‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
711 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بگذار که من با تو سرانجام بگیرم
لختی زِ صفای دل تو کام بگیرم

بگذار شوم دلبر زیبا و قشنگت
من گوشه‌ ی آغوش تو آرام بگیرم

#لادری
هر لحظه میجویم تو را جانم اسیرم می شوی؟
دراین خرابستان دل راه و مسیرم می شوی؟

من مینویسم یک غزل احساس نابش چشم تو
با آن نگاه مست خود نور منیرم می شوی؟

دل را سپردم دست تو تا باغبان دل شوی
تا گل بروید در دلم باغ کبیرم می شوی؟

من در به در دنبال تو مثل زلیخایم هنوز
ترسم که رسوایم کنی یوسف امیرم می‌شوی؟

صد لشکر آوردی مرا از پا بیندازی چرا؟
در لشکر بی‌عاطفه همواره پیرم می‌شوی؟

با روح شاعر پیشه‌ام سرریزم از شعر و شراب
با عشق آتش گسترت تنها ضمیرم می‌شوی؟

تنها به یاد بودنت احساس بودن می کنم
جان عزیز این «نفس » یار دلیرم می‌شوی؟

#مرتضی درویشی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تمام دل خوشی ام شور عاشقانه ی توست
دو چشم منتظرم تا همیشه خانه ی توست

تو صبر گفتی و من خسته از شکیبایی
تمام زندگی ام ، غرق در بهانه ی توست

#شفیعی_کدکنی
تو اتفاقی تازه در شعر و غزل هستی
زیباترین تلمیح و تشبیه و مثل هستی

شیرین ترین حرفی میان واژه های شعر
عطر و گلابت جای خود دارد ،عسل هستی

عاشق کش و شیرین و شهر آشوب شیرازی
مضمون شعر حافظ و شیخ اجل هستی

با خنده از گلدسته ی زیبای لبهایت
هنگامه ی حی علی خیر العمل  هستی

شرمنده ی شعری شدم ناقابلت اما
دلخوش به اینم در خیالم لااقل هستی

پیچیده ای در هم خیال شاعرانت را
تو اتفاقی تازه در شعر و غزل هستی

#سعید_اصلانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چشم از پی آن دارم تا روی تو می‌بینم
دل را همه میل جان با سوی تو می‌بینم

تا جان بودم در تن رو از تو نگردانم
زیرا که حیات جان باروی تو می‌بینم

#عطار_نیشابوری
براے شعــر گفتنـم ، تو بهترین بهــانہ اے
دلیــل مــاندگارے ، هــر غــزل و ترانہ اے

بخوان بہ لحن عاشقے ، دلم گرفتہ از غمی
غمــم ز دل نمے رود ، مگر بہ عاشقانہ ای

بیا بہ خانہ ے دلم ، ڪہ غرق بے پناهے ام
دلم پر از امید ڪن ، بہ جلوہ ے شبانہ ای

درون خلوت دلم ، ببین جوان و پر تپش
میان سینہ مـے وزد ، طنین عاشقانہ ای

طلـوع ڪردہ چشـم تو بہ ساحل نگاہ من
و جلوہ هاے مهر تو ، رسیدہ هر ڪرانہ اے

شڪفتـہ شـد گل وفا ، بہ شورہ زار باورم
و بذر مهـر در دلــم ، دوبارہ زد جوانہ ای

شڪوہ رقـص واژہ را ، درون دفترم ببین
تو در غزل نشستہ اے ، عزیز جاودانہ اے...

#شهناز_صمدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاعر شده ام تا غزلِ ناب، تو باشی
این شعر پر از شور و تب تاب،تو باشی

تو آمده ای بر لب من جان بگیری
خواهم که بر این لوح دلم قاب،تو باشی

#رضا_غلامی
هر کجا هستی بیا که بی تو کم آورده ام
دل به دامت شد اسیر و متهم آورده ام

خلوت شبهای تارم شور و احساسم تویی
در نوایم بی تو صد آهنگ غم آورده ام

یک گل پژمرده ام بی تو به دست بادها
خاطرات با تو بودن، از اِرَم آورده ام

می نویسم نامه ای با اشک چشمان هر شبی
دفتر دلتنگی و ذوق قلم  آورده ام

شورش شعرم به روی دفترم گل می کند
شاهدم را شاعری چون محتشم آورده ام

ای که بر من روز و شب حکم خدایی می کنی
یک جهان دلواپسی بی تو ، صنم ، آورده ام...!

#موسی_رئیسی_وانانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تـو را بـراے ایـن دل بـے پـنـاه مے خـواهـم
بـراے قـلـب خسته ام  تڪیـه گاه مے خواهم

تویے ڪه صبح روشن وجاودانه اے، اے عشق
همیشه بـا دلـم تـو را روبراه مے خواهم.

#پدیده_احمدے
بسم چشمانت که من را تا ابد بی تاب کرد
شد سرآغاز جنون و عاشقی را باب کرد!

گفته بودم عاشقی کردن دگر از ما گذشت
چشمت از راه آمد و با خنده دقّ الباب کرد!

با طلوع حضرت چشمت غم از اوقات رفت
چشم هایت لحظه ها را جرعه هایی ناب کرد!

من که بودم؟ من پس از تو آدمی دیگر شدم
موج دریای نگاه تو چه با مرداب کرد؟

درکلیسا، دِیر و مسجد حرف چشمان تو بود
چشم تو زیباپرستی را به دین ایجاب کرد!

جای لبخند مونالیزا که کاری ساده است
طرح چشمان تو را در لوور باید قاب کرد!

بسم چشمانت شروع و بسم چشمانت تمام
وصف چشمان تو اشعار مرا جذاب کرد!

#حمیدرضاگلشن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موج دریا سنگ ساحل قصه ی چشمان توست

مهربانی ها نشان از عشق بی پایان توست

غرق شد در دل خیال لحظه های دیدنت

هر کجا هستی و هستم جان من قربان توست

#محمد عرفان اربابی
خلوت نشين خاطر ديوانه ي مني
افسونگري و گرمي افسانه ي مني

بوديم با تو همسفر عشق سالها
اي آشنا نگاه که بيگانه ي مني

چون موج سر به صخره ي غم کوفتم ز درد
دور از تو اي که گوهر يک دانه ي مني

خالي مباد ساغر نازت که جاودان
شورافکني و ساقي ميخانه ي مني

آنجا که سرگذشت غم شاعران بود
نازم تو را که گرمي افسانه ي مني

#شفيعي_کدکني
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نور عشقت به دلم رسید و جانم تو شدی..

مرهمِ زخم دل و روح و روانم تو شدی..

گرچه دلخسته‌ام از طعنه‌ی عالم گاهی..

دلخوشم با تو که آرامِ جهانم تو شدی..

#نگار‌‌_حسین