در بـادهٔ دستـانِ سحر، عکسِ تو پیداست
این لحظه همان لحظهٔ شیرینِ تماشاست
پُرنورتر از عکسِ رُخت در دو جهان نیست
مـا بـا تـو نگفتیم ولی یـادِ تـو اینجاست
#شیوا_روحی_فر
این لحظه همان لحظهٔ شیرینِ تماشاست
پُرنورتر از عکسِ رُخت در دو جهان نیست
مـا بـا تـو نگفتیم ولی یـادِ تـو اینجاست
#شیوا_روحی_فر
بیا و درد دوری را به لبخندی مداوا کن
بساط عشق و مهرت رامیان قلب برپاکن
بزن راهی ز چشمانت به دنیای پریشانم
به ناز وغمزه ای دیگر نگاهم را تو زیبا کن
به هرجایی که می افتم من ازبی همزبانی تو
برای باقی عمرم رها از جمعِ تنها کن !
بگوهستی کنارمن وَدستم را تو می گیری
اگرچه گم شدم ای جان مراقدری توپیدا کن
صدایم کن که جان گیرم نگاهم تانفس گیرم
قبولم کن به دنیای محبت باز رسوا کن!
دراین دنیای وانفسامیان این همه مجنون
دلم رابی شراب، اینجابیا و مست لیلا کن
بگیر از دل تباهی را ازین دنیا سیاهی را
بیا و با نفس هایت شبم را برده فردا کن!
به عشقت میزندقلبم به شوقت مینویسم من
بیاای عشق شعرم رابه چشم خویش امضاکن!
#لیلا_رضاوند_تمنا
بساط عشق و مهرت رامیان قلب برپاکن
بزن راهی ز چشمانت به دنیای پریشانم
به ناز وغمزه ای دیگر نگاهم را تو زیبا کن
به هرجایی که می افتم من ازبی همزبانی تو
برای باقی عمرم رها از جمعِ تنها کن !
بگوهستی کنارمن وَدستم را تو می گیری
اگرچه گم شدم ای جان مراقدری توپیدا کن
صدایم کن که جان گیرم نگاهم تانفس گیرم
قبولم کن به دنیای محبت باز رسوا کن!
دراین دنیای وانفسامیان این همه مجنون
دلم رابی شراب، اینجابیا و مست لیلا کن
بگیر از دل تباهی را ازین دنیا سیاهی را
بیا و با نفس هایت شبم را برده فردا کن!
به عشقت میزندقلبم به شوقت مینویسم من
بیاای عشق شعرم رابه چشم خویش امضاکن!
#لیلا_رضاوند_تمنا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مـاه امشب در دلِ خیـسِ خیابان آمده
می وزد یـادِ تـو در من ، باز باران آمده؟
جان و دل را می نوازد عطرِ گیسوی گُلی
کوچه را امشب خبر کن، باز مهمان آمده
#سعادت_آسمان
می وزد یـادِ تـو در من ، باز باران آمده؟
جان و دل را می نوازد عطرِ گیسوی گُلی
کوچه را امشب خبر کن، باز مهمان آمده
#سعادت_آسمان
چشم های مهـربـانت، بـوی باران می دهد
دست هایت وعـدهٔ سردِ زمستـان می دهد
مهـربـانم واژه هـایت را بـه من آغشته کن
گرمیِ احساسِ من بـه بـاورت جان میدهد
عشقِ من بعد از خدا، پشت و پناهِ من توئی
نـامِ تـو در شعرِ من ، معنای ایمان می دهد
سهمِ من این نیمه شبهاخواب وبیداری شده
خوب میدانی که یادت حسِ طُغیان میدهد
چشـم هایم رو بـه در وا مانـده و دلـواپسم
یک خبر از تـو بـه این اندوه پایان می دهد
#فرهاد_حامد
دست هایت وعـدهٔ سردِ زمستـان می دهد
مهـربـانم واژه هـایت را بـه من آغشته کن
گرمیِ احساسِ من بـه بـاورت جان میدهد
عشقِ من بعد از خدا، پشت و پناهِ من توئی
نـامِ تـو در شعرِ من ، معنای ایمان می دهد
سهمِ من این نیمه شبهاخواب وبیداری شده
خوب میدانی که یادت حسِ طُغیان میدهد
چشـم هایم رو بـه در وا مانـده و دلـواپسم
یک خبر از تـو بـه این اندوه پایان می دهد
#فرهاد_حامد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تـرس دارم کـه نیـایی و دلـم آب شود
سینـه ام در گِـروِ آهِ تــو بی تـاب شود
نکنـد دیـر بیــایی، و بـه پـایـان برسم
بـرکـهٔ جانِ من از هجرِ تـو مرداب شود
#اکرم_نورانی
سینـه ام در گِـروِ آهِ تــو بی تـاب شود
نکنـد دیـر بیــایی، و بـه پـایـان برسم
بـرکـهٔ جانِ من از هجرِ تـو مرداب شود
#اکرم_نورانی
این خیابان با تمام کوچه هایش سرد بود
بی تو دنیا قصه ی تنهاییِ یک مرد بود
رد پایت سنگ فرش قلب بیمار من است
حال این احساس شیرین عاری از هردرد بود
رنگ عشق وزنگ عشق وجنگ دلهاروز وشب
گاه قرمز گاه سبز و گاه رنگِ زرد بود
زخم تنهایی ندارد مرهمی بی روی تو
حال دل این روزها چون حال یک شبگرد بود
زوج رویاهای من از انتظارت خسته ام
باختم دل را چرا دنیای ما نامرد بود ؟
#محسن_اسکندری
بی تو دنیا قصه ی تنهاییِ یک مرد بود
رد پایت سنگ فرش قلب بیمار من است
حال این احساس شیرین عاری از هردرد بود
رنگ عشق وزنگ عشق وجنگ دلهاروز وشب
گاه قرمز گاه سبز و گاه رنگِ زرد بود
زخم تنهایی ندارد مرهمی بی روی تو
حال دل این روزها چون حال یک شبگرد بود
زوج رویاهای من از انتظارت خسته ام
باختم دل را چرا دنیای ما نامرد بود ؟
#محسن_اسکندری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزِ محشر که خدا پرسشِ ما خواهد کرد
دل جدا شُکرِ تو و دیده جدا خواهد کرد!
جانِ غم دیده که آمد به لب از هجرانت
تا کنـد عمر وفـا، با تـو وفـا خواهد کرد
#محتشم_کاشانی
دل جدا شُکرِ تو و دیده جدا خواهد کرد!
جانِ غم دیده که آمد به لب از هجرانت
تا کنـد عمر وفـا، با تـو وفـا خواهد کرد
#محتشم_کاشانی
دوست دارم شعر گویم حال دل بهتر شود
با تو از احساس خوانم ،خطی از دفتر شود
دوست دارم در کنار چایی و قندان خود
لمس دستان تو باشد، مزه اش محشر شود!!
دوست دارم شعر هایم را بخوانی با نسیم
تازه گردم با صدایت ،گوش دنیا کر شود
دوست دارم طرحی از باران زنم بر شعر خویش
قطره قطره، نم نمک ریزد ،دو چشمم تر شود
دوست دارم بر مشامم بوی عطرت پیچد و...
تا به یک تصویر رویایی ز تو منجر شود
دوست دارم لحظه های بودنت را نازنین
آنقدر اینجا بمانی خستگی ها در شود
#نجمه طوسی
با تو از احساس خوانم ،خطی از دفتر شود
دوست دارم در کنار چایی و قندان خود
لمس دستان تو باشد، مزه اش محشر شود!!
دوست دارم شعر هایم را بخوانی با نسیم
تازه گردم با صدایت ،گوش دنیا کر شود
دوست دارم طرحی از باران زنم بر شعر خویش
قطره قطره، نم نمک ریزد ،دو چشمم تر شود
دوست دارم بر مشامم بوی عطرت پیچد و...
تا به یک تصویر رویایی ز تو منجر شود
دوست دارم لحظه های بودنت را نازنین
آنقدر اینجا بمانی خستگی ها در شود
#نجمه طوسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دل به صحرا میرود، در خانه نتوانم نشست
بوی گُل برخاست در کاشانه نتوانم نشست
عاقـلی گر صبر آن دارد کـه بنشیند رواست
من که عاشق باشم و دیوانه نتوانم نشست
#اوحدی_مراغه_ای
بوی گُل برخاست در کاشانه نتوانم نشست
عاقـلی گر صبر آن دارد کـه بنشیند رواست
من که عاشق باشم و دیوانه نتوانم نشست
#اوحدی_مراغه_ای
تو باشکوه ترین حس و شور و حال منی
که با تو می پرم و تو همان دوبال منی
نپرس حال تو خوب است... باتو من خوبم
تو شادی و هیجانات و قیل و قال منی
کنار من که قدم می زنی زمستان نیست
که گرم می شوم از بودنت ، تو شال منی
سوار اسب سپید ای پرنس مشکی پوش
شبی ز راه می آیی که توی فال منی
چه باشکوه شبی می شود رسیدنمان
به هم / و اینکه برای همیشه، مال منی
#الهه مرتضایی
که با تو می پرم و تو همان دوبال منی
نپرس حال تو خوب است... باتو من خوبم
تو شادی و هیجانات و قیل و قال منی
کنار من که قدم می زنی زمستان نیست
که گرم می شوم از بودنت ، تو شال منی
سوار اسب سپید ای پرنس مشکی پوش
شبی ز راه می آیی که توی فال منی
چه باشکوه شبی می شود رسیدنمان
به هم / و اینکه برای همیشه، مال منی
#الهه مرتضایی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در سـرای سینـه ام ، دل بیقـرارِ دلبـر است
در دلِ شب دیده ام چشم انتظارِ دلبر است
جرعـه ای نـوشیدم از احساسِ نابِ نابِ او
بی شراب و بـاده احساسم خمارِ دلبر است
#علیرضا_شیرانی
در دلِ شب دیده ام چشم انتظارِ دلبر است
جرعـه ای نـوشیدم از احساسِ نابِ نابِ او
بی شراب و بـاده احساسم خمارِ دلبر است
#علیرضا_شیرانی
آغوش تو و عشق من و نغمهی سازم
دریا و گُهر باشد و... غوغایِ نیازم
باید به نفسهای تو آرام بگیرم
با زَخمهی چشمت، دل و جان را بنوازم
وقت است که ای نابترین سمفونی عشق
از خلوتِ بِکرِ بدنت شعر بسازم
در شهر دلم ولوله افتاده، بیا که...
چشمان غزلریز تو شد محرم رازم
دلتنگ شدم... کاش پیامی بفرستی
پایان بده این دلهره و سوز و گدازم
در من فوران میکند احساس تو، بنشین
تا با نفست یک غزل تازه بسازم
#عفت خوش لقا
دریا و گُهر باشد و... غوغایِ نیازم
باید به نفسهای تو آرام بگیرم
با زَخمهی چشمت، دل و جان را بنوازم
وقت است که ای نابترین سمفونی عشق
از خلوتِ بِکرِ بدنت شعر بسازم
در شهر دلم ولوله افتاده، بیا که...
چشمان غزلریز تو شد محرم رازم
دلتنگ شدم... کاش پیامی بفرستی
پایان بده این دلهره و سوز و گدازم
در من فوران میکند احساس تو، بنشین
تا با نفست یک غزل تازه بسازم
#عفت خوش لقا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امشب تمام شهر را بیدار می خواهم
دلتنگم و یڪ پنجره دیدار می خواهم
دیگر برای اشڪهایم جان پناهی نیست
من شانه ای محڪمتر از دیوار میخواهم
#مرتضی_شاکری
دلتنگم و یڪ پنجره دیدار می خواهم
دیگر برای اشڪهایم جان پناهی نیست
من شانه ای محڪمتر از دیوار میخواهم
#مرتضی_شاکری
گفتم که موجی سرکشم گفتی که دریا مال تو
گفتم که خوابی مبهمم گفتی که رویا مال تو
گفتم ندارم شاخه ای در باغ سبز آرزو
گفتی گلستان می شوم، ریحان و مینا مال تو
گفتم شقایق میشوم تا خانه در خاکت کنم
گفتی که دشتت میشوم آغوش صحرا مال تو
گفتم که مهتابی نشد در آسمانم جلوه گر
گفتی که ماهت میشوم، طاق ثریا مال تو
گفتم که زندانی شدم در دست شبهای سیاه
گفتی که صبح روشنم، دستان فردا مال تو
گفتم که بی کاشانه ام، راهم بده بر قلب خود
گفتی که قلبم کوچک است،پس کُل دنیا مال تو
#مریم_حاج_علیان
گفتم که خوابی مبهمم گفتی که رویا مال تو
گفتم ندارم شاخه ای در باغ سبز آرزو
گفتی گلستان می شوم، ریحان و مینا مال تو
گفتم شقایق میشوم تا خانه در خاکت کنم
گفتی که دشتت میشوم آغوش صحرا مال تو
گفتم که مهتابی نشد در آسمانم جلوه گر
گفتی که ماهت میشوم، طاق ثریا مال تو
گفتم که زندانی شدم در دست شبهای سیاه
گفتی که صبح روشنم، دستان فردا مال تو
گفتم که بی کاشانه ام، راهم بده بر قلب خود
گفتی که قلبم کوچک است،پس کُل دنیا مال تو
#مریم_حاج_علیان