‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
708 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
لیلی ام باش بیا و
دستانِ من محتاج توست

من ز مجنون بیشتر
لیلی پرستی میڪنم

#راحم_تبریزے
‌ ‌‌
هوا آرام،
شب خاموش،
راه آسمان ها باز
خیالم چون کبوترهای وحشی
می کند پرواز ...

#فریدون_مشیری
کاش میشد که کمی باتو بگویم غم دل
      عقده بگشایم ازاین مرثیه وماتم دل

       کمی از درد نگفته به تو ابراز کنم
      پرده بردارم از این قصه ولب بازکنم

      بنشینم  به هوایت نفسی تازه کنم
     پاره گی های دل از مهرتو شیرازه کنم 

     کاش میشد چو کبوتر بپرم از دل خویش
    تازیارتگه چشمان تو تا منزل خویش

حیف این نامه ی سربسته چه مُهری دارد
مشکل است از غم من پرده سخن بردارد

من افتاده دراین بند ندارم امید
سایه ی لطف شما هست ولی کوخورشید

من به امید خدا رهسپر بارانم
من پراز کوچ پرستو شده ام ، مهمانم

قدرمیدانمت ای مرغ خوش الحان بردل
شده ایی جان و دراین سینه ی تنگم منزل

#اڪــرمـ_نورانی
نه، نگفتم دوستت دارم ولی جانم تویی
خالق هر لحظه از این عشق پنهانم تویی

تا قیامت در میان سینه حبست می‌کنم
تا قیامت حسرت چشمان حیرانم تویی

#پویا جمشیدی
چه زیبامیشود گاهی،به شخصی مبتلا گشتن
برای  "یک‌ نفر " ماندن ، برای "یک نفر" مُردن

بشوراند ضمیر یاد ،" گُلی " در نقش یک بانی
دچارش باشی و حتما ، همیشه ، تا ابد بودن

حریقی  مبتلا باشی ، به چشم آشنای دوست
مهم  اصلا  نباشد  که ، غم بیگانه  را خوردن

صدایت  او ، ذهنت او ، تمامت سهم او باشد
مثالِ عشق یک سرباز به مرز و ،باور و ،میهن

و  آنچه  عشق انگارند به طبعِ تیشه ی فرهاد
شُکوهِ تلخِ شیرینش ،نه پتک و رعشه ی آهن

کفایت می کند  بودن  ، برای هم اگر چه دور
همه  جان در حصار او،نهی بر مسلکش گردن

چه زیبامیشود گاهی،به شخصی مبتلا گشتن
برای  "یک‌  نفر"  ماندن ، برای "یک نفر" مردن..

برای همان یک نفر

#ناشناس
تو بکرترین ترانه ی بارانی
خورشید نشین چشم جوبارانی

تا طی بشود مسیرِ رود از سر کوه
آرام ترین شکوهِ این جریانی

#اڪــــرم_نورانی
.
یک دم بیا فانوس شو، خورشید دنیایت شوم
در کوره‌ راه زندگی همواره نجوایت شوم

من قصه گویت می‌شوم در بستر دلدادگی
تعبیر خوابم گر شوی یک عمر رویایت شوم

امروز با جانم بساز و فکر رفتن هم مکن
عمرم اگر فرصت دهد لبخند فردایت شوم

از عقل و منطق دور شو در بزم شعر و شاعری
شعری بگویم وصف تو این بار نیمایت شوم

در آسمان عاشقی خود را رها کن در خطر
پرواز کن بی دلهره غرق تمنّایت شوم

گفتم اگر صیدم کنی آهوی در دامِ توام
صیاد دل، دامت بیاور تا که شیدایت شوم

عمری نشستم بر دَرَت تا تو بیایی در برم
من عاشق و دلبسته ی پنهان و پیدایت شوم

#حسین_طلائی
چنانم در دلی حاضر،

ڪه جان در جسم و خون در رڪَ ...

#سعدے
،،،

بوسه‌ی اشک به چشمان من از غربت توست
رنگ شب‌های سیاهم همه از غیبت توست

روزها فکر منی و همه شب رویایم
هر کلامی که به لب آورم آن صحبت‌ توست

من که مجنون شده‌ام،خار شدم،پیر شدم
اندکی سختی لیلا شدنش نوبت توست

لهجه و شعر من و نامم اگر شیرین است
همه از نام تو و لطف تو و شربت توست

با خداوند اگر راز و نیازی دارم
آرزویم همه سر زندگی و صحت توست

سال ها بعد وفاتم اگرم بگشایند
باز در کالبدم شعر تو و رغبت توست‌...

#تقی_شیرین‌زاده
شراب شوق می‌نوشم به گرد يار می‌گردم

سخن مستانه می‌گويم ولی هوشيار می‌گردم

گهی خندم گهی گريم گهی افتم گهی خيزم

مسيحا در دلم پيدا و من بيمار می‌گردم...


#حضرت_عشق_مولانا
دلم برای حرف ِشاعرانه تنگ میشود
برای رویِ ماهِ تو شبانه تنگ میشود

تویی خیال هرشبم که خواب را ربوده ای
دلم برای خوابِ عاشقانه تنگ میشود

میان خوابهای خود اسیر یک فسانه ایم
دلم برای آن شبِ فسانه تنگ میشود

شدم غریب وهیچ کس به خانه در نمی زند
تو نیستی دلم،در آشیانه تنگ میشود

گرفته قلب باغ وگل ،برای یاس خانه ام
دلم برای یاسِ بی نشانه تنگ میشود

بگو به من چطورسردوسنگ می شود دلت؟
دلم برای این سکوت جاودانه تنگ میشود

تمام زندگی پر از بهانه های پُر عبث
دلم برای تو چه بی بهانه تنگ می شود

قسم به این ترانه های درد ناک عاشقی
برای تو دلم ،در این ترانه تنگ میشود

#احمدی
از اینڪه همیشه شعر من غم دارد
یعنے ڪه تو را  تو را  تو را ڪم دارد

اوج غم من جمعه نبوده ست  ببین
سرتاسر هفته بے تو ماتم دارد

#میترا_فرجے
سر به راهی بودم، اما سخت گمراهت شدم
برکه‌ای بودم که غرق جادوی ماهت شدم

هر چه اینجا دل مقرب‌تر، عذابش بیشتر
سوختم، از لحظه‌ای که شمع درگاهت شدم

عمر، صرف یک نظر گشت و پشیمان نیستم
شاعر طبع بلند و مکث کوتاهت شدم

با نگاهی از تو پرسیدم که: می‌مانی؟ ولی
ماندم و حیران فقط آیینه‌ی آهت شدم

یوسفی هستم که اهل دل شکستن نیستم
تو زلیخایم شدی و من زلیخواهت شدم

بعد از این بیتم تو رفتی، من ولی سرگشته‌ای
بین شرم و خنده و استغفرالله‌ت شدم

#قاسم_صرافان
امدی  جانمٖ  به  قــربانت  صفا  آورده ای
درد  بی  درمان  قـلـبـم  را  دوا  آورده ای

با خودم گفتم ملک ایام هجران شد تمام 
آمدی خوش  آمدی  جانی  مرا  آورده ای

#شهریار
در دلم خانه ای از مهر تو برپاشده است
خانه ای بهر حضور تو مهیا شده است

خانه ای پر ز تمنای زبانبازی تو
بی تو از بار سکوتش غم دنیا شده است

خانه ای در طلب یار دلی وامانده
دل سرگشته و ناکام که شیدا شده است

کار مجنون شده اغراق به دلباختنش
کار لیلا دگر انگار که حاشا شده است

خانه از شوق قدم های مبارک بی تاب
قدمی نِه به دل دوست که تنها شده است

شرط تکمیل و قبولی عبادت شده ای
کن جماعت تو صلاتی که فرادا شده است

تو خود از چهره بخوان آنچه که در دل مانده
اثر عشق به رخساره هویدا شده است

هر چه از روز نخستین گذر کرد ایام
یار ما بیشتر از قبل فریبا شده است

#سینا_اسعدی‌
قحطی گندم کجا و قحطی یک جو مرام
شهر کنعان را همین یک دانه رسوا می‌کند

رفتن یوسف ولی با مردم کنعان نکرد
آنچه که معشوقه دارد با دل ما می‌کند

#ماشالله_دهدشتی
مینویسم   غزلی  از  لب و  آن قامتِ  یار
تا که  قدری  بِسر  آید  غمِ  این  قلبِ نزار

بس حکایت  که  از آن  زلفِ پریشان دارم
بس شکایت که شده در دلم از عشق ،قطار

لعنتت  باد دلم  که همه تقصیر  تو هست
روزگارم شده  از دستت  اگر  تیره و  تار

رویِ  باغ ِ  لبِ  من  غنچه ی  حیرانی  را
میشکوفد گل افسوس  در این  خاطره زار

مثلِ  نقّاشِ  بدونِ  قلم  و  رنگ   شدم
روی یک صفحه که خالی شده از نقش و نگار

#محسن_برخورداری
   این کوه بلند است ولی نیست دماوند
   این رود چه زیباست ولی رود تَجَن نیست؛

   این شهر عظیم است ولی شهر غریب است،
این خانه قشنگ است ولی خانۀ من نیست.

#میر_خسرو_فرشیدورد
من بی تو یک صنوبر پیرم فقط همین
یا "تاغ" خشک دشت کویرم فقط همین

تکلیف من بدون تو آخر چه می‌شود؟
خاکی بدون شاه و وزیرم فقط همین

حاجت به نسخه‌های عجیب و غریب نیست
یک لب بخند تا که نمیرم فقط همین

من جاودانه می‌شوم این خط و این نشان
باید که چشم از تو نگیرم فقط همین

یک بال کاش عاریه می‌دادی‌ام عزیز
می‌خواهم اوج با تو بگیرم فقط همین...

#سونیا_نوری
بر پیله ی سرنوشت خود رازش را
پروانه شد و نوشت پروازش را

دل بی تو تمام بود کارش؛ با تو
یک بار دگر سرود آغازش را

#زهرا_وهاب_ساقی