از همه سوی جهان جلوه او می بینم
جلوه اوست جهان کز همه سومی بینم
چشم ازاوجلوه از او ماچه حریفیم ای دل
چهره اوست که با دیده او می بینم
#شهریار
جلوه اوست جهان کز همه سومی بینم
چشم ازاوجلوه از او ماچه حریفیم ای دل
چهره اوست که با دیده او می بینم
#شهریار
من درد ترا ز دست اسان ندهم
دل برنکنم زدوست تاجان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
#مولانا
دل برنکنم زدوست تاجان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
#مولانا
چون من کسی از عشقِ تو شیدا نمیشد
قـفـلِ دلـم جـز بـا نگاهـت، وا نمیشد
می خواستم تـا کـه در آغـوشت بگیرم
حـتی شـده در عــالَـمِ رؤیـا... نمیشد
شـب تـا سحر را گفتم از یـادِ تـو... اما
عشقت درونِ شـعـرهـایم، جـا نمیشد
#مجتبی_خوش_زبان
قـفـلِ دلـم جـز بـا نگاهـت، وا نمیشد
می خواستم تـا کـه در آغـوشت بگیرم
حـتی شـده در عــالَـمِ رؤیـا... نمیشد
شـب تـا سحر را گفتم از یـادِ تـو... اما
عشقت درونِ شـعـرهـایم، جـا نمیشد
#مجتبی_خوش_زبان
دل خوشم با غزلی تازه، همینم کافی است
تو مرا باز رساندی به یقینم، کافیست
قانعم، بیشتر از این چه بخواهم از تو
گاه گاهی که کنارت بنشینم، کافیست
#محمدعلی_بهمنی
تو مرا باز رساندی به یقینم، کافیست
قانعم، بیشتر از این چه بخواهم از تو
گاه گاهی که کنارت بنشینم، کافیست
#محمدعلی_بهمنی
بگذار که بر شاخهی این صبح دلاویز
بنشینم و از عشق سرودی بِسُرایم
آنگاه به صد شوق چو مرغان سبکبال
پر گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم
#فریدون مشیری
بنشینم و از عشق سرودی بِسُرایم
آنگاه به صد شوق چو مرغان سبکبال
پر گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم
#فریدون مشیری
ای که روی تو ، بهشتِ دل و جان است مرا
ای کـه وصلِ تـو مرادِ دل و جان است مرا
چون مرادِ دل و جانم تویی از هر دو جهان!
از تـو دل برنکَنم ، تـا دل و جان است مـرا
#سلمان_ساوجی
ای کـه وصلِ تـو مرادِ دل و جان است مرا
چون مرادِ دل و جانم تویی از هر دو جهان!
از تـو دل برنکَنم ، تـا دل و جان است مـرا
#سلمان_ساوجی
غـزل غزل بنویسم من از دو چشمِ سیاهت
که بُرده ای دل و دین رابه ناز و طرزِ نگاهت
بـرای وصفِ رُخِ تـو ، قلـم به دست نشینم
که صد قصیده نشسته میانِ صورتِ ماهت
#الهام_رازقی
که بُرده ای دل و دین رابه ناز و طرزِ نگاهت
بـرای وصفِ رُخِ تـو ، قلـم به دست نشینم
که صد قصیده نشسته میانِ صورتِ ماهت
#الهام_رازقی
چشم وا کردم و دیدم، کـه خدایم تو شدی
دفتـرِ پُـر غــزلِ خـاطـره هـایم تـو شدی
در سرم نیست بجز حال وهوای تو و عشق
شادم از اینکه همه حال و هـوایم تو شدی
#علیرضا_آذر
دفتـرِ پُـر غــزلِ خـاطـره هـایم تـو شدی
در سرم نیست بجز حال وهوای تو و عشق
شادم از اینکه همه حال و هـوایم تو شدی
#علیرضا_آذر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امشب_شب
آن نیست ڪه از خانه روند
از یارِ یڪَانه سوے بیڪَانه روند
امشب_شب
آنست ڪه جانهاے عزیز
در آتش اشتـــیاق مستانه روند
#مـولانـایجـان
آن نیست ڪه از خانه روند
از یارِ یڪَانه سوے بیڪَانه روند
امشب_شب
آنست ڪه جانهاے عزیز
در آتش اشتـــیاق مستانه روند
#مـولانـایجـان
در بندِ تو باشم دلِ من بندتر است
چشمانِ تو با شراب مانندتر است
اغراق نمیڪنم بگویمْ گُلِ من!
لبخند بہ لبهاے تو لبخندتر است
#مهدی_خدایی
چشمانِ تو با شراب مانندتر است
اغراق نمیڪنم بگویمْ گُلِ من!
لبخند بہ لبهاے تو لبخندتر است
#مهدی_خدایی
اگر غـزل سروده ام، فقط تـو را نوشته ام
تـویی غـزل،تـو قافیه، ردیفِ جاودانه ام
بیـا به نورِ چشمِ خودخراب کن خرابه ام
کـه می شود نگاهِ تـو ، بنـای آشیـانه ام
#میثم_دانایی
تـویی غـزل،تـو قافیه، ردیفِ جاودانه ام
بیـا به نورِ چشمِ خودخراب کن خرابه ام
کـه می شود نگاهِ تـو ، بنـای آشیـانه ام
#میثم_دانایی
بین لبهای ٺو پیمانه شدن را بلدم
ساقی ڪَوشه ی میخانه شدن را بلدم
روز و شب در پی دیدار و وصالی نابم
وقت ٺنهایی ٺو شانه شدن را بلدم......
#محمــــد_شریفـــی
ساقی ڪَوشه ی میخانه شدن را بلدم
روز و شب در پی دیدار و وصالی نابم
وقت ٺنهایی ٺو شانه شدن را بلدم......
#محمــــد_شریفـــی
من عاشقی از کمالِ تو آموزم
بیت و غزل از جمالِ تو آموزم
در پردهی دل خیالِ تـو رقص کُــند
من رقصِ خوش از خیالِ تو آموزم
#مولانا
بیت و غزل از جمالِ تو آموزم
در پردهی دل خیالِ تـو رقص کُــند
من رقصِ خوش از خیالِ تو آموزم
#مولانا
امدم با مرهم احساس درمانت کنم
بادل و جان هر چه دارم را به قربانت کنم
باید از عشقت بگویم هر کجا با حال خوش
تا به کی در لابلای شعر پنهانت کنم
#اسماعیل_حاج_علیان
بادل و جان هر چه دارم را به قربانت کنم
باید از عشقت بگویم هر کجا با حال خوش
تا به کی در لابلای شعر پنهانت کنم
#اسماعیل_حاج_علیان
چشم از پے آن دارم تا روے تو میبینم
دل را همہ میل جان با سوے تو میبینم
تا جان بودم در تن رو از تو نگردانم
زیرا ڪہ حیات جان باروے تو میبینم
#عطار_نیشابورے
دل را همہ میل جان با سوے تو میبینم
تا جان بودم در تن رو از تو نگردانم
زیرا ڪہ حیات جان باروے تو میبینم
#عطار_نیشابورے
برندارم دل ز مهرت دلبرا تا زندهام
ور چه آزادم ترا تا زندهام من بندهام
مهر تو با جان من پیوسته گشت اندر ازل
نیست روی رستگاری زو مرا تا زندهام
#سنایی
ور چه آزادم ترا تا زندهام من بندهام
مهر تو با جان من پیوسته گشت اندر ازل
نیست روی رستگاری زو مرا تا زندهام
#سنایی
روزهـا میگــذرد تشـنہ دیـــدارِ تــوام
مهرت از دل نَرود چون ڪہ گرفتارِ توام
برسر ڪوے و گذر طعنہ بہ دیوانهِ مزن
تا بہ اوجِ تـو رِسم جَلــدِ بہ دیوارِ توام
#حضرت_مولانا
مهرت از دل نَرود چون ڪہ گرفتارِ توام
برسر ڪوے و گذر طعنہ بہ دیوانهِ مزن
تا بہ اوجِ تـو رِسم جَلــدِ بہ دیوارِ توام
#حضرت_مولانا
با تماشای تو دنیا بهر من تغییر ڪرد
دیدن چشمان تو خواب مرا تعبیر ڪرد
آمدی غم را ز قلب من ربودی نازنین
مهر تو در چشم هایم تا ابد تاثیر ڪرد
#عباس_خالقوردی
دیدن چشمان تو خواب مرا تعبیر ڪرد
آمدی غم را ز قلب من ربودی نازنین
مهر تو در چشم هایم تا ابد تاثیر ڪرد
#عباس_خالقوردی