‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
708 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
قاصدک گر پر گشودی سوی او با او بگو

یاد تو هر جا که باشدیاد ما در سوی توست

#راحم_تبریزی
دوباره زنده كن
اين خســـته ى خـــزان زده را
حلول كن به
تنم جان ببخش و جانان باش

#حسین‌منزوی
بوی بهشت می شنوم از صدای تو
نازکتر از گل است، گل‌ِگونه‌های تو

این حال و عالمی که تو داری‌، برای من
دار و ندار و جان و دل من برای تو

#قیصر_امین‌پور
دل پر درد را درمان تو سازی

شفای جان بیمارم تو باشی

#عراقی
.
ای عشق ای ترنم نامت ترانه‌ها
معشوق آشنای همه‌ عاشقانه‌ها

با هر نسیم دست تکان می‌دهد گلی
هر نامه‌ای ز نام تو دارد نشانه‌ها

#قیصر_امین_پور
تو چقدر خوب به اندازه ابعاد مني
مثلِ يك خاطره شاد كه در يادِ مني

به كجا از تو گريزم، به سر سايهِ من
مثل ماهي نگرانم ، تو صيّادِ مني 

#شهرام_سعيدي

.
مرا یادِ  تو می انداخت بـاران....

تو را باران به باران گریه کردم!!!....

#محمود_صادقی
دل به دلدار سپردن

ڪار هر دلدار نیست

من به تو جان میسپارم

دل ڪه قابلدار نیست . . .

#ناشناس
لیلی ام باش بیا و
دستانِ من محتاج توست

من ز مجنون بیشتر
لیلی پرستی میڪنم

#راحم_تبریزے
‌ ‌‌
هوا آرام،
شب خاموش،
راه آسمان ها باز
خیالم چون کبوترهای وحشی
می کند پرواز ...

#فریدون_مشیری
کاش میشد که کمی باتو بگویم غم دل
      عقده بگشایم ازاین مرثیه وماتم دل

       کمی از درد نگفته به تو ابراز کنم
      پرده بردارم از این قصه ولب بازکنم

      بنشینم  به هوایت نفسی تازه کنم
     پاره گی های دل از مهرتو شیرازه کنم 

     کاش میشد چو کبوتر بپرم از دل خویش
    تازیارتگه چشمان تو تا منزل خویش

حیف این نامه ی سربسته چه مُهری دارد
مشکل است از غم من پرده سخن بردارد

من افتاده دراین بند ندارم امید
سایه ی لطف شما هست ولی کوخورشید

من به امید خدا رهسپر بارانم
من پراز کوچ پرستو شده ام ، مهمانم

قدرمیدانمت ای مرغ خوش الحان بردل
شده ایی جان و دراین سینه ی تنگم منزل

#اڪــرمـ_نورانی
نه، نگفتم دوستت دارم ولی جانم تویی
خالق هر لحظه از این عشق پنهانم تویی

تا قیامت در میان سینه حبست می‌کنم
تا قیامت حسرت چشمان حیرانم تویی

#پویا جمشیدی
چه زیبامیشود گاهی،به شخصی مبتلا گشتن
برای  "یک‌ نفر " ماندن ، برای "یک نفر" مُردن

بشوراند ضمیر یاد ،" گُلی " در نقش یک بانی
دچارش باشی و حتما ، همیشه ، تا ابد بودن

حریقی  مبتلا باشی ، به چشم آشنای دوست
مهم  اصلا  نباشد  که ، غم بیگانه  را خوردن

صدایت  او ، ذهنت او ، تمامت سهم او باشد
مثالِ عشق یک سرباز به مرز و ،باور و ،میهن

و  آنچه  عشق انگارند به طبعِ تیشه ی فرهاد
شُکوهِ تلخِ شیرینش ،نه پتک و رعشه ی آهن

کفایت می کند  بودن  ، برای هم اگر چه دور
همه  جان در حصار او،نهی بر مسلکش گردن

چه زیبامیشود گاهی،به شخصی مبتلا گشتن
برای  "یک‌  نفر"  ماندن ، برای "یک نفر" مردن..

برای همان یک نفر

#ناشناس
تو بکرترین ترانه ی بارانی
خورشید نشین چشم جوبارانی

تا طی بشود مسیرِ رود از سر کوه
آرام ترین شکوهِ این جریانی

#اڪــــرم_نورانی
.
یک دم بیا فانوس شو، خورشید دنیایت شوم
در کوره‌ راه زندگی همواره نجوایت شوم

من قصه گویت می‌شوم در بستر دلدادگی
تعبیر خوابم گر شوی یک عمر رویایت شوم

امروز با جانم بساز و فکر رفتن هم مکن
عمرم اگر فرصت دهد لبخند فردایت شوم

از عقل و منطق دور شو در بزم شعر و شاعری
شعری بگویم وصف تو این بار نیمایت شوم

در آسمان عاشقی خود را رها کن در خطر
پرواز کن بی دلهره غرق تمنّایت شوم

گفتم اگر صیدم کنی آهوی در دامِ توام
صیاد دل، دامت بیاور تا که شیدایت شوم

عمری نشستم بر دَرَت تا تو بیایی در برم
من عاشق و دلبسته ی پنهان و پیدایت شوم

#حسین_طلائی
چنانم در دلی حاضر،

ڪه جان در جسم و خون در رڪَ ...

#سعدے
،،،

بوسه‌ی اشک به چشمان من از غربت توست
رنگ شب‌های سیاهم همه از غیبت توست

روزها فکر منی و همه شب رویایم
هر کلامی که به لب آورم آن صحبت‌ توست

من که مجنون شده‌ام،خار شدم،پیر شدم
اندکی سختی لیلا شدنش نوبت توست

لهجه و شعر من و نامم اگر شیرین است
همه از نام تو و لطف تو و شربت توست

با خداوند اگر راز و نیازی دارم
آرزویم همه سر زندگی و صحت توست

سال ها بعد وفاتم اگرم بگشایند
باز در کالبدم شعر تو و رغبت توست‌...

#تقی_شیرین‌زاده
شراب شوق می‌نوشم به گرد يار می‌گردم

سخن مستانه می‌گويم ولی هوشيار می‌گردم

گهی خندم گهی گريم گهی افتم گهی خيزم

مسيحا در دلم پيدا و من بيمار می‌گردم...


#حضرت_عشق_مولانا
دلم برای حرف ِشاعرانه تنگ میشود
برای رویِ ماهِ تو شبانه تنگ میشود

تویی خیال هرشبم که خواب را ربوده ای
دلم برای خوابِ عاشقانه تنگ میشود

میان خوابهای خود اسیر یک فسانه ایم
دلم برای آن شبِ فسانه تنگ میشود

شدم غریب وهیچ کس به خانه در نمی زند
تو نیستی دلم،در آشیانه تنگ میشود

گرفته قلب باغ وگل ،برای یاس خانه ام
دلم برای یاسِ بی نشانه تنگ میشود

بگو به من چطورسردوسنگ می شود دلت؟
دلم برای این سکوت جاودانه تنگ میشود

تمام زندگی پر از بهانه های پُر عبث
دلم برای تو چه بی بهانه تنگ می شود

قسم به این ترانه های درد ناک عاشقی
برای تو دلم ،در این ترانه تنگ میشود

#احمدی
از اینڪه همیشه شعر من غم دارد
یعنے ڪه تو را  تو را  تو را ڪم دارد

اوج غم من جمعه نبوده ست  ببین
سرتاسر هفته بے تو ماتم دارد

#میترا_فرجے