‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
710 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
بیا با لمس دسٺم درد را در من مداوا ڪن
برای قلب زارم لحظه‌ها را ناب و زیباڪن

اڪَرطوفانی‌ام مانندِ‌ساحل‌ڪن وجودٺرا
و غم را غرق در امواجِ پرآشوبِ دریاڪن

#مهدی_ملکی_الف
هوای سینه ام تنگ است، برگرد،
نفس بی رنگِ بی رنگ است، برگرد...

زمین روی مدارش نیست، انـگـار،
دو تا پـای زمان لـنگ است، برگرد...

میان خوب و بد تشخیص سخت است،
جـهان لـبریز نیرنگ است، برگرد...

تـــو دریــایی تــریـنـی و پــس از تــو،
دل دریـــا بــد آهنگ است، برگرد...

در ایــن بــازار داغ سـیـب مــمنوع،
تـمـام زندگـی نــنــگ اسـت، برگرد...

در ایــن ایــام دلــگـیـر و مـوازی،
جـهان بـی تو چه دلـتنگ است، برگرد

#رضا یزدانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کجاست بـارشی از، ابـرِ مهربانِ صدایت

که تشنه مانده دلم درهوای زمزمه‌هایت

به قصهٔ تو هم امشب، درونِ بسترِ سینه

هوای خواب ندارد دلی که کرده هوایت

#حسین‌_منزوی
دیشب به یادِ چشم هایت، گریه کردم
دیدم چو خالی بـود جایت‌، گریه کردم

شاید خـدا، این گونه می خواهد برایم
بستـم لبـم را از شکایت ، گـریـه کردم

ماچون دو مرغِ عشق باهم عهد بستیم
ای جفتِ عاشق ، در هوایت گریه کردم

من دوستت دارم،گواهِ عشقم این است
دیدم چو سیلِ اشک هایت ، گریه کردم

مـرغِ شـب از دلتنـگیِ مهتــاب افسرد
وقتی شنیـدم ایـن روایت ، گریـه کردم

آئینـه از انـدوهِ مـن، چـون ابـر بـاریـد
تنهـا نـه او ، من هم برایت گریـه کردم

#نفیسه_مقدادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با من چـه کرده‌ای ، که بدونِ نگاهِ تـو
گم می‌شوم میانِ تب و اشک و آهِ تـو

دل بی اراده ،، سوی تـو پـرواز می‌ کند
هر رَه که می‌روم ، شده غایت به راهِ تو

#مرتضی_شاکری
یقین بدان که در دلم، عزیز و مهربان تویی
همان دوای آخرین ، به دردِ بی امان تویی

شبیـه راز و گوهـری ، میان سینه‌ی صدف
درون قلبِ کوچکم ،، عیان‌ترین نهان تویی

هراس گم شدن کجا.؟ میان کـوره راه‌ غم
که مقصدم‌ به جاده و به راه بی‌نشان تویی

نفس بـریـز بر تنم ،، که یخ زده جوانـه‌ ام
خزان زده بهـار را ، بیـا کـه باغبـان تـویی

بخوان بـه لهجه‌ دلت ، غـزل ترین ترانه را
به نای بینوایی‌ام ، صدای نغمه‌خوان تویی

چه می‌شود شبی مرا، بپوشی و به تن کنی
بـرای لـرزش تنم ،، پنـاه و سایبـان تـویی

اگر چه نیستی ولی ، خیالِ توست همدمم
هنوز نبضِ جانی‌وهمیشه خوش‌زبان تویی

#نگار_حسینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیشِ توام هرچند از هم دورمان کردند

چون فارغ از جسم و مکانم دوستت دارم

حتی اگر سهمم نباشی در دلم هستی

زیرا نه با تن بلکه جانم دوستت دارم

#بهزاد_سرافراز
بی تو من از همه ی خلق خدا دلگیرم
بی تو با غربت دنیای خودم درگیرم

من فراری شدم ازخویش و تورا میخواهم
بی هوا، فاصله از پیر و جوان می گیرم

در دلم نیست دگر حس حیاتی بی تو
خسته از زندگی و بر لبه ی شمشیرم

مرگ را بی تو من عمریست تمنا دارم
مثل یک خودکشی تلخ، ز جانم سیرم

بی تو جزشعر نفس های مرایاری نیست
بـعـد تو از غم تنهـایـی خود می میرم

#پروانه_حسینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
    
با خواندن بعضے غزل‌ها تازہ می‌فهمی
هر شاعرے در سینه‌اش پیغمبرے دارد

حرف دلت را باغزل حالی کنی سخت است
شاعر ڪہ باشے عشق زجر دیگرے دارد

#بهمن_صباغ‌زاده
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
در خیـال خود تو را دریـــا تصور می‌کنم
خویش را یک ساحــل تنها تصور می‌کنم

تکدرختی خشک در خواب کلاغ خسته‌ام
در مسیــر بـــاد بی پـــروا تصور می‌کنم

هرکجا پا می‌گذاری پا به پایت می‌دوم من
در هوایت خویش را لیلا تصور میکنم

نیستـــی هرچنـــــد در کار دلم اما تو را
در میان خواب و در رؤیا تصور می‌کنم

روزهای خسته‌ای دارم، دلم دردآشناست
سینه‌ام را عاشــق شیدا تصور می، کنم

#شیدا_التيام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر چند خسته لیک از عشق تو سرشارم

من دوستت دارم تو را من دوستت دارم

می بینمت از شوق می لرزد دل تنگم

چون دور می گردی ز پیشم بی تو بیمارم

#امیر_عباس_خالق_وردی
آمدم سر بزنم شعر بخوانم بروم
آنقدر دلزده هستم که نمانم بروم

به همین کوچه و این خانه و دیوارِ اتاق
و به آیینه سلامی برسانم بروم

آخرین بار به لب‌هات کمی زل بزنم
به دلم طعم لبت را بچشانم بروم

یک کمی خاطره جامانده که بردارم و بعد
تن رنجور خودم را بکشانم بروم

بغض هم واسطه شد خواست دلت را ببرد
تو خریدار نشو، زود برانم بروم

باز باران زده در گوشهٔ چشمم، باید
اشک... در دفتر شعرم بچکانم بروم

#ارس_آرامی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو را میبوسمت هر شب،به خوابم دزدکی گاهی
نمی دانم تو هم گاهی ،از این بوسیدن آگاهی؟

اگر جانم تو هم هر شب، به یادم غرق رویایی
همه دنیا شود طوفان، به سویت وا کنم راهی

#حمیدرضا قبادی راد
‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎
جان به قربان نگاهت ماه روی بی بدیل
جان به قربان تو ای مهتاب روی مهربان

روشنای چشم هایت روشنای زندگیست
ای تماشای نگاهت عشق همراهم بمان

دوست دارم من شوم قربانی چشمان تو
این من دیوانه را قربانی عشقت بدان

گشته جاری رود عشقت در نگاه خیس من
در درون دیدگانم رود عشقت شد روان

دیدن چشمان تو مانند دیدار بهشت
دیدگانت پر ز نور و روشنا چون آسمان

بنده عشق توام مهتاب روی ماه خوی
این تن آشفته و پیرم شد از عشقت جوان

#امیر_عباس_خالق_وردی