شبیهِ قاصدک هاى رها در دشت میدانم
لبت برباد خواهد داد روزى ، دودمانم را
دلم مى خواهد از یک رازِ کهنه ، پرده بردارم
امان از دستِ وجدانم که مى بندد دهانم را
#سیّد_تقی_سیّدی
لبت برباد خواهد داد روزى ، دودمانم را
دلم مى خواهد از یک رازِ کهنه ، پرده بردارم
امان از دستِ وجدانم که مى بندد دهانم را
#سیّد_تقی_سیّدی
به یغما رفتنِ اسفندمان . حیف!
دلِ زندانی و دربندمان . حیف!
زمستان می رود ؛ می آید از راه
بهاری خالی از لبخندمان .حیف!
#سهیل خراسانی
دلِ زندانی و دربندمان . حیف!
زمستان می رود ؛ می آید از راه
بهاری خالی از لبخندمان .حیف!
#سهیل خراسانی
یک نفس بی یاد جانان بر نمی آید مرا
ساعتی بی شور و مستی سرنمی آید مرا
سربسر گشتم جهانرا خشک وتر دیدم بسی
جز جمال او بچشم تر نمی آید مرا
#فیض_کاشانی
ساعتی بی شور و مستی سرنمی آید مرا
سربسر گشتم جهانرا خشک وتر دیدم بسی
جز جمال او بچشم تر نمی آید مرا
#فیض_کاشانی
مرا خیال وصالش ز سر به در نرود
اگر سرم برود عشق او ز سر نرود
من این معاینه با خود به خاک خواهم برد
که حسرت است که هرگز ز دل به در نرود
#جلالالدینعضدییزدی
اگر سرم برود عشق او ز سر نرود
من این معاینه با خود به خاک خواهم برد
که حسرت است که هرگز ز دل به در نرود
#جلالالدینعضدییزدی
امشب بزن سه تار، تو ای یار چیره دست
امشب دلم از زمین و زمان گرفته است
اینجا بجز غنودن و رنج و عذاب نیست
امشب بزن تار که بدجور دلم گرفته است
#رضارضایی.
امشب دلم از زمین و زمان گرفته است
اینجا بجز غنودن و رنج و عذاب نیست
امشب بزن تار که بدجور دلم گرفته است
#رضارضایی.
هزاران بار سویت آمدم چون موج و برگشتم
برای گفتن حرف دلم، جرأت نمیکردم
به جمع دردهایم درد عشق افزوده کی میشد؟
اگر آن روز در چشمان تو دقت نمیکردم
#محمد_عزیزی
برای گفتن حرف دلم، جرأت نمیکردم
به جمع دردهایم درد عشق افزوده کی میشد؟
اگر آن روز در چشمان تو دقت نمیکردم
#محمد_عزیزی
چندیست ندیـدهای رخ زرد مـــــرا
در وادی عشق، روح شبگرد مـــــرا
تو مرهم من هستی و من مرهم تو
من درد تو را دارم و تو درد مـــــرا
#فریدون_سراج
در وادی عشق، روح شبگرد مـــــرا
تو مرهم من هستی و من مرهم تو
من درد تو را دارم و تو درد مـــــرا
#فریدون_سراج
ترسم آن روز بیایی که نباشد بدنم
کوزه گر کوزه بسازد ز خاک بدنم
لب آن کوزه بسازد ز خاک لب من
بی خبر لب بگذاری به لبان و دهنم...
#مولانا
کوزه گر کوزه بسازد ز خاک بدنم
لب آن کوزه بسازد ز خاک لب من
بی خبر لب بگذاری به لبان و دهنم...
#مولانا
آنجا که دوست آینهام را شکست و رفت
هیچ انتظار دیگری از دیگران نبود
از خندهی ترحم مردم که بگذریم
با من کسی به غیر غمت مهربان نبود
#پوریا_شیرانی
هیچ انتظار دیگری از دیگران نبود
از خندهی ترحم مردم که بگذریم
با من کسی به غیر غمت مهربان نبود
#پوریا_شیرانی
هرچند که ویران شده ی پاییزم
هرچند که از غصه و غم لبریزم
سوگند به برگ برگ افتاده به خاک
یک روز دوباره سبز برمیخیزم
#شهراد_میدری
هرچند که از غصه و غم لبریزم
سوگند به برگ برگ افتاده به خاک
یک روز دوباره سبز برمیخیزم
#شهراد_میدری
لب، فروبستهام از ناله و فریاد، ولی
دلِ ماتمزده در سینهی من نوحهگر است
گریه و خندهی آهسته و پیوستهی من
همچو شمعِ سحر آمیخته با یکدگر است
#رهی_معیری
دلِ ماتمزده در سینهی من نوحهگر است
گریه و خندهی آهسته و پیوستهی من
همچو شمعِ سحر آمیخته با یکدگر است
#رهی_معیری
آنچنان زیبا تومیخندی که جادو میشوم
مثل یک کودک دمادم پر هیاهو میشوم
تا به گل ها میرسی آنها خجالت میکشند
غنچه ها گل می دهند منهم غزلگو میشوم
شهریار
مثل یک کودک دمادم پر هیاهو میشوم
تا به گل ها میرسی آنها خجالت میکشند
غنچه ها گل می دهند منهم غزلگو میشوم
شهریار
تـــــــــــو نبودی و به پاهای خدا افتادم
دست بی رحم ترین ثانیه ها افتادم
تو نبودی و تبِ فاصله ها پیــــــــرم کرد
عاشقِ شعر شدم، شعر زمینگیرم کرد....
#کاظم_بهمنی
دست بی رحم ترین ثانیه ها افتادم
تو نبودی و تبِ فاصله ها پیــــــــرم کرد
عاشقِ شعر شدم، شعر زمینگیرم کرد....
#کاظم_بهمنی
هر دم دل خستهام برنجاند یار
یا سنگدل است، یا نمیداند یار
از دیده به خون نوشتهام قصهٔ خویش
میبیند و هیچ بر نمیخواند یار
#مولانا
یا سنگدل است، یا نمیداند یار
از دیده به خون نوشتهام قصهٔ خویش
میبیند و هیچ بر نمیخواند یار
#مولانا
بر شانهی من، بارِ غمت سنگین است
مانند دلم، رباعیام غمگین است
از راه رسید عید، اما بی تو
نوروز فقط "اوّلِ فروردین" است
#سجاد_رشیدیپور
مانند دلم، رباعیام غمگین است
از راه رسید عید، اما بی تو
نوروز فقط "اوّلِ فروردین" است
#سجاد_رشیدیپور
رنگِ لبخندِ تو ای دنیا! تماشایی نبود
آنچه ما دیدیم زینت بود، زیبایی نبود
آنچه را مردم غریوِ کوچ میپنداشتند
هیچ غیر از نالهی مرغانِ دریایی نبود
#فاضل_نظری
آنچه ما دیدیم زینت بود، زیبایی نبود
آنچه را مردم غریوِ کوچ میپنداشتند
هیچ غیر از نالهی مرغانِ دریایی نبود
#فاضل_نظری
یا رب از عرفان مرا پیمانهای سرشار دِه
چشمِ بیـنا، جانِ آگـاه و دل بیـدار دِه
هر سرِ موی حواسِ من به راهی میرود
این پریشان سِیر را در بزمِ وحدت بار دِه
#صائب_تبریزی
چشمِ بیـنا، جانِ آگـاه و دل بیـدار دِه
هر سرِ موی حواسِ من به راهی میرود
این پریشان سِیر را در بزمِ وحدت بار دِه
#صائب_تبریزی
درد یعنی که نماندن به صلاحش باشد
بنویسی که خدا پشت و پناهش باشد
برود ، بغض کنی ، خرد شوی ، دم نزنی
که دلت تشنهٔ یک لحظه نگاهش باشد
#فاضل_نظری
بنویسی که خدا پشت و پناهش باشد
برود ، بغض کنی ، خرد شوی ، دم نزنی
که دلت تشنهٔ یک لحظه نگاهش باشد
#فاضل_نظری
کاش چون برگِ خزان رقصِ مرا
نیمه شب "ماه" تماشا می کرد
در دلِ باغچهٔ خانهٔ تو
شورِ من، ولوله برپا می کرد...!
#فروغ_فرخزاد
نیمه شب "ماه" تماشا می کرد
در دلِ باغچهٔ خانهٔ تو
شورِ من، ولوله برپا می کرد...!
#فروغ_فرخزاد
گیرم که شرط عقل به جز احتیاط نیست
ای خواجه! احتیاط کجا؟ عاشقی کجا؟
فرقی میان طعنه و تعریف خلق نیست
چون رود بگذر از همه سنگ ریزهها
#فاضل_نظری
ای خواجه! احتیاط کجا؟ عاشقی کجا؟
فرقی میان طعنه و تعریف خلق نیست
چون رود بگذر از همه سنگ ریزهها
#فاضل_نظری