باخبر هستی نگاهم بیقرار چشم توست؟
عاشق دیوانهات چشمانتظار چشم توست
اختیار قلب من دیگر ز دستم رفتهاست
از زمان دیدنت، در اختیار چشم توست
شک ندارم دور چشمان تو میگردد زمین
گردش زیبای دنیا بر مدار چشم توست
من تصوّر میکنم گاهی تو در آیینهای
این خیالاتیشدنها یادگار چشم توست!
ناز چشمان تو، خالق را به وجد آوردهاست
خالق زیبای عالم هم دچار چشم توست
طبعِ شعرم با کس دیگر نمیسازد، ولی
تا بخواهی، طبعِ شعرم سازگار چشم توست
میکُشی پیوسته با چشمان زیبایت مرا
قتلهای ساکت و آرام، کار چشم توست!
ادّعای دلبری هر کس که دارد باطل است
دلبری کردن فقط در انحصار چشم توست
لایق چشمان تو هرگز نگفتم مصرعی
سالها دیوان شعرم شرمسار چشم توست
واژهها را از حروف چشمهایت چیدهام
دلربایی از دل ما، شاهکار چشم توست...
#سید احمد حسینیان
عاشق دیوانهات چشمانتظار چشم توست
اختیار قلب من دیگر ز دستم رفتهاست
از زمان دیدنت، در اختیار چشم توست
شک ندارم دور چشمان تو میگردد زمین
گردش زیبای دنیا بر مدار چشم توست
من تصوّر میکنم گاهی تو در آیینهای
این خیالاتیشدنها یادگار چشم توست!
ناز چشمان تو، خالق را به وجد آوردهاست
خالق زیبای عالم هم دچار چشم توست
طبعِ شعرم با کس دیگر نمیسازد، ولی
تا بخواهی، طبعِ شعرم سازگار چشم توست
میکُشی پیوسته با چشمان زیبایت مرا
قتلهای ساکت و آرام، کار چشم توست!
ادّعای دلبری هر کس که دارد باطل است
دلبری کردن فقط در انحصار چشم توست
لایق چشمان تو هرگز نگفتم مصرعی
سالها دیوان شعرم شرمسار چشم توست
واژهها را از حروف چشمهایت چیدهام
دلربایی از دل ما، شاهکار چشم توست...
#سید احمد حسینیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بر ندارم دل زمهرت دلبرا تا زنده ام
ورچه آزادم تو را تا زنده ام من بنده ام
مهر تو با جان من پیوسته گشت اندر ازل
نیست روی رستگاری زو مرا تا زنده ام
َ#سنایی
ورچه آزادم تو را تا زنده ام من بنده ام
مهر تو با جان من پیوسته گشت اندر ازل
نیست روی رستگاری زو مرا تا زنده ام
َ#سنایی
شهرِ چشمانِ تو دیوانہ فراوان دارد
دلِ من در غمِ تو ، حسرتِ باران دارد
عطرت از دور ڪہ پاشیدہ ، مرا میخواهد
مردہ باشم تو بیایے ، دلِ من جان دارد
آنڪہ غافل شدہ از عشق تو ڪافر یاشد
عاشقِ چشمِ تو سربازِ مسلمان دارد
هر ڪہ با عشق تو پیوند خورَد ، میفهمد
زندگے حسِ قشنگیست ڪہ جریان دارد
سایهات بر سرم افتاد ، دلم عاشق شد
مطمئنم ڪہ رسیدن بہ تو امڪان دارد
لبِ خندانِ تو ، آیینهیِ تقدیرِ منست
بوسهاے مست ، ڪہ لبهایِ تو پنهان دارد
گاهگاهے بہ خیالِ تو غزل میگویم
خاطرِ شعر من اشعارِ پریشان دارد
دوستت دارم و عاشق شدهام ، میدانے !
درد بسیار ، ولے عشقِ تو درمان دارد...
#غزل_دفتري
دلِ من در غمِ تو ، حسرتِ باران دارد
عطرت از دور ڪہ پاشیدہ ، مرا میخواهد
مردہ باشم تو بیایے ، دلِ من جان دارد
آنڪہ غافل شدہ از عشق تو ڪافر یاشد
عاشقِ چشمِ تو سربازِ مسلمان دارد
هر ڪہ با عشق تو پیوند خورَد ، میفهمد
زندگے حسِ قشنگیست ڪہ جریان دارد
سایهات بر سرم افتاد ، دلم عاشق شد
مطمئنم ڪہ رسیدن بہ تو امڪان دارد
لبِ خندانِ تو ، آیینهیِ تقدیرِ منست
بوسهاے مست ، ڪہ لبهایِ تو پنهان دارد
گاهگاهے بہ خیالِ تو غزل میگویم
خاطرِ شعر من اشعارِ پریشان دارد
دوستت دارم و عاشق شدهام ، میدانے !
درد بسیار ، ولے عشقِ تو درمان دارد...
#غزل_دفتري
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق را لحظهی خندیدن تو فهمیدم
در نگاه تو خوشیهای جهان را دیدم
صبح من خوبترین حادثهی دنیا شد
تا تو را مثل گل از باغ محبت چیدم
#پدیدهاحمدی
در نگاه تو خوشیهای جهان را دیدم
صبح من خوبترین حادثهی دنیا شد
تا تو را مثل گل از باغ محبت چیدم
#پدیدهاحمدی
غزل شدی که نوشتن بهانهام باشد
شبی و نصفهشبی، عشق، شانهام باشد
نتی که روی لبت جان گرفت، عاشق شد
بخوان که بغض صدایت ترانهام باشد
از عشق، نیمهی ویرانهای به جا ماندهست
نشد که کنج دلت مثل خانهام باشد
شبیه مرغ مهاجر، همای کوی توام
که دوردست نگاه تو لانهام باشد
چقدر خستهام از آرزوی بی تو محال
عجیب نیست غمت آب و دانهام باشد
همین که هستی و هستم، برای من کافیست
که شوق سر بزند، عاشقانهام باشد
#هما_توکلی_پور
شبی و نصفهشبی، عشق، شانهام باشد
نتی که روی لبت جان گرفت، عاشق شد
بخوان که بغض صدایت ترانهام باشد
از عشق، نیمهی ویرانهای به جا ماندهست
نشد که کنج دلت مثل خانهام باشد
شبیه مرغ مهاجر، همای کوی توام
که دوردست نگاه تو لانهام باشد
چقدر خستهام از آرزوی بی تو محال
عجیب نیست غمت آب و دانهام باشد
همین که هستی و هستم، برای من کافیست
که شوق سر بزند، عاشقانهام باشد
#هما_توکلی_پور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من همانم که به گیسوی تووابسته ترم
عاشقی خسته به ابروی تو وابسته ترم
ماه اگر رخ ننماید، چه غمی دارم من ؟
من که بر آن رُخ مه روی تو وابسته ترم
#سیدمحمود عبادی
عاشقی خسته به ابروی تو وابسته ترم
ماه اگر رخ ننماید، چه غمی دارم من ؟
من که بر آن رُخ مه روی تو وابسته ترم
#سیدمحمود عبادی
تو میخندے و دنیایم چـراغان میشود باعشق
تمام بیڪسے هایم ڪہ جبـران میشود باعشق
چہ میدانے از احوالم در اوقاتے ڪہ دلتنگم
براے دیدنت میلم دو چندان میشود با عشق
نبـاشے لشگر غمها مـرا بیـچارہ خـواهد ڪرد
ولے با بودنت غصہ گریزان میشود باعشق
پر از زخمم پر از حسرت بہ دل اما یقین دارم
تمام دردهاے من ڪہ درمان میشود با عشق
و نم نم مهربــانے را ببــار اے مهربان بر من
ڪویر خشڪ این سینہ گلستان میشود باعشق
در این دنیاے بے مهرے تویے سنگ صبور من
بگذراز ڪوچہ غمها چہ آسان میشود با عشق
#جوادالماسی
تمام بیڪسے هایم ڪہ جبـران میشود باعشق
چہ میدانے از احوالم در اوقاتے ڪہ دلتنگم
براے دیدنت میلم دو چندان میشود با عشق
نبـاشے لشگر غمها مـرا بیـچارہ خـواهد ڪرد
ولے با بودنت غصہ گریزان میشود باعشق
پر از زخمم پر از حسرت بہ دل اما یقین دارم
تمام دردهاے من ڪہ درمان میشود با عشق
و نم نم مهربــانے را ببــار اے مهربان بر من
ڪویر خشڪ این سینہ گلستان میشود باعشق
در این دنیاے بے مهرے تویے سنگ صبور من
بگذراز ڪوچہ غمها چہ آسان میشود با عشق
#جوادالماسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در سرم نیست دگر غیر تـــو رویای کسی
منکه هرگز نشدم این همه شیدای کسی
آنچنان در همه جای دل مـن جا شده ای
که به غیر از تو نباشد دل من جای کسی
#مجید_احمدی
منکه هرگز نشدم این همه شیدای کسی
آنچنان در همه جای دل مـن جا شده ای
که به غیر از تو نباشد دل من جای کسی
#مجید_احمدی
باید مداوایم کنی با چشمهایت
یکباره شیدایم کنی با چشمهایت
بانوی من! آشفته کن دائم دلم را
ای کاش رسوایم کنی با چشمهایت
امواج عشقت را به این ساحل بیاور
تا غرق دریایم کنی با چشمهایت
باید که با عشقت خیالم را بسازی
تا گیجِ رویایم کنی با چشمهایت
در فصل عشقت کاش میشد بار دیگر
بی سوز و سرمایم کنی با چشمهایت
#مهدی_ملکی
یکباره شیدایم کنی با چشمهایت
بانوی من! آشفته کن دائم دلم را
ای کاش رسوایم کنی با چشمهایت
امواج عشقت را به این ساحل بیاور
تا غرق دریایم کنی با چشمهایت
باید که با عشقت خیالم را بسازی
تا گیجِ رویایم کنی با چشمهایت
در فصل عشقت کاش میشد بار دیگر
بی سوز و سرمایم کنی با چشمهایت
#مهدی_ملکی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غم، خیمه زده، به پشتِ درهای دلم
شد ، نالۂ نِی ، روز و شب آوای دلم
خواهم که شَوَم سوار،بر رَخشِ قلم
افسوس، رَمَق نمانده در پای دلم
#حسن_قربانی_گل
شد ، نالۂ نِی ، روز و شب آوای دلم
خواهم که شَوَم سوار،بر رَخشِ قلم
افسوس، رَمَق نمانده در پای دلم
#حسن_قربانی_گل
خود خبر داری دلم آواره و حیران توست؟
جان من باشی اگر،تا پای جان،خواهان توست
گر نمیدانی بدان این بَرده با میلِ خودش
بی غُل و زنجیرهم درگوشه ی زندان توست
مثل آن گنجشگکِ آواره و بی سرپناه
آرزویش لانه ای در سایه ی مژگان توست
گرکه بگشایی به رویش قلب خودرا تا اَبد
گوشه ای ازقلب تو لایق ترین مهمان توست
جان نثارِ دوست کردن،خوب می داند ولی...
همچنان در انتظار دادن فرمان توست
#رهی_معیری
جان من باشی اگر،تا پای جان،خواهان توست
گر نمیدانی بدان این بَرده با میلِ خودش
بی غُل و زنجیرهم درگوشه ی زندان توست
مثل آن گنجشگکِ آواره و بی سرپناه
آرزویش لانه ای در سایه ی مژگان توست
گرکه بگشایی به رویش قلب خودرا تا اَبد
گوشه ای ازقلب تو لایق ترین مهمان توست
جان نثارِ دوست کردن،خوب می داند ولی...
همچنان در انتظار دادن فرمان توست
#رهی_معیری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهار عمر چو باد بهار میگذرد
به کار باش که هنگام کار میگذرد
هزار صید نشاط است در کمین گه عمر
مرو به خواب که چندین شکار میگذرد
#کاتبی_نیشابوری
به کار باش که هنگام کار میگذرد
هزار صید نشاط است در کمین گه عمر
مرو به خواب که چندین شکار میگذرد
#کاتبی_نیشابوری
زندگی شعریست، شعری از دو چشمانت عزیز
یک تبسم از نگاهت توی فنجانم بریز
من که هستم در به در دنبال چشمت هر غزل
می گذارم باز گلدانی به یادت روی میز
نیستی اینجا، خیال عاشقم دلتنگ توست
می شمارد روزهای غیبتت را شعر نیز
استکانی چای مهمانم بمان در دفترم
تا کنم دل را به پای گامهایت ریز ریز
عاقبت یکروز دستانم به دستت می رسد
با تو درمان می شود این شعرهای زخم خیز
می نویسم روی پیشانی ی اشعارم تو را
زندگی شعریست شعری ازدو چشمانت عزیز
#رحمت اله کاظمی
یک تبسم از نگاهت توی فنجانم بریز
من که هستم در به در دنبال چشمت هر غزل
می گذارم باز گلدانی به یادت روی میز
نیستی اینجا، خیال عاشقم دلتنگ توست
می شمارد روزهای غیبتت را شعر نیز
استکانی چای مهمانم بمان در دفترم
تا کنم دل را به پای گامهایت ریز ریز
عاقبت یکروز دستانم به دستت می رسد
با تو درمان می شود این شعرهای زخم خیز
می نویسم روی پیشانی ی اشعارم تو را
زندگی شعریست شعری ازدو چشمانت عزیز
#رحمت اله کاظمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM