صبح يعنے تو بخندے دل من باز شود
پلک بگشايے و از نو غزل آغاز شود
صبح يعنے ڪه دلم گرم نگاهت باشد
آسمان، عشق،زمين با تو هم آواز شود
#صادق_علیــزاده
پلک بگشايے و از نو غزل آغاز شود
صبح يعنے ڪه دلم گرم نگاهت باشد
آسمان، عشق،زمين با تو هم آواز شود
#صادق_علیــزاده
مونس جان من و سرو روانم تو شدی
دلبر مهرخ یكتای جهانم تو شدی
خاك پای تو بود سرمه ی هر دو بصرم
نای این جان من و عشق نهانم تو شدی
عشوه كردی به نگاهی بربودی دل من
آفت دین من و قاتل جانم تو شدی
مویه دارم همه شب از قبل دوری تو
علت اشك من و آه و فغانم تو شدی
شمع رخسار تو را نیست رقیبی به نظر
وه كه رخشنده تر از ماه سمانم تو شدی
قند گفتار تو كرده است مرا واله ی تو
دلبرا! واعظ گوهر به دهانم تو شدی
فكر و ذكر شب و روز و سحرم نام تو شد
كعبه ی عشق من و ورد زبانم تو شدی
#حسین قمی
دلبر مهرخ یكتای جهانم تو شدی
خاك پای تو بود سرمه ی هر دو بصرم
نای این جان من و عشق نهانم تو شدی
عشوه كردی به نگاهی بربودی دل من
آفت دین من و قاتل جانم تو شدی
مویه دارم همه شب از قبل دوری تو
علت اشك من و آه و فغانم تو شدی
شمع رخسار تو را نیست رقیبی به نظر
وه كه رخشنده تر از ماه سمانم تو شدی
قند گفتار تو كرده است مرا واله ی تو
دلبرا! واعظ گوهر به دهانم تو شدی
فكر و ذكر شب و روز و سحرم نام تو شد
كعبه ی عشق من و ورد زبانم تو شدی
#حسین قمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای تو با روح من از روز ازل یارترین
كودك شعر مرا مهر تو غمخوارترین
گر یكی هست سزاوار پرستش به خدا
تو سزاوارترینی تو سزاوارترین
عطرنام تو كه در پرده جان پیچیده ست
سینه را ساخته از یاد تو سرشارترین
ای تو روشنگر ایام مه آلوده عمر
بی تماشای تو روز و شب من تارترین
در گذرگاه نگاه تو گرفتارانند
من به سرپنجه مهر تو گرفتارترین
می توان با دل تو حرف غمی گفت و شنید
گر بود چون دل من رازنگهدارترین
#فریدون مشیری
كودك شعر مرا مهر تو غمخوارترین
گر یكی هست سزاوار پرستش به خدا
تو سزاوارترینی تو سزاوارترین
عطرنام تو كه در پرده جان پیچیده ست
سینه را ساخته از یاد تو سرشارترین
ای تو روشنگر ایام مه آلوده عمر
بی تماشای تو روز و شب من تارترین
در گذرگاه نگاه تو گرفتارانند
من به سرپنجه مهر تو گرفتارترین
می توان با دل تو حرف غمی گفت و شنید
گر بود چون دل من رازنگهدارترین
#فریدون مشیری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق بی تکرار من قلب مرا تسخیر کن
رنگ رویم را ببین حال دلم تفسیر کن
چون که اهنگ دلم را بشنوی از سینه ام
خواب و رویای مرا با ضرب ان تعبیر کن
#هماکشتگر
رنگ رویم را ببین حال دلم تفسیر کن
چون که اهنگ دلم را بشنوی از سینه ام
خواب و رویای مرا با ضرب ان تعبیر کن
#هماکشتگر
به دیـــــدار جــهانِ نابهســامانم،، بیا گـاهی..
بــــرای خــــاطرِ حــال پریشانم،، بیا گـاهی..
تو بهتر میشناسی جای زخمِ کهنهام را، پس،،
نوازش کن غـمم را، مـحضِ درمانم بیا گاهي..
مــرا از پشت هیچستانِ دردوغـصه پیدا کن،،
پـگـــاهِ آفــتابم،، تا شبــستانم،، بــیا گــاهی..
سـُراغ چــتر و باران را، بگـیر از آسـمانِ من،،
به دنـــبال نــــگاهِ مـــاهِ تابانم،، بــیا گاهی..
برایت آتــشم،، تا مرز خـاکستر شدن تا دود،،
برایم تـَب کن از سمتِ زمـستانم،، بیا گاهی..
بهروی دستِ خود مانده تن متروکوبیجانم،،
قـــرار و التــیامِ روحِ ویــرانم،، بـــیا گاهی..
مــیان ازدحام زنـــدهبودن، بیتــو میمیرم،،
دوام آوردهام تـــا روز پــایــانم،، بیـــا گاهی..
#نگار_حسینی
بــــرای خــــاطرِ حــال پریشانم،، بیا گـاهی..
تو بهتر میشناسی جای زخمِ کهنهام را، پس،،
نوازش کن غـمم را، مـحضِ درمانم بیا گاهي..
مــرا از پشت هیچستانِ دردوغـصه پیدا کن،،
پـگـــاهِ آفــتابم،، تا شبــستانم،، بــیا گــاهی..
سـُراغ چــتر و باران را، بگـیر از آسـمانِ من،،
به دنـــبال نــــگاهِ مـــاهِ تابانم،، بــیا گاهی..
برایت آتــشم،، تا مرز خـاکستر شدن تا دود،،
برایم تـَب کن از سمتِ زمـستانم،، بیا گاهی..
بهروی دستِ خود مانده تن متروکوبیجانم،،
قـــرار و التــیامِ روحِ ویــرانم،، بـــیا گاهی..
مــیان ازدحام زنـــدهبودن، بیتــو میمیرم،،
دوام آوردهام تـــا روز پــایــانم،، بیـــا گاهی..
#نگار_حسینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مـن خریـدارِ نگاهِ خستـه ات هستم هنوز
با همان شوریدگی دیوانه ات هستم هنوز
شمعِ گرمِ لحظه هایم خاطراتِ سبزِ توست
نازنین زیبـای من پـروانه ات هستم هنوز
#زهرا_اخوان_طاهری
با همان شوریدگی دیوانه ات هستم هنوز
شمعِ گرمِ لحظه هایم خاطراتِ سبزِ توست
نازنین زیبـای من پـروانه ات هستم هنوز
#زهرا_اخوان_طاهری
دلِ من کرده هـوای تـو، نمیـدانی که
ای دل و جان به فدای تو، نمیدانی که
گوشِ جان پُرشده از زمزمهٔ عاشقۍات
منـم و عشقِ صدای تـو نمیـدانی کـه
کرده ام نـذر، شود این دلِ نـالایقِ من
به فدای تـو، بـرای تـو، نمیـدانی کـه
سـوختـم از غـمِ دوریِ تـو و افتـادم
مثل پروانـه به پای تـو نمیـدانی کـه
ای به قربانِ عسل های لبت من بروم
ای بـه قربانِ وفـای تو...نمیـدانی که
من نمک گیرِ توأم، شاعرِ چشمانِ توأم
شاعـرم کرده صفای تـو ، نمیـدانی که
#صفا_رجبی
ای دل و جان به فدای تو، نمیدانی که
گوشِ جان پُرشده از زمزمهٔ عاشقۍات
منـم و عشقِ صدای تـو نمیـدانی کـه
کرده ام نـذر، شود این دلِ نـالایقِ من
به فدای تـو، بـرای تـو، نمیـدانی کـه
سـوختـم از غـمِ دوریِ تـو و افتـادم
مثل پروانـه به پای تـو نمیـدانی کـه
ای به قربانِ عسل های لبت من بروم
ای بـه قربانِ وفـای تو...نمیـدانی که
من نمک گیرِ توأم، شاعرِ چشمانِ توأم
شاعـرم کرده صفای تـو ، نمیـدانی که
#صفا_رجبی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ضربانم ، نفسم ، روح و روانم همه تو
اشتیاق وهوسم، جان و جهانم همه تو
انتخاب منی از روز نخست، از آن روز
ساعت و ثانیه، هر لحظه ، زمانم همه تو
تا تورا دیدم و مؤمن به نگاه تو شدم
قبله گاهم شدی و ورد زبانم همه تو
باغ پر عطرِ گل و فصل بهاران منی
بوی باران و نم و فصل خزانم همه تو
قفس عشق تو رویای پرستوی دلم
سایه ی روی سرم، حافظ جانم همه تو
در وجودم عطش روی تو بیداد کند
مالک قلب من و عشق نهانم همه تو
در تپش های دلم بوده ای از روز اَزل
در تو گمگشته دلُ نام و نشانم همه تو
#پریا_تاجیک
اشتیاق وهوسم، جان و جهانم همه تو
انتخاب منی از روز نخست، از آن روز
ساعت و ثانیه، هر لحظه ، زمانم همه تو
تا تورا دیدم و مؤمن به نگاه تو شدم
قبله گاهم شدی و ورد زبانم همه تو
باغ پر عطرِ گل و فصل بهاران منی
بوی باران و نم و فصل خزانم همه تو
قفس عشق تو رویای پرستوی دلم
سایه ی روی سرم، حافظ جانم همه تو
در وجودم عطش روی تو بیداد کند
مالک قلب من و عشق نهانم همه تو
در تپش های دلم بوده ای از روز اَزل
در تو گمگشته دلُ نام و نشانم همه تو
#پریا_تاجیک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو مثل خنده ے گل ، مثل خواب پروانه
تو مثل آن چه ڪه نا گفتنے است ، زیبایی
چگونه سیر شود چشمم از تماشایت ؟
ڪه جاودانه ترین لحظه ے تماشایی
#حسین_منزوی
تو مثل آن چه ڪه نا گفتنے است ، زیبایی
چگونه سیر شود چشمم از تماشایت ؟
ڪه جاودانه ترین لحظه ے تماشایی
#حسین_منزوی
با تـو ڪہ آشنا شـدم بـا نفست،صـدا شدم
چشم به چشمِ آسمان،هم نفس خدا شدم
مـثـل طلـوع مـاہ شـب در گـذر ستـارہ هـا
با تـو طلـوع ڪـردم و راهـیِ نـا ڪـجـا شدم
قـبـل تـو و نـگـاهِ تـو ، آهـنِ کهنه بـودم و
با دَمِ ڪیمیای ات نـقــرہ شـدم، طـلا شدم
لب بہ لبم گـذاشتے عشق بہ سینہ ڪاشتی
آہ بہ لـب چـہ داشتـے؟ درد شـدم دوا شدم
با تو ردیفِ شعرِ من،بوسهبهحرفو واژہ زد
"من"به"منت سپردموما شدم و شما شدم
تا برسم به ڪـویِ تـو سر بڪشم سبـوی تـو
بوسہ شوم بہ رویِ تو ، باد شدم ،صبا شدم
قبلہ و سجدہ گـاهِ من پشتِ من و پناہ من
با تـو عـروج ڪردم و،از بدنـم جداشدم
#مجتبی_خوش_زبان
چشم به چشمِ آسمان،هم نفس خدا شدم
مـثـل طلـوع مـاہ شـب در گـذر ستـارہ هـا
با تـو طلـوع ڪـردم و راهـیِ نـا ڪـجـا شدم
قـبـل تـو و نـگـاهِ تـو ، آهـنِ کهنه بـودم و
با دَمِ ڪیمیای ات نـقــرہ شـدم، طـلا شدم
لب بہ لبم گـذاشتے عشق بہ سینہ ڪاشتی
آہ بہ لـب چـہ داشتـے؟ درد شـدم دوا شدم
با تو ردیفِ شعرِ من،بوسهبهحرفو واژہ زد
"من"به"منت سپردموما شدم و شما شدم
تا برسم به ڪـویِ تـو سر بڪشم سبـوی تـو
بوسہ شوم بہ رویِ تو ، باد شدم ،صبا شدم
قبلہ و سجدہ گـاهِ من پشتِ من و پناہ من
با تـو عـروج ڪردم و،از بدنـم جداشدم
#مجتبی_خوش_زبان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
منِ خسته چون ندارم نفسی قرار بیتو
به کدام دل، صبوری، کنم ای نگار بیتو؟
رهِ صبر چون گزینم، منِ دل به باد داده
که به هیچ وجه جانم، نکند قرار بیتو
#سعدی
به کدام دل، صبوری، کنم ای نگار بیتو؟
رهِ صبر چون گزینم، منِ دل به باد داده
که به هیچ وجه جانم، نکند قرار بیتو
#سعدی
تردید ندارم که شدی راحت جانم
تا چشم تو را دید دلم، رفته امانم
از وسوسه ی گندم موهای بهشتیت
در شیب هبوطم به گمانم به گمانم
با جادوی عشق تو رسیدم به جوانی
انگار زلیخا شده محو جریانم
نو می شود از منحنی خنده ی تو، ماه
یک بوسه ی تو تازه کند روح و روانم
روحم به جلا امده از بوی تو ای گل
نطقم شده باز از تو و گل کرده بیانم
#حسین_منزوی
تا چشم تو را دید دلم، رفته امانم
از وسوسه ی گندم موهای بهشتیت
در شیب هبوطم به گمانم به گمانم
با جادوی عشق تو رسیدم به جوانی
انگار زلیخا شده محو جریانم
نو می شود از منحنی خنده ی تو، ماه
یک بوسه ی تو تازه کند روح و روانم
روحم به جلا امده از بوی تو ای گل
نطقم شده باز از تو و گل کرده بیانم
#حسین_منزوی