روزهـا میگــذرد تشـنه دیـــدارِ تــوام
مهرت از دل نَرود چون که گرفتارِ توام
برسر کوی و گذر طعنه به دیوانهِ مزن
تا به اوجِ تـو رِسم جَلــدِ به دیوارِ توام
#مولانا
مهرت از دل نَرود چون که گرفتارِ توام
برسر کوی و گذر طعنه به دیوانهِ مزن
تا به اوجِ تـو رِسم جَلــدِ به دیوارِ توام
#مولانا
مهربانم یاد تو بر شعر من جان می دهد
درد من را چشم تو یکباره درمان می دهد
عشق من با هر حضور تو بهاری می شود
در رگم خون امیدی تازه جاری می شود
ای صدای تو ترنمهای باران بهار !
بر کویر سینه ام باران مهرت را ببار
#رویاصفری
درد من را چشم تو یکباره درمان می دهد
عشق من با هر حضور تو بهاری می شود
در رگم خون امیدی تازه جاری می شود
ای صدای تو ترنمهای باران بهار !
بر کویر سینه ام باران مهرت را ببار
#رویاصفری
.
مژگان به هم بزن که بپاشی جهان من
کو بی زمین من به سر آسمان من
درمان نخواستم ز تو من درد خواستم
یک درد ماندگار ! بلایت به جان من
#حسینمنزوی
مژگان به هم بزن که بپاشی جهان من
کو بی زمین من به سر آسمان من
درمان نخواستم ز تو من درد خواستم
یک درد ماندگار ! بلایت به جان من
#حسینمنزوی
بامن که به چشمِ توگرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلبِ مرا برده به تاراج
ای موی پریشان تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند این شبِ مواج
#ناشناس
حرفی بزن ای قلبِ مرا برده به تاراج
ای موی پریشان تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند این شبِ مواج
#ناشناس
بوی بهشت می شنوم از صدای تو
نازکتر از گل است، گلِگونههای تو
این حال و عالمی که تو داری، برای من
دار و ندار و جان و دل من برای تو
#قیصر_امینپور
نازکتر از گل است، گلِگونههای تو
این حال و عالمی که تو داری، برای من
دار و ندار و جان و دل من برای تو
#قیصر_امینپور
.
ای عشق ای ترنم نامت ترانهها
معشوق آشنای همه عاشقانهها
با هر نسیم دست تکان میدهد گلی
هر نامهای ز نام تو دارد نشانهها
#قیصر_امین_پور
ای عشق ای ترنم نامت ترانهها
معشوق آشنای همه عاشقانهها
با هر نسیم دست تکان میدهد گلی
هر نامهای ز نام تو دارد نشانهها
#قیصر_امین_پور
تو چقدر خوب به اندازه ابعاد مني
مثلِ يك خاطره شاد كه در يادِ مني
به كجا از تو گريزم، به سر سايهِ من
مثل ماهي نگرانم ، تو صيّادِ مني
#شهرام_سعيدي
.
مثلِ يك خاطره شاد كه در يادِ مني
به كجا از تو گريزم، به سر سايهِ من
مثل ماهي نگرانم ، تو صيّادِ مني
#شهرام_سعيدي
.
کاش میشد که کمی باتو بگویم غم دل
عقده بگشایم ازاین مرثیه وماتم دل
کمی از درد نگفته به تو ابراز کنم
پرده بردارم از این قصه ولب بازکنم
بنشینم به هوایت نفسی تازه کنم
پاره گی های دل از مهرتو شیرازه کنم
کاش میشد چو کبوتر بپرم از دل خویش
تازیارتگه چشمان تو تا منزل خویش
حیف این نامه ی سربسته چه مُهری دارد
مشکل است از غم من پرده سخن بردارد
من افتاده دراین بند ندارم امید
سایه ی لطف شما هست ولی کوخورشید
من به امید خدا رهسپر بارانم
من پراز کوچ پرستو شده ام ، مهمانم
قدرمیدانمت ای مرغ خوش الحان بردل
شده ایی جان و دراین سینه ی تنگم منزل
#اڪــرمـ_نورانی
عقده بگشایم ازاین مرثیه وماتم دل
کمی از درد نگفته به تو ابراز کنم
پرده بردارم از این قصه ولب بازکنم
بنشینم به هوایت نفسی تازه کنم
پاره گی های دل از مهرتو شیرازه کنم
کاش میشد چو کبوتر بپرم از دل خویش
تازیارتگه چشمان تو تا منزل خویش
حیف این نامه ی سربسته چه مُهری دارد
مشکل است از غم من پرده سخن بردارد
من افتاده دراین بند ندارم امید
سایه ی لطف شما هست ولی کوخورشید
من به امید خدا رهسپر بارانم
من پراز کوچ پرستو شده ام ، مهمانم
قدرمیدانمت ای مرغ خوش الحان بردل
شده ایی جان و دراین سینه ی تنگم منزل
#اڪــرمـ_نورانی
نه، نگفتم دوستت دارم ولی جانم تویی
خالق هر لحظه از این عشق پنهانم تویی
تا قیامت در میان سینه حبست میکنم
تا قیامت حسرت چشمان حیرانم تویی
#پویا جمشیدی
خالق هر لحظه از این عشق پنهانم تویی
تا قیامت در میان سینه حبست میکنم
تا قیامت حسرت چشمان حیرانم تویی
#پویا جمشیدی
چه زیبامیشود گاهی،به شخصی مبتلا گشتن
برای "یک نفر " ماندن ، برای "یک نفر" مُردن
بشوراند ضمیر یاد ،" گُلی " در نقش یک بانی
دچارش باشی و حتما ، همیشه ، تا ابد بودن
حریقی مبتلا باشی ، به چشم آشنای دوست
مهم اصلا نباشد که ، غم بیگانه را خوردن
صدایت او ، ذهنت او ، تمامت سهم او باشد
مثالِ عشق یک سرباز به مرز و ،باور و ،میهن
و آنچه عشق انگارند به طبعِ تیشه ی فرهاد
شُکوهِ تلخِ شیرینش ،نه پتک و رعشه ی آهن
کفایت می کند بودن ، برای هم اگر چه دور
همه جان در حصار او،نهی بر مسلکش گردن
چه زیبامیشود گاهی،به شخصی مبتلا گشتن
برای "یک نفر" ماندن ، برای "یک نفر" مردن..
برای همان یک نفر
#ناشناس
برای "یک نفر " ماندن ، برای "یک نفر" مُردن
بشوراند ضمیر یاد ،" گُلی " در نقش یک بانی
دچارش باشی و حتما ، همیشه ، تا ابد بودن
حریقی مبتلا باشی ، به چشم آشنای دوست
مهم اصلا نباشد که ، غم بیگانه را خوردن
صدایت او ، ذهنت او ، تمامت سهم او باشد
مثالِ عشق یک سرباز به مرز و ،باور و ،میهن
و آنچه عشق انگارند به طبعِ تیشه ی فرهاد
شُکوهِ تلخِ شیرینش ،نه پتک و رعشه ی آهن
کفایت می کند بودن ، برای هم اگر چه دور
همه جان در حصار او،نهی بر مسلکش گردن
چه زیبامیشود گاهی،به شخصی مبتلا گشتن
برای "یک نفر" ماندن ، برای "یک نفر" مردن..
برای همان یک نفر
#ناشناس
تو بکرترین ترانه ی بارانی
خورشید نشین چشم جوبارانی
تا طی بشود مسیرِ رود از سر کوه
آرام ترین شکوهِ این جریانی
#اڪــــرم_نورانی
خورشید نشین چشم جوبارانی
تا طی بشود مسیرِ رود از سر کوه
آرام ترین شکوهِ این جریانی
#اڪــــرم_نورانی
.
یک دم بیا فانوس شو، خورشید دنیایت شوم
در کوره راه زندگی همواره نجوایت شوم
من قصه گویت میشوم در بستر دلدادگی
تعبیر خوابم گر شوی یک عمر رویایت شوم
امروز با جانم بساز و فکر رفتن هم مکن
عمرم اگر فرصت دهد لبخند فردایت شوم
از عقل و منطق دور شو در بزم شعر و شاعری
شعری بگویم وصف تو این بار نیمایت شوم
در آسمان عاشقی خود را رها کن در خطر
پرواز کن بی دلهره غرق تمنّایت شوم
گفتم اگر صیدم کنی آهوی در دامِ توام
صیاد دل، دامت بیاور تا که شیدایت شوم
عمری نشستم بر دَرَت تا تو بیایی در برم
من عاشق و دلبسته ی پنهان و پیدایت شوم
#حسین_طلائی
یک دم بیا فانوس شو، خورشید دنیایت شوم
در کوره راه زندگی همواره نجوایت شوم
من قصه گویت میشوم در بستر دلدادگی
تعبیر خوابم گر شوی یک عمر رویایت شوم
امروز با جانم بساز و فکر رفتن هم مکن
عمرم اگر فرصت دهد لبخند فردایت شوم
از عقل و منطق دور شو در بزم شعر و شاعری
شعری بگویم وصف تو این بار نیمایت شوم
در آسمان عاشقی خود را رها کن در خطر
پرواز کن بی دلهره غرق تمنّایت شوم
گفتم اگر صیدم کنی آهوی در دامِ توام
صیاد دل، دامت بیاور تا که شیدایت شوم
عمری نشستم بر دَرَت تا تو بیایی در برم
من عاشق و دلبسته ی پنهان و پیدایت شوم
#حسین_طلائی