This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزل غزل بنویسم من از دو چشم سیاهت،
که برده ای دل و دین رابه ناز و طرز نگاهت
برای وصف رخِ تو، قلم به دست بنشینم.
که صد قصیده نشسته میان صورت ماهت
#الهام_رازقی
که برده ای دل و دین رابه ناز و طرز نگاهت
برای وصف رخِ تو، قلم به دست بنشینم.
که صد قصیده نشسته میان صورت ماهت
#الهام_رازقی
میرسد روزی سرم بر شانه ات مهمان شود
بی کسی های دلم بـا بودنت جبران شود
می رسد روزی.. میـانِ لشکری از درد و آه
ایـن دلِ دائم صبـورم فـاتحِ میـدان شود
باغبـانی خسته ام ، رنگِ خزان را دیده ام
نوبهـارم چون بیاید، چهره ام خندان شود
ناخـدای کِشتیِ عشقم.، ولی طوفـان زده
با تو حتماً رد شدن از موجِ غم آسان شود
شاعـری سهمِ تـو و، چشمانِ زیبای تو باد
مینویسم از تو من شاید شبی دیوان شود
میکِشم بارِ غمی ، بـر دوشِ خسته نازنین
با وجودت دردِ بی درمانِ من، درمان شود
راضی ام من بر رضای خالقت سنگِ صبور
هر چـه را او می پسندد از برایت آن شود
#جواد_الماسی
بی کسی های دلم بـا بودنت جبران شود
می رسد روزی.. میـانِ لشکری از درد و آه
ایـن دلِ دائم صبـورم فـاتحِ میـدان شود
باغبـانی خسته ام ، رنگِ خزان را دیده ام
نوبهـارم چون بیاید، چهره ام خندان شود
ناخـدای کِشتیِ عشقم.، ولی طوفـان زده
با تو حتماً رد شدن از موجِ غم آسان شود
شاعـری سهمِ تـو و، چشمانِ زیبای تو باد
مینویسم از تو من شاید شبی دیوان شود
میکِشم بارِ غمی ، بـر دوشِ خسته نازنین
با وجودت دردِ بی درمانِ من، درمان شود
راضی ام من بر رضای خالقت سنگِ صبور
هر چـه را او می پسندد از برایت آن شود
#جواد_الماسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک صبح اگر تو را ملاقات کنم
در معبدِ چشمِ تو مناجات کنم
روزی که چو خورشید بتابی بر دل
رخسارِ تو را قبلهی حاجات کنم
#محمود عباسی
در معبدِ چشمِ تو مناجات کنم
روزی که چو خورشید بتابی بر دل
رخسارِ تو را قبلهی حاجات کنم
#محمود عباسی
رفتی و از رفتنت با من هـوا هم گریه ڪرد
شهرخالی شددلِ این ڪوچه هاهم گریه ڪرد
حرف های هیچڪس دردِمرا تسکین نشد
از قفـای رفتنت حتی خدا هم گـریـه ڪرد
تا همه گل های شادی در دلـم پژمرده شد
هم صدا باگریه ام حتی صدا هم گریه ڪرد
گریه هایم صورتِ سهـراب را دلگیـر ڪرد
بۍتوعکسِ قیصرو سهراب باهم گریه ڪرد
غصه آمد حالتم را دیـد و قـدری خنده زد!
شعرچون تو بر منِ ماتم نوا هم گریه ڪرد!
وای مـن بنگر چه سان، آواره و درمانده ام
بینـواییِ مرا دیـد و گـدا هم گـریـه ڪرد!
ای دریغ از من دریغ از تو ، دریغ از زندگی
رفتی و این شاعـرِ درد آشنـا هم گریه ڪرد
#فردوس_اعظم
شهرخالی شددلِ این ڪوچه هاهم گریه ڪرد
حرف های هیچڪس دردِمرا تسکین نشد
از قفـای رفتنت حتی خدا هم گـریـه ڪرد
تا همه گل های شادی در دلـم پژمرده شد
هم صدا باگریه ام حتی صدا هم گریه ڪرد
گریه هایم صورتِ سهـراب را دلگیـر ڪرد
بۍتوعکسِ قیصرو سهراب باهم گریه ڪرد
غصه آمد حالتم را دیـد و قـدری خنده زد!
شعرچون تو بر منِ ماتم نوا هم گریه ڪرد!
وای مـن بنگر چه سان، آواره و درمانده ام
بینـواییِ مرا دیـد و گـدا هم گـریـه ڪرد!
ای دریغ از من دریغ از تو ، دریغ از زندگی
رفتی و این شاعـرِ درد آشنـا هم گریه ڪرد
#فردوس_اعظم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از تو غزل سرایم و یاد کنم یاد تو را
شب که شود طلب کنم یاری و امداد تو را
شادی من ز شادیت شاد بکن حال مرا
کاش ببینم ای نفس، آن دل دلشاد تو را
#سید شهریار موسوی
شب که شود طلب کنم یاری و امداد تو را
شادی من ز شادیت شاد بکن حال مرا
کاش ببینم ای نفس، آن دل دلشاد تو را
#سید شهریار موسوی
تو همانیکه به قصر دل من سلطان
حاکم قلب منی خوب خودت میدانی
همهی فکر و خیالم ،فقط اندیشهی توست
تو همانی که در این خاطرهها پنهانی
در دلم عشق کسی نیست بجز عشق رُخَت
خط به خط راز مرا از نگهم میخوانی
قلبم از هر نفس تو ضربان میگیرد
همه شب درتپش جان و دلم مهمانی
شدم انگشت نمای همهی مردم شهر
همه گویند که دیوانه و سرگردانی
دگر افزون شده از زخم زبان، دردِ دلم
تو همانی که همه درد مرا درمانی
حکم کن ای شه احساس دل عاشق من
حاکم عشقی و این را به یقین میدانی
#آنجلا راد
حاکم قلب منی خوب خودت میدانی
همهی فکر و خیالم ،فقط اندیشهی توست
تو همانی که در این خاطرهها پنهانی
در دلم عشق کسی نیست بجز عشق رُخَت
خط به خط راز مرا از نگهم میخوانی
قلبم از هر نفس تو ضربان میگیرد
همه شب درتپش جان و دلم مهمانی
شدم انگشت نمای همهی مردم شهر
همه گویند که دیوانه و سرگردانی
دگر افزون شده از زخم زبان، دردِ دلم
تو همانی که همه درد مرا درمانی
حکم کن ای شه احساس دل عاشق من
حاکم عشقی و این را به یقین میدانی
#آنجلا راد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من اینجا، جز تو دلگرمی ندارم
فقط خود را به عشقت می سپارم
به تو آنقدر نزدیکم که گاهی
نفس های تو را هم می شمارم
#محسن_چالاک
فقط خود را به عشقت می سپارم
به تو آنقدر نزدیکم که گاهی
نفس های تو را هم می شمارم
#محسن_چالاک
ای سایه ی خیال و تمنای من سلام
ای منتظر نشسته به رویای من سلام
ای عشق ،بی حضور تو ما را چه میشود
زیباترین بهانه ی دنیای من سلام
هر لحظه می رسد ز تو پژواک آشنا
شیرین ترین ترانه ی زیبای من سلام
بی روی دلربای تو ما را نظر چه سود
ای روشنای خلوت شبهای من سلام
با تو شنیدنی ست غزل های عاشقان
ای روشنای چشم تماشای من سلام
با خاطرات عشق تو درگیر ماندهام
ای صبح نارسیده ی فردای من سلام
بی تو نمیرسم به قدمگاه عاشقان
تنها پناه و مسکن و ماوای من سلام
#مژگان_تولایی
ای منتظر نشسته به رویای من سلام
ای عشق ،بی حضور تو ما را چه میشود
زیباترین بهانه ی دنیای من سلام
هر لحظه می رسد ز تو پژواک آشنا
شیرین ترین ترانه ی زیبای من سلام
بی روی دلربای تو ما را نظر چه سود
ای روشنای خلوت شبهای من سلام
با تو شنیدنی ست غزل های عاشقان
ای روشنای چشم تماشای من سلام
با خاطرات عشق تو درگیر ماندهام
ای صبح نارسیده ی فردای من سلام
بی تو نمیرسم به قدمگاه عاشقان
تنها پناه و مسکن و ماوای من سلام
#مژگان_تولایی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هزاران بار عشقم رابه تو اقرار خواهم کرد
مسیر زندگی راسوی توهموارخواهم کرد
نگاهت را نگیر ازمن توای آرام جان من
که غیرازتو جهان را یکسره انکارخواهم کرد
#سعید_زاهدی
مسیر زندگی راسوی توهموارخواهم کرد
نگاهت را نگیر ازمن توای آرام جان من
که غیرازتو جهان را یکسره انکارخواهم کرد
#سعید_زاهدی
دلم را در حریم عشق تو پروانه آوردم
تو رفتی ابرها را تا به بام خانه آوردم
اگر چه دختری هستم به ظاهر ناتوان اما
در این دنیای نامردی دلی مردانه آوردم
کجای آسمان را مأمن چشم خودت کردی
زمین را زیر پایت با دلی دیوانه آوردم
تو را می¬خواهم و تا سایه¬ی پرواز من باشی
برایت از گل و خورشید آب و دانه آوردم
اگرچه خستهای از روزهای سرد تکراری
برای تکیه دادن¬های تو، من شانه آوردم
#شيدا_التيام
تو رفتی ابرها را تا به بام خانه آوردم
اگر چه دختری هستم به ظاهر ناتوان اما
در این دنیای نامردی دلی مردانه آوردم
کجای آسمان را مأمن چشم خودت کردی
زمین را زیر پایت با دلی دیوانه آوردم
تو را می¬خواهم و تا سایه¬ی پرواز من باشی
برایت از گل و خورشید آب و دانه آوردم
اگرچه خستهای از روزهای سرد تکراری
برای تکیه دادن¬های تو، من شانه آوردم
#شيدا_التيام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب که میآید،صدایِ عشق زیبا میشود،
هر کجا باشی رُخِ مهتاب پیدا میشود
قلبِ شیدایِ من امشب طالبِ چشمانِ توست
با نگاهِ خوش نوایت، قلبم احیا میشود"
#فرشتهتشکری
هر کجا باشی رُخِ مهتاب پیدا میشود
قلبِ شیدایِ من امشب طالبِ چشمانِ توست
با نگاهِ خوش نوایت، قلبم احیا میشود"
#فرشتهتشکری
لیلی شعرم ... بیا اینجا هوا دم کرده است
هجر چشمانت مرا لبریز ماتم کرده است
لیلی شعرم ... نمی دانی که دور از یاد تو
هر غزل چشمان من را خیس شبنم کرده است
لیلی شعرم ... تمام خطبه های شعر من
چشم من را با دو چشمان تو محرم کرده است
من به یادت می سرایم گر نمیدانی ... بدان ...
این سرایش ها مرا رسوای عالم کرده است !!!
ناله هایم بی شمارند و طبیب عاشقان
از لبانت بر لبانم ذکر مرهم کرده است ...
لیلی شعرم ... نبین من را که قد خم کرده ام
درد دوری تو جانا قامتم خم کرده است
لیلی شعرم ... دگر قلبم عنانش را برید
در هوای کوی تو این بی پدر رم کرده است
قصد جانم را نموده در هواخواهی تو
آن چنان شیطان که قصد جان آدم کرده است
لیلی شعرم ... بدان پس لرزه های هجر تو
پیکر و جان مرا ویران تر از بم کرده است
#اردشیر هادوی
هجر چشمانت مرا لبریز ماتم کرده است
لیلی شعرم ... نمی دانی که دور از یاد تو
هر غزل چشمان من را خیس شبنم کرده است
لیلی شعرم ... تمام خطبه های شعر من
چشم من را با دو چشمان تو محرم کرده است
من به یادت می سرایم گر نمیدانی ... بدان ...
این سرایش ها مرا رسوای عالم کرده است !!!
ناله هایم بی شمارند و طبیب عاشقان
از لبانت بر لبانم ذکر مرهم کرده است ...
لیلی شعرم ... نبین من را که قد خم کرده ام
درد دوری تو جانا قامتم خم کرده است
لیلی شعرم ... دگر قلبم عنانش را برید
در هوای کوی تو این بی پدر رم کرده است
قصد جانم را نموده در هواخواهی تو
آن چنان شیطان که قصد جان آدم کرده است
لیلی شعرم ... بدان پس لرزه های هجر تو
پیکر و جان مرا ویران تر از بم کرده است
#اردشیر هادوی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیا با لمس دسٺم درد را در من مداوا ڪن
برای قلب زارم لحظهها را ناب و زیباڪن
اڪَرطوفانیام مانندِساحلڪن وجودٺرا
و غم را غرق در امواجِ پرآشوبِ دریاڪن
#مهدی_ملکی_الف
برای قلب زارم لحظهها را ناب و زیباڪن
اڪَرطوفانیام مانندِساحلڪن وجودٺرا
و غم را غرق در امواجِ پرآشوبِ دریاڪن
#مهدی_ملکی_الف