‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
708 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
شبى در خلوت من باش و آرام از ته قلبت
برايم قصه هاى شور و شيدايى محيا كن

برايم تا سحر از عيش و از مستى حديث آور
و دين تازه اى از عشق خود در سينه ام جا كن

بيا ... آتش بياور جان من ..آتش بزن دل را
بيا و آتشى از مهر خود در سينه برپا كن

عجب حال و هوايى دارم امشب يار شيرينم
تو هم حال مرا دارى ؟؟ ندارى گر كه..حاشا كن

درون خرمن زلفان تو گم گشته چشمانم
نگاهى كن درون اين شب تاريك و پيدا كن

تماشا كن درون آينه مهمان شب هايم
بيا فكرى به حال اين بت مه روى زيبا كن

شبى در خلوت ما تا سحر مى بوسمت تنها
تمام لحظه هاى بوسه را آنجا تماشا كن

#ناشناس
حبس در زندان آغوشت برایم زندگی است


چون در آغوش تو محبوسم نگارا زنده ام

#امیرعباس‌خالق وردی
کسی به عمق وجودم نشسته با احساس
جواهری ته قلبم نهفته چون الماس

چکیده عطر تنش لا به لای رگ هایم
چو قطره های زلالی که می چکد از یاس

و خنده های بهشتی شکفته برلب من
که بهترین شده در قاب عکس یک عکاس

یکی درون وجودم ز عشق لبریز است
و مست میشود از سرکشیدن گیلاس

چهل ستون وجودم دگر نمی لرزد
کسی نشسته درونم شبیه شاه عباس

#ناشناس
ای جان جهان جان و جهان بندهٔ تو
شیرین شده عالم ز شکر خندهٔ تو

صد قرن گذشت و آسمان نیز ندید
در گردش روزگار مانندهٔ تو

#مولانا
گرچه پیرم با تو آنقدر جوانم که نگو
در کنارت پای تا سر هیجانم که نگو

آمدی کوچه معطر شده از آمدنت
سبزوخُرم شده هرجای جهانم که نگو

هنرِتوست همین تاب وتبِ عاشقی ام
که من آن شاعرِ بیتاب و توانم که نگو

با دو صد دلبری وعشوه وناز آمده ای...
آنقدَرحک شده ای دردل وجانم که نگو

بعداز این ثانیه ای دور نباش از دل‌من
بی تو هرلحظه به حدی نگرانم که نگو

شعرِمن خواندی اگر،خوب به‌حالم بنگر
آنقَدَر ساده و بی نام و نشانم که نگو

#شیوا صالحی
با نگاهت عاشقــم کردی،‌ دلم دیوانه شد
خنده بــرلب شاعرم ڪردی، دلم دیوانه شد

گفتـم آیا میشود با یک نگاه عاشق شوم؟
خنده براین پرسشـم ڪردی، دلم دیوانه شد.

#عباس_معروفی
با تو هستم قافیه در شعر نابم می شوی ؟
حالت مستی پس از جام شرابم می شوی ؟

نوگل خندان من عطرتو در صبحم دمید
پرسه هایی در خیال وقت خوابم می شوی ؟!

من سوال بی جواب از عشق پرسیدم عزیز
پاسخم گو ،منتظر هستم،جوابم می شوی ؟

حال من خوب است اما با تو بهتر می شود
پس دلیل خوبی حال خرابم می شوی؟

با دو پای خسته از راه آمدم درمانده ام
بین ماندن یا که رفتن انتخابم می شوی ؟

#ناشناس
خیالت دردل و عشقت بجان حسنت بچشم من

گهی در دل گهی در جان گهی در دیدۀ گویا

#نواب‌ غلام‌ محبوب‌ سبحانی
دیدی آخر با غزلهایت هوایی شددلم؟
بعد از آن شیرین زبانی ها،چه حالی شد دلم؟

اشتیاق عاشقی را در نگاهت خوانده ام
اینچنین درگیر چشمانت فدایی شد دلم

من به اعجاز غزل بر قلب،ایمان داشتم
با همین اشعارتان،مسحور و جانی شد دلم

بیت آخر،حرفهای این دل در بند توست
من خودم ماندم عجب سر به هوایی شد دلم

مینویسم این غزل با عشق تقدیم تو باد
خوب من!در فصل بی باران بهاری شد دلم

#ناشناس
تو از تبار کدام آسمان و معجزه‌ای
که با تو زندگی‌‌ام تازه رو به راه شده
غمی که راه نفس را گرفته بود به دل
به لطف بودنت ای عشق رو سیاه شده

#مجتبی_خوش_زبان
غزل یعنی تویی هر جا کنارم
تویی آرامش و صبر و قرارم

غزل یعنی بجز از عشق گفتن
برای دلبرم کاری ندارم

در این عشق انچنان دیوانه ام که
به صحرای جنون سر می گذارم

تو را می خوانم ای بالا بلندم
تو باشی شعر ناب ماندگارم

تویی شعر و شراب و شور و مستی
ننوشم گر تو را روزی ،خمارم

#اسماعیل_حاج_علیان
آفتابم ڪه تو باشے غم بارانے نیست
اے شروع هیجان بے تو بهارانے نیست

به طلوع غزل و لحظه دیدار قسم
چون نسیم نفست عطر و گلستانے نیست

#سپیده_حاجیوند
"در تمنـای نگاهـت بیقـراری می کنم"
لحظـه ها را عاشقانه، سرشماری میکنم

مثـلِ آن ماهِ قشنـگی بـر شبستانِ دلم
باتو مَه‌‌رو تا سحر شب زنده‌داری میکنم

گر چه‌ در اوجِ زمستانم، ولی محبوب‌ِ دل
با تـو احساسِ قشنگِ، نوبهـاری میکنم

رفتـی و آتـش زد هجـرانـت بـه دل
تا سحرگاهان بـرایت، غمگساری میکنم

بی تـو شـب میخـانـه شد مأوای من
از غمِ هجـرِ تـو زیبـا، میگساری می کنم

مثل‌ِ یک‌ رویای‌ زیبا درشب و خواب منی
بهرِ دیدارت به شب ها بی قراری میکنم

#پرویز_غـلامی
جان دلم
اعتبارت پیش دلم
تنها به حضورت نیست
تو در جانم رخنه کرده ای و
من از فاصله هراسی ندارم

#سیما_امیرخانی
حاشا نکنم محو تماشای تو هستم
از من بکنی یا نکنی پای تو هستم

دل دل بکنی میروم از دست تو دیگر
پس جا بزنی یا نزنی جای تو هستم

افسوس نخور ناله مکن از غم دنیا
دنیا به درک، من همه دنیای تو هستم

شب های پر از واهمه ات را تو رها کن
جای شب و کابوس تو رویای تو هستم


من طاقت ناراحتی ات هیچ ندارم
هر لحظه و هر ثانیه جویای تو هستم

#حسین_حیدری"رهگذر"
تو آیه ی عشقم باش، تلاوتت با من
تو خط سلیسی-عشق-،کتابتت با من

و سوره ی چشمانت یُوَسوسُ فی صَدرم
پیمبـــر قلبم باش، کرامتت با مـــن

#ناشناس
ای شرقی قشنگ! که شعرم برای توست
در بیت بیت هر غزلم رد پای توست

احساس می کنم که کمی دوست داری ام
تنها دلیل منطقی ام چشم های توست

شاید مرا به اسم قدیمی صدا زدی
باور کنم پرنده ی من! این صدای توست؟!

حال و هوای چشم تو شعر مرا سرود
شعرم همیشه حاصل حال و هوای توست

همواره انتهای غزل خوب می شود
وقتی که انتهای غزل ابتدای توست

در ابتدای چشم تو شعری شروع شد
شعری که بیت های قشنگش برای توست

#ناشناس
دلخوشم از عشق جان افزای خویش
دوست دارم یار بی همتای خویش

در نظر نقش خیالش بسته ام
خوش نشسته نور او بر جای خویش

#شاه_نعمت‌الله_ولی
گریه را می بینم و با خنده رامت می کنم...
بهترین احساس دنیا را بنامت می کنم...!

خنده را می دزدی و پنهان نگاهم می کنی...!
گریه را می پوشم و خندان سلامت می کنم

نیستم مایوس از بد عهدی این روزگار
تلخ گفتارم، ولی شادی به کامت می کنم

کوچه را با شوق دیدارت به پایان می برم
کوچه ی بن بست قلبم را به نامت می کنم...!

گفته بودی زندگی بی عشق رنجی بیش نیست
خویش را یک عمر پابند مرامت می کنم

خون به رگهای تنم در عشق می گردد خمار
تا زلال اشک خود را غرق جامت می کنم

#ناشناس
نگــه ڪــردم بـه چشــم پـر ز رازش
فروخواندم به گوشش قصهٔ عشق

تــورا_میخواهم_اے_جـانـانـه_من
تـــــو را اے عـاشـــــق دیـوانـــهٔ مـن

#فروغ_فرخزاد