‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
709 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
همخانه ی چشم شاعرم باران است
همراز سکوت سینه ام طوفان است 

دریا شده در حاشیه ی دامانم
چون بغض تری به دیده ام مهمان است

سلول به سلول تنم در تب و تاب
هر بند دلم بی نفست زندان است

انگار جهان بی تو خزان پوشیده
بی بوی تو از شکوفه ها عریان است

از روز ازل با تو دلم پیمان بست
تا.. روز ابد بر سر آن پیمان است

با عشق  غزلواره  به پایان آمد
این عشق همان  غصه ی بی پایان است

#زیبا حسینی جیرندهی‌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درسرم نیست بجزعشقِ تورویایِ کسی
جز تو کاشانه ی قلبم نشود جایِ کسی

رو به رویم بنِشین سیر نگاهت بکنم
عهد بستم نکنم جز تو تماشایِ کسی

#نظام_غلامی_احمدابادی
تو نشاطِ نفسِ صبح پس از بارانی
جنگلِ ابری و در خاطره‌ها پنهانی

اگر از بام تو پرواز کنم یا نکنم
باز هم در قفسِ یاد توام زندانی

شرحِ دل‌بستن و دل‌کندنِ ما آسان نیست
تا کجا خانه نو ساختن از ویرانی!

بی‌گناهی اگر از ترسِ عذاب است نه عشق
برحذر باش از این وسوسه شیطانی

چشم بستیم، ولی جای نظربازی داشت
شرمِ دیدارِ تو در جامه تابستانی

دست در زلفِ تو بردم که شب آغاز شود
حیف! یلدای من این بار نشد طولانی

#علی‌مقیمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میان موج های غم دلم اسیر شب شود
چوقایقی که بی هدف به این وآن طرف رود

نشسته کنج خلوتش میان جمع و انجمن
دلی که جای خالیت به من نهیب غم زند

#برانوش
عاقبت داغ دل ما بدوا هم برسد
وین کدورت که تو بینی بصفاهم برسد

گرچه طوفان بلا وقت مرا برهم زد
وقت برگشتن طوفان بلاهم برسد

سربلندی همه از دولت تیغت دارند
بخت اگر یار شود نوبت ماهم برسد

با جفای تو صبوریم که از خوان کرم
بخش کس جمله جفا نیست وفاهم برسد

اهلی از ساده رخان رنجه بدشنام مشو
دل بدشنام بنه وقت ثنا هم برسد

#اهلی_شیرازی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای دوست بیا، که بی تو آرامم نیست
در بزم طـرب بی‌تو می و جـامم نیست

کــام دل و آرزوی مـن دیـدن تـوست
جــز دیـدن روی تو دگــر کـامم نیست

#عراقی
‌تو چہ دارے ڪہ بہ هر ثانیہ در دل هستی
چہ درخشان ڪہ بسانِ مہ ڪامل هستی

من از این عشق جگرسوز، سراسر آتش
تو بگو بر من دل سوختہ مایل هستی

صنما از رخ چون حورے تو مدهوشم
تو چونان حور و ملائڪ ز شمایل هستی

اشتیاقم بہ وصالت ڪہ زبانزد، انگار....
منم امواج پریشان و تو ساحل هستی

بہ مراد دل اگر هم نرسیدم غم نیست
تو بہ هر لحظہ مرا همدم و در دل هستی

#سینا_اسعدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چشم زیبای تو را قاب کنم کنج دلم ؟
یا برایش بگویم شعر از عمق دلم ؟

شور چشمان تو را آفرید آن خدا
تا تح شوق رود شور شادی به دلم

 #سهراب_ایمانی
شـانـه‌ات را مثـل یک دیوار میخواهد دلم
از نـگاهت جـامِ مِی، بسیار میخواهد دلم

تن به تن، آغوش‌درآغوش‌ و لب‌ بر رویِ لب
بوسه‌هایی مست‌ و با تکرار میخواهد دلم

دستِ یاری‌بخش‌و گرمایِ‌ حضورت‌ را‌ به جان
مثل شخصی مانده در آوار میخواهد دلم

غرق عشقت، شب‌به‌شب در دفتر شعرِ خیال
واژه‌ی چشمِ تو و خودکار میخواهد دلم

از نگاهت، بوسه‌ات، از چشم‌هایت، از لبت
نغمه‌ی سنتور و چنگ و تار میخواهد دلم

تند بادم، بیقرار و مست هر سو می‌وزم
خواستگاهی مثل شالیزار می‌خواهد دلم

#مجتبی_خوش_زبان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواهی که رسی به کام بردار دو گام
یک گام ز دنیا و دگر گام ز کام

نیکو مثلی شنو ز "پیر بسطام "
از دانه طمع ببر که رستی از دام

#بایزید_بسطامی
دلگیرم  از این فاصله  کم کم، کمکم کن
بیزارم از این بارشِ نم نم، کمکم کن

بغضم شده  همدستِ هزاران گره کور
چون منزوی ام  در تبِ  همدم  کمکم کن

لعنت به همه ثانیه هایِ بد بی تو
در حبسیه یِ دوره ی ماتم، کمکم کن

گیرم که تو خوبی و دلم در گرووَت نیست
اندازه یِ یک قطره یِ شبنم، کمکم کن

گیرم که بدی های جهان کار دلم بود
افتاده دلم در تله ی غم، کمکم کن

از فاصله یِ دست من و موی لجوجت
سیلی شده این اشکِ دمادم، کمکم کن

"در حسرت دیدار تو آواره ترینم "
ای خاطره یِ گندم و آدم، کمکم کن


#یونس_عباسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
می‌شوی دلتنگ اگر مانندِ من جان دلم
_وعده‌ی دیدار ما در "کنجِ ایوانِ دلم"!

می‌شوم خوشحال اگر حینِ تَردُّدهات هم..
گاه فرمان کج کنی سمتِ "خیابان دلم"!

#یاس_امینی
آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگو
آنقَـدَر دوری تـو داده عـذابم کـه نگو

مثلِ یک پیچکِ غمگین شده از رفتنِ تو
تا بیایی همه جا در تب و تابم، که نگو

فکر کـردی بـروی مثـلِ تـو آرام شوم؟
بـه خدا کوره‌ی سوزان و مذابم، که نگو

ناگهان دست بـه دامانِ خرافات شدم
آنقَدَر دلخوشِ آن وقتِ جوابم، که نگو

باتو انگار شب و روزِ خدا مالِ من است
بی تـو آنقـدر تُهی مثلِ حبابم کـه نگو

دوست دارم همه‌ی فاصله‌ها کم بشود
تـوی آغـوشِ تـو آنقدر بخوابم که نگو

#رضا_جمشیدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM