‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
711 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
تا مثل هر شب باز هم باران ببارد
خود را به ابر شانه هایم می سپارد
 
 امشب دوباره  می رسد تا خاطراتی 
بر سطر سطر دفتر شعرم بکارد
 
می دانم آری، خوب مي دانم در اين شهر
سنگ صبوري جز من شاعر ندارد
 
«سارای» هر شب تا سحر در آسمانم
طوفاني از جنس زمستان مي گذارد
 
شب پرسه هامان رو به پايان است و او باز
يك دستمال نازك پر  گريه دارد
 
حالا دوباره وقت رفتن دست من را
محكم ميان دستهايش مي فشارد
 
او مي رود، او مي رود مثل شب پيش
اما خودش را پيش من جا مي گذارد

#جواد_ضمیری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی تو شهرم قفس است ای همه آزادی من
غم مرا همنفس است ای تو همه شادی من

بی تو آوارم و در خویش فرو ریخته ام
ای همه سقف و ستون و همه آبادی من...

#حسین_منزوی
امشب ز عشق روی تو سرگشته و دیوانه‌ام
غوغا ز عشقت می‌کنم ای دلبر جانانه‌ام

امشب همه روی تو را در آسمان قلب خود
با چشم دل رؤیت کنم ای لعبت فرزانه‌ام

امشب غزال شعر من گویم غزل در وصف تو
درج‌اش به دیوان می‌کنم ای گلرخ دُردانه‌ام

امشب به بزم شمع تو گیسو پریشان می‌کنم
ریزم به زیر پای تو خاکستر پروانه‌ام

همچون زلیخا می‌شوم همدرد یعقوب نبی
آذر زنم از هجر تو بر این دل ویرانه‌ام

با موج دریا راهی سوی توام «باقی» بمان
در ساحل جان‌ودلم ای دلبر مستانه‌ام

تا خور بتابد روی خود در ساحل قلبم بمان
تا مست و مدهوشت کنم از ساغر پیمانه‌ام

#سیده_زهره_باقی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آمدی روی غزل‌های دلـم عطر شدی

تپـشِ واژهٔ  مستانـهٔ احساس شدی

تو خدای غـزلی ، ناب‌ترین شعرِ منی

ماه‌ِ معبـودِ‌ من و قبله‌ٔ احساس‌ منی!

#پریسا_سیروس
در چشم‌هایت آتشی از عشق برپا بود
وقتی که باران همنشین چتر دریا بود

باور نمی‌کردم که در من گام بردارد
مردی که لبریز از ترنم‌های زیبا بود

من دختر پایان پائیزم که در شعرم
چشمان تو پایان احساسات دنیا بود

تقدیر من لبخندهای سبز بارانی
پرهای تو یادآور یک قوی تنها بود

هرشب خیالت را به دست شعر می‌دادم
کارم فقط تفسیر بغضی پای غم‌ها بود

سبزم که از بیم "پرستش" شعر می‌بارد
بر سرزمینی که قنوتش یک معما بود

#پرستش_مددی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعر و دریا و تو و نم نم باران.چه قشنگ
خنده های تو مرا می کشد آسان.چه قشنگ

دست در دست، دو دیوانه به دریا بزنیم
بی کسی را ببرد موج خروشان.چه قشنگ

#حمید رضا گلشن
وقتی که دلتنگی در و دیوار می‌چرخد
سقف اتاق و پنجره انگار می‌چرخد

هر جا نگاهت می‌رود رد و نشانی از
تصویر محو آخرین دیدار می‌چرخد

با خاطراتت کام میگیری و ناکامی
در دستهایت پاکتِ سیگار می چرخد

یا میخکوبی بر زمین در هاله ای از غم
یا نقطه ای که دور آن پرگار می‌چرخد

دیگر تمام فکر و ذهنت درد این دوریست
هر شب خیالت حول این افکار می‌چرخد

سر گیجه می‌گیرد تمام واژه ها انگار
خودکار دور دفترِ اشعار می چرخد

آخر تو میمانی و درد خاطراتی که
دور سرت دارد کبوتر وار می‌چرخد

#مریم_صفری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در بندِ تو بودن ، خودش آزادیِ محض است
ویرانه ، به لطف تو یک آبادی محض است

هرچند که درد است دلیلِ غم و اندوه
دردی که رسداز توبه من شادی محض است

#مرتضی حسینی
چه هوایی چه بارانی من از احساس لبریزم
مثال ابرِ بارانی من از یادِ تو سرریزم

هوایی می‌شوم وقتی هوایت را به سر دارم
شوم آن رود پر آبی تو را در خود در آمیزم

بزن باران بزن جانم که همراه تو می‌بارم
من از فواره‌ی چشمم به روی واژه می‌ریزم

برقصان با ترنّمِ اشک میانِ قابِِ چشمانم
بدون چتر می‌آیم من آن غوغای پاییزم

فضای خانه‌ی قلبم شبیه خانه‌ی باران
شبیه واژه‌ی صفرم که بی اعداد ناچیزم

غزل از غصه‌ی هجران ببین جانم کم آورده
اسیر فصل هجرانم در این شعر غم‌انگیزم

نگاهم خیره بر راه و سرم بر شانه‌ی باران
منم شیداترین شاعر که با عشقت گلاویزم

#فریبا_قربان_کریمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نذر کردم‌ که‌ چو بر دار دلت لانه کنم
روی زانوی خودم موی تو را شانه کنم

گر چه مجنون‌ شدن انگار به‌ من می‌آید
قصد دارم‌ که تو را لیلی دیوانه کنم

#عبدالمهدی_نوری 
ای تو غایب زبرم حاضرِ جانم شده ای
مرحمِ زخمِ دل و روح و روانم شده ای

من و دل همسفرِ جاده ی تنهاییِ عشق
شکرِ حق تو گلِ خندانِ بهارم  شده ای

به قفس مرغِ دلم منتظرِ حادثه ای است
به یقینم که تومفتاحِ در بسته جانم شده ای

من خموش از سخن و ناله و فریاد و فغان
تو همه حرف و کلام ، وردِ زبانم شده ای

بر حذر از همه کس طالبِ عشقت شده ام
چه خوش است توهمه اینی وتوآنم شده ای

خاطرم پر شده از لطف و صفای دلِ تو
خاطرت خوش که تو همراهِ زمانم شده ای

گلِ سرخِ دلِ زرین تحفه ی چشمِ تو باد
بهرِ این لطفِ خداوند که تو آنم شده ای

#حسین منزوی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حافظ از چشمان قشنگ تو غزل ساخت
هر کہ تو را دید بہ چشمان تو دل باخت

نقاش غزل تا بہ چشمان تو پرداخت
دیوانہ شد از طرز نگاهت قلم انداخت

#شهریار
می شود بر نفَست ، جان مرا بند کنی؟
ساقه ی قلب مرا ، پایه ی پیوند کنی؟

روی گلبرگ دلم ،شبنم مهرت که چکید
شورِ لب های مرا ، غرق شِکرخَند کنی ؟

انزوایی که تَنیدم به تنم را بِدَری
گونه ی خیس مرا ، پهنه ی لبخند کنی؟

تو همانی که شدی صاحب بیت الغزلم
تا که از شعر ، مرا نَشئه وخُرسند کنی

من اگر لایق ِ محبوس شدن در عشقم
می‌شود باز دلم را به دلت بند کنی؟

#اکبر_باباپور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM