This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چشم از پی آن دارم تا روی تو میبینم
دل را همه میل جان با سوی تو میبینم
تا جان بودم در تن رو از تو نگردانم
زیرا که حیات جان باروی تو میبینم
#عطار_نیشابوری
دل را همه میل جان با سوی تو میبینم
تا جان بودم در تن رو از تو نگردانم
زیرا که حیات جان باروی تو میبینم
#عطار_نیشابوری
براے شعــر گفتنـم ، تو بهترین بهــانہ اے
دلیــل مــاندگارے ، هــر غــزل و ترانہ اے
بخوان بہ لحن عاشقے ، دلم گرفتہ از غمی
غمــم ز دل نمے رود ، مگر بہ عاشقانہ ای
بیا بہ خانہ ے دلم ، ڪہ غرق بے پناهے ام
دلم پر از امید ڪن ، بہ جلوہ ے شبانہ ای
درون خلوت دلم ، ببین جوان و پر تپش
میان سینہ مـے وزد ، طنین عاشقانہ ای
طلـوع ڪردہ چشـم تو بہ ساحل نگاہ من
و جلوہ هاے مهر تو ، رسیدہ هر ڪرانہ اے
شڪفتـہ شـد گل وفا ، بہ شورہ زار باورم
و بذر مهـر در دلــم ، دوبارہ زد جوانہ ای
شڪوہ رقـص واژہ را ، درون دفترم ببین
تو در غزل نشستہ اے ، عزیز جاودانہ اے...
#شهناز_صمدی
دلیــل مــاندگارے ، هــر غــزل و ترانہ اے
بخوان بہ لحن عاشقے ، دلم گرفتہ از غمی
غمــم ز دل نمے رود ، مگر بہ عاشقانہ ای
بیا بہ خانہ ے دلم ، ڪہ غرق بے پناهے ام
دلم پر از امید ڪن ، بہ جلوہ ے شبانہ ای
درون خلوت دلم ، ببین جوان و پر تپش
میان سینہ مـے وزد ، طنین عاشقانہ ای
طلـوع ڪردہ چشـم تو بہ ساحل نگاہ من
و جلوہ هاے مهر تو ، رسیدہ هر ڪرانہ اے
شڪفتـہ شـد گل وفا ، بہ شورہ زار باورم
و بذر مهـر در دلــم ، دوبارہ زد جوانہ ای
شڪوہ رقـص واژہ را ، درون دفترم ببین
تو در غزل نشستہ اے ، عزیز جاودانہ اے...
#شهناز_صمدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاعر شده ام تا غزلِ ناب، تو باشی
این شعر پر از شور و تب تاب،تو باشی
تو آمده ای بر لب من جان بگیری
خواهم که بر این لوح دلم قاب،تو باشی
#رضا_غلامی
این شعر پر از شور و تب تاب،تو باشی
تو آمده ای بر لب من جان بگیری
خواهم که بر این لوح دلم قاب،تو باشی
#رضا_غلامی
هر کجا هستی بیا که بی تو کم آورده ام
دل به دامت شد اسیر و متهم آورده ام
خلوت شبهای تارم شور و احساسم تویی
در نوایم بی تو صد آهنگ غم آورده ام
یک گل پژمرده ام بی تو به دست بادها
خاطرات با تو بودن، از اِرَم آورده ام
می نویسم نامه ای با اشک چشمان هر شبی
دفتر دلتنگی و ذوق قلم آورده ام
شورش شعرم به روی دفترم گل می کند
شاهدم را شاعری چون محتشم آورده ام
ای که بر من روز و شب حکم خدایی می کنی
یک جهان دلواپسی بی تو ، صنم ، آورده ام...!
#موسی_رئیسی_وانانی
دل به دامت شد اسیر و متهم آورده ام
خلوت شبهای تارم شور و احساسم تویی
در نوایم بی تو صد آهنگ غم آورده ام
یک گل پژمرده ام بی تو به دست بادها
خاطرات با تو بودن، از اِرَم آورده ام
می نویسم نامه ای با اشک چشمان هر شبی
دفتر دلتنگی و ذوق قلم آورده ام
شورش شعرم به روی دفترم گل می کند
شاهدم را شاعری چون محتشم آورده ام
ای که بر من روز و شب حکم خدایی می کنی
یک جهان دلواپسی بی تو ، صنم ، آورده ام...!
#موسی_رئیسی_وانانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تـو را بـراے ایـن دل بـے پـنـاه مے خـواهـم
بـراے قـلـب خسته ام تڪیـه گاه مے خواهم
تویے ڪه صبح روشن وجاودانه اے، اے عشق
همیشه بـا دلـم تـو را روبراه مے خواهم.
#پدیده_احمدے
بـراے قـلـب خسته ام تڪیـه گاه مے خواهم
تویے ڪه صبح روشن وجاودانه اے، اے عشق
همیشه بـا دلـم تـو را روبراه مے خواهم.
#پدیده_احمدے
بسم چشمانت که من را تا ابد بی تاب کرد
شد سرآغاز جنون و عاشقی را باب کرد!
گفته بودم عاشقی کردن دگر از ما گذشت
چشمت از راه آمد و با خنده دقّ الباب کرد!
با طلوع حضرت چشمت غم از اوقات رفت
چشم هایت لحظه ها را جرعه هایی ناب کرد!
من که بودم؟ من پس از تو آدمی دیگر شدم
موج دریای نگاه تو چه با مرداب کرد؟
درکلیسا، دِیر و مسجد حرف چشمان تو بود
چشم تو زیباپرستی را به دین ایجاب کرد!
جای لبخند مونالیزا که کاری ساده است
طرح چشمان تو را در لوور باید قاب کرد!
بسم چشمانت شروع و بسم چشمانت تمام
وصف چشمان تو اشعار مرا جذاب کرد!
#حمیدرضاگلشن
شد سرآغاز جنون و عاشقی را باب کرد!
گفته بودم عاشقی کردن دگر از ما گذشت
چشمت از راه آمد و با خنده دقّ الباب کرد!
با طلوع حضرت چشمت غم از اوقات رفت
چشم هایت لحظه ها را جرعه هایی ناب کرد!
من که بودم؟ من پس از تو آدمی دیگر شدم
موج دریای نگاه تو چه با مرداب کرد؟
درکلیسا، دِیر و مسجد حرف چشمان تو بود
چشم تو زیباپرستی را به دین ایجاب کرد!
جای لبخند مونالیزا که کاری ساده است
طرح چشمان تو را در لوور باید قاب کرد!
بسم چشمانت شروع و بسم چشمانت تمام
وصف چشمان تو اشعار مرا جذاب کرد!
#حمیدرضاگلشن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موج دریا سنگ ساحل قصه ی چشمان توست
مهربانی ها نشان از عشق بی پایان توست
غرق شد در دل خیال لحظه های دیدنت
هر کجا هستی و هستم جان من قربان توست
#محمد عرفان اربابی
مهربانی ها نشان از عشق بی پایان توست
غرق شد در دل خیال لحظه های دیدنت
هر کجا هستی و هستم جان من قربان توست
#محمد عرفان اربابی
خلوت نشين خاطر ديوانه ي مني
افسونگري و گرمي افسانه ي مني
بوديم با تو همسفر عشق سالها
اي آشنا نگاه که بيگانه ي مني
چون موج سر به صخره ي غم کوفتم ز درد
دور از تو اي که گوهر يک دانه ي مني
خالي مباد ساغر نازت که جاودان
شورافکني و ساقي ميخانه ي مني
آنجا که سرگذشت غم شاعران بود
نازم تو را که گرمي افسانه ي مني
#شفيعي_کدکني
افسونگري و گرمي افسانه ي مني
بوديم با تو همسفر عشق سالها
اي آشنا نگاه که بيگانه ي مني
چون موج سر به صخره ي غم کوفتم ز درد
دور از تو اي که گوهر يک دانه ي مني
خالي مباد ساغر نازت که جاودان
شورافکني و ساقي ميخانه ي مني
آنجا که سرگذشت غم شاعران بود
نازم تو را که گرمي افسانه ي مني
#شفيعي_کدکني
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نور عشقت به دلم رسید و جانم تو شدی..
مرهمِ زخم دل و روح و روانم تو شدی..
گرچه دلخستهام از طعنهی عالم گاهی..
دلخوشم با تو که آرامِ جهانم تو شدی..
#نگار_حسین
مرهمِ زخم دل و روح و روانم تو شدی..
گرچه دلخستهام از طعنهی عالم گاهی..
دلخوشم با تو که آرامِ جهانم تو شدی..
#نگار_حسین
تو تکیه به مهتاب بده، من به تو گاهی
ای موی تو شبرنگترین نوع سیاهی
امید تویی، بی تو دلم در خفقان است
جان بی تو پریشان و جهان رو به تباهی
بخشیده خدا قدرت تاراج به موهات
لبخند تو آمیخته با شوکت شاهی
دیدار تو در خانهی من غیر طبیعیست
سیمرغ کجا! لانهی یک کفتر چاهی!
این معنی عشق است: کسی باشد و او را
هر لحظه کمی بیشتر از قبل بخواهی...
#جواد_مزنگی
ای موی تو شبرنگترین نوع سیاهی
امید تویی، بی تو دلم در خفقان است
جان بی تو پریشان و جهان رو به تباهی
بخشیده خدا قدرت تاراج به موهات
لبخند تو آمیخته با شوکت شاهی
دیدار تو در خانهی من غیر طبیعیست
سیمرغ کجا! لانهی یک کفتر چاهی!
این معنی عشق است: کسی باشد و او را
هر لحظه کمی بیشتر از قبل بخواهی...
#جواد_مزنگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مژگان به هم بزن که بپاشی جهان من
کو بی زمین من به سر آسمان من
درمان نخواستم ز تو من درد خواستم
یک درد ماندگار ،،، بلایت به جان من،،،
#حسین منزوی
کو بی زمین من به سر آسمان من
درمان نخواستم ز تو من درد خواستم
یک درد ماندگار ،،، بلایت به جان من،،،
#حسین منزوی
تمام شعر من تویی همنفس ترانه ها
طبیب قلب خسته ام نوای عاشقانه ها
دمادم از حضور تو غرقه به نور میشوم
تجلی سپید عشق به ظلمت شبانه ها
نگاه عاشقانه ات به سان آتش درون
زند به روح من شرر ،کشد همی زبانه ها
من از هوای تو پرم ز آن شمیم دلگشا
رمیده دل ز زندگی تهی شد از بهانه ها
توام شدی بهانه ام به روزگار بی کسی
ز شوق تو روانه ام به سوی بی کرانه ها
#فاطمه مخمل فروش
طبیب قلب خسته ام نوای عاشقانه ها
دمادم از حضور تو غرقه به نور میشوم
تجلی سپید عشق به ظلمت شبانه ها
نگاه عاشقانه ات به سان آتش درون
زند به روح من شرر ،کشد همی زبانه ها
من از هوای تو پرم ز آن شمیم دلگشا
رمیده دل ز زندگی تهی شد از بهانه ها
توام شدی بهانه ام به روزگار بی کسی
ز شوق تو روانه ام به سوی بی کرانه ها
#فاطمه مخمل فروش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیا تا مونس هم یار هم غمخوار هم باشیم
انیس جان غم فرسودهٔ بیمار هم باشیم
دوای هم شفای هم برای هم فدای هم
دل هم جان هم جانان هم دلدار هم باشیم
#فیض_کاشانی
انیس جان غم فرسودهٔ بیمار هم باشیم
دوای هم شفای هم برای هم فدای هم
دل هم جان هم جانان هم دلدار هم باشیم
#فیض_کاشانی