‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
711 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو عاشقانه ترین فصلی از کتاب منی
غنای ساده و معصوم شعر ناب منی

رفیق غربت خاموش روز خلوت من
حریف خواب و خیال شب شراب منی

#حسین منزوی
چه هوایی چه بارانی من از احساس لبریزم
مثال ابرِ بارانی من از یادِ تو سرریزم

هوایی می‌شوم وقتی هوایت را به سر دارم
شوم آن رود پر آبی تو را در خود در آمیزم

بزن باران بزن جانم که همراه تو می‌بارم
من از فواره‌ی چشمم به روی واژه می‌ریزم

برقصان با ترنّمِ اشک میانِ قابِِ چشمانم
بدون چتر می‌آیم من آن غوغای پاییزم

فضای خانه‌ی قلبم شبیه خانه‌ی باران
شبیه واژه‌ی صفرم که بی اعداد ناچیزم

غزل از غصه‌ی هجران ببین جانم کم آورده
اسیر فصل هجرانم در این شعر غم‌انگیزم

نگاهم خیره بر راه و سرم بر شانه‌ی باران
منم شیداترین شاعر که با عشقت گلاویزم

#فریبا_قربان_کریمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صنما مرده آنم که تو جانم باشی
می‌دهم جان که مگر جان جهانم باشی

روز عمر من مسکین به شب آمد تا تو
روشنایی دل و شمع روانم باشی

#سلمان_ساوجی
نبض اشعارم درون حلقه چشمان توست
مو پریشان کن غزل آماده فرمان توست

واژه واژه می چکد از شعرهایم نام تو
گوییا امشب غرل هم تشنه باران توست

نام زیبایت درون شعر غوغا می کند
جمله ها سردرگمند ولحظه طوفان توست

ترجمان واژه هایم پشت پلکت مانده اند
پایه های شعر من بر پایه و ارکان توست

با تکاپویی قلم بر روی کاغذ جاری است
دفترم میخنددوامشب قلم رقصان توست

از لبت تا می نویسم شعر لب وا میکند
وزن اشعارم نمادی از لب خندان توست

گیسوانت را به روی شانه های شب بریز
تا ببینم رنگ شب از طره ی افشان توست

طرح سیمایت اگر در آسمان پیدا شود
ماه پنهان میشود،چون آسمان ازآن توست

#فاضل نظری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پرچمِ عشقِ تو در قلبِ من افراشته شد
بذرِ احساسِ تو بر سینه‌ ی من کاشته شد

از همان‌ لحظه که رفتی‌ نفسم را بردی
دم به دم بغض درونِ دلم انباشته شد

#مجتبی_خوش_زبان
نفسم عطر خوش موے تو را مے خواهد
باد هم  پیچش گیسوے تو را مے خواهد

ڪشتے خستہ و بے لنگر دریاے جنون
ساحل امن شب ڪوے تو را مے خواهد

ڪاش مے شد ڪہ فقط از تو بگویم جانا
قلمم  رخصت  ابروے تو را مے خواهد

مگذارید  تهے دست  ازین  باغ  روم
تاج بختم گل شب بوے تو را مے خواهد

لشڪر  فتنہ ی  دوران  منشیند از پای
فتح این قائلہ بازوے تو را مے خواهد

با ریاضت بہ دل ڪس نتوان جاے گرفت
عشق  تأیید  گل  روے تو را مے خواهد

دل برید است ز درمان طبیبان واسع
بے قراریست ڪہ داروے تو را مے خواهد...

#سید_علی_ڪهنگے
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آفتابم ڪه تو باشے غم بارانے نیست
اے شروع هیجان بے تو بهارانے نیست

به طلوع غزل و لحظه دیدار قسم
چون نسیم نفست عطر و گلستانے نیست

#سپیده حاجیوند
رنگِ لبخندِ تو ای دنیا! تماشایی نبود
آنچه ما دیدیم زینت بود، زیبایی نبود

هرچه را در جامِ هستی بود نوشیدم ولی
در شرابِ عُمر، تلخی بود و گیرایی نبود

آنچه را مردم غریوِ کوچ می‌پنداشتند
هیچ غیر از نالهٔ مرغانِ دریایی نبود

نیستم غمگین گر از من دل بُریدند این و آن
عشق ورزیدن به جز تمرینِ تنهایی نبود

مُشت بر دیوار و سر بر سنگ و دندان بر جگر
لب فرو بستیم و راهی جز شکیبایی نبود

#فاضل_نظری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در خلوتی چنان، که نگنجد کسی در آن

یک‌بار خلوت خوش جانانم آرزوست

#عراقی
میان  غربت  و  ماتم ، تو آشنای  منی
گـرفته راهِ نـفـس در گـلـو هوای منی

سوارِ کشتی غم، بی امید می‌چرخم
تـو بادبـان مـنی و، تـو ناخدایِ منی

دچـارِ بغضِ غمم، در سکوتِ ثـانیه‌هـا
بـه بسترم بنشین دردِ من، دوای منی

منم که بی‌سر وسامان،منم‌که بی‌هدفم
تویی که امنیتِ شعرِ شانه‌های منی

به سجده می‌روم و ذکرِ عشق می‌گویم
که بعدِ خـالق ارض و سـما، خدای منی

بمان که یخ زده دستم بدونِ گرمیِ عشق
میانِ سوزِ زمستان هوایِ "هایِ" منی

ببین‌که بعدتو حتی،هوایِ‌صحبت‌نیست
تـو در سـکوت گلویم ، نـوای نای منی

بدون عشقِ تو قلبم نمی‌زند ای عشق
بدان که جوششِ نبضِ منی، برای منی

در آسمانِ شبم قرصِ ماه،گم شده است
تـویـی کـه تابشِ مـاهِ شبانه‌هـای منی

#مجتبی_خوش_زبان‌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ڪاش میشد ڪه تورا باز تماشا بڪنم
ازخدا باردگر بازتورا بلڪه تمنابڪنم

لابلاے غزلم چشم شدم تا ڪه فقط
نام زیباےتو را در دل آن جا بڪنم..‌!!

#مهنازنجفی
ای مهربان! که جاذبه دارد صدای تو
امشب پرنده می وزد از چشمهای تو !

امشب حوالیِ تو مه آلود و مبهم است
امشب شکفته در دلِ باران، هوای تو

چون ذرّه در هوای نگاهت معلّقند
گنجشک های گمشده از کهربای تو !

گفتم که روبروی تو آهندلی کنم
کی می گُذارد این دلِ آهنرُبای تو؟!

گرچه تمامِ آینه ها صاف و صادقند
چیزی برای عرضه ندارند جای تو

شبنم به روی تک تکِ گلها نشسته است
پیداست در حوالیِ من ردِّ پای تو

امشب،شبی به وُسعتِ یلداست، خوبِ من
مانندِ قصه هاست شبِ باصفای تو !

#یدالله گودرزی‌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گر تو رادیده به این راه نمانم،چه کنم؟
یا غـزل در غـزلی ناب نخـوانم، چه کنم؟

یاد آن  سِحـرِ  نگاه و خم  آن  ابروی ناز
گر زند شعله مرا شعله به جانم،چه کنم؟

#صلاح الدین ریحانی