‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
710 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قسم بر چشم‌هایی که برای رفتنت، تر شد

که با دلتنگی بسیار این شبهای من سر شد

همیشه فکر میکردم فقط یک بار می‌ میرم

ولی رفتی شبی صدبار مُردن هم میسر شد

#امید_قدسی_زاده
کاش خطی بنویسی و دلم باز شود
کاش اصلا برسی از در و آغاز شود

عشق دیوانه کند باز مرا تا هر شب
از شراب تن تو، شهر چو شیراز شود

مثل باغ ارمی، بوی بهار نارنج
از لبت سر زده، ای کاش لبت باز شود

چند روزیست که خاموش‌تر از خاموشم
هی به امید صدای تو که آواز شود

کاش می‌شد بنویسم که چه حالی... اما
عشق بهتر که زمین‌خورده‌ی ایجاز شود

پشت این بیت زنی عاشق مردی شده است
تا به فرمان غزل پرده بر این راز شود

کاشکی شعر نیاید به زبانم دیگر
یا فقط عشق شما قافیه پرداز شود...

#علیرضا باقری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی توتنهایی مرا تخریب و ویران می کند
خاطراتت  قلب  من  را  تیر باران می کند

درد  دوری و جدایی ، درد بی درمان عشق
فاصله  دارد  مرا  مجنون  دوران  می کند

#مسعود_محمدپور
ڪاش میشد لحظه اےبا قلب من همدم شود
جمعِ شادے باشد و از این دلم غم ڪم شود

حال و روزم را ببیند او در این حالِ خراب
بردلِ پُرزخم من اولحظه اے مرهم شود

بے تو جنّت را نمیخواهم به دوزخ دلخوشم
ڪاش میشد آخرش اقبالمان با هم شود

من ندارم الفتے هرگز به دنیا بے تو چون
با گسل هایش دلم چون ڪوچه هاے بم شود

میڪُشد آخر مرا این بغض مانده در گلو
ڪاش میشد سینه ام خالے زِ، هر ماتم شود

#مهنازنجفے
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزل غزل بنویسم من از دو چشم سیاهت،
که برده ای دل و دین رابه ناز و طرز نگاهت

برای وصف رخِ تو، قلم به دست بنشینم.
که صد قصیده نشسته میان صورت ماهت

#الهام_رازقی
میرسد روزی سرم بر شانه ات مهمان شود
بی کسی های دلم بـا بودنت جبران شود

می رسد روزی.. میـانِ لشکری از درد و آه
ایـن دلِ دائم صبـورم فـاتحِ میـدان شود

باغبـانی خسته ام ، رنگِ خزان را دیده ام
نوبهـارم چون بیاید، چهره ام خندان شود

ناخـدای کِشتیِ عشقم.، ولی طوفـان زده
با تو حتماً رد شدن از موجِ غم آسان شود

شاعـری سهمِ تـو و، چشمانِ زیبای تو باد
مینویسم از تو من شاید شبی دیوان شود

میکِشم بارِ غمی ، بـر دوشِ خسته نازنین
با وجودت دردِ بی درمانِ من، درمان شود

راضی ام من بر رضای خالقت سنگِ صبور
هر چـه را او می پسندد از برایت آن شود

#جواد_الماسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک صبح اگر تو را ملاقات کنم
در معبدِ چشمِ تو مناجات کنم

روز‌ی که چو خورشید بتابی بر دل
رخسارِ تو را قبله‌ی حاجات کنم

#محمود عباسی
رفتی و از رفتنت با من هـوا هم گریه ڪرد
شهرخالی شددلِ این ڪوچه هاهم گریه ڪرد

حرف های هیچڪس دردِمرا تسکین نشد
از قفـای رفتنت حتی خدا هم گـریـه ڪرد

تا همه گل های شادی در دلـم پژمرده شد
هم صدا باگریه ام حتی صدا هم گریه ڪرد

گریه هایم صورتِ سهـراب را دلگیـر ڪرد
بۍتوعکسِ قیصرو سهراب باهم گریه ڪرد

غصه آمد حالتم را دیـد و قـدری خنده زد!
شعرچون تو بر منِ ماتم نوا هم گریه ڪرد!

وای مـن بنگر چه سان، آواره و درمانده ام
بینـواییِ مرا دیـد و گـدا هم گـریـه ڪرد!

ای دریغ از من دریغ از تو ، دریغ از زندگی
رفتی و این شاعـرِ درد آشنـا هم گریه ڪرد

#فردوس_اعظم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از تو غزل سرایم و یاد کنم یاد تو را
شب که شود طلب کنم یاری و امداد تو را

شادی من ز شادیت شاد بکن حال مرا
کاش ببینم ای نفس، آن دل دلشاد تو ر
ا

#سید شهریار موسوی
تو همانیکه به قصر دل من سلطان
حاکم قلب منی خوب خودت میدانی

همه‌ی فکر و خیالم ،فقط اندیشه‌ی توست
تو همانی که در این خاطره‌ها پنهانی

در دلم عشق کسی نیست بجز عشق رُخَت
خط به خط راز مرا از نگهم میخوانی

قلبم از هر نفس تو ضربان میگیرد
همه شب درتپش جان و دلم مهمانی

شدم انگشت نمای همه‌ی مردم شهر
همه گویند که دیوانه و سرگردانی

دگر افزون شده از زخم زبان، دردِ دلم
تو همانی که همه درد مرا درمانی

حکم کن ای شه احساس دل عاشق من
حاکم عشقی و این را به یقین میدانی

#آنجلا راد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من اینجا، جز تو دلگرمی ندارم
فقط خود را به عشقت می سپارم

به تو آنقدر نزدیکم که گاهی
نفس های تو را هم می شمارم

#محسن_چالاک
ای سایه ی خیال و تمنای من سلام
ای منتظر نشسته به رویای من سلام

ای عشق ،بی حضور تو ما را چه میشود
زیباترین بهانه ی دنیای من سلام

هر لحظه می رسد ز تو پژواک آشنا
شیرین ترین ترانه ی زیبای من سلام

بی روی دلربای تو ما را نظر چه سود
ای روشنای خلوت شب‌های من سلام

با تو شنیدنی ست غزل های عاشقان
ای روشنای چشم تماشای من سلام

با خاطرات عشق تو درگیر مانده‌ام
ای صبح نارسیده ی فردای من سلام

بی تو نمی‌رسم به قدمگاه عاشقان
تنها پناه و مسکن و ماوای من سلام

#مژگان_تولایی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هزاران بار عشقم رابه تو اقرار خواهم کرد
مسیر زندگی راسوی توهموارخواهم کرد

نگاهت را نگیر ازمن توای آرام جان من
که غیرازتو جهان را یکسره انکارخواهم کرد

#سعید_زاهدی