صدا رسید صدای تو از مناره ی عشق
دلم دوید به سویت به یک اشاره ی عشق
به جز تو هیچ کسی.. هیچ جا... در این عالم
نبوده است چنین در حد و قواره ی عشق
بنا به گفته ی تاریخ باستانی ها
به شکل قامت تو بوده سنگواره ی عشق
برای وصف تو کافیست دامنت، زیرا
لطیفْدامن تو بوده گاهواره ی عشق
تو چیستی؟!چه بدانم! ولی یقین دارم
که حل شده است میان تنت عصاره ی عشق!
مرا بگیر و در آغوش خود پناه بده
که نام دیگر آغوش توست، قاره ی عشق
#سیداحمد_موسوی_علوی
دلم دوید به سویت به یک اشاره ی عشق
به جز تو هیچ کسی.. هیچ جا... در این عالم
نبوده است چنین در حد و قواره ی عشق
بنا به گفته ی تاریخ باستانی ها
به شکل قامت تو بوده سنگواره ی عشق
برای وصف تو کافیست دامنت، زیرا
لطیفْدامن تو بوده گاهواره ی عشق
تو چیستی؟!چه بدانم! ولی یقین دارم
که حل شده است میان تنت عصاره ی عشق!
مرا بگیر و در آغوش خود پناه بده
که نام دیگر آغوش توست، قاره ی عشق
#سیداحمد_موسوی_علوی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
منِ خسته چون ندارم، نفسی قرار بیتو
به کدام دل، صبوری، کنم ای نگار بیتو؟
رهِ صبر چون گزینم، منِ دل به باد داده
که به هیچ وجه جانم، نکند قرار بیتو
#سعدی
به کدام دل، صبوری، کنم ای نگار بیتو؟
رهِ صبر چون گزینم، منِ دل به باد داده
که به هیچ وجه جانم، نکند قرار بیتو
#سعدی
گر تو باشے در برم من با تو بهتر میشوم
بر لب خشک شقایق ؛ شبنم تر میشوم
من همان گلبوته ے عشقم به باغ آرزو
عطر زیباے تو میخواهم صنوبر میشوم
.شد عجین با عشق افلاطونے م جانان من
تا شوم اسطوره برعشاق اختر میشوم
در هواے عشق من جانا ڪمے پرواز ڪن
بر دلم بنشین ؛ ڪه بر بامت ڪبوتر میشوم
#مهدی فرجی
بر لب خشک شقایق ؛ شبنم تر میشوم
من همان گلبوته ے عشقم به باغ آرزو
عطر زیباے تو میخواهم صنوبر میشوم
.شد عجین با عشق افلاطونے م جانان من
تا شوم اسطوره برعشاق اختر میشوم
در هواے عشق من جانا ڪمے پرواز ڪن
بر دلم بنشین ؛ ڪه بر بامت ڪبوتر میشوم
#مهدی فرجی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من که از خویش گریزان و فراری بودم
تو چه کردی که فقط با تو چنین جوشیدم
هر که با عشق عیار دل خود را سنجید
عشق را باتو و احساس دلت سنجیدم
#اسماعیل_حاج_علیان
تو چه کردی که فقط با تو چنین جوشیدم
هر که با عشق عیار دل خود را سنجید
عشق را باتو و احساس دلت سنجیدم
#اسماعیل_حاج_علیان
نیستی، از دوریات چون شمع سوسو میزنم
از غمِ تنهاییام بر خاک،... زانو میزنم
در خیالاتم که زیرِ سر برایت، شانهام،...
با سر انگشتم نوازشها به گیسو می.زنم
سر به روی شانهام وقتی که آرامیدهای
بوسه بر پیشانی و لب، تا به بازو میزنم
در نگاهت غرق و وقتی خیره در چشم منی
تا به امنِ بحرِ چشمانِِ تو پارو میزنم
در بغل آرام میگیرم، بگیری در بغل
در میانِ تنگ آغوشِ تو اردو میزنم
#جواد_کریمی
از غمِ تنهاییام بر خاک،... زانو میزنم
در خیالاتم که زیرِ سر برایت، شانهام،...
با سر انگشتم نوازشها به گیسو می.زنم
سر به روی شانهام وقتی که آرامیدهای
بوسه بر پیشانی و لب، تا به بازو میزنم
در نگاهت غرق و وقتی خیره در چشم منی
تا به امنِ بحرِ چشمانِِ تو پارو میزنم
در بغل آرام میگیرم، بگیری در بغل
در میانِ تنگ آغوشِ تو اردو میزنم
#جواد_کریمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرا جواب میکند سکوت چشمهای تو
و باز تنگی نفس و باز هم هوای تو
دوباره میزند به این سر جنون گرفتهام
دوباره انقلاب من، دوباره کودتای تو
#شفیعیکدکنی
و باز تنگی نفس و باز هم هوای تو
دوباره میزند به این سر جنون گرفتهام
دوباره انقلاب من، دوباره کودتای تو
#شفیعیکدکنی
جانِ من مالِ تو باشد،هرچه غم داری بده
رویِ کاغذ ثبت کن هر چیز کم داری بده
تا مبادا بر تنِ نازِ تو آسیبی رسد
هرچه در اطرافِ خود قوطیِ سم داری بده
شهرِعمرت از بلاها دور بادا تا ابد
در خیالت هرچه از احساسِ بم داری بده
بختِ خوب و فالهایِ سبز ارزانی تو
طالعِ نحسی اگر در جامِ جم داری بده
چال لبخندِ تو دائم، حالِ خوبت مستمر
خطِ اخم و مشکلِ پر پیچ و خم داری بده
«آیة الکرسی» هزاران بار نذر شادی ات
در دلِ خود ذره ای اندوه هم داری بده
#جواد مزنگی
رویِ کاغذ ثبت کن هر چیز کم داری بده
تا مبادا بر تنِ نازِ تو آسیبی رسد
هرچه در اطرافِ خود قوطیِ سم داری بده
شهرِعمرت از بلاها دور بادا تا ابد
در خیالت هرچه از احساسِ بم داری بده
بختِ خوب و فالهایِ سبز ارزانی تو
طالعِ نحسی اگر در جامِ جم داری بده
چال لبخندِ تو دائم، حالِ خوبت مستمر
خطِ اخم و مشکلِ پر پیچ و خم داری بده
«آیة الکرسی» هزاران بار نذر شادی ات
در دلِ خود ذره ای اندوه هم داری بده
#جواد مزنگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یاد تو در خیال من باز چه ناز می خزد
عاشق این نوازشم ، زنده به جان عشق تو
این غزل از نگاه تو آمده بر زبان من
شاعرم از فلسفه ی فن بیان عشق تو
#مرتضی_شاکری
عاشق این نوازشم ، زنده به جان عشق تو
این غزل از نگاه تو آمده بر زبان من
شاعرم از فلسفه ی فن بیان عشق تو
#مرتضی_شاکری
دوستت دارم و دیوانه ی چشمان توام
مثل یک کلبه ی ویران شده ویران توام
دوستت دارم و از گفته ی خود خوشحالم
گفته ام عاشقم و واله و حیران توام
دوستت دارم و عاشق به دو ابروی توام
مثل جسمی تویی و من به مثل جان توام
دوستت دارم و رسوای جهانم ز رخت
تو شهنشاهی و من حاجب و دربان توام
دوستت دارم و مهرت به دلم جا کرده
تو چو ابری و خودم بارش باران توام
#سجاد نوری
مثل یک کلبه ی ویران شده ویران توام
دوستت دارم و از گفته ی خود خوشحالم
گفته ام عاشقم و واله و حیران توام
دوستت دارم و عاشق به دو ابروی توام
مثل جسمی تویی و من به مثل جان توام
دوستت دارم و رسوای جهانم ز رخت
تو شهنشاهی و من حاجب و دربان توام
دوستت دارم و مهرت به دلم جا کرده
تو چو ابری و خودم بارش باران توام
#سجاد نوری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باز آی، که از جـان اثری نیست مرا
مدهوشم و از خود خبری نیست مرا
خواهم که به جانب تو پرواز کنم
اما چه کنم بال و پری نیست مرا
#هلالی_جغتایی
مدهوشم و از خود خبری نیست مرا
خواهم که به جانب تو پرواز کنم
اما چه کنم بال و پری نیست مرا
#هلالی_جغتایی
من بغضِ باران در دل تنگِ کویرم
از ذهن تو دورم ولی امکانپذیرم
راه گریزی هرگز از عشقت ندارم
رودم که افتادی چو دریا در مسیرم
پشت سکوتم حرفها دارم برایت
رو به سقوطم پیش تو گر سربهزیرم
نشکسته من را رفتنت، از هم گسسته
شیشه نبودم، نازک امّا چون حریرم
بیتو هوای زندگی چون مرگْ سرد است
قدری در آغوشم بکش تا جان بگیرم...
#وجیهه_جامه_بزرگی
از ذهن تو دورم ولی امکانپذیرم
راه گریزی هرگز از عشقت ندارم
رودم که افتادی چو دریا در مسیرم
پشت سکوتم حرفها دارم برایت
رو به سقوطم پیش تو گر سربهزیرم
نشکسته من را رفتنت، از هم گسسته
شیشه نبودم، نازک امّا چون حریرم
بیتو هوای زندگی چون مرگْ سرد است
قدری در آغوشم بکش تا جان بگیرم...
#وجیهه_جامه_بزرگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چون گلی در باغ،پیراهن دریدم در غمت
غنچه ای سر در گریبان شد،گمان کردم تویی
کشته ای در پای خود دیدی یقین کردی منم
سایه ای بر خاک مهمان شد،گمان کردم تویی
#فاضل_نظری
غنچه ای سر در گریبان شد،گمان کردم تویی
کشته ای در پای خود دیدی یقین کردی منم
سایه ای بر خاک مهمان شد،گمان کردم تویی
#فاضل_نظری
باران تویی، فرشته ی باریده از بهشت
ای اتفاقِ مثبتِ این روزهای زشت
بارانِ من، بهانه ی جا مانده از قدیم
ای بوی خاکِ نم زده ی چینه های خشت
گندم ترین پدیده! در این قحطی نگاه
با ردِ سبز خوشه تو را می توان نوشت
بر سقف من ببار، از امروز روشن است
تکلیفِ راه سخت و پر از شیبِ سرنوشت
جادوی سبز و مخملـیِ چشم های تو
جاری شده به شعر سیاهم، پری سرشت!
#محمدحسین_ناطقی
ای اتفاقِ مثبتِ این روزهای زشت
بارانِ من، بهانه ی جا مانده از قدیم
ای بوی خاکِ نم زده ی چینه های خشت
گندم ترین پدیده! در این قحطی نگاه
با ردِ سبز خوشه تو را می توان نوشت
بر سقف من ببار، از امروز روشن است
تکلیفِ راه سخت و پر از شیبِ سرنوشت
جادوی سبز و مخملـیِ چشم های تو
جاری شده به شعر سیاهم، پری سرشت!
#محمدحسین_ناطقی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM