‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
709 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
من به اندازه ی غم های دلم پیر شدم
از تظاهر به جوان بودن خود سیر شدم


عقل می خواست که بعد از تو جوان باشم و شاد
من ولی با غمِ عشق تو زمین گیر شدم

#زهراسلیم
بازنده ے بازے قمارت باشم
قربانے هرلحظه ے دارت باشم

رفتم که فراموش کنے یادم را
دیدم که نمے شود کنارت باشم

#هما_کشتگر
من تـو را امروز میخواهم نه مثلِ "شهریار"
در خیالات ثریا غرق باشم ســــــال ها

عاقبت هم با دو چشمِ تَر بگویم عشق من
آمدی جــــانم به قربانت ولی حالا چرا

#ارش_مهدی پور
خسته ام ، خسته تر از آنچه تصور بکنی
چه کنم شیشه ی احساس دلم خورده ترک

گفته بودم که بمان سنگ صبور دل من
گفتم و گوش نکردی ، برو اصلا به درک

#جواد_الماسی
هر کجا حیرانم اندر چشم گریانم توئی
روی در هرکس که دارم قبلهٔ جانم توئی

گرچه در بزم دگر شبها چو شمعم در گداز
آن که هر دم می‌کشد از سوز پنهانم توئی

#محتشم_کاشانی
.
در دلِ بی‌خبـران ، جز غمِ عـالَم غم نیست
در غمِ عشقِ تـو ما را، خبـر از عـالَم نیست
خاکِ عالَم که سِرشتند، غرض عشقِ تو بود
هر که خاکِ رهِ عشقِ تـو نشد، آدم نیست
از جنونِ من و حُسنِ تو سخن بسیار است
قصهٔ ما و تـو از لیلی و مجنـون کم نیست

#هلالى_جغتايى
اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند
درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد

ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق
هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد

#حافظ
ديشب اينجا كه نبودي نم باران زده بود
تب شعرم به هوايت به خيابان زده بود

پرسه در كوچه‌ي شبهاي تو مي‌زد غزلم
واژه‌ها در طلبت سر به بيابان زده بود

#منصور_باپیری
یک شهر مرا زیر لبش زمزمه میکرد
جانا تو بگو با من دیوانه چه کردی

پروانه دلش سوخت نگاهش به من افتاد
ای عهد شکن با دل پروانه چه کردی

#محرم_زمانی
روز محشر از دلم تکلیف عشقت را نخواه
در مرام عاشقی قلبم بدهکار تو نیست

می‌روی لطفا تمام خاطراتت را ببر
دل بریدی از من و ماندن به اصرار تو نیست

#حانیه_اسدی
شاهد خوشبختی ات باشم همیشه هر مکان
با صبوری چاره ای ، بر یاس و حرمانت کنم

با تو بستم عهد الفت، تا نفس دارم به تن
گر نیاز افتد خودم را ، وقف پيمانت کنم

#فریدون_مشیری
دنیا پریشان گشته و صبحم به خواب است
عاشق شدن بی رنج و غم اصلا سراب است

وقتی که دارم شعر می گویم برایت
باید بفهمی حال دل بی تو خراب است

#هماکشتگر
مرا جانی در این قالب وانگه جز توم مذهب
که من از نیستی جانا به عشق تو برون جستم

اگر جز تو سری دارم سزاوار سر دارم
وگر جز دامنت گیرم بریده باد این دستم

#مولانا
بلدم شعر دو چشمت بِسُرایم به دَمی
معنی واژه ے دل بردن و بستن بلدے؟

بلدم پل بزنم از دل خود تا به دلت
پاے یک شاعر دیوانه نشستن بلدے؟

َ#شیوا_صالحی

.
دم کن برایم چای با گلبرگِ خورشید
با حبه ای آواز ِ گنجشکانِ عاشق
لبخندِ تو چیزی شبیه ِ عطرِ نان است
قدری بخند ای خنده هایت جانِ عاشق...

#معصومه_صابر
تا چراغانی ڪنم راه تو را هر شامگاه

اشڪ شوقی نو به نو آویز مژگان می‌ڪنم.....

#سیمین_بهبهانی
نمی‌شود بنویسم به یادت افتادم،

به قدر ثانیه حتی، نرفتی از یادم!

#مجتبی_سپید
با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو
باشد که خستگی بشود شرمسار تو
در دفتر همیشه ی من ثبت می شود
این لحظه ها عزیزترین یادگار تو ...


#محمدعلی_بهمنی
در دل دردی‌ست از تو پنهان که مپرس
تنگ آمده چندان دلم از جان که مپرس

با این همه حـــال و در چنین تنگـــدلی
جـــا کرده محبـّت تو چنـدان‌که مپرس

#ابو‌سعید_ابوالخیر
قلب مجروح و غریبم یار میخواهد چه کار
شور اشکِ چشم من غمخوار میخواهد چه کار

روح ما موجیست در دریای عشق بیکران
سیر این دریا دگر تکرار میخواهد چه کار

#سهیل خراسانی