تنهاست دل خسته و زارم برگرد
غم خیمه زده به روزگارم برگرد
هر لحظه برای دیدنت بیتابم
هر ثانیه بی تو بیقرارم برگرد
اینجا دل من غریب و تنهاست گلم
یاری که به جز خودت ندارم ،برگرد
دور از تو که زندگی ندارد لطفی
ای ماه شب تیره و تارم برگرد
دور از تو خوشی ندارم ای عشق عزیز
هر لحظه هوای گریه دارم برگرد
در جان و دلم نشستهای، میدانی
ای عشق! همیشه ماندگارم، برگرد
رسوای زمانه کرده این عشق مرا
حالا که به عشق تو دچارم برگرد
#اسماعیل_حاج_علیان
غم خیمه زده به روزگارم برگرد
هر لحظه برای دیدنت بیتابم
هر ثانیه بی تو بیقرارم برگرد
اینجا دل من غریب و تنهاست گلم
یاری که به جز خودت ندارم ،برگرد
دور از تو که زندگی ندارد لطفی
ای ماه شب تیره و تارم برگرد
دور از تو خوشی ندارم ای عشق عزیز
هر لحظه هوای گریه دارم برگرد
در جان و دلم نشستهای، میدانی
ای عشق! همیشه ماندگارم، برگرد
رسوای زمانه کرده این عشق مرا
حالا که به عشق تو دچارم برگرد
#اسماعیل_حاج_علیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رفته ای از بر ما چشم به راهیم بیا
حلقه در گوش در کعبه آهیم بیا
دوریت بند غم افکند به پای دل مست
مست بودیم پشیمان ز گناهیم بیا
#شمس_لنگرودی
حلقه در گوش در کعبه آهیم بیا
دوریت بند غم افکند به پای دل مست
مست بودیم پشیمان ز گناهیم بیا
#شمس_لنگرودی
این خیابان با تمام کوچه هایش سرد بود
بی تو دنیا قصه ی تنهاییِ یک مرد بود
رد پایت سنگ فرش قلب بیمار من است
حال این احساس شیرین عاری از هردرد بود
رنگ عشق وزنگ عشق وجنگ دلهاروز وشب
گاه قرمز گاه سبز و گاه رنگِ زرد بود
زخم تنهایی ندارد مرهمی بی روی تو
حال دل این روز ها چون حال یک شبگرد بود
زوج رویاهای من از انتظارت خسته ام
باختم دل را چرا دنیای ما نامرد بود ؟
#محسن_اسکندری
بی تو دنیا قصه ی تنهاییِ یک مرد بود
رد پایت سنگ فرش قلب بیمار من است
حال این احساس شیرین عاری از هردرد بود
رنگ عشق وزنگ عشق وجنگ دلهاروز وشب
گاه قرمز گاه سبز و گاه رنگِ زرد بود
زخم تنهایی ندارد مرهمی بی روی تو
حال دل این روز ها چون حال یک شبگرد بود
زوج رویاهای من از انتظارت خسته ام
باختم دل را چرا دنیای ما نامرد بود ؟
#محسن_اسکندری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بره ای آرام بودم در خیالات خودم
آمد و با حقه ایی گرگی شرورم کرد و رفت
من کتابی بودم از عشق و امید و زندگی
مثل یک دفترچه کوچک مرورم کرد و رفت
#مرتۻی_اسدی
آمد و با حقه ایی گرگی شرورم کرد و رفت
من کتابی بودم از عشق و امید و زندگی
مثل یک دفترچه کوچک مرورم کرد و رفت
#مرتۻی_اسدی
هنوز پنجرههایی که بیتو دلگیرند
مرا بدون نگاهت بغل نمیگیرند
هزار شعلهی روشن، هزار اشکِ غماند
ستارهها که به سمت زمین سرازیرند
درون سینه، به دیوار میزند قلبم
وَ این صدای نفسها، صدای زنجیرند
چه بود رازِ حضورت؛ مگر هوا بودی؟
که روزهای پس از تو چنین نفسگیرند
بخند و حادثه شو در سکوتِ بیغزلی
که شاعران جهان تشنهی تصاویرند
تویی که معجزه، باران، غزل، تولد، عشق
برای آمدنت بهترین تعابیرند
شبی به کوچه بیا و دوباره روشن کن-
-نگاهِ پنجرهها را که بیتو دلگیرند...
#آرمین_ضیغمی
مرا بدون نگاهت بغل نمیگیرند
هزار شعلهی روشن، هزار اشکِ غماند
ستارهها که به سمت زمین سرازیرند
درون سینه، به دیوار میزند قلبم
وَ این صدای نفسها، صدای زنجیرند
چه بود رازِ حضورت؛ مگر هوا بودی؟
که روزهای پس از تو چنین نفسگیرند
بخند و حادثه شو در سکوتِ بیغزلی
که شاعران جهان تشنهی تصاویرند
تویی که معجزه، باران، غزل، تولد، عشق
برای آمدنت بهترین تعابیرند
شبی به کوچه بیا و دوباره روشن کن-
-نگاهِ پنجرهها را که بیتو دلگیرند...
#آرمین_ضیغمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمیدانم چه بد کردم، که نیکم زار میداری؟
تنم رنجورمیخواهی،دلم بیمارمیداری
نهی برجان من منت که: خواهم داشت تیمارت
دلم خون شدز تیمارت،نکوتیمارمیداری!
#فخرالدین_عراقی
تنم رنجورمیخواهی،دلم بیمارمیداری
نهی برجان من منت که: خواهم داشت تیمارت
دلم خون شدز تیمارت،نکوتیمارمیداری!
#فخرالدین_عراقی
آمدی جانم شدی یا اینکه مهمانم شدی
هر که هستی خوش نشین، هم دین و ایمانم شدی
در نهانِ این دلم عشقت گرفته جای خوش
همچو گـنجی پر بها در قلب ویرانم شدی
بودم اندر انزوا در خلوتم افسرده حال
با دَمِ عشقت دمیدی روح وریحانم شدی
عشق تو، چون چشمه ای جوشانده طبعم نازنین
شاه بیت هر غزل در کل دیوانم شدی
قهوهء ،چشمان تو، دارد عجب آرامشی
طالع مسعود من در فال فنجانم شدی
چاکهای دشتِ دل، از تشنگی چین خورده بود
بر کویر خشک جانم، باز بارانم...شدی
من که عمری با غرورم پادشاهی کرده ام
رام تو گشتم چنین، دیوانه سلطانم شدی
همچو مولانا که کرده، آرزو انسان و من،
در طلب بودم تو اینک، شمس و انسانم شدی
#یڪـتا_حق_پرست
هر که هستی خوش نشین، هم دین و ایمانم شدی
در نهانِ این دلم عشقت گرفته جای خوش
همچو گـنجی پر بها در قلب ویرانم شدی
بودم اندر انزوا در خلوتم افسرده حال
با دَمِ عشقت دمیدی روح وریحانم شدی
عشق تو، چون چشمه ای جوشانده طبعم نازنین
شاه بیت هر غزل در کل دیوانم شدی
قهوهء ،چشمان تو، دارد عجب آرامشی
طالع مسعود من در فال فنجانم شدی
چاکهای دشتِ دل، از تشنگی چین خورده بود
بر کویر خشک جانم، باز بارانم...شدی
من که عمری با غرورم پادشاهی کرده ام
رام تو گشتم چنین، دیوانه سلطانم شدی
همچو مولانا که کرده، آرزو انسان و من،
در طلب بودم تو اینک، شمس و انسانم شدی
#یڪـتا_حق_پرست
🌸 اللّهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَرِیضٍ 🌸
برای شفای همه بیماران، مخصوصا بیمار مدنظرمون مدیر کانال ها و گروهای حریم عشق اقا ((سهیل ))عزیز قرائت بفرمایید حمد شفا(سوره حمد) به همراه صلوات بر حضرت محمّد مصطفی و خاندان پاک و مطهرش...
برای شفاء بیماران مد نظر اقا سهیل گرامی
با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد وعجل فرجهم
🌸🌸🌸🌸
🙏🙏🙏🙏
برای شفای همه بیماران، مخصوصا بیمار مدنظرمون مدیر کانال ها و گروهای حریم عشق اقا ((سهیل ))عزیز قرائت بفرمایید حمد شفا(سوره حمد) به همراه صلوات بر حضرت محمّد مصطفی و خاندان پاک و مطهرش...
برای شفاء بیماران مد نظر اقا سهیل گرامی
با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد وعجل فرجهم
🌸🌸🌸🌸
🙏🙏🙏🙏
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را
#کاظم_بهمنی
بفرستند رفیقان به تو این بندش را
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را
#کاظم_بهمنی
غزل شدی که نوشتن بهانهام باشد
شبی و نصفهشبی، عشق، شانهام باشد
نتی که روی لبت جان گرفت، عاشق شد
بخوان که بغض صدایت ترانهام باشد
از عشق، نیمهی ویرانهای به جا ماندهست
نشد که کنج دلت مثل خانهام باشد
شبیه مرغ مهاجر، همای کوی توام
که دوردست نگاه تو لانهام باشد
چقدر خستهام از آرزوی بی تو محال
عجیب نیست غمت آب و دانهام باشد
همینکه هستی و هستم،برای من کافیست
که شوق سر بزند، عاشقانهام باشد
#هما_توکلی_پور
شبی و نصفهشبی، عشق، شانهام باشد
نتی که روی لبت جان گرفت، عاشق شد
بخوان که بغض صدایت ترانهام باشد
از عشق، نیمهی ویرانهای به جا ماندهست
نشد که کنج دلت مثل خانهام باشد
شبیه مرغ مهاجر، همای کوی توام
که دوردست نگاه تو لانهام باشد
چقدر خستهام از آرزوی بی تو محال
عجیب نیست غمت آب و دانهام باشد
همینکه هستی و هستم،برای من کافیست
که شوق سر بزند، عاشقانهام باشد
#هما_توکلی_پور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلم ڪَشٺهِ
بهِ رخسارٺ ڪَرفٺار
بیا بَر مَن بِٺاب ماهِ شبِ ٺار
ٺویی درمانِ دردِ قلبِ بیمار
سَر و جانَم فَدایَٺ نازنین یار.......
#فروغی_اینه_ده
بهِ رخسارٺ ڪَرفٺار
بیا بَر مَن بِٺاب ماهِ شبِ ٺار
ٺویی درمانِ دردِ قلبِ بیمار
سَر و جانَم فَدایَٺ نازنین یار.......
#فروغی_اینه_ده
دیگر بـه شانـه های تو خو کرده ام، مرو
دل در کمنـدِ حلقـه ی مـو کـرده ام مرو
نقـدِ جـوانـی و مـن و یک عمـر انتظار!
ایـن عطـر را ز کوی تـو بـو کرده ام، مرو
بـا کولـه بارِ غم بـه سفرهای دور دست
تـن داده و بـه سوی تـو رو کرده ام مرو
قامت بـه روی قبله ی عشقِ تو بسته ام
با اشکِ چشمِ خویش وضو کرده ام مرو
گویـا بها و قیمتِ عشق است خونِ دل
چون باده خونِ دل به سبو کرده ام، مرو
#کمال_پیری
دل در کمنـدِ حلقـه ی مـو کـرده ام مرو
نقـدِ جـوانـی و مـن و یک عمـر انتظار!
ایـن عطـر را ز کوی تـو بـو کرده ام، مرو
بـا کولـه بارِ غم بـه سفرهای دور دست
تـن داده و بـه سوی تـو رو کرده ام مرو
قامت بـه روی قبله ی عشقِ تو بسته ام
با اشکِ چشمِ خویش وضو کرده ام مرو
گویـا بها و قیمتِ عشق است خونِ دل
چون باده خونِ دل به سبو کرده ام، مرو
#کمال_پیری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چون شمع هر شب تا سحر بيدار ماندم
ياد از پريشان روزى ِ پروانه كردم
با خاطرى آشفته و حالى پريشان
هر شب خيال گيسويت را شانه كردم
#مهدی_اخوان_ثالث
ياد از پريشان روزى ِ پروانه كردم
با خاطرى آشفته و حالى پريشان
هر شب خيال گيسويت را شانه كردم
#مهدی_اخوان_ثالث