‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
710 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
حس شــعرم میشوی تا باز من غـوغا ڪنم

از تمام واژه ها تنـها " تــو "را پیدا ڪنم

#محمدرضاڪرمی
ای تو با روح من از روز ازل یارترین
كودك شعر مرا مهر تو غمخوارترین

گر یكی هست سزاوار پرستش به خدا
تو سزاوارترینی تو سزاوارترین

عطرنام تو كه در پرده جان پیچیده ست
سینه را ساخته از یاد تو سرشارترین

ای تو روشنگر ایام مه آلوده عمر
بی تماشای تو روز و شب من تارترین

در گذرگاه نگاه تو گرفتارانند
من به سرپنجه مهر تو گرفتارترین

می توان با دل تو حرف غمی گفت و شنید
گر بود چون دل من رازنگهدارترین

#فریدون مشیری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق بی تکرار من قلب مرا تسخیر کن
رنگ رویم  را ببین حال دلم تفسیر کن

چون که اهنگ دلم را بشنوی از سینه ام
خواب و رویای مرا با ضرب ان تعبیر کن

#هماکشتگر
به دیـــــدار جــهانِ نابه‌ســامانم‌،، بیا گـاهی..
بــــرای خــــاطرِ حــال پریشانم،، بیا گـاهی..

تو بهتر می‌شناسی جای زخمِ کهنه‌ام را، پس،،
نوازش کن غـمم را، مـحضِ درمانم بیا گاهي..

مــرا از پشت هیچستانِ دردوغـصه پیدا کن،،
پـگـــاهِ آفــتابم،، تا شبــستانم،، بــیا گــاهی..

سـُراغ چــتر و باران را، بگـیر از آسـمانِ من،،
به دنـــبال نــــگاهِ مـــاهِ تابانم،،  بــیا گاهی..

برایت آتــشم،، تا مرز خـاکستر شدن تا دود،،
برایم تـَب کن از سمتِ زمـستانم،، بیا گاهی..

به‌روی دستِ خود مانده تن متروک‌وبی‌جانم،،
قـــرار و التــیامِ روحِ ویــرانم،، بـــیا گاهی..

مــیان ازدحام زنـــده‌بودن، بی‌تــو می‌میرم،،
دوام آورده‌ام تـــا روز پــایــانم،، بیـــا گاهی..

#نگار‌‌_حسینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مـن خریـدارِ نگاهِ خستـه ات هستم هنوز

با همان شوریدگی دیوانه ات هستم هنوز

شمعِ گرمِ لحظه هایم خاطراتِ سبزِ توست

نازنین زیبـای من پـروانه ات هستم هنوز

#زهرا_اخوان_طاهری
دلِ من کرده هـوای تـو، نمیـدانی که
ای دل و جان به فدای تو، نمیدانی که

گوشِ جان پُرشده از زمزمهٔ عاشقۍات
منـم و عشقِ صدای تـو نمیـدانی کـه

کرده ام نـذر، شود این دلِ نـالایقِ من
به فدای تـو، بـرای تـو، نمیـدانی کـه

سـوختـم از غـمِ دوریِ تـو و افتـادم
مثل پروانـه به پای تـو نمیـدانی کـه

ای به قربانِ عسل های لبت من بروم
ای بـه قربانِ وفـای تو...نمیـدانی که

من نمک گیرِ توأم، شاعرِ چشمانِ توأم
شاعـرم کرده صفای تـو ، نمیـدانی که

#صفا_رجبی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماهِ من، ای نفسم بسته به زیباییِ تو

زندگی پر شده از رنگِ دل آراییِ تو

#جواد_مزنگی
ضربانم ، نفسم ، روح و روانم همه تو
اشتیاق وهوسم، جان و جهانم همه تو

انتخاب منی از روز نخست، از آن روز
ساعت و ثانیه، هر لحظه ، زمانم همه تو

تا تورا دیدم و مؤمن به نگاه تو شدم
قبله گاهم شدی  و ورد زبانم همه تو

باغ پر عطرِ گل و فصل بهاران منی
بوی باران و نم و فصل خزانم همه تو

قفس عشق تو رویای پرستوی دلم
سایه ی روی سرم، حافظ جانم همه تو

در وجودم عطش روی تو بیداد کند
مالک قلب من و عشق نهانم همه تو

در تپش های دلم بوده ای از روز اَزل
در تو گمگشته دلُ  نام و نشانم همه تو

#پریا_تاجیک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو مثل خنده ے گل ، مثل خواب پروانه
تو مثل آن چه ڪه نا گفتنے است ، زیبایی

چگونه سیر شود چشمم از تماشایت ؟
ڪه جاودانه ترین لحظه ے تماشایی

#حسین_منزوی
با تـو ڪہ آشنا شـدم بـا نفست،صـدا شدم
چشم به چشمِ آسمان،هم نفس خدا شدم

مـثـل طلـوع مـاہ شـب در گـذر ستـارہ هـا
با تـو طلـوع ڪـردم و راهـیِ نـا ڪـجـا شدم

قـبـل تـو و نـگـاهِ تـو ، آهـنِ کهنه بـودم و
با دَمِ ڪیمیای ات نـقــرہ شـدم، طـلا شدم

لب بہ لبم گـذاشتے عشق بہ سینہ ڪاشتی
آہ بہ لـب چـہ داشتـے؟ درد شـدم دوا شدم

با تو ردیفِ شعرِ من،بوسه‌به‌حرف‌و واژہ زد
"من"به"منت سپردم‌وما شدم و شما شدم

تا برسم به ڪـویِ تـو سر بڪشم سبـوی تـو
بوسہ شوم بہ رویِ تو ، باد شدم ،صبا شدم

قبلہ و سجدہ گـاهِ من پشتِ من‌ و پناہ من
با تـو عـروج ڪردم و،از بدنـم جداشدم

#مجتبی_خوش_زبان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
منِ خسته چون ندارم نفسی قرار بی‌تو
به کدام دل، صبوری، کنم ای نگار بی‌تو؟

رهِ صبر چون گزینم، منِ دل به باد داده
که به هیچ وجه جانم، نکند قرار بی‌تو

#سعدی
تردید ندارم که شدی راحت جانم
تا چشم تو را دید دلم، رفته امانم

از وسوسه ی گندم موهای بهشتیت
در شیب هبوطم به گمانم به گمانم

با جادوی عشق تو رسیدم به جوانی
انگار زلیخا شده محو جریانم

نو می شود از منحنی خنده ی تو، ماه
یک بوسه ی تو تازه کند روح و روانم

روحم به جلا امده از بوی تو ای گل
نطقم شده باز از تو و گل کرده بیانم

#حسین_منزوی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا تو در شعر منی، آرایه می‌خواهم چه‌کار ...
شاعرم؛ دل می‌پرستم، آیه می‌خواهم چه‌کار ...

با حضورت خانه‌ی من را گلستان کرده‌ای
پرسه در باغ گل همسایه می‌خواهم‌ چه‌کار ...

#محمد بزاز
به دیـــــدار جــهانِ نابه‌ســامانم‌،، بیا گـاهی..
بــــرای خــــاطرِ حــال پریشانم،، بیا گـاهی..

تو بهتر می‌شناسی جای زخمِ کهنه‌ام را، پس،،
نوازش کن غـمم را، مـحضِ درمانم بیا گاهي..

مــرا از پشت هیچستانِ دردوغـصه پیدا کن،،
پـگـــاهِ آفــتابم،، تا شبــستانم،، بــیا گــاهی..

سـُراغ چــتر و باران را، بگـیر از آسـمانِ من،،
به دنـــبال نــــگاهِ مـــاهِ تابانم،،  بــیا گاهی..

برایت آتــشم،، تا مرز خـاکستر شدن تا دود،،
برایم تـَب کن از سمتِ زمـستانم،، بیا گاهی..

به‌روی دستِ خود مانده تن متروک‌وبی‌جانم،،
قـــرار و التــیامِ روحِ ویــرانم،، بـــیا گاهی..

مــیان ازدحام زنـــده‌بودن، بی‌تــو می‌میرم،،
دوام آورده‌ام تـــا روز پــایــانم،، بیـــا گاهی..

#نگار‌‌_حسینی