دلبـری دارم کـه نامـش ساغـرِ دردانـه است
خانه اش گلخانـه جایش گوشهٔ میخانه است
تا سحر از بـاده ها مست و غـزلخوان میشود
بوۍعطرش چون نسیمی ازگُل و گلخانه است
#مـولانـا
خانه اش گلخانـه جایش گوشهٔ میخانه است
تا سحر از بـاده ها مست و غـزلخوان میشود
بوۍعطرش چون نسیمی ازگُل و گلخانه است
#مـولانـا
من بغضِ باران در دل تنگِ کویرم
از ذهن تو دورم ولی امکانپذیرم
راه گریزی هرگز از عشقت ندارم
رودم که افتادی چو دریا در مسیرم
پشت سکوتم حرفها دارم برایت
رو به سقوطم پیش تو گر سربهزیرم
نشکسته من را رفتنت، از هم گسسته
شیشه نبودم، نازک امّا چون حریرم
بیتو هوای زندگی چون مرگْ سرد است
قدری در آغوشم بکش تا جان بگیرم...
#وجیهه_جامه_بزرگی
از ذهن تو دورم ولی امکانپذیرم
راه گریزی هرگز از عشقت ندارم
رودم که افتادی چو دریا در مسیرم
پشت سکوتم حرفها دارم برایت
رو به سقوطم پیش تو گر سربهزیرم
نشکسته من را رفتنت، از هم گسسته
شیشه نبودم، نازک امّا چون حریرم
بیتو هوای زندگی چون مرگْ سرد است
قدری در آغوشم بکش تا جان بگیرم...
#وجیهه_جامه_بزرگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کوزه چومن،عاشق زاری بوده است
در بندِ سر زلف نگاری بودهست
این دسته که بر گردن او میبینی
دستیست که برگردنِ یاری بودهست
#خیام
در بندِ سر زلف نگاری بودهست
این دسته که بر گردن او میبینی
دستیست که برگردنِ یاری بودهست
#خیام
در هوای تو دلم شوق پریدن دارد
شوق از پا ننشستن نرسیدن دارد
شعر هم لحظه ای آرام نمی گیرد آه...
روی دفتر قلم ام شوق دویدن دارد
واژه ی عشق که آمد نفس بیت گرفت
رد تو بر تن این قافیه دیدن دارد
ساده از غربت چشمان عزیزت نگذر
یوسفم باش که این جامه دریدن دارد
لحظه لحظه دلم از دوری تو می سوزد
شعر گویاست که این درد کشیدن دارد
درد هجرانت اگر قصه شب های من است
آخر قصه - به معشوق رسیدن - دارد
جان فرهاد که شیرین تر از این حادثه نیست
به خدا قصه ی عشق تو شنیدن دارد...
#زهرا_اسماعیل_گل
شوق از پا ننشستن نرسیدن دارد
شعر هم لحظه ای آرام نمی گیرد آه...
روی دفتر قلم ام شوق دویدن دارد
واژه ی عشق که آمد نفس بیت گرفت
رد تو بر تن این قافیه دیدن دارد
ساده از غربت چشمان عزیزت نگذر
یوسفم باش که این جامه دریدن دارد
لحظه لحظه دلم از دوری تو می سوزد
شعر گویاست که این درد کشیدن دارد
درد هجرانت اگر قصه شب های من است
آخر قصه - به معشوق رسیدن - دارد
جان فرهاد که شیرین تر از این حادثه نیست
به خدا قصه ی عشق تو شنیدن دارد...
#زهرا_اسماعیل_گل
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای آنکه تو جان بنده را جان شدهای
در ظلمت کفر شمع ایمان شدهای
اندر دل من ترانه گویان شدهای
واندر سر من چو باده رقصان شدهای
#مولانا
در ظلمت کفر شمع ایمان شدهای
اندر دل من ترانه گویان شدهای
واندر سر من چو باده رقصان شدهای
#مولانا
غرق در رویاے تو بودم ولے غم داشتم
عاشقے بودم ڪہ آغوش تو را ڪم داشتم
میپرستیدم تو را من جاے معبودم ولی
در قنوتم در هوایت عطر شبنم داشتم
در گلستان خیالم دست در دست تو بود
دیدم اینجا دست خود گلهاے مریم داشتم
دیدمت روزے ڪہ دل بر یار دیگر دادہ ای
شب ڪه شد بر قلب خود،من قفل محڪم داشتم
دورے و تنهایے و آوارہ گے ،دلدادہ گی
این چنین شد ڪہ درونم درد مبهم داشتم
زخم ها بر قلب من افتاد اما بے دوا
ڪاش من هم بر دلم یڪ ذرّہ مرهم داشتم
#مریم_صفری
#مارال
عاشقے بودم ڪہ آغوش تو را ڪم داشتم
میپرستیدم تو را من جاے معبودم ولی
در قنوتم در هوایت عطر شبنم داشتم
در گلستان خیالم دست در دست تو بود
دیدم اینجا دست خود گلهاے مریم داشتم
دیدمت روزے ڪہ دل بر یار دیگر دادہ ای
شب ڪه شد بر قلب خود،من قفل محڪم داشتم
دورے و تنهایے و آوارہ گے ،دلدادہ گی
این چنین شد ڪہ درونم درد مبهم داشتم
زخم ها بر قلب من افتاد اما بے دوا
ڪاش من هم بر دلم یڪ ذرّہ مرهم داشتم
#مریم_صفری
#مارال
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با تماشای تو دنیا بهر من تغییر ڪرد
دیدن چشمان تو خواب مرا تعبیر ڪرد
آمدی غم را ز قلب من ربودی نازنین
مهر تو در چشم هایم تا ابد تاثیر ڪرد
#عباس_خالقوردی
دیدن چشمان تو خواب مرا تعبیر ڪرد
آمدی غم را ز قلب من ربودی نازنین
مهر تو در چشم هایم تا ابد تاثیر ڪرد
#عباس_خالقوردی
از تو نشان گرفتم و دیدم نشان تویی!
من بیهوا پریدهام و آسمان تویی!
اے نقشِ تاڪ حڪ شدہ بر باغِ دامنت!
هر جرعهے شراب بہ هر استڪان تویی!
تقویمها بہ شوقِ تو تڪرار میشوند
بوے خوشِ بهار پس از هر خزان تویی!
از ابتداے عشق تویے تا تمامِ عشق
هم ساربان تو هستے و هم ڪاروان تویی!
در ڪورهراهِ حادثہ دل بر تو بستهام
طوفان گذشت، جلوهے رنگینڪمان تویی!
اے یار! اے ترانهے شبهاے انتظار!
خوشتر ز شعرِخواجه کدام است؟
آن تویی!
#جویا_معروفی
من بیهوا پریدهام و آسمان تویی!
اے نقشِ تاڪ حڪ شدہ بر باغِ دامنت!
هر جرعهے شراب بہ هر استڪان تویی!
تقویمها بہ شوقِ تو تڪرار میشوند
بوے خوشِ بهار پس از هر خزان تویی!
از ابتداے عشق تویے تا تمامِ عشق
هم ساربان تو هستے و هم ڪاروان تویی!
در ڪورهراهِ حادثہ دل بر تو بستهام
طوفان گذشت، جلوهے رنگینڪمان تویی!
اے یار! اے ترانهے شبهاے انتظار!
خوشتر ز شعرِخواجه کدام است؟
آن تویی!
#جویا_معروفی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در بنــــدِ تو باشم دلِ من بندتر است
چـــــشمانِ تو با شراب مانندتر است
اغــراق نمیڪنم بگویمْ گُلِ من!
لبخند به لبهاے تو لبخندتر است
#مهدی خدایی
چـــــشمانِ تو با شراب مانندتر است
اغــراق نمیڪنم بگویمْ گُلِ من!
لبخند به لبهاے تو لبخندتر است
#مهدی خدایی
عاشق شدن را شاعـرانـه دوست دارم
دلبستـگى را بى بهـانـه دوست دارم
در لحظـه ى بـارانـىِ احسـاسِ قلبـم
بـاريـدنم را روى شـانـه دوست دارم
وقتیكه بغضِ من پريشان است بۍتو
آهنگِ غمگيـن با تـرانـه دوست دارم
همچون گلِ شب بوىِ باغىِ و هميشه
عطـرِ حضـورت را شبـانه دوست دارم
آواره ى ايـن شاخه وآن شاخه هستم
همچـون پرنـده آشيـانه دوست دارم
يک شب درآغوشم بيـا و عاشقم باش
آن لحظه ها را جاودانـه دوست دارم
#طاهره داوری
دلبستـگى را بى بهـانـه دوست دارم
در لحظـه ى بـارانـىِ احسـاسِ قلبـم
بـاريـدنم را روى شـانـه دوست دارم
وقتیكه بغضِ من پريشان است بۍتو
آهنگِ غمگيـن با تـرانـه دوست دارم
همچون گلِ شب بوىِ باغىِ و هميشه
عطـرِ حضـورت را شبـانه دوست دارم
آواره ى ايـن شاخه وآن شاخه هستم
همچـون پرنـده آشيـانه دوست دارم
يک شب درآغوشم بيـا و عاشقم باش
آن لحظه ها را جاودانـه دوست دارم
#طاهره داوری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح یعنی تو بیایی و دلم باز شود
با تماشای تو احوال خوش آغاز شود
صبح یعنی که تو را سیر ببینم جانا
ساز خوشبختی من در بر تو ساز شود
#امیر_عباس_خالق_وردی
با تماشای تو احوال خوش آغاز شود
صبح یعنی که تو را سیر ببینم جانا
ساز خوشبختی من در بر تو ساز شود
#امیر_عباس_خالق_وردی
زندگی طعمِ خوشِ لحظه ی بودن با توست
شبِ دریاییِ و یک ساحلِ روشن با توست
رو به امواج چه زیبا شود این خاطره ها
آتش و چایی و دل ، ساده سپردن با توست
چشم در چشم هوس دوخته ام بی خبری
میل این عاشق بی بال پریدن با توست
تو بخوان عشق و بگویم غزل لبهایت
گاه دیوانه منم شعر سرودن با توست
یک سبد دلبری ات ریخته در افکارم
هر کجا خانه کنی باز دلِ من با توست
#محسن_اسکندری
شبِ دریاییِ و یک ساحلِ روشن با توست
رو به امواج چه زیبا شود این خاطره ها
آتش و چایی و دل ، ساده سپردن با توست
چشم در چشم هوس دوخته ام بی خبری
میل این عاشق بی بال پریدن با توست
تو بخوان عشق و بگویم غزل لبهایت
گاه دیوانه منم شعر سرودن با توست
یک سبد دلبری ات ریخته در افکارم
هر کجا خانه کنی باز دلِ من با توست
#محسن_اسکندری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوستش دارد دلم، از کلّ دنیا بیشتر
از جهان، از کهکشان، از آسمانها بیشتر
دوستش دارد دلم، او فرق دارد با همه
گر همه ده بار خوبند، او ز صدها بیشتر...
او بهاران من اندر زمهریرِ بیکسیست
دوستش دارم کران تا بیکرانها، بیشتر...
#نرگس_صرافیان_طوفان،،
از جهان، از کهکشان، از آسمانها بیشتر
دوستش دارد دلم، او فرق دارد با همه
گر همه ده بار خوبند، او ز صدها بیشتر...
او بهاران من اندر زمهریرِ بیکسیست
دوستش دارم کران تا بیکرانها، بیشتر...
#نرگس_صرافیان_طوفان،،
چه بی بهانه آمدی به خلوت شبانه ام
برایم آرزو شدی بهار عاشقانه ام
نسیم کوچه دلم گرفته رنگ وبوی تو
تجسم ترانه ایی به ذوق شاعرانه ام
توآمدی رقم زدی به سر نوشت من بیا
بیا نرو مسافرم تکیه بده به شانه ام
نباشه رنگ وبوی تو.تهی تر از تهی منم
نمادی از نجابتی وذکر عارفانه ام
به سوی تو نماز من تو دیده ایی نیاز من
بتی شدی برای من به عصر جاهلانه ام
پرستمت به جان ودل به قیمت شکستنم
جواهری به قلب من وگوهر خزانه ام
نفس نفس بریده ام که هم نفس ندیده ام
دوباره زنده میشوم به سوی تو روانه ام
#لاادری
برایم آرزو شدی بهار عاشقانه ام
نسیم کوچه دلم گرفته رنگ وبوی تو
تجسم ترانه ایی به ذوق شاعرانه ام
توآمدی رقم زدی به سر نوشت من بیا
بیا نرو مسافرم تکیه بده به شانه ام
نباشه رنگ وبوی تو.تهی تر از تهی منم
نمادی از نجابتی وذکر عارفانه ام
به سوی تو نماز من تو دیده ایی نیاز من
بتی شدی برای من به عصر جاهلانه ام
پرستمت به جان ودل به قیمت شکستنم
جواهری به قلب من وگوهر خزانه ام
نفس نفس بریده ام که هم نفس ندیده ام
دوباره زنده میشوم به سوی تو روانه ام
#لاادری