امدم با مرهم احساس درمانت کنم
بادل و جان هر چه دارم را به قربانت کنم
باید از عشقت بگویم هر کجا با حال خوش
تا به کی در لابلای شعر پنهانت کنم
#اسماعیل_حاج_علیان
بادل و جان هر چه دارم را به قربانت کنم
باید از عشقت بگویم هر کجا با حال خوش
تا به کی در لابلای شعر پنهانت کنم
#اسماعیل_حاج_علیان
چشم از پے آن دارم تا روے تو میبینم
دل را همہ میل جان با سوے تو میبینم
تا جان بودم در تن رو از تو نگردانم
زیرا ڪہ حیات جان باروے تو میبینم
#عطار_نیشابورے
دل را همہ میل جان با سوے تو میبینم
تا جان بودم در تن رو از تو نگردانم
زیرا ڪہ حیات جان باروے تو میبینم
#عطار_نیشابورے
برندارم دل ز مهرت دلبرا تا زندهام
ور چه آزادم ترا تا زندهام من بندهام
مهر تو با جان من پیوسته گشت اندر ازل
نیست روی رستگاری زو مرا تا زندهام
#سنایی
ور چه آزادم ترا تا زندهام من بندهام
مهر تو با جان من پیوسته گشت اندر ازل
نیست روی رستگاری زو مرا تا زندهام
#سنایی
روزهـا میگــذرد تشـنہ دیـــدارِ تــوام
مهرت از دل نَرود چون ڪہ گرفتارِ توام
برسر ڪوے و گذر طعنہ بہ دیوانهِ مزن
تا بہ اوجِ تـو رِسم جَلــدِ بہ دیوارِ توام
#حضرت_مولانا
مهرت از دل نَرود چون ڪہ گرفتارِ توام
برسر ڪوے و گذر طعنہ بہ دیوانهِ مزن
تا بہ اوجِ تـو رِسم جَلــدِ بہ دیوارِ توام
#حضرت_مولانا
با تماشای تو دنیا بهر من تغییر ڪرد
دیدن چشمان تو خواب مرا تعبیر ڪرد
آمدی غم را ز قلب من ربودی نازنین
مهر تو در چشم هایم تا ابد تاثیر ڪرد
#عباس_خالقوردی
دیدن چشمان تو خواب مرا تعبیر ڪرد
آمدی غم را ز قلب من ربودی نازنین
مهر تو در چشم هایم تا ابد تاثیر ڪرد
#عباس_خالقوردی
ناسزا و زشت گفتن نیست کار عاقلان
از برای نرم گفتن شد زبان بی استخوان
قبل انکه دل برنجانی کلامت را بسنج
تیر رفته بر نمیگردد به آغوش کماان
#احمد جم
از برای نرم گفتن شد زبان بی استخوان
قبل انکه دل برنجانی کلامت را بسنج
تیر رفته بر نمیگردد به آغوش کماان
#احمد جم
قبل از تو اسیر سخن عشـق نبودم
من تشنه ی همچون نفسی مثل تو بودم
آن شب که دوچشمان تو را ماه نشان داد
دیدم که تو در قبله و من غرق سجودم
#کوروش_خلج
من تشنه ی همچون نفسی مثل تو بودم
آن شب که دوچشمان تو را ماه نشان داد
دیدم که تو در قبله و من غرق سجودم
#کوروش_خلج
اگر غـزل سروده ام، فقط تـو را نوشته ام
تـویی غـزل،تـو قافیه، ردیفِ جاودانه ام
بیـا به نورِ چشمِ خودخراب کن خرابه ام
کـه می شود نگاهِ تـو ، بنـای آشیـانه ام
#میثم_دانایی
تـویی غـزل،تـو قافیه، ردیفِ جاودانه ام
بیـا به نورِ چشمِ خودخراب کن خرابه ام
کـه می شود نگاهِ تـو ، بنـای آشیـانه ام
#میثم_دانایی
سیه چشمی، به کار عشق استاد،
به من درس محبت یاد می داد!
مرا از یاد برد آخر، ولی من
بجز او، عالمی را بردم از یاد!
#فریدون مشیری
به من درس محبت یاد می داد!
مرا از یاد برد آخر، ولی من
بجز او، عالمی را بردم از یاد!
#فریدون مشیری
جز دیدن روی تو مرا رای دگر نیست
جز وصل توام هیچ تمنای دگر نیست
این چشم جهان بین مرا در همه عالم
جز بر سر کویت تماشای دگر نیست
#عراقی
جز وصل توام هیچ تمنای دگر نیست
این چشم جهان بین مرا در همه عالم
جز بر سر کویت تماشای دگر نیست
#عراقی
گل شوی در باغ عشقم باغبانت می شوم
در کویر داغ و سوزان سایبانت می شوم
رخ نمایی برمن عاشق میان گل رخان
عمر نوحی را بگیرم جاودانت می شوم
#علی_نوری
در کویر داغ و سوزان سایبانت می شوم
رخ نمایی برمن عاشق میان گل رخان
عمر نوحی را بگیرم جاودانت می شوم
#علی_نوری
گر دریائی ماهی دریای توام
ور صحرائی آهوی صحرای توام
در من میدم بندهٔ دمهای توام
سرنای تو سرنای تو سرنای توام
#مولانا
ور صحرائی آهوی صحرای توام
در من میدم بندهٔ دمهای توام
سرنای تو سرنای تو سرنای توام
#مولانا
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
ز تو هر ذره جهانی ز تو هر قطره چو جانی
چوزتو یافت نشانی چه کند نام ونشان را
#حضرت_مولانا
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
ز تو هر ذره جهانی ز تو هر قطره چو جانی
چوزتو یافت نشانی چه کند نام ونشان را
#حضرت_مولانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبم را کرده ای روشن تو با نور نگاه خود
تو آن ماهی که هر شب می درخشی توی اقبالم
و من خوشبختم از اینکه تو را دارم کنار خویش
از اینکه حضرت عشق منی بر خویش می بالم
#امیر_عباس_خالق_وردی
تو آن ماهی که هر شب می درخشی توی اقبالم
و من خوشبختم از اینکه تو را دارم کنار خویش
از اینکه حضرت عشق منی بر خویش می بالم
#امیر_عباس_خالق_وردی
در کــنـار ســـاحل دریـــا مـــرا هـــم یــاد کــن
روی امــواج و تلاطـــم هــا مــرا هــم یـاد کن
تـــوی جنــگل هــای گــیلان، پیش آهوهای ناز
همـــصدا شـــو با قــناری ها مــرا هــم یــاد کن
جــاده ی چالوس اگـر رفـتی فقــط لــذت ببــر
بیــن آن پــیچ و خَمــش، آنجــا مرا هم یاد کن
آمــل و ســاری و رشــت و بــابل و دریــاکــنار
در هـــوای تالــــش زیبـــا مــــرا هــــم یــاد کن
بـاغ گــرگان را ببیــن و بــوی گــل ها را بفــهم
در میــان دشــتی از گلــها مـــرا هـــم یــاد کـن
کلبه ای چوبی و یک فنجان چای و حال خوب
هــی بخــند و آن ســـر دنــیا مـرا هــم یاد کــن
روزها را بگــذران، فــردای خــود را شــاد باش
بــاوفــا امـــروز و یــا فــردا مــرا هــم یــاد کن
ایــن سفــر زیبــاترین رؤیــای هـر ایرانی است
بــا همیــن رؤیــا شــدم تــنها مــرا هــم یاد کن
#ســـــــﮫ,̺̺یـــل
روی امــواج و تلاطـــم هــا مــرا هــم یـاد کن
تـــوی جنــگل هــای گــیلان، پیش آهوهای ناز
همـــصدا شـــو با قــناری ها مــرا هــم یــاد کن
جــاده ی چالوس اگـر رفـتی فقــط لــذت ببــر
بیــن آن پــیچ و خَمــش، آنجــا مرا هم یاد کن
آمــل و ســاری و رشــت و بــابل و دریــاکــنار
در هـــوای تالــــش زیبـــا مــــرا هــــم یــاد کن
بـاغ گــرگان را ببیــن و بــوی گــل ها را بفــهم
در میــان دشــتی از گلــها مـــرا هـــم یــاد کـن
کلبه ای چوبی و یک فنجان چای و حال خوب
هــی بخــند و آن ســـر دنــیا مـرا هــم یاد کــن
روزها را بگــذران، فــردای خــود را شــاد باش
بــاوفــا امـــروز و یــا فــردا مــرا هــم یــاد کن
ایــن سفــر زیبــاترین رؤیــای هـر ایرانی است
بــا همیــن رؤیــا شــدم تــنها مــرا هــم یاد کن
#ســـــــﮫ,̺̺یـــل