‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
708 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
   این کوه بلند است ولی نیست دماوند
   این رود چه زیباست ولی رود تَجَن نیست؛

   این شهر عظیم است ولی شهر غریب است،
این خانه قشنگ است ولی خانۀ من نیست.

#میر_خسرو_فرشیدورد
عزیزون از غم و درد جدایی
به چشمونم نمانده روشنایی

گرفتارم بدام غربت و درد
نه یار و همدمی نه آشنائیی

#باباطاهر
شاخه هایم را شکاندی، تیشه بر ریشه چرا؟
برگ و بارم را تکاندی، سنگ بر شیشه چرا؟

آمدی تا که بسوزانیم ، خوب سوزاندی مرا
این چنین آتش فکندی سخت بر بیشه چرا ؟

#فرهاد_سایه
منم بیدار منم عاشق ، همه درخواب
منم سوسوی فانـــــوسی ولی در باد

درون قایق سهراب ، رَوَم تا ناکجا آباد
درسته عاشقی تنهام و سرگردان ولی آزاد

#فرهـاد_سایـه
.
دلم تنگ است و چشم حسرتم باز
چراغى در شب تارم برافروز

به جان آمد دل از ناز نگاهت
فرو ریز اين سكوت آشناسوز


#هوشنگ_ابتهاج
دل دیوانه من مشرف بیدل شدن است
بهترین حالت دیوانگی عاقل شدن است

در پی لعل خودت باش کسی کامل نیست
ماه خود نیز فقط در پی کامل شدن است

#پاشاپوری
غم‌بی‌هم نفسی‌‌عذاب است‌چه بایدبکنم
این دل آزرده خراب است چه باید بکنم

تو همه دارو ندارم شده ای بی انصاف
با چنین روز و شب و درد چه باید بکنم

#فرهـاد_سایه
یک ارگ قدیمی شده ام در وسط شهر
اما تو مکش نقشه ی ویران شدنم را

چون ماهی افتاده به قلاب شدم که
صیاد نفهمیده پشیمان شدنم را

#محمد_شیخی
یک نفر آمد و بی آنکه بدانم همه دنیایم شد
مثل مهتاب به دل خیمه زدومونس شب‌هایم شد

تا که افتاد نگاهش به نگاهم دل من رفت زِکف
من شـدم  ســاحِلِ او یک  شبـه دریـایم  شد

#مهنازنجفی
 ای بی خبـــــر از محنـَت روز افزونم
دانـم کہ ندانی از جــُـــدایی چـونم

باز آی که سرگشـــــتہ تر از فرهادم
دریاب که دیـــــوانہ تر از مـجنونم

#رهی_معیری
.
دلم تنگ است و چشم حسرتم باز
چراغى در شب تارم برافروز

به جان آمد دل از ناز نگاهت
فرو ریز اين سكوت آشناسوز

#هوشنگ_ابتهاج
سالیانی رفت و از دردم کسی آگاه نیست
بس که با لبخند مصنوعی نهانش کرده‌ام

امتحان عاشقان دوری ست، اما قلب من
طاقت دوری ندارد، امتحانش کرده‌ام !

#سجاد_سامانی
نرسد دست تمنا، چون به دامان شما
مے توان چشمِ دلے دوخت،به ایوان شما

از دلم تا لبِ ایوان شما، راهے نیست
نیمه جانے است درین فاصله،قربان شما

#فریدون مشیری
باران و من و فاصله و بغض نفس گیر
یک شعرِ ترِ خسته ی پوسیده ی دلگیر

هر شعر که آن را تو نخوانی به چه مانَد
چون من که پر از دردم و از عاقبتم سیر

#مریم_حیدری
بگذار با تو عالم خود را عوض ڪنم
یک لحظه تو به جاے من و من به جاے تو

این حال و عالمے ڪه تو داری،براے من
دار وندار و جان و دل من براے تو

#قیصر_امین_پور
من به اندازه ی غم های دلم پیر شدم
از تظاهر به جوان بودن خود سیر شدم


عقل می خواست که بعد از تو جوان باشم و شاد
من ولی با غمِ عشق تو زمین گیر شدم

#زهراسلیم
بازنده ے بازے قمارت باشم
قربانے هرلحظه ے دارت باشم

رفتم که فراموش کنے یادم را
دیدم که نمے شود کنارت باشم

#هما_کشتگر
من تـو را امروز میخواهم نه مثلِ "شهریار"
در خیالات ثریا غرق باشم ســــــال ها

عاقبت هم با دو چشمِ تَر بگویم عشق من
آمدی جــــانم به قربانت ولی حالا چرا

#ارش_مهدی پور
خسته ام ، خسته تر از آنچه تصور بکنی
چه کنم شیشه ی احساس دلم خورده ترک

گفته بودم که بمان سنگ صبور دل من
گفتم و گوش نکردی ، برو اصلا به درک

#جواد_الماسی
هر کجا حیرانم اندر چشم گریانم توئی
روی در هرکس که دارم قبلهٔ جانم توئی

گرچه در بزم دگر شبها چو شمعم در گداز
آن که هر دم می‌کشد از سوز پنهانم توئی

#محتشم_کاشانی
.