تمـامِ واژہ هاے من بـه نـامِ تـو ترانہ شد
وَ نـامِ تـو بـہ روے لب سرودِ عاشقانہ شد
بہ انتظارِ ماهِ تو نشستہ ام بہ پُشتِ شب
بیـا امیدِ شب شڪن ، دلم پُر از بهانـہ شد
بـہ زیـرِ هـر قدم ڪنم نظارہ اے بہ ردِ خود
ڪہ اشڪِ دیدگانِ من بہ هرقدم جوانہ شد
نگاهِ پـاڪِ روشنت، نگاهِ بـا صفـاے عشق
نگاهِ من بـہ حُرمتت عظیم و بیڪرانـہ شد
تو ناخداے قلبـمے، و ساحلے بـہ موجِ دل
وَ رودِ چشمِ عاشقم، بہ سمتِ تو روانہ شد
نگینِ عشق و شادیت بہ تاجِ من جلا دهد
سراے قصرِ خالے ام بـہ گوهرت خزانہ شد
#محمد_امیری
وَ نـامِ تـو بـہ روے لب سرودِ عاشقانہ شد
بہ انتظارِ ماهِ تو نشستہ ام بہ پُشتِ شب
بیـا امیدِ شب شڪن ، دلم پُر از بهانـہ شد
بـہ زیـرِ هـر قدم ڪنم نظارہ اے بہ ردِ خود
ڪہ اشڪِ دیدگانِ من بہ هرقدم جوانہ شد
نگاهِ پـاڪِ روشنت، نگاهِ بـا صفـاے عشق
نگاهِ من بـہ حُرمتت عظیم و بیڪرانـہ شد
تو ناخداے قلبـمے، و ساحلے بـہ موجِ دل
وَ رودِ چشمِ عاشقم، بہ سمتِ تو روانہ شد
نگینِ عشق و شادیت بہ تاجِ من جلا دهد
سراے قصرِ خالے ام بـہ گوهرت خزانہ شد
#محمد_امیری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو بیا تا رمَقی هست مـرا کُنجِ قفس
توکه هم جانی وجانانِ منی مثلِ نفس
غزلم غرقِ خیالِ تو شکوفا شده است
تو برای دلِ من معجزهٰ عشقی و بس!
#شیوا_صالحی
توکه هم جانی وجانانِ منی مثلِ نفس
غزلم غرقِ خیالِ تو شکوفا شده است
تو برای دلِ من معجزهٰ عشقی و بس!
#شیوا_صالحی
قسم به اشک زلالت به چشم پرشررت
رها مکن من دلداده را در این سفرت
بگو به جرم کدامین گناه از دل من
بریدی و شده ام دور از آن دل و نظرت
تمام بغض جهان حلقه درگلوی من است
که بسته راه گلویم به رقم آن هنرت
همیشه یاد تو را میبرم به کوچهی عشق
ندیدهام که بیفتد به آن طرف گذرت
تمام شعر مرا غم فرا گرفته ولی
نخوان تو شعر غمم را فدای چشم ترت
بیا دوباره نظر کن به جان بی تن من
تمام جان و تنم شد فدای پا و سرت
#سعید_زاهدی
رها مکن من دلداده را در این سفرت
بگو به جرم کدامین گناه از دل من
بریدی و شده ام دور از آن دل و نظرت
تمام بغض جهان حلقه درگلوی من است
که بسته راه گلویم به رقم آن هنرت
همیشه یاد تو را میبرم به کوچهی عشق
ندیدهام که بیفتد به آن طرف گذرت
تمام شعر مرا غم فرا گرفته ولی
نخوان تو شعر غمم را فدای چشم ترت
بیا دوباره نظر کن به جان بی تن من
تمام جان و تنم شد فدای پا و سرت
#سعید_زاهدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک نفر آمد و بی آنکه بدانم همه دنیایم شد
مثل مهتاب به دل خیمه زدومونس شبهایم شد
تا که افتاد نگاهش به نگاهم دل من رفت زِکف
من شـدم ســاحِلِ او یک شبـه دریـایم شد
#مهنازنجفی
مثل مهتاب به دل خیمه زدومونس شبهایم شد
تا که افتاد نگاهش به نگاهم دل من رفت زِکف
من شـدم ســاحِلِ او یک شبـه دریـایم شد
#مهنازنجفی
توبگو دل، که بـه آهنگِ دلت ساز کنم..
تو بگو عشق، که من عاشقی آغاز کنم..
تو بگو راز، که من بشکنم این قفلِ سکوت..
سرِ صحبت به تو ای محرمِ دل باز کنم..
تو بگو ناز، که با قیمت جان مشتریم..
دادہ دستور دلم سوی ِ تو پرواز کنم..
تو بگو آہ، که من خسته ام از دربه دری..
دل ویران شدہ را با تو سرافراز کنم..
تو بگو شعر، که من شاعر تو سنگ صبور..
آمدم با غزلی عشق خود ابراز کنم..
#ناشناس
تو بگو عشق، که من عاشقی آغاز کنم..
تو بگو راز، که من بشکنم این قفلِ سکوت..
سرِ صحبت به تو ای محرمِ دل باز کنم..
تو بگو ناز، که با قیمت جان مشتریم..
دادہ دستور دلم سوی ِ تو پرواز کنم..
تو بگو آہ، که من خسته ام از دربه دری..
دل ویران شدہ را با تو سرافراز کنم..
تو بگو شعر، که من شاعر تو سنگ صبور..
آمدم با غزلی عشق خود ابراز کنم..
#ناشناس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تادلـــبرو دلـــدارتو باشے
خوبم...
مجنون شدمو یار تو باشے
خوبم...
دردیست ڪه اے ڪـــاش!!!
مداوا نشود
وقتے ڪه پرستـارتو باشے
خـــوبم..
#ناشناس
خوبم...
مجنون شدمو یار تو باشے
خوبم...
دردیست ڪه اے ڪـــاش!!!
مداوا نشود
وقتے ڪه پرستـارتو باشے
خـــوبم..
#ناشناس
امشب چه شود در دل تاریکی وغمها
آن ماه بکوبد به درخانه ام امشب
در قاب پراز خلوت و تنهایی خانه
آن ماه بیاید به غزلخانه ام امشب
پروانه شدم برسر کوی تو زنم پر
پرپر بزنم بر در دردانه ام امشب
از عشق تو من شاعر دیوانه شهرم
دیوانه تراز پیش به میخانه ام امشب
ای ماه پری خوی وپر یچهره شعرم
برتاب به این قلب و پری خانه ام امشب
از هیبت این عشق جنون ریخته در شب
از قاب برون آی که دیوانه ام امشب
#ناشناس
آن ماه بکوبد به درخانه ام امشب
در قاب پراز خلوت و تنهایی خانه
آن ماه بیاید به غزلخانه ام امشب
پروانه شدم برسر کوی تو زنم پر
پرپر بزنم بر در دردانه ام امشب
از عشق تو من شاعر دیوانه شهرم
دیوانه تراز پیش به میخانه ام امشب
ای ماه پری خوی وپر یچهره شعرم
برتاب به این قلب و پری خانه ام امشب
از هیبت این عشق جنون ریخته در شب
از قاب برون آی که دیوانه ام امشب
#ناشناس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلم چیزی نمی خواهد به جزدیوانه ت بودن
خیالت در دلم باشد به دل ویرانه ات بودن
نه غیری در سرم باشد نه غیری خاطرم آید ،
تو دُرّ وُ گوهرم باشی، و من دردانه ات بودن
#راحم_تبریزی
خیالت در دلم باشد به دل ویرانه ات بودن
نه غیری در سرم باشد نه غیری خاطرم آید ،
تو دُرّ وُ گوهرم باشی، و من دردانه ات بودن
#راحم_تبریزی
اندازهی عصری زمستانی دلم تنگ است
ابری تر از یک شهر بارانی دلم تنگ است
از وسعت آغوش تو دورم و این یعنی
آن سان که می دانم و می دانی دلم تنگ است
عطر تو را می بویم از پیراهنت اینجا
محزون تر از یک پیر کنعانی دلم تنگ است
"تو ای عزیز من کجایی" ای بنان امروز
غمگین تر از شعری که میخوانی دلم تنگ است
در آسمانی خالی از حس حضور تو
اندازه ی یک مرغ زندانی دلم تنگ است
دلتنگی ام ارثیه دیرینه شعر است
از دوره ی سبک خراسانی دلم تنگ است
#سهیل خراسانی
ابری تر از یک شهر بارانی دلم تنگ است
از وسعت آغوش تو دورم و این یعنی
آن سان که می دانم و می دانی دلم تنگ است
عطر تو را می بویم از پیراهنت اینجا
محزون تر از یک پیر کنعانی دلم تنگ است
"تو ای عزیز من کجایی" ای بنان امروز
غمگین تر از شعری که میخوانی دلم تنگ است
در آسمانی خالی از حس حضور تو
اندازه ی یک مرغ زندانی دلم تنگ است
دلتنگی ام ارثیه دیرینه شعر است
از دوره ی سبک خراسانی دلم تنگ است
#سهیل خراسانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آسمان را با حضورت پاک و زیبا کرده ای
خواب شب را با نگاهت پر ز رویا کرده ای
آمدی احوال قلبم پیش تو مطلوب شد
چشم هایم را ز شوقت همچو دریا کرده ای
#ناشناس
خواب شب را با نگاهت پر ز رویا کرده ای
آمدی احوال قلبم پیش تو مطلوب شد
چشم هایم را ز شوقت همچو دریا کرده ای
#ناشناس
برای شعـر گـفتنـم ، تـو بهتـریـن بهـانـه ای
دلـیـل مـانــدگـاریِ ، هــر غــزل و ترانـه ای
بخوان بهلحن عاشقی، دلم گرفته از غمی
غمــم ز دل نمی رود ، مگر به عاشقانـه ای
بیا به خانـه ی دلم ، که غرق بی پناهی ام
دلـم پر از امید کن ، به جلـوہ ی شبانـه ای
درون خلـوت دلـم ، ببین جوان و پر تپش
میـان سینـه مـی وزد ، طنین عاشقانـه ای
طلـوع کـردہ چشـم تو، به ساحل نگاہ من
و جلوہ های مهـر تو ، رسیدہ هر کرانـه ای
شکـفتـه شد گـل وفـا ، به شورہ زار باورم
و بـذر مهـر در دلـم ، دوبـارہ زد جوانـه ای
شکـوہ رقـص واژہ را ، درون دفتـرم ببیـن
تـو در غـزل نشسته ای ، عزیز جاودانـه ای
#ناشناس
دلـیـل مـانــدگـاریِ ، هــر غــزل و ترانـه ای
بخوان بهلحن عاشقی، دلم گرفته از غمی
غمــم ز دل نمی رود ، مگر به عاشقانـه ای
بیا به خانـه ی دلم ، که غرق بی پناهی ام
دلـم پر از امید کن ، به جلـوہ ی شبانـه ای
درون خلـوت دلـم ، ببین جوان و پر تپش
میـان سینـه مـی وزد ، طنین عاشقانـه ای
طلـوع کـردہ چشـم تو، به ساحل نگاہ من
و جلوہ های مهـر تو ، رسیدہ هر کرانـه ای
شکـفتـه شد گـل وفـا ، به شورہ زار باورم
و بـذر مهـر در دلـم ، دوبـارہ زد جوانـه ای
شکـوہ رقـص واژہ را ، درون دفتـرم ببیـن
تـو در غـزل نشسته ای ، عزیز جاودانـه ای
#ناشناس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درهوایت بی بهانه جان ودل را می سپارم
لحظه هارا مثل مجنون در سراب و انتظارم
عـاشقی را با تمام پیچ وخم ها می شناسم
زندگی را پای عشـقت با وجودم می گذارم
#مهرنازلامعی
لحظه هارا مثل مجنون در سراب و انتظارم
عـاشقی را با تمام پیچ وخم ها می شناسم
زندگی را پای عشـقت با وجودم می گذارم
#مهرنازلامعی
گر تو باشی در برم من با تو بهتر میشوم
بر لب خشک شقایق ؛ شبنم تر میشوم
من همان گلبوته ی عشقم به باغ آرزو
عطر زیبای تو میخواهم صنوبر میشوم
.شد عجین با عشق افلاطونی م جانان من
تا شوم اسطوره بر عشاق اختر میشوم
در هوای عشق من جانا کمی پرواز کن
بر دلم بنشین ؛ که بر بامت کبوتر میشوم
#ناشناس
بر لب خشک شقایق ؛ شبنم تر میشوم
من همان گلبوته ی عشقم به باغ آرزو
عطر زیبای تو میخواهم صنوبر میشوم
.شد عجین با عشق افلاطونی م جانان من
تا شوم اسطوره بر عشاق اختر میشوم
در هوای عشق من جانا کمی پرواز کن
بر دلم بنشین ؛ که بر بامت کبوتر میشوم
#ناشناس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM