مانده ام چشم انتظار یک خبر از سوے تو
راست گو آیا تو هم چشم انتظارم مانده ای؟
بوده ام با تو یه رنگ و صاف و صادق با وفا
نازنینم مثل من شعر وفا را خوانده ای؟
#جواد_الماسی
راست گو آیا تو هم چشم انتظارم مانده ای؟
بوده ام با تو یه رنگ و صاف و صادق با وفا
نازنینم مثل من شعر وفا را خوانده ای؟
#جواد_الماسی
ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمت
بر سینه میفشارمت، اما ندارمت...
ای آسمان من که سراسر ستاره ای
تا صبح میشمارمت، اما ندارمت!
#سعید_بیابانکی
مے زند چــوب ِ دلـــم طبل تمناے تــو را
تـو ڪجائے ڪــه بجویم صنما جــاے تو را
گرچه پنهان شده اے از منِ پروانه صفت
مے ڪنم نیمه ے شب قصد تماشاے تو را
آرزویے ڪــه مـرا سر به هوا ڪــرده هنوز
به دلــم ماند و ندیدم قــد و بالاے تو را
آخر از عشق و جنون آینه را مے شڪنم
منعڪس گـر نڪند چهــره ے زیباے تـو را
سال هــــا از گــــــذر باد صبا مے شنوم
هم چنان زمزمه و خنده ے گیراے تو را....
#مولانای_جان
تـو ڪجائے ڪــه بجویم صنما جــاے تو را
گرچه پنهان شده اے از منِ پروانه صفت
مے ڪنم نیمه ے شب قصد تماشاے تو را
آرزویے ڪــه مـرا سر به هوا ڪــرده هنوز
به دلــم ماند و ندیدم قــد و بالاے تو را
آخر از عشق و جنون آینه را مے شڪنم
منعڪس گـر نڪند چهــره ے زیباے تـو را
سال هــــا از گــــــذر باد صبا مے شنوم
هم چنان زمزمه و خنده ے گیراے تو را....
#مولانای_جان
کنار پنجره محو شقایق می شوم گاهی
چه پنهان از شما من نیز عاشق می شوم گاهی
چو باران بهاری گاه و بى گاه است احوالم
تبسم می شوم گاهی و هق هق می شوم گاهی
همیشه با می و ساغر مخالف بوده ام اما
به یمن چشم های تو موافق می شوم گاهی
چه سخت است انتظار لحظه دیدار همواره
و من جان بر لب از دست دقایق می شوم گاهی
نگاه تو حقیقت دارد ای روشن ترین باور
ببخشا غافل از برخی حقایق می شوم گاهی
#ناشناس
چه پنهان از شما من نیز عاشق می شوم گاهی
چو باران بهاری گاه و بى گاه است احوالم
تبسم می شوم گاهی و هق هق می شوم گاهی
همیشه با می و ساغر مخالف بوده ام اما
به یمن چشم های تو موافق می شوم گاهی
چه سخت است انتظار لحظه دیدار همواره
و من جان بر لب از دست دقایق می شوم گاهی
نگاه تو حقیقت دارد ای روشن ترین باور
ببخشا غافل از برخی حقایق می شوم گاهی
#ناشناس
چه خوب شد که رفیقِ دقایقت شده ام
چه خوب شد که سزاوار و لایقت شده ام
به چشم های پُراز شعر و شوکتت گلِ من
قسم که عاشقِ دیدارِ خالقت شده ام
#ناشناس
چه خوب شد که سزاوار و لایقت شده ام
به چشم های پُراز شعر و شوکتت گلِ من
قسم که عاشقِ دیدارِ خالقت شده ام
#ناشناس
دیدار جهان بیتو غمانگیز شد ای یار
انـگار بهاریست که پاییـــز شد ای یار
چندان کهمرا جام تهی شد ز مِیِ وصل
جانــــم ز تمّنای تو لبــــریز شد ای یار
#حسین منزوی
انـگار بهاریست که پاییـــز شد ای یار
چندان کهمرا جام تهی شد ز مِیِ وصل
جانــــم ز تمّنای تو لبــــریز شد ای یار
#حسین منزوی
ای دوست به دوستی قرینیم ترا
هرجا که قدم نهی زمینیم ترا
در مذهب عاشقی روا کی باشد
عالم تو ببینیم و نه بینیم ترا
#مولانا
هرجا که قدم نهی زمینیم ترا
در مذهب عاشقی روا کی باشد
عالم تو ببینیم و نه بینیم ترا
#مولانا
گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو
از پی دیدن رخت همچو صبا فتادهام
خانه به خانه در به در، کوچه به کوچه کو به کو...
#اقبال_لاهوری
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو
از پی دیدن رخت همچو صبا فتادهام
خانه به خانه در به در، کوچه به کوچه کو به کو...
#اقبال_لاهوری
من تو را در چالشے از عشق دعوت میڪنم
حس نا آرام خود را با تو قسمت میڪنم
شرم اگر چه مهلت حرفم نداده بارها
با غزل اینبار در گفتن جسارت میڪنم
#منزوے
حس نا آرام خود را با تو قسمت میڪنم
شرم اگر چه مهلت حرفم نداده بارها
با غزل اینبار در گفتن جسارت میڪنم
#منزوے
امواج نواے تو به من مے رسد از دور
دریایے و من تشنه مهر تو چو ماهی
وین شعله ڪه با هر نفسم مے جهد از جان
خوش مے دهد از گرمے این شوق گواهی
#فریدون_مشیرے
دریایے و من تشنه مهر تو چو ماهی
وین شعله ڪه با هر نفسم مے جهد از جان
خوش مے دهد از گرمے این شوق گواهی
#فریدون_مشیرے
قاصدک های پریشان را که با خود باد برد
با خودم گفتم مرا هم میتوان از یاد برد
جای رنجش نیست از دنیا، که این تاراج گر
هرچه برد، از آنچه روزی خود به دستم داد برد
#فاضل_نظری
با خودم گفتم مرا هم میتوان از یاد برد
جای رنجش نیست از دنیا، که این تاراج گر
هرچه برد، از آنچه روزی خود به دستم داد برد
#فاضل_نظری
ای خوشا وقتی که بگشایم نظر در روی دوست
سر نهم در خطِّ جانان، جان دهم بر بوی دوست
من نشاطی را نمیجویم، به جز اندوهِ عشق
من بهشتی را نمیخواهم، به غیر از کوی دوست
#فروغی_بسطامی
سر نهم در خطِّ جانان، جان دهم بر بوی دوست
من نشاطی را نمیجویم، به جز اندوهِ عشق
من بهشتی را نمیخواهم، به غیر از کوی دوست
#فروغی_بسطامی
سوگند بهنـامت ڪه توآرام منی
در نھانخانه جانم ڪَُل بے خار منی
سوگند به نـامتڪه تـو آراممنے
زیر رڪَبـار زمانه تـو فقط یار منی....
#مـولانا
در نھانخانه جانم ڪَُل بے خار منی
سوگند به نـامتڪه تـو آراممنے
زیر رڪَبـار زمانه تـو فقط یار منی....
#مـولانا
امـروز تکیه گـاه تـو آغٖـوش گـرم من
فردا عصای خستگی ام شانه های تو
در خاک هم دلم به هـوای تو می تپد
چیـزی کـم از بهشت نـدارد هـوای تو
#قیصر_امین_پور
فردا عصای خستگی ام شانه های تو
در خاک هم دلم به هـوای تو می تپد
چیـزی کـم از بهشت نـدارد هـوای تو
#قیصر_امین_پور
بود که بار دگر بشنوم صدای تو را ؟
ببینم آن رخ زیبای دلگشای تو را ؟
بگیرم آن سر زلف و به روی دیده نهم
ببوسم آن سر و چشمان دل ربای تو را
َ#هوشنگ_ابتهاج
ببینم آن رخ زیبای دلگشای تو را ؟
بگیرم آن سر زلف و به روی دیده نهم
ببوسم آن سر و چشمان دل ربای تو را
َ#هوشنگ_ابتهاج
یار عزیز! یوسف من ڪم تحمل است
این برده را براے اسیرے ڪجا برم
بخت مرا سیاه چو گیسوے خود مخواه
موے سفید را سر پیرے ڪجا برم
#فاضل_نظرے
این برده را براے اسیرے ڪجا برم
بخت مرا سیاه چو گیسوے خود مخواه
موے سفید را سر پیرے ڪجا برم
#فاضل_نظرے
در کوی خرابات نگاری دیدم
عشقش به هزار جان و دل بخریدم
بوئی ز سر دو زلف او بشنیدم
دست طمع از هر دو جهان ببریدم
#مولانا
عشقش به هزار جان و دل بخریدم
بوئی ز سر دو زلف او بشنیدم
دست طمع از هر دو جهان ببریدم
#مولانا
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
#سعدی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
#سعدی
سفر مگو که دل از خود سفر نخواهد کرد
اگر منم که دلم بی تو سر نخواهد کرد
ببر به بی هدفی دست بر کمان و ببین
کجاست آنکه دلش را سپر نخواهد کرد
#فاضل_نظری
اگر منم که دلم بی تو سر نخواهد کرد
ببر به بی هدفی دست بر کمان و ببین
کجاست آنکه دلش را سپر نخواهد کرد
#فاضل_نظری
گفتے: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال ڪو؟
شیرین من، براے غزل شور و حال ڪو؟
پر مے زند دلم به هواے غزل، ولی
گیرم هواے پر زدنم هست، بال ڪو؟
#قیصر_امین_پور
شیرین من، براے غزل شور و حال ڪو؟
پر مے زند دلم به هواے غزل، ولی
گیرم هواے پر زدنم هست، بال ڪو؟
#قیصر_امین_پور