بلدم شعر دو چشمت بِسُرایم به دَمی
معنی واژهی دل بردن و بستن بلدی؟
بلدم پل بزنم از دل خود تا به دلت
پای یک شاعر دیوانه نشستن بلدی؟
#شیوا_صالحی
معنی واژهی دل بردن و بستن بلدی؟
بلدم پل بزنم از دل خود تا به دلت
پای یک شاعر دیوانه نشستن بلدی؟
#شیوا_صالحی
ای مهرِ تو چونماه ، به شب های بلندم
غیر از تو، بگو دل به هوای که ببندم؟
وقتی که کنـــــارِ تو ام انـــگار به کلّی،
دور از غم و دلتنگی وآسیب و گزندم
درقاف ترین قلــهء رویای تو هستم
مبهـــوتِ افقهای مه آلود سهنــدم
تقصیـــــرِ دلم نیست زده باز به دریا
من فارغ از این فلسفه های زد و بندم
گاهی که شودبسته لب از قصه و غصه
از دست ِ زبانِ دلِ خود هم گِله منـدم
تا بوده چنین بوده نمِ اشک بهانه است
باید که به این گریه ء بیهوده بخندم!
مضمونِ غــــزل، محــــورِ آرایــهء نابی
باز از تو سروده است، دلِ شعرپسندم
#بهار_راد.
غیر از تو، بگو دل به هوای که ببندم؟
وقتی که کنـــــارِ تو ام انـــگار به کلّی،
دور از غم و دلتنگی وآسیب و گزندم
درقاف ترین قلــهء رویای تو هستم
مبهـــوتِ افقهای مه آلود سهنــدم
تقصیـــــرِ دلم نیست زده باز به دریا
من فارغ از این فلسفه های زد و بندم
گاهی که شودبسته لب از قصه و غصه
از دست ِ زبانِ دلِ خود هم گِله منـدم
تا بوده چنین بوده نمِ اشک بهانه است
باید که به این گریه ء بیهوده بخندم!
مضمونِ غــــزل، محــــورِ آرایــهء نابی
باز از تو سروده است، دلِ شعرپسندم
#بهار_راد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با تماشای تو دنیا بهر من تغییر ڪرد
دیدن چشمان تو خواب مرا تعبیر ڪرد
آمدی غم را ز قلب من ربودی نازنین
مهر تو در چشم هایم تا ابد تاثیر ڪرد
#عباس_خالقوردی
دیدن چشمان تو خواب مرا تعبیر ڪرد
آمدی غم را ز قلب من ربودی نازنین
مهر تو در چشم هایم تا ابد تاثیر ڪرد
#عباس_خالقوردی
تورا باچشم دل دیدن چه خوب است
برایت تک گلی چیدن چه خوب است
برای باور این عشق پر شور
به جان تو قسم خوردن چه خوب است
زرنگ و روی دنیا دل بریدن
کنار تو غزل خواندن چه خوب است
شبی باهم کنار اتشی گرم
زدستت باده نوشیدن چه خوب است
شراب و باده و چشم خمارت
به ساز عشق رقصیدن چه خوب است
بدون دین و مذهب یا خدایی
لبانت را پرستیدن چه خوب است
اگر چه دوری از من ای عزیزم
به رویای تو خوابیدن چه خوب است..
#حسین ایوبی
برایت تک گلی چیدن چه خوب است
برای باور این عشق پر شور
به جان تو قسم خوردن چه خوب است
زرنگ و روی دنیا دل بریدن
کنار تو غزل خواندن چه خوب است
شبی باهم کنار اتشی گرم
زدستت باده نوشیدن چه خوب است
شراب و باده و چشم خمارت
به ساز عشق رقصیدن چه خوب است
بدون دین و مذهب یا خدایی
لبانت را پرستیدن چه خوب است
اگر چه دوری از من ای عزیزم
به رویای تو خوابیدن چه خوب است..
#حسین ایوبی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جان فدای صورتِ ماهِ تو و خندیدنت
دل شده دلتنگِ آغوشِ تو و بوسیدنت .
باز امشب بوی عطرت در فضا پیچیده است
مستم از عَطرِ نفسهای تو و بوییدنت
#آنجلا_راد
دل شده دلتنگِ آغوشِ تو و بوسیدنت .
باز امشب بوی عطرت در فضا پیچیده است
مستم از عَطرِ نفسهای تو و بوییدنت
#آنجلا_راد
من یکی آمده ام تا که مریدت باشم
پیش تو باشم و همراه جدیدت باشم
دست در دست تو بگذارم و با چشمانت
پشت ویترین رفاقت که خریدت باشم
شهر خاموش و دلم در طلبت بیتاب است
تا به کی منتظر صبح سپیدت باشم
عهد کردم نروم جای دگر جز راهت
وقت برگشت تو من باز امیدت باشم
مثل یوسف بگریز از طمع دستانش
در که شد بسته بیا تا که کلیدت باشم
هر کسی از تو طلب داشت ضمانت کردم
هر کجا پیش طلبکار رسیدت باشم
#اکبر باباپور
پیش تو باشم و همراه جدیدت باشم
دست در دست تو بگذارم و با چشمانت
پشت ویترین رفاقت که خریدت باشم
شهر خاموش و دلم در طلبت بیتاب است
تا به کی منتظر صبح سپیدت باشم
عهد کردم نروم جای دگر جز راهت
وقت برگشت تو من باز امیدت باشم
مثل یوسف بگریز از طمع دستانش
در که شد بسته بیا تا که کلیدت باشم
هر کسی از تو طلب داشت ضمانت کردم
هر کجا پیش طلبکار رسیدت باشم
#اکبر باباپور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلبـری دارم کـه نامـش ساغـرِ دردانـه است
خانه اش گلخانـه جایش گوشهٔ میخانه است
تا سحر از بـاده ها مست و غـزلخوان میشود
بوۍعطرش چون نسیمی ازگُل و گلخانه است
#مـولانـا
خانه اش گلخانـه جایش گوشهٔ میخانه است
تا سحر از بـاده ها مست و غـزلخوان میشود
بوۍعطرش چون نسیمی ازگُل و گلخانه است
#مـولانـا
من بغضِ باران در دل تنگِ کویرم
از ذهن تو دورم ولی امکانپذیرم
راه گریزی هرگز از عشقت ندارم
رودم که افتادی چو دریا در مسیرم
پشت سکوتم حرفها دارم برایت
رو به سقوطم پیش تو گر سربهزیرم
نشکسته من را رفتنت، از هم گسسته
شیشه نبودم، نازک امّا چون حریرم
بیتو هوای زندگی چون مرگْ سرد است
قدری در آغوشم بکش تا جان بگیرم...
#وجیهه_جامه_بزرگی
از ذهن تو دورم ولی امکانپذیرم
راه گریزی هرگز از عشقت ندارم
رودم که افتادی چو دریا در مسیرم
پشت سکوتم حرفها دارم برایت
رو به سقوطم پیش تو گر سربهزیرم
نشکسته من را رفتنت، از هم گسسته
شیشه نبودم، نازک امّا چون حریرم
بیتو هوای زندگی چون مرگْ سرد است
قدری در آغوشم بکش تا جان بگیرم...
#وجیهه_جامه_بزرگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کوزه چومن،عاشق زاری بوده است
در بندِ سر زلف نگاری بودهست
این دسته که بر گردن او میبینی
دستیست که برگردنِ یاری بودهست
#خیام
در بندِ سر زلف نگاری بودهست
این دسته که بر گردن او میبینی
دستیست که برگردنِ یاری بودهست
#خیام
در هوای تو دلم شوق پریدن دارد
شوق از پا ننشستن نرسیدن دارد
شعر هم لحظه ای آرام نمی گیرد آه...
روی دفتر قلم ام شوق دویدن دارد
واژه ی عشق که آمد نفس بیت گرفت
رد تو بر تن این قافیه دیدن دارد
ساده از غربت چشمان عزیزت نگذر
یوسفم باش که این جامه دریدن دارد
لحظه لحظه دلم از دوری تو می سوزد
شعر گویاست که این درد کشیدن دارد
درد هجرانت اگر قصه شب های من است
آخر قصه - به معشوق رسیدن - دارد
جان فرهاد که شیرین تر از این حادثه نیست
به خدا قصه ی عشق تو شنیدن دارد...
#زهرا_اسماعیل_گل
شوق از پا ننشستن نرسیدن دارد
شعر هم لحظه ای آرام نمی گیرد آه...
روی دفتر قلم ام شوق دویدن دارد
واژه ی عشق که آمد نفس بیت گرفت
رد تو بر تن این قافیه دیدن دارد
ساده از غربت چشمان عزیزت نگذر
یوسفم باش که این جامه دریدن دارد
لحظه لحظه دلم از دوری تو می سوزد
شعر گویاست که این درد کشیدن دارد
درد هجرانت اگر قصه شب های من است
آخر قصه - به معشوق رسیدن - دارد
جان فرهاد که شیرین تر از این حادثه نیست
به خدا قصه ی عشق تو شنیدن دارد...
#زهرا_اسماعیل_گل
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای آنکه تو جان بنده را جان شدهای
در ظلمت کفر شمع ایمان شدهای
اندر دل من ترانه گویان شدهای
واندر سر من چو باده رقصان شدهای
#مولانا
در ظلمت کفر شمع ایمان شدهای
اندر دل من ترانه گویان شدهای
واندر سر من چو باده رقصان شدهای
#مولانا
غرق در رویاے تو بودم ولے غم داشتم
عاشقے بودم ڪہ آغوش تو را ڪم داشتم
میپرستیدم تو را من جاے معبودم ولی
در قنوتم در هوایت عطر شبنم داشتم
در گلستان خیالم دست در دست تو بود
دیدم اینجا دست خود گلهاے مریم داشتم
دیدمت روزے ڪہ دل بر یار دیگر دادہ ای
شب ڪه شد بر قلب خود،من قفل محڪم داشتم
دورے و تنهایے و آوارہ گے ،دلدادہ گی
این چنین شد ڪہ درونم درد مبهم داشتم
زخم ها بر قلب من افتاد اما بے دوا
ڪاش من هم بر دلم یڪ ذرّہ مرهم داشتم
#مریم_صفری
#مارال
عاشقے بودم ڪہ آغوش تو را ڪم داشتم
میپرستیدم تو را من جاے معبودم ولی
در قنوتم در هوایت عطر شبنم داشتم
در گلستان خیالم دست در دست تو بود
دیدم اینجا دست خود گلهاے مریم داشتم
دیدمت روزے ڪہ دل بر یار دیگر دادہ ای
شب ڪه شد بر قلب خود،من قفل محڪم داشتم
دورے و تنهایے و آوارہ گے ،دلدادہ گی
این چنین شد ڪہ درونم درد مبهم داشتم
زخم ها بر قلب من افتاد اما بے دوا
ڪاش من هم بر دلم یڪ ذرّہ مرهم داشتم
#مریم_صفری
#مارال
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با تماشای تو دنیا بهر من تغییر ڪرد
دیدن چشمان تو خواب مرا تعبیر ڪرد
آمدی غم را ز قلب من ربودی نازنین
مهر تو در چشم هایم تا ابد تاثیر ڪرد
#عباس_خالقوردی
دیدن چشمان تو خواب مرا تعبیر ڪرد
آمدی غم را ز قلب من ربودی نازنین
مهر تو در چشم هایم تا ابد تاثیر ڪرد
#عباس_خالقوردی
از تو نشان گرفتم و دیدم نشان تویی!
من بیهوا پریدهام و آسمان تویی!
اے نقشِ تاڪ حڪ شدہ بر باغِ دامنت!
هر جرعهے شراب بہ هر استڪان تویی!
تقویمها بہ شوقِ تو تڪرار میشوند
بوے خوشِ بهار پس از هر خزان تویی!
از ابتداے عشق تویے تا تمامِ عشق
هم ساربان تو هستے و هم ڪاروان تویی!
در ڪورهراهِ حادثہ دل بر تو بستهام
طوفان گذشت، جلوهے رنگینڪمان تویی!
اے یار! اے ترانهے شبهاے انتظار!
خوشتر ز شعرِخواجه کدام است؟
آن تویی!
#جویا_معروفی
من بیهوا پریدهام و آسمان تویی!
اے نقشِ تاڪ حڪ شدہ بر باغِ دامنت!
هر جرعهے شراب بہ هر استڪان تویی!
تقویمها بہ شوقِ تو تڪرار میشوند
بوے خوشِ بهار پس از هر خزان تویی!
از ابتداے عشق تویے تا تمامِ عشق
هم ساربان تو هستے و هم ڪاروان تویی!
در ڪورهراهِ حادثہ دل بر تو بستهام
طوفان گذشت، جلوهے رنگینڪمان تویی!
اے یار! اے ترانهے شبهاے انتظار!
خوشتر ز شعرِخواجه کدام است؟
آن تویی!
#جویا_معروفی