‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
709 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
من با تو به چشم آمدم و هیچ نبودم

چون سایه عدم بود سراپای وجودم

بر غیرت من عیب مگیر ای همه خوبی

وقتی که به اندازه‌ی حُسن تو حسودم

تقدیر من از بند تو آزاد شدن نیست

دیدی که گشودی در و من پَر نگشودم

من "نغمهٔ نی" بودم و چون "مویهٔ عُشاق"

با آه درآمیخته شد، بود و نبودم

یک عمر برای تو غزل گفتم و افسوس

شعری که سزاوار تو باشد سرودم

#فاضل_نظری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنقـَدَر پـاک و زلالی و مقدس  نـازنین

دوست دارم پیش تو دل را ببازم خوب من

میشوی سنگِ صبـوری بـر من ِسنگ صبور

کس نباشد غیـر تو محرم به رازم خوب من

#جوادالماسی
هر روز اگر یک بوسه مهمانِ تو باشم
عمری به شیرینی غزلخوانِ تو باشم

با من اگر پیمان نگهداری به یاری
من تا نفس دارم به پيمانِ تو باشم

عشقِ تو شد فرمانروای هستیِ من
تا هرچه فرمائی به فرمانِ تو باشم

گر در تو حیران مانده‌ام بر من ببخشای
من،دوست می‌دارم که حیران تو باشم

حيرانِ چشمانِ تو بودن رستگاريست
بگذار تا حيرانِ چشمانِ تو باشم.

#فریدون مشیری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در خیالت غرقم و آرام جانم گشته ای

باعث آرامش روح و روانم گشته ای

من پر از حال خوشایندم کنارت ماه من

باعث زیبایی عصر و زمانم گشته ای

#امیر_عباس_خالقوردی
‌‌‌‌‌‌‌‌
من هستـم و دوبـاره دلی بی قرارِ تو

این کوچه هاۍخستهٔ چشم انتظارِ تو

منظومـه ی بلنـدِ غـزل های نـازِ من

خورشید هـم ستـاره شود در مدارِ تو

زیبــــاتـرین تغـــزلِ بـارانـیِ منـی

می بـالد عاشقـانـه غزل در بهـارِ تـو

عطری نجیب می وزد از واژه های من

هرگز نبـوده این همـه شعرم دچارِ تو

بخشیدم عاشقانه دلم را به چشم هات

باشـد کـه بی بهـانه شود در کنـارِ تـو

جایی کـه عشق نیز دچارِ تـو می شود

از من عجیب نیست شوم بی قرارِ تـو

#رضا_قریشی_نژاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بت من چشم تو وڪعبه‌ی من شانه‌ی توست

قلب عاشق شده‌ام تـا به ابد خانه‌ی توست

شـمع مـن بـاش و بسوزان تـو سـراپایِ مرا

چـون تمام دل و جـانم، پرِ پروانه‌یِ توست

#مجتبی_خوش_زبان
دوباره می سرایمت تو را كه شاعرانه ای
بهانه می كند دلم تو را كه بی بهانه ای

همیشه چشم های تو دلیل شعرهای من
میان این همه غزل فقط تو عاشقانه ای

خدا تو را نیافرید مگر برای قلب من
كه از تبار صبحی و زلال صادقانه ای

بخند خنده های تو بهانه ی ترانه هاست
دلیل هر سكوتی و شروع هر ترانه ای

تو ضربدر دل منی و حاصل شما غزل
همیشه جذر تو منم تویی كه بی كرانه ای

نهاد بی گزاره ای اگر چه بی خبر ولی
رسیدی و برای من همیشه جاودانه ای

#رضا_قریشی_نژاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در تمنـای نگاهـت بیقـراری می کنم

لحظـه ها را عاشقانه، سرشماری میکنم

مثـلِ آن ماهِ قشنـگی بـر شبستانِ دلم

باتو مَه‌‌رو تا سحر شب زنده‌داری میکنم

#پرویز غـلامی
‍ "تو همانی که به قصر دل من سلطانی"
حاکم قلب منی ، خوب خودت می دانی

همه ی فکر و خیالم ، فقط اندیشه ی توست
تو همانی که در این خاطره ها پنهانی

در دلم عشق کسی نیست به جز عشق رخت
خط به خط راز مرا از نگهم می خوانی

قلبم از هر نفس تو ضربان می گیرد
همه شب در تپش جان و دلم مهمانی

شدم انگشت نمای همه ی مردم شهر
همه گویند که دیوانه و سرگردانی ...

دگر افزون شده از زخم زبان ، درد دلم
تو همانی که همه درد مرا درمانی

حکم کن ای شه احساس دل عاشق من
حاکم عشقی و این را به یقین می دانی!

#آنجلا راد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی گمان تا عمر دارم قلب من لبریزِ توست

بر وجودِ تشنه‌ی من بارشِ یکریزِ توست

آمدی تا عشـق را در روزگارم حس کنم

بی گمان تا عمر دارم قلب من لبریزِ توست

#مهدی_ملکی_الف
پا به پایَت، تا تَه ِ این جاده می آیم نترس!!

این مَنم، عاشقترین دلداده، می آیم نترس!!

در مسیر عشق، از آیینه هَم صادق تَرم،،

ساده بودم، ساده هَستم، ساده می آیم نترس!!

خَم به ابرویَت نیاور ذره ای، دق می کنم،،

عاشقت با خون تعهد داده،، می آیم نترس!!

عقل می گوید نَرو، اما نمی فهمد که عشق،،

در دل وامانده ام افتاده، می آیم نترس!!

در دل آتش بُرو، در آسمان پَرواز کن،

پا به پایَت تا تَه ِ این جاده می آیم، نترس!!

#فرزاد نظافتی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لَبخَندِ تو اَندازه‌ی خورشِید قَشنگ اَست

چَشمان شما مُعجزه‌ی حَضرت مَحبوب

اِی روشنیِ زِندگی‌ام صُبح قَشنگ اَست

وَقتی که بِخوانم زِ نگاهت غَزلِی خُوب

#شهریار
می‌شود با خنده‌ات امروز را عالی کنی؟

سینه‌ی اندوهگین را از غمت خالی کنی؟

می‌شود کشورگشایی‌ها کنی در قلب من

تا پریشان حالی‌‌ام را باز جنجالی کنی ؟

مطلع چشم خمارم را بیابی عاقبت

شعر را سرشار از  لاهور اقبالی کنی؟

دست و دلبازی کنی و با دو چشم عاشقت

شعرها را با نگاهت بر دلم حالی کنی؟

تنگ در آغوش هم باشیم و ختم غائله

با حضورم در کنارت حس خوشحالی کنی؟

#سمیه_فخرالدین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM