دوباره امده ام باتو اشنا بشوم
میان قلب رٸوفت دوباره جابشوم
همین که گوشه ی چشمت به چشم من برسد
برای عرض ارادت دوباره تا بشوم
چقدربی تو دراین شهر پرسه ها زده ام
خدا کند که دل اسوده باشمابشوم
غریب ،خسته وتنها پیاده امده ام
کنار چشم تو ازبیکسی جدابشوم
به مهر با دل وجانم اگر اجازه دهی
دوباره با تو گرفتار ماجرا بشوم
میان این همه ادم که عاشقت شده اند
بگو که جان بفدای تو تا کجا بشوم
#محمود گل محمدی
میان قلب رٸوفت دوباره جابشوم
همین که گوشه ی چشمت به چشم من برسد
برای عرض ارادت دوباره تا بشوم
چقدربی تو دراین شهر پرسه ها زده ام
خدا کند که دل اسوده باشمابشوم
غریب ،خسته وتنها پیاده امده ام
کنار چشم تو ازبیکسی جدابشوم
به مهر با دل وجانم اگر اجازه دهی
دوباره با تو گرفتار ماجرا بشوم
میان این همه ادم که عاشقت شده اند
بگو که جان بفدای تو تا کجا بشوم
#محمود گل محمدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا تو هستى خُمره ی عناب میخواهم چکار
موی پر پیچ تو دارم تاب میخواهم چکار
رنگ آن چشمان مستت خواب ازچشمم ربود
تا نگاهم میکنى من خواب میخواهم چکار
#مهدى_خداپرس
موی پر پیچ تو دارم تاب میخواهم چکار
رنگ آن چشمان مستت خواب ازچشمم ربود
تا نگاهم میکنى من خواب میخواهم چکار
#مهدى_خداپرس
دوستت دارم و دیوانه ی چشمان توام
مثل یک کلبه ی ویران شده ویران توام
دوستت دارم و از گفته ی خود خوشحالم
گفته ام عاشقم و واله و حیران توام
دوستت دارم و عاشق به دو ابروی توام
مثل جسمی تویی و من به مثل جان توام
دوستت دارم و رسوای جهانم ز رخت
تو شهنشاهی و من حاجب و دربان توام
دوستت دارم و مهرت به دلم جا کرده
تو چو ابری و خودم بارش باران توام
#مسعود اردلان
مثل یک کلبه ی ویران شده ویران توام
دوستت دارم و از گفته ی خود خوشحالم
گفته ام عاشقم و واله و حیران توام
دوستت دارم و عاشق به دو ابروی توام
مثل جسمی تویی و من به مثل جان توام
دوستت دارم و رسوای جهانم ز رخت
تو شهنشاهی و من حاجب و دربان توام
دوستت دارم و مهرت به دلم جا کرده
تو چو ابری و خودم بارش باران توام
#مسعود اردلان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلا امشب هوای شب نشینی با قلم دارم
هوای جرعه ای از شعرهای تازه دم دارم
من امشب از رديف و وزن و از مصراع بيزارم
ميان دفتر شعرم، فقط يک عـشق کم دارم
#محتشم_کاشانی
هوای جرعه ای از شعرهای تازه دم دارم
من امشب از رديف و وزن و از مصراع بيزارم
ميان دفتر شعرم، فقط يک عـشق کم دارم
#محتشم_کاشانی
یکشب بیا به کوچه ی قلبم سری بزن !
یا بی خبر به کلبه ی ما هم دری بزن !
اینجا گرفته باز دلم در هوای تو ...
دستم بگیر و کنج خیالم پری بزن !
وصل تو جز به بوسه میسر نمی شود
با بوسه ای به روی لبم ، معبری بزن !
ای ناخدای کشتی دریای سرخ عشق
در ساحل گرفته ی دل ، لنگری بزن !
امشب برای ضربه ی آخر ، نفس بگیر
بر لوح تنگ سینه ی من ، خنجری بزن !
بی تو فضای خانه سکوت است و انتظار
یکشب بیا به خانه ی ما هم سری بزن ...!
#آنجلا راد
یا بی خبر به کلبه ی ما هم دری بزن !
اینجا گرفته باز دلم در هوای تو ...
دستم بگیر و کنج خیالم پری بزن !
وصل تو جز به بوسه میسر نمی شود
با بوسه ای به روی لبم ، معبری بزن !
ای ناخدای کشتی دریای سرخ عشق
در ساحل گرفته ی دل ، لنگری بزن !
امشب برای ضربه ی آخر ، نفس بگیر
بر لوح تنگ سینه ی من ، خنجری بزن !
بی تو فضای خانه سکوت است و انتظار
یکشب بیا به خانه ی ما هم سری بزن ...!
#آنجلا راد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قــــهرِ چشمانت دلــ.ــم را تکّہ تکّہ میکند
گَـر نباشی در وجـــ.ــودم درد چکّہ میکند
سَر بچرخان با دلم حرفی بزن اِے مونسم
چون بخـندے خندهاَت بازار ِ سکه میکند
#فاضل نظری
گَـر نباشی در وجـــ.ــودم درد چکّہ میکند
سَر بچرخان با دلم حرفی بزن اِے مونسم
چون بخـندے خندهاَت بازار ِ سکه میکند
#فاضل نظری
عطر گیسوی تو را ، مونس جانم کردم ،
حلقه ی مِهرتو را ، مُهر وُ نشانم کردم ،
عشق تو گَنج دل است ، در دل ویرانه ی من ،
همه در باب تصرف ، به میانم کردم ،
اتشی سر زده آمد ، به نهانخانه ی دل ،
سِحر بندِ دهن وُ ، بندِ زبانم کردم ،
سالها بود پِیِ همچو تویی میگشتم ،
نام تو در غزلم ، جان وُ جهانم کردم ،
#راحم_تبریزی
حلقه ی مِهرتو را ، مُهر وُ نشانم کردم ،
عشق تو گَنج دل است ، در دل ویرانه ی من ،
همه در باب تصرف ، به میانم کردم ،
اتشی سر زده آمد ، به نهانخانه ی دل ،
سِحر بندِ دهن وُ ، بندِ زبانم کردم ،
سالها بود پِیِ همچو تویی میگشتم ،
نام تو در غزلم ، جان وُ جهانم کردم ،
#راحم_تبریزی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو مثل خنده ی گل، مثل ِ خواب پروانه
تو مثل آنچه که ناگفتنی است، زیبایی
چگونه سیر شود چشمم از تماشایت؟
که جاودانه ترین لحظه ی تماشایی...
#حسین_منزوی
تو مثل آنچه که ناگفتنی است، زیبایی
چگونه سیر شود چشمم از تماشایت؟
که جاودانه ترین لحظه ی تماشایی...
#حسین_منزوی
تـرسم کـه نباشی، و شبی زار بمیـرم
یک بار نه... از عشقِ تو صد بار بمیرم
در محکمه عشقِ تو محکوم منم من
دستـور بـده. تـا کـه گنهـکار بمیـرم
رفتی و شده خاطـره ها قاتلِ جـانم
عمری کـه فنـا رفتـه و بیمـار بمیـرم
گفتـم کـه تحـمل بکنم دردِ فـراقت
لبـریـز شـده صبـرم و ناچـار بمیـرم
سهمم شده ازعشقِ تو غمنامه نوشتن
یک شب بغلِ دفتـر و خودکار بمیـرم
ترسم کـه نیایی بـه سراغِ منِ خسته
در زیرِ همین عکس، بـه دیوار بمیـرم
#جواد_الماسی
یک بار نه... از عشقِ تو صد بار بمیرم
در محکمه عشقِ تو محکوم منم من
دستـور بـده. تـا کـه گنهـکار بمیـرم
رفتی و شده خاطـره ها قاتلِ جـانم
عمری کـه فنـا رفتـه و بیمـار بمیـرم
گفتـم کـه تحـمل بکنم دردِ فـراقت
لبـریـز شـده صبـرم و ناچـار بمیـرم
سهمم شده ازعشقِ تو غمنامه نوشتن
یک شب بغلِ دفتـر و خودکار بمیـرم
ترسم کـه نیایی بـه سراغِ منِ خسته
در زیرِ همین عکس، بـه دیوار بمیـرم
#جواد_الماسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیچ میگویی اسیری داشتم حالش چه شد
خستهی من نیمه جانی داشت احوالش چه شد
هیچ میپرسی که مرغی کز دیاری گاه گاه
میرسید و نامهای میبود بربالش چه شد
#محتشم_كاشانى
خستهی من نیمه جانی داشت احوالش چه شد
هیچ میپرسی که مرغی کز دیاری گاه گاه
میرسید و نامهای میبود بربالش چه شد
#محتشم_كاشانى
اجازه هست لب از بوسهی تو تر بکنم؟
از آشیانِ دلم ، درد را به در بکنم؟
چنان بخوانم و بنویسمت به جوهر جان
که شعرِ چشمِ تو را ماهِ من زِ بر بکنم؟
اجازه هست که احساسِمرگ را در دل
به دستِ معجزهی عشق بی اثر بکنم؟
صدای گرمِ تو را بشنوم به خلوتِ غم
سکوت ثانیهها را به عشق سر بکنم؟
اجازه هست به دریایِ عشق دل بزنم
اجازه هست به دستِ قلم خطر بکنم؟
اجازه هست بپرسم که دوستم داری؟
به لطف پاسخِ تو ذوقِ بیشتر بکنم؟
اجازه هست بگویم که دوستت دارم
اجازه هست از این حالِ بد گذر بکنم؟
#مجتبی_خوش_زبان
از آشیانِ دلم ، درد را به در بکنم؟
چنان بخوانم و بنویسمت به جوهر جان
که شعرِ چشمِ تو را ماهِ من زِ بر بکنم؟
اجازه هست که احساسِمرگ را در دل
به دستِ معجزهی عشق بی اثر بکنم؟
صدای گرمِ تو را بشنوم به خلوتِ غم
سکوت ثانیهها را به عشق سر بکنم؟
اجازه هست به دریایِ عشق دل بزنم
اجازه هست به دستِ قلم خطر بکنم؟
اجازه هست بپرسم که دوستم داری؟
به لطف پاسخِ تو ذوقِ بیشتر بکنم؟
اجازه هست بگویم که دوستت دارم
اجازه هست از این حالِ بد گذر بکنم؟
#مجتبی_خوش_زبان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الا اے حضرت معشوق منوّر ڪن جهانم را
ڪدامین چشم میفهمد بہ جز چشمت زبانم را
بہ بوے گلبن وصلت بہ سَر مستانہ مے آیم
ڪہ درد اشتیاق تو بُریدہ تابِ جانم را....
#راحم_تبریزی
ڪدامین چشم میفهمد بہ جز چشمت زبانم را
بہ بوے گلبن وصلت بہ سَر مستانہ مے آیم
ڪہ درد اشتیاق تو بُریدہ تابِ جانم را....
#راحم_تبریزی
ما را خیال هم که بُود، آن خیال توست
صد آرزوست در دل و آن هم وصال توست
رُستی درون سینهی چون شورهزار من
در سینه عشق من، همه عشق محال توست
عمری سکوت حاکم این قلب تیره بود
آشوبِ در درون دلم قیل و قال توست
ماهیّ و شام تیرهی ما از تو روشن است
سرچشمهی درخشش شبها هلال توست
دیوانهام، هوای تو آرام من شده
در دل فقط نشان تو و خطّ و خال توست
در دوریات بپرسد اگر حال من کسی
میگویمش که نیست خیالی، ملال توست...
#محمد_حقیقی
صد آرزوست در دل و آن هم وصال توست
رُستی درون سینهی چون شورهزار من
در سینه عشق من، همه عشق محال توست
عمری سکوت حاکم این قلب تیره بود
آشوبِ در درون دلم قیل و قال توست
ماهیّ و شام تیرهی ما از تو روشن است
سرچشمهی درخشش شبها هلال توست
دیوانهام، هوای تو آرام من شده
در دل فقط نشان تو و خطّ و خال توست
در دوریات بپرسد اگر حال من کسی
میگویمش که نیست خیالی، ملال توست...
#محمد_حقیقی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM