‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
711 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
عطر گیسوی تو را ، مونس جانم کردم ،
حلقه ی مِهرتو را ، مُهر وُ نشانم کردم ،

عشق تو گَنج دل است ، در دل ویرانه ی من ،
همه در باب تصرف ، به میانم کردم ،

اتشی سر زده آمد ، به نهانخانه ی دل ،
سِحر بندِ دهن وُ ، بندِ زبانم کردم ،

سالها بود پِیِ همچو تویی میگشتم ،
نام تو در غزلم ، جان وُ جهانم کردم ،

#راحم_تبریزی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو مثل خنده ی گل، مثل ِ خواب پروانه
تو مثل آنچه که ناگفتنی است، زیبایی

چگونه سیر شود چشمم از تماشایت؟
که جاودانه ترین لحظه ی تماشایی...

#حسین_منزوی
تـرسم کـه نباشی، و شبی زار بمیـرم
یک بار نه... از عشقِ تو صد بار بمیرم

در محکمه عشقِ تو محکوم منم من
دستـور بـده. تـا کـه گنهـکار بمیـرم

رفتی و شده خاطـره ها قاتلِ جـانم
عمری کـه فنـا رفتـه و بیمـار بمیـرم

گفتـم کـه تحـمل بکنم دردِ فـراقت
لبـریـز شـده صبـرم و ناچـار بمیـرم

سهمم شده ازعشقِ تو غمنامه نوشتن
یک شب بغلِ دفتـر و خودکار بمیـرم

ترسم کـه نیایی بـه سراغِ منِ خسته
در زیرِ همین عکس، بـه دیوار بمیـرم

#جواد_الماسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیچ میگویی اسیری داشتم حالش چه شد  
خسته‌ی من نیمه جانی داشت احوالش چه شد

هیچ می‌پرسی که مرغی کز دیاری گاه گاه
می‌رسید و نامه‌ای می‌بود بربالش چه شد

#محتشم_كاشانى
اجازه هست لب از بوسه‌ی تو تر بکنم؟
از  آشیانِ دلم ، درد  را به  در  بکنم؟

چنان بخوانم و بنویسمت به جوهر جان
که شعرِ چشمِ تو را ماهِ من  زِ  بر بکنم؟

اجازه هست که احساسِ‌مرگ را در دل
به دستِ معجزه‌ی عشق بی اثر بکنم؟

صدای گرمِ تو را بشنوم به خلوتِ غم
سکوت ثانیه‌ها را به عشق سر بکنم؟

اجازه هست به دریایِ عشق دل بزنم
اجازه هست به دستِ قلم خطر بکنم؟

اجازه هست بپرسم که دوستم داری؟
به لطف پاسخِ تو ذوقِ بیشتر بکنم؟

اجازه هست بگویم که دوستت دارم
اجازه هست از این حالِ بد گذر بکنم؟

#مجتبی_خوش_زبان‌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الا اے حضرت معشوق منوّر ڪن جهانم را
ڪدامین چشم میفهمد بہ جز چشمت زبانم را

بہ بوے گلبن وصلت بہ سَر مستانہ مے آیم
ڪہ درد اشتیاق تو بُریدہ تابِ جانم را....

#راحم_تبریزی
ما را خیال هم که بُود، آن خیال توست
صد آرزوست در دل و آن هم وصال توست

رُستی درون سینه‌ی چون شوره‌زار من
در سینه عشق من، همه عشق محال توست

عمری سکوت حاکم این قلب تیره بود
آشوبِ در درون دلم قیل و قال توست

ماهیّ و شام تیره‌ی ما از تو روشن است
سرچشمه‌ی درخشش شب‌ها هلال توست

دیوانه‌ام، هوای تو آرام من شده
در دل فقط نشان تو و خطّ و خال توست

در دوری‌ات بپرسد اگر حال من کسی
می‌گویمش که نیست خیالی، ملال توست...

#محمد_حقیقی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کنارِ تو نشسته‌ام،به اعتبارِ شانه‌ات
دوای درد من شده،حضورِ بی‌بهانه‌ات

مرا در اوج بی‌کسی،به شهرِ خواب‌ها ببر
به آیه‌های ناز در،تلاوتِ ترانه‌ات ...

#باران_قیصری
.ای هم نفس ام در دل من جا شده ای
دیوانه شدم بسکه تو زیبا شده ای

چشمان پر از اشک و غم ام را تو ببین
مجهول شدم چرا معما شده ای؟

دنیا که برایم شده تاریک و عبث
مبهوت شدم، ولی تو معنا شده ای

تا کی غم دوری بشود قاتل من؟
شاید به غرورت تک و تنها شده ای

من عاشق دل شکسته بودم همه عمر
آدم نشدم ، چرا تو حوا شده ای

شاید برسد دست تو بر دستانم
روزی که تو دلباخته ی ما شده ای

#محمد دری صفت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بلدم شعر دو چشمت بِسُرایم به دَمی
معنی واژه‌ی دل بردن و بستن بلدی؟

بلدم پل بزنم از دل خود تا به دلت
پای یک شاعر دیوانه نشستن بلدی؟

#شیوا_صالحی
جان من مال تو باشد، هرچه غم داری بده
روی کاغذ ثبـت کن هـر چیز کم داری بده

تا مبـادا بـر تــن نـاز تـو آسیبـــی رســد
هرچه در اطراف خود قوطی سم داری بده

شهـر عمـرت از بلاهــا دور بــادا تا ابـد
در خیالت هرچه از احسـاس بـم داری بده

بخت خـوب و فال­های سبـــــز ارزانـی تو
طـالع نحســـی اگر در جام جــــم داری بده

چال لبخند تو دائم ، حــــال خوبت مستــمر
خط اخم و مشکل پر پیــچ و خـــم داری بده

«آیة الکرسـی» هـزاران بار نذر شـادی ات
در دل خـود ذره ای اندوه هــــم داری بده...

#جواد مزنگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق بی تکرار من قلب مرا تسخیر کن
رنگ رویم  را ببین حال دلم تفسیر کن

چون که اهنگ دلم را بشنوی از سینه ام
خواب و رویای مرا با ضرب ان تعبیر کن

#هماکشتگر
دلتنگ شده بعدِ تو باز این دل ساده
ای‌عشقِ‌ تو بر جامِ دلم ساغر و باده

تـو مـاه، منم بـرکـه‌یِ تنـها و غریبم
عکس رخ تو بـر دل این برکه فتاده

برگرد و بیا دست مرا جان بده چونکه
بـی دست تو تنها شده‌ام در دل جاده

دیگر به گلو راهِ نفس سد شده بی تو
آنـقـدر دویـدم بــه رهـت پـایِ پـیـاده

من چون صدفی غرق به دریایِ جهانم
عشقت گوهری ناب در این سینه نهاده

#مجتبی_خوش_زبان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM