها را

زیباست تا صبح رهایی‌ها دویدن
من دوست دارم خلسه‌ی میخانه‌ها را

ای کاش عطر صبح، چشم نرگس مست
دلجو و مینو سازد این کاشانه‌ها را

باید به لطف باده‌نوشی‌ها بشوییم
زنگار شوم کینه‌ها از سینه‌ها را

باید که با احساس جنگل خو بگیریم
تا گم نسازد دل مسیر لانه‌ها را

من دوست دارم تا ابد با چشم عاشق
بنشینم و بینم رخ آیینه‌ها را

#مجتبی_رجبی_راوندی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM