بیابنشین قلم امشب که میل گفتگو دارم
شکسته بغض سنگینی که هرشب درگلو دارم
بیا تا پرده بردارم من از اسرار این سینه
هزاران حرف ناگفته هزاران آرزو دارم....!!
#جواد الماسی
شکسته بغض سنگینی که هرشب درگلو دارم
بیا تا پرده بردارم من از اسرار این سینه
هزاران حرف ناگفته هزاران آرزو دارم....!!
#جواد الماسی
مرهمی بر دل زخمی ست گلم شعر بگو
شور و احساس قشنگی ست گلم شعر بگو
تشنه ی شعر تو با ان همه احساس توام
شعر در روح تو جاری ست گلم شعر بگو
میدهی جان به تنم چونکه غزل میگویی
شور احساس تو کاری ست گلم شعر بگو
چون به دنبال نجات دلم از دست غمم
بهتر از هر غزلت چیست گلم شعر بگو
شعر وقتی که از احساس دلت میجوشد
حس خوش دارد و عالی ست گلم شعر بگو
روز میلاد من از عشق بگو شعر تری
هدیه ای بهتر از این نیست گلم شعر بگو
#اسماعیل حاج علیان
شور و احساس قشنگی ست گلم شعر بگو
تشنه ی شعر تو با ان همه احساس توام
شعر در روح تو جاری ست گلم شعر بگو
میدهی جان به تنم چونکه غزل میگویی
شور احساس تو کاری ست گلم شعر بگو
چون به دنبال نجات دلم از دست غمم
بهتر از هر غزلت چیست گلم شعر بگو
شعر وقتی که از احساس دلت میجوشد
حس خوش دارد و عالی ست گلم شعر بگو
روز میلاد من از عشق بگو شعر تری
هدیه ای بهتر از این نیست گلم شعر بگو
#اسماعیل حاج علیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به قد قطرہ قطره آب دریا دوستت دارم
به قد تک تک گلهای دنیا دوستت دارم
کنارت حس آرامش کند این قلب رنجورم
به قد هرچه هست امروز وفردادوستت دارم
#جوادالماسی
به قد تک تک گلهای دنیا دوستت دارم
کنارت حس آرامش کند این قلب رنجورم
به قد هرچه هست امروز وفردادوستت دارم
#جوادالماسی
عشق یعنی که دلم برای تو تنگ شود
طپش قلبِ منم بـا تو هماهنگ شود
عشق یعنی که من صاحب قلبت بشوم
بین عقـل و دل من برسر تو جنگ شود
عشق یعنی که یک روح ولی در دو بدن
دل تو با دل من ساده و یک رنگ شود
عشق یعنی بـه کنار تو به سامان برسم
همه آواز جهان با تو خوش آهنگ شود
عشق یعنی تـو نباشی و دلـم دق بکند
زندگی کردن من بی تو به من ننگ شود
عشق یعنی بکشی دست نوازش به سرم
هرصدا درنظرم جز تـو بد آهنگ شود
عشق یعنی بشوی سنگ صبـور دل من
غم من شیشه و مِهرتو به آن سنگ شود
#جواد الماسی
طپش قلبِ منم بـا تو هماهنگ شود
عشق یعنی که من صاحب قلبت بشوم
بین عقـل و دل من برسر تو جنگ شود
عشق یعنی که یک روح ولی در دو بدن
دل تو با دل من ساده و یک رنگ شود
عشق یعنی بـه کنار تو به سامان برسم
همه آواز جهان با تو خوش آهنگ شود
عشق یعنی تـو نباشی و دلـم دق بکند
زندگی کردن من بی تو به من ننگ شود
عشق یعنی بکشی دست نوازش به سرم
هرصدا درنظرم جز تـو بد آهنگ شود
عشق یعنی بشوی سنگ صبـور دل من
غم من شیشه و مِهرتو به آن سنگ شود
#جواد الماسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه خوش باشدنگاهم روی زیبای توباشد
سرِ صبح چشمِ من ،غرقِ تماشای تـو باشد
چه خوش باشد کبوتر با کبوتر ، باز بـا بــاز
پَـرِ پـروازِ من ، بسـته به پـرهای تو بـاشد
#ابوالفضل_شمسی
سرِ صبح چشمِ من ،غرقِ تماشای تـو باشد
چه خوش باشد کبوتر با کبوتر ، باز بـا بــاز
پَـرِ پـروازِ من ، بسـته به پـرهای تو بـاشد
#ابوالفضل_شمسی
عشق را من درنگاهِ یار دیرین دیده ام
درکنارش تلخی دوران، چه شیرین دیده ام
گشته ام لیلاے مجنونش میانِ این جهان
در پی دیدار او من چین وماچین دیده ام
هرشبم در، آسمانها من به تاکِ عشق او
خوشه های ناب و نورانی چو پروین دیده ام
صبح رویش میکند روشن دل و کاشانه را
روے اورا بهتر ازخورشید زرّین دیده ام
در دلم بس آرزو کردم که یارِ من شود
یادشیرینش چه شبها من به بالین دیده ام
شانه هایش کنج امن و،سایه اش آرامش است
در کلامش مرهم و داروےِ تسکین دیده ام
قبله ام را طاق ابرویش عجب تغییر داد
این چنین من عشق رادر ترک آیین دیده ام
#مهنازنجفی
درکنارش تلخی دوران، چه شیرین دیده ام
گشته ام لیلاے مجنونش میانِ این جهان
در پی دیدار او من چین وماچین دیده ام
هرشبم در، آسمانها من به تاکِ عشق او
خوشه های ناب و نورانی چو پروین دیده ام
صبح رویش میکند روشن دل و کاشانه را
روے اورا بهتر ازخورشید زرّین دیده ام
در دلم بس آرزو کردم که یارِ من شود
یادشیرینش چه شبها من به بالین دیده ام
شانه هایش کنج امن و،سایه اش آرامش است
در کلامش مرهم و داروےِ تسکین دیده ام
قبله ام را طاق ابرویش عجب تغییر داد
این چنین من عشق رادر ترک آیین دیده ام
#مهنازنجفی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کنار آشیانهی تو آشیانه میکنم
فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
کسی سوال میکند به خاطر چه زندهای؟
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم ...
#نیما_یوشیج
فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم
کسی سوال میکند به خاطر چه زندهای؟
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم ...
#نیما_یوشیج
یك مرد عاشق، گریه هایش، درد دارد
بغضش، نفسهایش، صدایش، درد دارد..
حالا اگر این مرد شاعر هم كه باشد
حال و هوای شعرهایش، درد دارد...
با احتساب ابر و باران و خیابان
فصل زمستان هم برایش، درد دارد..
طرز قدم هایش همیشه فرق دارد
در استخوان ساق پایش، درد دارد..
بین تمام سجده هایش بغض دارد
طرز مناجات و دعایش، درد دارد..
بغضش، صدای های هایش، درد دارد
یك مرد عاشق، گریه هایش، درد دارد ...!!!
#مصطفی گودرزی
بغضش، نفسهایش، صدایش، درد دارد..
حالا اگر این مرد شاعر هم كه باشد
حال و هوای شعرهایش، درد دارد...
با احتساب ابر و باران و خیابان
فصل زمستان هم برایش، درد دارد..
طرز قدم هایش همیشه فرق دارد
در استخوان ساق پایش، درد دارد..
بین تمام سجده هایش بغض دارد
طرز مناجات و دعایش، درد دارد..
بغضش، صدای های هایش، درد دارد
یك مرد عاشق، گریه هایش، درد دارد ...!!!
#مصطفی گودرزی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاه کنار غصّهها، سنگ صبور میشوم
همقدم خیال تو، نقطهی کور میشوم
بغض شده نبودنت، قدر هزار شب سکوت
بیتو نفس نمیرسد، زنده به گور میشوم
#نگار_حسینی
همقدم خیال تو، نقطهی کور میشوم
بغض شده نبودنت، قدر هزار شب سکوت
بیتو نفس نمیرسد، زنده به گور میشوم
#نگار_حسینی
برآمد از دلم شور غزل با ناز چشمانت
دگرگون میشود حال دلم با راز چشمانت
چه بوده راز گیسوی پریشانت به چشمانم
که می سوزد ز عشقت قلبم از اعجاز چشمانت
بر آمد از بلندای جهانم تیرِ مژگانت
که دلشادم به این زخم و شدم سرباز چشمانت
شب از پیمانهء سرخِ خیالت من چه گریانم
شدم مست و خراب نرگسِ شیراز چشمانت
در این غوعای مستیِ نگاهت چشم من خون شد
که برچینم گلی از گوشهء گلزار چشمانت
#سیامڪ_جعفرے
دگرگون میشود حال دلم با راز چشمانت
چه بوده راز گیسوی پریشانت به چشمانم
که می سوزد ز عشقت قلبم از اعجاز چشمانت
بر آمد از بلندای جهانم تیرِ مژگانت
که دلشادم به این زخم و شدم سرباز چشمانت
شب از پیمانهء سرخِ خیالت من چه گریانم
شدم مست و خراب نرگسِ شیراز چشمانت
در این غوعای مستیِ نگاهت چشم من خون شد
که برچینم گلی از گوشهء گلزار چشمانت
#سیامڪ_جعفرے
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عاشقی دانی چه باشد؟بیدل و جان زیستن
جان و دل بر باختن، بر روی جانان زیستن
سوختن در هجروخوش بودن به امید وصال
ساختن با درد و پس با بوی درمان زیستن
#عراقی
جان و دل بر باختن، بر روی جانان زیستن
سوختن در هجروخوش بودن به امید وصال
ساختن با درد و پس با بوی درمان زیستن
#عراقی
این معجزهی توست که پاییز قشنگ است
هر شاخهی با برگ گلاویز قشنگ است
هر خشخش خوشبختی و هر نمنم باران
تا یاد توام هرکس و هرچیز قشنگ است
کمصبرم و کمحوصله دور از تو، غمی نیست
پیمانهی من پیش تو لبریز قشنگ است
موجی که نپیوست به ساحل به من آموخت
در عین توانستن پرهیز قشنگ است
بنشین و تماشا کن از این فاصله من را
فوارهام؛ افتادن من نیز قشنگ است
بنشین و ببین زردم و نارنجی و قرمز
پاییز همین است، غمانگیز قشنگ است...
#مژگان_عباسلو
هر شاخهی با برگ گلاویز قشنگ است
هر خشخش خوشبختی و هر نمنم باران
تا یاد توام هرکس و هرچیز قشنگ است
کمصبرم و کمحوصله دور از تو، غمی نیست
پیمانهی من پیش تو لبریز قشنگ است
موجی که نپیوست به ساحل به من آموخت
در عین توانستن پرهیز قشنگ است
بنشین و تماشا کن از این فاصله من را
فوارهام؛ افتادن من نیز قشنگ است
بنشین و ببین زردم و نارنجی و قرمز
پاییز همین است، غمانگیز قشنگ است...
#مژگان_عباسلو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قلبِ من خانهٔ عشق است، وتـو مهمانِ منی
چشمِ من روشن ازاسمت شده چشمانِ منی
حرف هـایت شـده آرامـشِ هـر روز و شبـم
همچـو پروانـه ی عشقی و تـو در جانِ منی
#امرالله حسن
چشمِ من روشن ازاسمت شده چشمانِ منی
حرف هـایت شـده آرامـشِ هـر روز و شبـم
همچـو پروانـه ی عشقی و تـو در جانِ منی
#امرالله حسن
تویی که جرعه شرابی در استکان منی
شبیه ذکری و هر روز بر زبان منی
منم که مثل شبی دور مانده از سحرم
تویی که شاخهی مهتابِ آسمان منی
به زیر تابش خورشید در سرودِ بهار
به سوی منظرهای بکر، سایهبان منی
هر آنچه گفتهام از عشق،علتش غمِتوست
شروع شعری و پایانِ داستانِ منی
پرندهام که از آهنگِ کوچ جا ماندم
تو شوق و لذتِ پرواز و آشیان منی
به اعتراف نوشتم به دستِ اشکِ قلم
کههم جهانیو همروح وهم روانِ منی
بهلطفِشانهیِ عشقتدرونِ باغِ خیال
توانِ شانه و آغوشِ نا توانِ منی
#مجتبی_خوش_زبان
شبیه ذکری و هر روز بر زبان منی
منم که مثل شبی دور مانده از سحرم
تویی که شاخهی مهتابِ آسمان منی
به زیر تابش خورشید در سرودِ بهار
به سوی منظرهای بکر، سایهبان منی
هر آنچه گفتهام از عشق،علتش غمِتوست
شروع شعری و پایانِ داستانِ منی
پرندهام که از آهنگِ کوچ جا ماندم
تو شوق و لذتِ پرواز و آشیان منی
به اعتراف نوشتم به دستِ اشکِ قلم
کههم جهانیو همروح وهم روانِ منی
بهلطفِشانهیِ عشقتدرونِ باغِ خیال
توانِ شانه و آغوشِ نا توانِ منی
#مجتبی_خوش_زبان