This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خوش نشاندم بر دلِ دیوانه ام پنهان تو را
گر بلایی آیدت خواهم بلا گردان تو را
داد هر کس دل به دلداری دلش ارام شد
بی سبب نیست که خوانم دلبر و جانان تو را
#راحم_تبریزی
گر بلایی آیدت خواهم بلا گردان تو را
داد هر کس دل به دلداری دلش ارام شد
بی سبب نیست که خوانم دلبر و جانان تو را
#راحم_تبریزی
چندیست که دلگیر شده حال و هوایم
درد است که افتاده در آهنگ صدایم
من دور شدم از خودم و از تو و از عشق
در بند هـــــزار دوزخ از سمت خدایم...
هرشب به فراق تو،در اندوه تو، بیدار...
هردم بدود بغض جهان پای به پایم
تو یک نفری...یک نفری...یک نفر اما
این یک نفر اندازه ی دنیاست برایم...
این قدر نگو رفتن تو دست خودت نیست!
اینقدر نخـــــواه گریه ام را بسُرایــــــم
برگرد و به این مُرده ی دیوانه بگو کیست...
این سایه ی محبوس که زنده ست به جایم
گر باز نمی گردی بده آدرست را...
تا حدِّاقل من به سراغ تو بیایم...
#خدیجه_نصیری
درد است که افتاده در آهنگ صدایم
من دور شدم از خودم و از تو و از عشق
در بند هـــــزار دوزخ از سمت خدایم...
هرشب به فراق تو،در اندوه تو، بیدار...
هردم بدود بغض جهان پای به پایم
تو یک نفری...یک نفری...یک نفر اما
این یک نفر اندازه ی دنیاست برایم...
این قدر نگو رفتن تو دست خودت نیست!
اینقدر نخـــــواه گریه ام را بسُرایــــــم
برگرد و به این مُرده ی دیوانه بگو کیست...
این سایه ی محبوس که زنده ست به جایم
گر باز نمی گردی بده آدرست را...
تا حدِّاقل من به سراغ تو بیایم...
#خدیجه_نصیری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خوشبختترین شاعر این شهر منم که ،
معشوق همه شعر و غزلهام تو هستی ...
غیر از تو برای چه کسی شعر بگویم
وقتی همهی هستی و دنیام تو هستی ...؟!
#صادق_طهرانی_زاده
معشوق همه شعر و غزلهام تو هستی ...
غیر از تو برای چه کسی شعر بگویم
وقتی همهی هستی و دنیام تو هستی ...؟!
#صادق_طهرانی_زاده
چشم وا کردم و دیدم که خدایم «تو شدی»
دفتر پُر غزل خاطرههایم «تو شدی»
در سَرَم نیست بجُز حال و هوای تو و عشق
شادم از اینکه همه حال و هوایم «تو شدی»
درد من دوری از توست، بغل وا کن تا
که بگویم به همه قرص و دَوایم «تو شدی»
دورم از دین خودم.. قِبلهی من گُم شده و
مَعبد و قِبلهی من.. ذکر دُعایم «تو شدی»
دور این میز که از خاطرههایت میگفت
باز هم بانی یخ کردن چایم «تو شدی»
خانه مسکوت.. غزل مُرده و من بیتابم
علت زلزله در زنگ صدایم «تو شدی»
#علیرضا_آذر
دفتر پُر غزل خاطرههایم «تو شدی»
در سَرَم نیست بجُز حال و هوای تو و عشق
شادم از اینکه همه حال و هوایم «تو شدی»
درد من دوری از توست، بغل وا کن تا
که بگویم به همه قرص و دَوایم «تو شدی»
دورم از دین خودم.. قِبلهی من گُم شده و
مَعبد و قِبلهی من.. ذکر دُعایم «تو شدی»
دور این میز که از خاطرههایت میگفت
باز هم بانی یخ کردن چایم «تو شدی»
خانه مسکوت.. غزل مُرده و من بیتابم
علت زلزله در زنگ صدایم «تو شدی»
#علیرضا_آذر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ﻣﻦ ﺧﺴﺘﻪ ﭼﻮﻥ ﻧﺪﺍﺭﻡ، ﻧﻔﺴﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﯽ ﺗﻮ
ﺑﻪ ﮐﺪﺍﻡ ﺩﻝ ﺻﺒﻮﺭﯼ، ﮐﻨﻢ ﺍﯼ ﻧﮕﺎﺭ ﺑﯽ ﺗﻮ
رﻩ ﺻﺒﺮ ﭼﻮﻥ ﮔﺰﻳﻨﻢ، ﻣﻦ ﺩﻝ ﺑﻪ ﺑﺎﺩ ﺩﺍﺩﻩ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﺟﻪ ﺟﺎﻧﻢ، ﻧﮑﻨﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﯽ ﺗﻮ
#سعدی
ﺑﻪ ﮐﺪﺍﻡ ﺩﻝ ﺻﺒﻮﺭﯼ، ﮐﻨﻢ ﺍﯼ ﻧﮕﺎﺭ ﺑﯽ ﺗﻮ
رﻩ ﺻﺒﺮ ﭼﻮﻥ ﮔﺰﻳﻨﻢ، ﻣﻦ ﺩﻝ ﺑﻪ ﺑﺎﺩ ﺩﺍﺩﻩ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﺟﻪ ﺟﺎﻧﻢ، ﻧﮑﻨﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﯽ ﺗﻮ
#سعدی
دوباره امده ام باتو اشنا بشوم
میان قلب رٸوفت دوباره جابشوم
همین که گوشه ی چشمت به چشم من برسد
برای عرض ارادت دوباره تا بشوم
چقدربی تو دراین شهر پرسه ها زده ام
خدا کند که دل اسوده باشمابشوم
غریب ،خسته وتنها پیاده امده ام
کنار چشم تو ازبیکسی جدابشوم
به مهر با دل وجانم اگر اجازه دهی
دوباره با تو گرفتار ماجرا بشوم
میان این همه ادم که عاشقت شده اند
بگو که جان بفدای تو تا کجا بشوم
#محمود گل محمدی
میان قلب رٸوفت دوباره جابشوم
همین که گوشه ی چشمت به چشم من برسد
برای عرض ارادت دوباره تا بشوم
چقدربی تو دراین شهر پرسه ها زده ام
خدا کند که دل اسوده باشمابشوم
غریب ،خسته وتنها پیاده امده ام
کنار چشم تو ازبیکسی جدابشوم
به مهر با دل وجانم اگر اجازه دهی
دوباره با تو گرفتار ماجرا بشوم
میان این همه ادم که عاشقت شده اند
بگو که جان بفدای تو تا کجا بشوم
#محمود گل محمدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا تو هستى خُمره ی عناب میخواهم چکار
موی پر پیچ تو دارم تاب میخواهم چکار
رنگ آن چشمان مستت خواب ازچشمم ربود
تا نگاهم میکنى من خواب میخواهم چکار
#مهدى_خداپرس
موی پر پیچ تو دارم تاب میخواهم چکار
رنگ آن چشمان مستت خواب ازچشمم ربود
تا نگاهم میکنى من خواب میخواهم چکار
#مهدى_خداپرس
دوستت دارم و دیوانه ی چشمان توام
مثل یک کلبه ی ویران شده ویران توام
دوستت دارم و از گفته ی خود خوشحالم
گفته ام عاشقم و واله و حیران توام
دوستت دارم و عاشق به دو ابروی توام
مثل جسمی تویی و من به مثل جان توام
دوستت دارم و رسوای جهانم ز رخت
تو شهنشاهی و من حاجب و دربان توام
دوستت دارم و مهرت به دلم جا کرده
تو چو ابری و خودم بارش باران توام
#مسعود اردلان
مثل یک کلبه ی ویران شده ویران توام
دوستت دارم و از گفته ی خود خوشحالم
گفته ام عاشقم و واله و حیران توام
دوستت دارم و عاشق به دو ابروی توام
مثل جسمی تویی و من به مثل جان توام
دوستت دارم و رسوای جهانم ز رخت
تو شهنشاهی و من حاجب و دربان توام
دوستت دارم و مهرت به دلم جا کرده
تو چو ابری و خودم بارش باران توام
#مسعود اردلان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلا امشب هوای شب نشینی با قلم دارم
هوای جرعه ای از شعرهای تازه دم دارم
من امشب از رديف و وزن و از مصراع بيزارم
ميان دفتر شعرم، فقط يک عـشق کم دارم
#محتشم_کاشانی
هوای جرعه ای از شعرهای تازه دم دارم
من امشب از رديف و وزن و از مصراع بيزارم
ميان دفتر شعرم، فقط يک عـشق کم دارم
#محتشم_کاشانی
یکشب بیا به کوچه ی قلبم سری بزن !
یا بی خبر به کلبه ی ما هم دری بزن !
اینجا گرفته باز دلم در هوای تو ...
دستم بگیر و کنج خیالم پری بزن !
وصل تو جز به بوسه میسر نمی شود
با بوسه ای به روی لبم ، معبری بزن !
ای ناخدای کشتی دریای سرخ عشق
در ساحل گرفته ی دل ، لنگری بزن !
امشب برای ضربه ی آخر ، نفس بگیر
بر لوح تنگ سینه ی من ، خنجری بزن !
بی تو فضای خانه سکوت است و انتظار
یکشب بیا به خانه ی ما هم سری بزن ...!
#آنجلا راد
یا بی خبر به کلبه ی ما هم دری بزن !
اینجا گرفته باز دلم در هوای تو ...
دستم بگیر و کنج خیالم پری بزن !
وصل تو جز به بوسه میسر نمی شود
با بوسه ای به روی لبم ، معبری بزن !
ای ناخدای کشتی دریای سرخ عشق
در ساحل گرفته ی دل ، لنگری بزن !
امشب برای ضربه ی آخر ، نفس بگیر
بر لوح تنگ سینه ی من ، خنجری بزن !
بی تو فضای خانه سکوت است و انتظار
یکشب بیا به خانه ی ما هم سری بزن ...!
#آنجلا راد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قــــهرِ چشمانت دلــ.ــم را تکّہ تکّہ میکند
گَـر نباشی در وجـــ.ــودم درد چکّہ میکند
سَر بچرخان با دلم حرفی بزن اِے مونسم
چون بخـندے خندهاَت بازار ِ سکه میکند
#فاضل نظری
گَـر نباشی در وجـــ.ــودم درد چکّہ میکند
سَر بچرخان با دلم حرفی بزن اِے مونسم
چون بخـندے خندهاَت بازار ِ سکه میکند
#فاضل نظری
عطر گیسوی تو را ، مونس جانم کردم ،
حلقه ی مِهرتو را ، مُهر وُ نشانم کردم ،
عشق تو گَنج دل است ، در دل ویرانه ی من ،
همه در باب تصرف ، به میانم کردم ،
اتشی سر زده آمد ، به نهانخانه ی دل ،
سِحر بندِ دهن وُ ، بندِ زبانم کردم ،
سالها بود پِیِ همچو تویی میگشتم ،
نام تو در غزلم ، جان وُ جهانم کردم ،
#راحم_تبریزی
حلقه ی مِهرتو را ، مُهر وُ نشانم کردم ،
عشق تو گَنج دل است ، در دل ویرانه ی من ،
همه در باب تصرف ، به میانم کردم ،
اتشی سر زده آمد ، به نهانخانه ی دل ،
سِحر بندِ دهن وُ ، بندِ زبانم کردم ،
سالها بود پِیِ همچو تویی میگشتم ،
نام تو در غزلم ، جان وُ جهانم کردم ،
#راحم_تبریزی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو مثل خنده ی گل، مثل ِ خواب پروانه
تو مثل آنچه که ناگفتنی است، زیبایی
چگونه سیر شود چشمم از تماشایت؟
که جاودانه ترین لحظه ی تماشایی...
#حسین_منزوی
تو مثل آنچه که ناگفتنی است، زیبایی
چگونه سیر شود چشمم از تماشایت؟
که جاودانه ترین لحظه ی تماشایی...
#حسین_منزوی