This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جهان یادگار است و ما رفتنی
به گیتی نماند به جز گفتنی
به نام نکو گر بمیرم رواست
مرا نام باید که تن مرگ راست
#حکیم_ابوالقاسم_فردوسی
به گیتی نماند به جز گفتنی
به نام نکو گر بمیرم رواست
مرا نام باید که تن مرگ راست
#حکیم_ابوالقاسم_فردوسی
یقین بدان که در دلم، عزیز و مهربان تویی..
همان دوای آخرین، به دردِ بی امان تویی..
شبیه راز و گوهری، میان سینهی صدف..
درون قلبِ کوچکم، عیانترین نهان تویی..
هراس گم شدن کجا..؟ میان کوره راه غم..
که مقصدم به جاده و به راه بینشان تویی..
نفس بریز بر تنم، که یخ زده جوانهام..
خزان زده بهار را، بیا که باغبان تویی..
بخوان به لهجهی دلت، غزلترین ترانه را..
به نای بینواییام، صدای نغمهخوان تویی..
چه میشود شبی مرا، بپوشی و به تن کنی..
برای لرزش تنم، پناه و سایبان تویی..
نشستهام به انتظارِ آفتابِ روشنت..
غروب نیمه جان منم، طلوع جاودان تویی..
ردیفِ شعر من اگر، حکایتیست نا تمام..
قسم به عین و شین و قاف، تمام داستان تویی..
اگر چه نیستی ولی، خیالِ توست همدمم..
هنوز نبضِ جانیو همیشه خوشزبان تویی..
#نگار_حسینی
همان دوای آخرین، به دردِ بی امان تویی..
شبیه راز و گوهری، میان سینهی صدف..
درون قلبِ کوچکم، عیانترین نهان تویی..
هراس گم شدن کجا..؟ میان کوره راه غم..
که مقصدم به جاده و به راه بینشان تویی..
نفس بریز بر تنم، که یخ زده جوانهام..
خزان زده بهار را، بیا که باغبان تویی..
بخوان به لهجهی دلت، غزلترین ترانه را..
به نای بینواییام، صدای نغمهخوان تویی..
چه میشود شبی مرا، بپوشی و به تن کنی..
برای لرزش تنم، پناه و سایبان تویی..
نشستهام به انتظارِ آفتابِ روشنت..
غروب نیمه جان منم، طلوع جاودان تویی..
ردیفِ شعر من اگر، حکایتیست نا تمام..
قسم به عین و شین و قاف، تمام داستان تویی..
اگر چه نیستی ولی، خیالِ توست همدمم..
هنوز نبضِ جانیو همیشه خوشزبان تویی..
#نگار_حسینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جهان به جان تو جان من و جهان منی
من از جهان به تو دلبستهام که جان منی
جهان من همه تاریکی و تباهی بود
تو را چه شد که بدین روشنی جهان منی؟
به بام کلبهٔ من بوم مینشست و کنون
تو ای همای سعادت همآشیان منی!
#شهریار
من از جهان به تو دلبستهام که جان منی
جهان من همه تاریکی و تباهی بود
تو را چه شد که بدین روشنی جهان منی؟
به بام کلبهٔ من بوم مینشست و کنون
تو ای همای سعادت همآشیان منی!
#شهریار
چہ بے بهانہ آمدے بہ خلوت شبانہ ام
برایم آرزو شدے بهار عاشقانہ ام
نسیم ڪوچہ دلم گرفتہ رنگ وبوے تو
تجسم ترانہ ایے بہ ذوق شاعرانہ ام
توآمدے رقم زدے بہ سر نوشت من بیا
بیا نرو مسافرم تڪیہ بدہ بہ شانہ ام
نباشہ رنگ وبوے تو.تهے تر از تهے منم
نمادے از نجابتے وذڪر عارفانہ ام
بہ سوے تو نماز من تو دیدہ ایے نیاز من
بتے شدے براے من بہ عصر جاهلانہ ام
پرستمت بہ جان ودل بہ قیمت شڪستنم
جواهرے بہ قلب من وگوهر خزانہ ام
نفس نفس بریدہ ام ڪہ هم نفس ندیدہ ام
دوبارہ زندہ میشوم بہ سوے تو روانہ ام...
#لاادری
برایم آرزو شدے بهار عاشقانہ ام
نسیم ڪوچہ دلم گرفتہ رنگ وبوے تو
تجسم ترانہ ایے بہ ذوق شاعرانہ ام
توآمدے رقم زدے بہ سر نوشت من بیا
بیا نرو مسافرم تڪیہ بدہ بہ شانہ ام
نباشہ رنگ وبوے تو.تهے تر از تهے منم
نمادے از نجابتے وذڪر عارفانہ ام
بہ سوے تو نماز من تو دیدہ ایے نیاز من
بتے شدے براے من بہ عصر جاهلانہ ام
پرستمت بہ جان ودل بہ قیمت شڪستنم
جواهرے بہ قلب من وگوهر خزانہ ام
نفس نفس بریدہ ام ڪہ هم نفس ندیدہ ام
دوبارہ زندہ میشوم بہ سوے تو روانہ ام...
#لاادری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در بندِ توام عاشق دربند چه زیباست
با بوسه به لبهای تو پیوند چه زیباست
چشمانِ توگیراست لبت غنچه یِ نازاست
این خلقت بی نقصِ خداوند چه زیباست
#سید_اکبر_طباطبایی،
با بوسه به لبهای تو پیوند چه زیباست
چشمانِ توگیراست لبت غنچه یِ نازاست
این خلقت بی نقصِ خداوند چه زیباست
#سید_اکبر_طباطبایی،
یار باشد ماه باشد آسمان مهتاب باشد
در دل شوریده من شعر بکرو ناب باشد
باد باشد آن گل یاسی که دادی باز باشد
تار باشد در کنارت قند در دل آب باشد
آن دو چشمت مست باشد مثل گلهای بهاری
عکس تو درسینه ءمن عکس من در قاب باشد
کاش گاهی در بهار بی خزان زندگی
سر به زانویت گذارم قلب من بی تاب باشد
کاش یک شب مست گردم تنگ درآغوش تو
آسمان تاریک باشد هم خدا در خواب باشد..
#ارس_آرامی
در دل شوریده من شعر بکرو ناب باشد
باد باشد آن گل یاسی که دادی باز باشد
تار باشد در کنارت قند در دل آب باشد
آن دو چشمت مست باشد مثل گلهای بهاری
عکس تو درسینه ءمن عکس من در قاب باشد
کاش گاهی در بهار بی خزان زندگی
سر به زانویت گذارم قلب من بی تاب باشد
کاش یک شب مست گردم تنگ درآغوش تو
آسمان تاریک باشد هم خدا در خواب باشد..
#ارس_آرامی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعرهایم مالِ تو این اوجِ احسانِ من است
شعرِمن قیمت نداردقیمتش جانِ من است
بـا خیـالِ مهـربـانت ، قصـه هـا دارد دلـم
درهوایت جانسپردن شرحِ عرفانِ من است
#محسن_نظری
شعرِمن قیمت نداردقیمتش جانِ من است
بـا خیـالِ مهـربـانت ، قصـه هـا دارد دلـم
درهوایت جانسپردن شرحِ عرفانِ من است
#محسن_نظری
آمدم، تا بنشینے و بجوشم، با تو
تشنہ هستم نفسے عشق بنوشم، باتو
پیرهن در خور زیبایے تو هرگز نیست
باش تا پیرهن از شعر بپوشم، با تو
شهرخالے شدہ ازعاشق و من آمدہ ام
مست شعروغزل امشب بخروشم باتو
پیش تو میگذرم ازهمہ بنشین و ببین
لحظہ اے را بہ جهانے نفروشم، با تو
آسمان بار امانت نتوانست، ولی
ڪوہ را میڪشم امروز بہ دوشم، با تو
از تو امروز قنارے! غزلے میخواهم
غزلے زمزمہ ڪن من همہ گوشم، با تو
بعد عمرے ڪہ رسیدم بہ توبنشین نفسم
هرچہ در بزم نصیبم شدہ، نوشم با تو...
#اڪبر_آزاد
تشنہ هستم نفسے عشق بنوشم، باتو
پیرهن در خور زیبایے تو هرگز نیست
باش تا پیرهن از شعر بپوشم، با تو
شهرخالے شدہ ازعاشق و من آمدہ ام
مست شعروغزل امشب بخروشم باتو
پیش تو میگذرم ازهمہ بنشین و ببین
لحظہ اے را بہ جهانے نفروشم، با تو
آسمان بار امانت نتوانست، ولی
ڪوہ را میڪشم امروز بہ دوشم، با تو
از تو امروز قنارے! غزلے میخواهم
غزلے زمزمہ ڪن من همہ گوشم، با تو
بعد عمرے ڪہ رسیدم بہ توبنشین نفسم
هرچہ در بزم نصیبم شدہ، نوشم با تو...
#اڪبر_آزاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نسترن با عطــــر موهایت هوایی میشود
یاسمن ســــر درگم این دل ربایی میشود
معجزه در شعر من از دیدن چشمان توست
شك نکنبا دیدنت موسی، عصایی میشود
#مهران_محتشم
یاسمن ســــر درگم این دل ربایی میشود
معجزه در شعر من از دیدن چشمان توست
شك نکنبا دیدنت موسی، عصایی میشود
#مهران_محتشم
ڪوچہ باران است، امشب را بمان!
دل پریشان است، امشب را بمان!
این حوالے چشم هاے آسمان
ابرِ گریان است، امشب را بمان!
جادہ مہ آلود و بے تو پاے عشق
سخت لرزان است، امشب را بمان!
این هواے سُربیِ مَغموم باز
فڪرِ بوران است، امشب را بمان!
باز توفانے بہ پا شد در دلم
دل ڪہ ویران است، امشب را بمان!
چار فصلِ خاطراتِ ڪوچہ باغ
برگ ریزان است، امشب را بمان!
نم نمِ باران و این فنجانِ چای
سهمِ ایوان است، امشب را بمان!
سوزِ سردے مے وزد در خاطرم
ماهِ آبان است، امشب را بمان....!
#مهری_حسینی
دل پریشان است، امشب را بمان!
این حوالے چشم هاے آسمان
ابرِ گریان است، امشب را بمان!
جادہ مہ آلود و بے تو پاے عشق
سخت لرزان است، امشب را بمان!
این هواے سُربیِ مَغموم باز
فڪرِ بوران است، امشب را بمان!
باز توفانے بہ پا شد در دلم
دل ڪہ ویران است، امشب را بمان!
چار فصلِ خاطراتِ ڪوچہ باغ
برگ ریزان است، امشب را بمان!
نم نمِ باران و این فنجانِ چای
سهمِ ایوان است، امشب را بمان!
سوزِ سردے مے وزد در خاطرم
ماهِ آبان است، امشب را بمان....!
#مهری_حسینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بمان درشعر من زیبا که من از تو غزل ریزم
بیا در مخمل مویت هزاران واژه آویزم
تو عطر تازه ی یاسی رها در باغ احساسی
بدون تو چو برگی زرد میان فصل پاییزم
#رضا_رضایی
بیا در مخمل مویت هزاران واژه آویزم
تو عطر تازه ی یاسی رها در باغ احساسی
بدون تو چو برگی زرد میان فصل پاییزم
#رضا_رضایی
باخبر هستی نگاهم بیقرار چشم توست؟
عاشق دیوانهات چشمانتظار چشم توست
اختیار قلب من دیگر ز دستم رفتهاست
از زمان دیدنت، در اختیار چشم توست
شک ندارم دور چشمان تو میگردد زمین
گردش زیبای دنیا بر مدار چشم توست
من تصوّر میکنم گاهی تو در آیینهای
این خیالاتیشدنها یادگار چشم توست!
ناز چشمان تو، خالق را به وجد آوردهاست
خالق زیبای عالم هم دچار چشم توست
طبعِ شعرم با کس دیگر نمیسازد، ولی
تا بخواهی، طبعِ شعرم سازگار چشم توست
میکُشی پیوسته با چشمان زیبایت مرا
قتلهای ساکت و آرام، کار چشم توست!
ادّعای دلبری هر کس که دارد باطل است
دلبری کردن فقط در انحصار چشم توست
لایق چشمان تو هرگز نگفتم مصرعی
سالها دیوان شعرم شرمسار چشم توست
واژهها را از حروف چشمهایت چیدهام
دلربایی از دل ما، شاهکار چشم توست...
#سید احمد حسینیان
عاشق دیوانهات چشمانتظار چشم توست
اختیار قلب من دیگر ز دستم رفتهاست
از زمان دیدنت، در اختیار چشم توست
شک ندارم دور چشمان تو میگردد زمین
گردش زیبای دنیا بر مدار چشم توست
من تصوّر میکنم گاهی تو در آیینهای
این خیالاتیشدنها یادگار چشم توست!
ناز چشمان تو، خالق را به وجد آوردهاست
خالق زیبای عالم هم دچار چشم توست
طبعِ شعرم با کس دیگر نمیسازد، ولی
تا بخواهی، طبعِ شعرم سازگار چشم توست
میکُشی پیوسته با چشمان زیبایت مرا
قتلهای ساکت و آرام، کار چشم توست!
ادّعای دلبری هر کس که دارد باطل است
دلبری کردن فقط در انحصار چشم توست
لایق چشمان تو هرگز نگفتم مصرعی
سالها دیوان شعرم شرمسار چشم توست
واژهها را از حروف چشمهایت چیدهام
دلربایی از دل ما، شاهکار چشم توست...
#سید احمد حسینیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بر ندارم دل زمهرت دلبرا تا زنده ام
ورچه آزادم تو را تا زنده ام من بنده ام
مهر تو با جان من پیوسته گشت اندر ازل
نیست روی رستگاری زو مرا تا زنده ام
َ#سنایی
ورچه آزادم تو را تا زنده ام من بنده ام
مهر تو با جان من پیوسته گشت اندر ازل
نیست روی رستگاری زو مرا تا زنده ام
َ#سنایی